.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۵ خرداد

چه شده؟ شما که به توهین عادت داشتید...

خب دیگه وقتشه درباره حوادث آذربایجان بنویسم. حوادثی که هرچه خشونت آن تشدید شود،بیشتر به ضرر دموکراسی است. خشونتی که البته از خشونت متراکم دولت در همه این سالها نشأت می گیرد (و البته آذریها کمتر از همه اقوام غیر فارس دیگر طعم آن را چشیده و رنجش را کشیده اند).

موضوع این اعتراضات یک توهین عنوان شده است. توهینی از سوی یک روزنامه دولتی از طریق یک قسمت کوچک از یک کمیک استریپ در شماره روز تعطیل و کم تیراژ خود.

لابد سازماندهندگان این اعتراضات به خود افتخار می کنند از این همه غیرت و همت که به خرج داده اند و کوهی که از کاه ساخته اند و قیصریه ای را به قول نیکان، به خاطر یک دستمال به آتش کشیده اند. مرحبا به این غیرت و دقت!

اما چند سؤال:
* این غیور مردان زمانی که دانشجویان تبریزی در 20تیرماه 78 لت و پار می شدند،کجا بودند؟

* چرا وقتی آن برخوردهای غیرانسانی با «انصافعلی هدایت» روزنامه نگار تبریزی اصلاح طلب می شد، نه تنها واکنشی نشان ندادند که احتمالا اصلا نفهمیدند چه خانی آمده و کدام خان رفته؟

* وقتی هر سال در مراسم بابک خرمدین بیشترین توهینها و برخوردهای امنیتی با مردم و میهمانان منطقه صورت می گیرد،چرا اعتراضی نمی کنند؟

* چرا وقتی حقوق دیگر اقوام،اقلیتها و شهروندان مورد تجاوز دولت قرار می گیرد،غیرتشان نمی جنبد؟

***
چنین مواردی و دهها موارد از این دست که احتمالا دوستانی چون «پیمان پاک مهر» عزیز (گرداننده سایت فیلتر شده تبریزنیوز) خیلی بیشتر از آن را می توانند برشمارند، نشان می دهد که آنچه در این ماجرا هیچ جایی ندارد،توجه و حساسیت به توهین به یک قومیت و تضییع حقوق آنهاست.

ماجرا فقط یک سودجویی از جهل و تعصب توده های منطقه برای اهدافی ضدامنیتی مثل تجزیه. آنچه بدرستی «عماد افروغ» برآن انگشت نهاده.جریاناتی که در سایه وضعیت آشفته دولت مرکزی (در سایه سلسله حماقتهای جناح حاکم) آبی پیدا کرده اند تا مهارت خود در شناگری را نشان دهند.

امثال عبدالمالک ریگی که القاعده هالی محلی اند،فقط در سیستان و بلوچستان نیستند که زشت ترین نوع خشونت را جایگزین اصلاحات و گفت و گو و دموکراسی کرده اند. در دیگر مناطق کشور و از جمله آذربایجان هم چنین موجوداتی هستند که البته به روشهای مدرن تری چون برانگیختن احساسات توده ها بذر خشونت می پاشند.

در برابر چنین جریانات و تحرکاتی،حتی در دموکراتیک ترین کشورها خشونت امری تجویز شده و حق دولت مرکزی است. البته ناگفته نمی گذارم که دولتهای اقتدارگرایی چون جناح حاکم موجود، خود بسترساز و بهره بردار خشونتند و زیستن در بحران را بسیار راحت تر از شرایط مسالمت آمیز می بینند. حال این بحران می خواهد ساخته یک گروه تجزیه طلب داخلی باشد یا حاصل انزوای خارجی.

البته همین حکومتها هم دیگ بحران را تا شرایطی می پسندن که برای آنها بجوشد؛ وگرنه در مورادی که موجودیت آنها یا اقتدارشان را به خطر بیاندازد، چنان لگدی به زیر دیگ می زنند که تا سالها هیچ گروه و گروهکی فکر بحرانسازی مشابه به ذهنش خطور نکند.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/722



 نظرات

سلام قربان. عرض به خدمت كه من تابحال در هيچ وبلاگي راجع به اين قضيه اظهار نظر نكردم. چون در وبلاگ خودم دلايل ماجرا را كمي شرح دادم. حرفهاي شما همه درست. آذري هاي باغيرت در آن حوادث نبودند و به خيابان نريختند. اما به واقع شما انتظار داشتيد پس از حادثه دانشگاه تبريز كسي بيايد خيابان و تير بخورد؟ اگر اينطور است پس آقايان تهراني عزيز چرا براي كوي دانشگاه به خيابان نريختند؟ يا شما انتظار داريد براي يك روزنامه نگار به خيابان بريزند؟ پس چرا براي گنجي اينچنين نكردند. بنابراين اگر معقولانه بنگريم امكان اعتراض در هيچ يك از موارد مذكور نبوده به دليل نبود شرايط مساعد جمعي و احساسي. اما در چنين مساله‌اي مواردي از قبيل گستردگي جريان و توزيع كاريكاتور. اهانت به يك قوم و جمعيت نه اهانت و مجرميت يك شخص و عقده‌ها تكرار مي‌كنم عقده‌هايي كه سالهاست در دل آذري ها جا خشكانده باعث چنين حركتي ميشود. اما از بعد ديگر ديدن هم اين نكته را در برمي‌گيرد كه آنها كه اغتشاش كردند و سوزاندند و هاي و هوي كردند اغلب افراد بيمار و مسموم با اعتقاد تجزيه طلبي بودند. در ثاني شما به قضيه روزنامه و حتي مانا نيستاني كه در وبلاگ هم برايش نوشتم به ديد يك قرباني نگاه كنيد. به واقع مساله فراتر از يك سوسك است.
شاد باشيد و پايدار

نويسنده: محسن حسینیان

 

اي شيرازي عزيز! جدآ عالي نوشته بودي! قربان قلمت!

نويسنده: علی

 

اگرچه اين وقايعي كه برشمرديد خيلي هم قابل قياس با مساله اخير نيست اما با كليت صحبتتان كاملا موافقم

نويسنده: چیز باشی

 

سلام. متاسفانه استدلالت خيلي ضعيفه. خيلي. تو در مورد مساپل آذربايجان اصلا اشراف نداري

نويسنده: آ / ف

 

یک نگاهی به تیتری که برای مطلبتان انتخاب کردید بکنید. معنای این تیتر یعنی اینکه عزیزان! همیشه به شما توهین می شده و خواهد شد، آرام باشد و رم نکنید!...جدا خجالت نکشدید از این تیتر؟!

نويسنده: سوسن

 

خانه از پايبست ويران است
خواجه در بند نقش ايوان است

نويسنده: مجتبي

 

سلام اقا جوا عزيز اينها همش بازيع بخدا اگه دوره اقاي خاتمي بود نمي دونمي چه به پا مي كردن اما به نظرم هدايت شدس

نويسنده: علي

 

آقای روح
با استدلال شما چون تا حالا کسی اعتراضی نداشته منبعد حق اعتراض نداره؟
خیلی تحجب کردم از این نوشته شما، چون همیشه مقالات شما را میخوانم که چه خوب و مستدل می نویسید اما حالا ....
من هم موافقم که آن طرح را اینگونه واکنشی در خور نبود اما این استدلال که چون قبلا برای موضوعات دیگر اعتراضی نشده و حالا چرا اآذری ها اعتراض می کنند از اون حرفهاست

نويسنده: رضا ترابی

 

سواي صحت و سقمش ، بايد بگويم كمي تند بود جناب روح. اينطور تندي هم در اين شرايط خصوصن، هيچ جالب نيست به نظر من.
به هر حال
شادكام باشي

نويسنده: نقش خيال

 

!!؟؟ منظورت كدام دمكراسي است؟ نكنه دمكراسي از نوع مشاركت رو مXگي!

نويسنده: عوام

 

به گمان من نكته اين است كه «نوع» و «چگونگي» و «زمان» واكنش به بغض هاي فرو خورده و مطالبات متراكم ساليان دراز، قابل پيش بيني نيست. آن هايي كه وقتي بر خر مراد سوارند و ملت را مظلوم و بي پناه گير ميارند از هر گونه جنايتي فرو گذار نيستند، مسولند. بايد نگذارند مساپل اين چنين عميق شوند. الان با توجه به فشاري كه از خارج به واسطه بحران هسته اي روي حاكمت ايران است، خب معلوم است كه ابعاد فضيه فرق دارد و تلاقي امواج موجب رزونانس ميشود. رهبري ايران ميتوانست با تعليق موقت غني سازي ، ابتكاراتي در جهت دمكراسي و وحدت ملي ميزد بعد با ملت يكپارچه «پشتش» سر ميز مذاكره مي نشست. اما اين آدم هاي عوضي و خودخواه كه اگر كشور تكه تكه هم بشه دست از لجاجت با مردم خودشون بر نميدارند، حالا درست برعكس با مردمي «عليه شان» تو خيابان ها و دانشگاه ها به تكاپو افتاده اند و ميخواهند غني سازي را متوقف كنند. الان طرف مقابل اگر يك بي ثباتي (كنترل شده ) استقبال مي كند. اما اين مردم نيستند كه مقصرند، اين حاكميت هاي مستبد و جاهل در جهان عقب افتاده هستند كه منافع ملي را به سادگي مي فروشند تا چند صباحي ديگر بر مسند كثيف فدرتشان بنشينند!
بهر حال به گمان من براي جلوگيري از اين گونه اعتراضات خشن بايد يك راهپيمايي گسترده مدني با گل و لبخند و دسته هاي موزيك... براي بيدار شدن از خواب خرگوشي رهبران كشور برگزار كرد:

راه نجات کشور، راهپيمايی به سمت بيت رهبر!
اميد است با برگزاری راهپيمايی اول (با گل و لبخند و دسته های موزيک از اقوام مختلف) رهبر بخود آيد و تن به برگزاری يک انتخابات آزاد دهد...


http://doust114.persianblog.com/1385_3_doust114_archive.html#5128538

نويسنده: آرش ( Mother Earth)

 

مرسي! از فحواي كلام چنين بر ميآيد كه چون به ما توهين مي شده پس باز هم بنشينيم و بشنويم. نه عزيز دلم ديگر گذشتآن روزگاري كه هرچه دلتان مي خواست مي گفتيد

نويسنده: نادر

 

بحث توهین به ترک‌ها بحثی کلیشه‌ای است، آنقدر کلیشه‌ای که به بحثی عادی تبدیل شده است. مشکل دقیقاً همین‌جاست. امروز توهین به ترک‌ها دیگر یک شوخی یا توهین نیست، پست شمردن تبدیل به یک باور شده است، در برخوردها ناخودآگاه بروز پیدا می‌کند، یک پیش‌زمینه‌ی ذهنی شده است.
تا دو سال قبل که در تبریز زندگی می‌کردم در مورد این‌گونه مسایل بسیار بسیار بی‌تفاوت بودم چون فکر می‌کردم ناشی از ضعف فرهنگی طبقات فرودست است، طبقاتی که با آن‌ها برخوردی نداشتم و اگر داشتم هم تمسخر‌شان برایم مهم نبود. تهران شوک جالبی بود. برخوردهای زننده از کسانی دیدم که باورم نمی‌شد. حرف‌هایی می‌شنیدم که مجبور می‌شدم بایستم و بحث کنم و هر از گاهی خنده‌ام می‌گرفت که ببین کار به کجا کشیده است که من بی‌تفاوت مجبور شده‌ام از قومیتم دفاع کنم، بر سر همه چیز، از زبان گرفته تا سطح فرهنگی، سواد و… کسانی از طبقه‌ای که من فرهیخته می‌خوانمشان چنان اعتقاداتی داشتند و دارند که پشیمان می‌شدم ملاک فرهیختگی‌شان را خوانده‌‌هایشان دانسته بودم، عقاید سیاسی‌شان دانسته بودم.
غرور ملی در ضمیر ناخودآگاه انسان‌ها شکل می‌گیرد، غرور ملی چیزی نیست که هر از گاهی با یک بزرگداشت گرفتن برای ستارخان و امثالهم شکل بگیرد. غرور ملی را برخوردها با ملیتت شکل می‌دهد. باور نخواهید کرد اگر بگویم در آذربایجان حکومت چه مقابله‌ای با هر نماد قومی می‌کند، در کل آذربایجان یک مرکز آموزش زبان ترکی، نوشتار ترکی اجازه فعالیت ندارد. بارها در دانشگاه تبریز، در دانشکده خودمان دیدم که می‌ریختند و کلاس‌های آموزش آکادمیک زبان ترکی را که به زور به جلسه دوم سوم رسیده بودند می‌بستند و برگزارکنندگانش را روانه کمیته انضباطی می‌کردند. جالب اینکه در دانشگاه تهران تاکنون سه گروه دیده‌ام که به‌طور منظم کلاس‌های آموزش ترکی برگزار می‌کنند. وقتی اجازه حتی تدریس زبان یک قومیت که یکی از مهمترین پایه‌های هویتش است را نمی‌دهند شما تصور کنید با دیگر ارزش‌ها چه می‌کنند. به این سرکوب اضافه کنید برخوردی که همه‌جای ایران با ترک‌ها می‌شود.
مردم در آذربایجان سعی کرده‌اند به توهین‌ها عادت کنند، به جوک‌ها، به سوتی‌های صدا و سیما، به تمسخر لهجه فارسی‌شان (که من هنوز نفهمیدم اهمیت لهجه در چیست؟). اما واقعیت این است که هیچ‌کدامشان فراموش نمی‌کنند. برای همین است غیر ترک‌ها، بالاخص فارس‌ها در آذربایجان چندان مشتاقانه پذیرفته نمی‌شوند.
لیوان صبر هر چند سال یک‌بار لبریز می‌شود، بعضی‌هایشان را هیچ‌کس در تهران نمی‌شنود چون پوشش خبری داده نمی‌شوند. آن کاریکاتور قطره آخر بوده، هرچند خود قطره چیزی نیست. لابد این بار گروهی بوده‌اند کمی اعتراض را سازمان‌دهی کنند که تظاهرات دوام یافته است. چند روز بعد این موج هم می‌خوابد، چون چاره‌ای ندارد. برای چه بجنگد؟ مگر ذهنیت و باور ملت یک کشور با تظاهرات عوض می‌شود؟
باز هم می‌گویم، نه بانک آتش زدن را تأیید می‌کنم، نه به زندان افتادن کاریکاتوریست را، نه بسته شدن روزنامه‌ی ایران را که همه‌ی این‌ها وضع را بدتر کرد.
واقعیت این است که مسبب اصلی پیش آمدن وضع موجود خود شما هستید.

نويسنده: علي

 

جناب روح عزيز كه خوب ژست گرفته‌اي! به نظرت منصفانه نبود اگر به ريشه‌هاي اين مساله نيز اشاره مي‌كردي و مي‌گفتي كه سال‌هاست نابرادران فارس هرچه ليچار است بار ترك‌ها مي‌كنند و آن بنده خداها از خودشان بزرگواري نشان مي‌دهند؟ به نظر تو كه خيلي هم منطقي هستي اين درسته ملتي كه همه تاريخ معاصرشان را از سر ايثار يك قوم دارند و اصولا از صدقه‌ي سر انهاست كه امرزه مثل تو ژست مي‌گيرند و باد و بروت به راه مي‌اندازند اين‌گونه ناجوانمردانه به آنها بتازند؟ جناب روح منطقي بودن و ژست آدم حسابي‌ها را گرفتن صرفا كافي نيست! آدم بايد انصاف داشته باشد.
بديهي است كه من هم با آشوب‌هاي اخير موافق نيستم و از اين دولت احمق هم كه آب به آسياب افراطي‌ها مي‌ريزد خيلي دل خوشي ندارم؛ اما از تو كه ... ولش كن. همين‌ها كه نوشتي خوبه!
راستي يكي نيست به اين فارس‌ها بگه اين اصفهاني را كه مايه‌ي مباهاتشان است را چه كسي ساخته؟
الا تهرانيا انصاف مي‌كن...

نويسنده: يك ترك

 

اين آقاي تركي كه در بالا اظهار نظر مي كند گويا ما فارس ها را تماما مديون ترك ها مي داند. من نمي دانم چرا قوميت هاي اكثريتي مثل فارس ها و لرها و بلوچ و حتي كرد ها در برابر نا برابري ها صبر پيشيه مي كنند و ترك هاي اقليتي كه ما فارس ها را هم ترك مي دانند تا به تريژ قباشان بر مي خورد صدايشان به نا كجا آباد هم مي رسد. اين آقايان اگر نبودند وضع مملكت به جد بهتر از اكنون بود اين را هيچ كس شك نداشته باشد. البته اين مسپله درباره ترك هاي ايراني صدق نمي كند.

نويسنده: يه ايراني

 

متن آزار دهنده اي نگاشته‌ايد جناب روح كه از مدعي اصلاح طلبي و حقوق و بشر و كذا و كذا بسيار بعيد بود. هر چند من آن را به شكاف خلقيات و انديشه‌هاي اصلاح‌طلبان مي‌گذارم كه همواره دامن‌گيرشان بوده است.
شما چطور به خودتان اجازه مي‌دهيد كه در برابر خواسته‌هاي قانوني و طبيعي جمعيت بزرگ ترك‌ها به تجويز اعمال خشونت و مباح دانستن قهر و زور حاكميت در برابر آنان قلم بچرخانيد.

بسيار متاسم كه مي‌بينم شما به عنوان يك روزنامه‌نگار منتقد به جاي تحذير حاكميت از دست زدن به حماقت احتمالي (داغ و درفش در مقابل معترضان ترك) خود حامي و هوادار آن شده‌ايد.

من البته با هر نژاد پرستي چه درقالب پان‌تركيسم يا شووينسم مخالف. اما با كدام وجدان اخلاقي مي‌توان عدم تساوي حقوق و بي‌عدالتي ميان اقوام ايراني را تا ابد ناديده گرفت.

فكر نمي‌كردم خويشتنداري ترك‌ها اين چنين باعث از مدار دررفتگي امثال شما گردد. تقاضا مندم چنان سخن بگوييد كه موافق شان و حدودتان باشد تا در فرجام نيازي به عذرخواهي نداشته باشيد.


مساله تجزيه طلبي بيشتر

نويسنده: مهدی کمانگیر

 

متن آزار دهنده اي نگاشته‌ايد جناب روح كه از مدعي اصلاح طلبي و حقوق و بشر و كذا و كذا بسيار بعيد بود. هر چند من آن را به شكاف خلقيات و انديشه‌هاي اصلاح‌طلبان مي‌گذارم كه همواره دامن‌گيرشان بوده است.
شما چطور به خودتان اجازه مي‌دهيد كه در برابر خواسته‌هاي قانوني و طبيعي جمعيت بزرگ ترك‌ها به تجويز اعمال خشونت و مباح دانستن قهر و زور حاكميت در برابر آنان قلم بچرخانيد.

بسيار متاسم كه مي‌بينم شما به عنوان يك روزنامه‌نگار منتقد به جاي تحذير حاكميت از دست زدن به حماقت احتمالي (داغ و درفش در مقابل معترضان ترك) خود حامي و هوادار آن شده‌ايد.

من البته با هر نژاد پرستي چه درقالب پان‌تركيسم يا شووينسم مخالف. اما با كدام وجدان اخلاقي مي‌توان عدم تساوي حقوق و بي‌عدالتي ميان اقوام ايراني را تا ابد ناديده گرفت.

فكر نمي‌كردم خويشتنداري ترك‌ها اين چنين باعث از مدار دررفتگي امثال شما گردد. تقاضا مندم چنان سخن بگوييد كه موافق شان و حدودتان باشد تا در فرجام نيازي به عذرخواهي نداشته باشيد.

نويسنده: مهدی کمانگیر

 

چه شده که به توهین عادت کرده اید!؟

عنوان يادداشتي است كه مجبور شدم در پاسخ اين يادداشت بنويسم.

نويسنده: مهدی کمانگیر

 

در خصوص کاریکاتور و ظرفیت آن برای ایجاد ایچنین اعتشاشی هر دستی سخنی دارد ولی اکثر وبلاگهای فارس زبان بیشتر گیچ شده و دلایل عجیب و غریبی می اورند در خصوص اینکه بابا شما که عادت داشتید یا چرا به این ان مسئله اعتراض نداشتید یا اکثر ترکهای اذری اصلا کاریکاتور را ندید اعتراض کردند . یا کار کار تجزیه طلبان است و غیره .
اولش بگویم که برای مانا نیستانی بسیار متاسف هستم که در بد مخمصه ای افتاده و دارد تاوان میلیونها برابر گناهش را که شاید در اثر تکرار در جامعه منادی فرهنگ ما عادی شده عادی شده را پس می دهد و امید وارم که هرچه زودتر آزاد گردد . حدافل من ممنون اوهستم که با این کارش مشکل مارا نمایان کرد .
در خصوص اطلاع در کاریکاتور اولین کسانی که اعتراض کردند قشر دانشجوی بودند که بعید است بی مطالعه و دیدن اصل آن اقدام به این کار کرده باشند و بعد آن نیز الحمدالله بقدری ساسنور در جامعه است که اکثریت با لوازم رسانه ای عمومی دسترسی به آن نداشتند و حدیث یک کلاغ چهل کلاغ پیش آمد .
خشم ترکهای آذری زمانی زیاد شد که عکس العمل مناسبی از سوی مقامات در ابتدا نشان داده نشد . بعد از سوی اعتراضات هم اکثر سایتها ی به اصطلاح بی طرف ولی فارس یا میهن پرست شروع کردند به اینکه آقا شما نمی فهمید چرا الکی بزرگش می کنند و چرا براب مواردی که برای ما مهم بود اعتراض نکردید و تمامش کنید لوسش کردید و از این حرفها .
اکثر شما سایت نویسها خود را خدای اطلاعات می دانید و فرهنگ و ادب و نیز به رعایت انصاف و حق انسانی . ولی من در این چند مدت کمتر چنین چیزی دیدم . و خواهشم این است در جای که ( البته منظور فقط سایت شما نیست ) مشکلاتی اینچنینی ایجاد شده و با قضاوتها و و کج فهمی ها مشکل را دو چندان نکنید تا ماند این کاریکاتور کذایی بهانه نشود .
مثلا سایت persian tools در یک برخورد ساده عنوان کرده که می داند در مرکز استان اذر بایجان غربی برنامه زبان کردی و اشوری نیز در کنار برنامه ترکی اذری پخش می شود چرا که بیش از 70 درصد مردم این استان کرد هستند حالا با این اوضاعی که پان ترکیستها راه انداخته اند این گفتار نسجیده و در کمال بی اطلاعی نقل محفل می شود و .........

بر خلاف گفته های چند صد نفری تجزیه طلب که همه چیز را برای خود ضبط و ثبت کرده اند بقیه مردم اذزبایجان حرفهای دیگری دارند که باید پای صحبتشان بشینی و گوش کنی و بعد قضاوت کنی اینها مشکلی با ایران ندارند که هیچ و من به جرات می توان بگویم که تعصبشان به ایران از آن فارس یزدی و اصفهانی و مشهدی و تهرانی و.... بیشتر هم هست که تاریخ ایران گواه من است نمونه فعلی و کوچک آن حسین رضازاده و هادی ساعی . ....

اعتراضشان به قبض کردن کلمه ایران در ید قوم فارس و اقلیت و تابع خوان بقیه است به تبعیضاتی که اعلانا هست خواهشم این است که به سایت استانداری اذربایجان غربی مراجعه کنید و وضعیت این استان را با توجه به جمعیت و موقیعیت و برکات آب و هوایش با بقی مقایسه کنید . اگر متخصص بومی ندارد چرا تهران سایر نواحی پر از متخصیص اذربایجانیست .
از مسائل فرهنگی و زبانی و صدا وسیما و هموطنان و غیره هم دل پر خونی داریم
من تحصیل کرده اذریبایجانی با یکه برای هوای خنک زمستانهای سرد برفی زیبای آن رود ها باغهای با صفایش و خاطرات خوش کودکیم دلتنگ ام ولی به علت عدم سرمایه گذاری صنعتی وغیره در این سرزمین مخصوص با توجه به پتانسلهای جمعیتی و جغرافیایش نمی توانم کاری در خور پیدا کنم و اکنون در یاریم که زبان و فرهنگم را به سخره می گیرند در حالی که خود آنچنان بهره ای از آن ندارند و چه بسیا رها چو من .
در دل کویر کارخانه زدید در حالی که نفر برای کارکردن نداشید آب کم آوردید آز پانصد کیلومتر آن ورتر با صرف بوجه های نفتی آوردید و گفتید مزید اقتصادی دارد . راه به جای جهت صادرات نداشتید کیلومترها راه آهن و اتوبان زدید و گفتید سود اور است .
بنیاد خواست کارخانه تولید بنز در تبریز بزند به هزار سخره اش گرفتید و حالی که اینک در مشهد ایران خودرو شرق راه انداختید و بنز را در این خودرو قرارداد بستید .
سالها برای شما جنگیدم برای بیرون کردن اعراب - در برابر ورود مغولان و بعد ان بیرون کردن آنان - جلوی ترکان ازبک و عثمانی برای ایران - برای باز پس گیری جزایر جنوب از پرتغالیها - دسته دسته شدیم از آذربایجان کوچاند شدیم برای دفاع از مرزها - اصفهان را پایتخت کرده آباد کردیم پل الله وردی خان و عالی قاپو ساختیم در برابر هجوم روسیه تزاری بدون پشیبانی مرکز نشینان جگیدیم کشته شدیم و تقسیم - برای قانون و آزادی ایران مشروطیت قیام کردیم و کشته شدیم خیانت دیدیم . در انقلاب در جنگ تحمیلی بودیم دوش به دوش شما ها .
ا
و اکنون زبان و قوم را بیگانه و وحشی می دانید . فرهنگم را ناچیز و پاره فرهنگ و انسانیتم را به سخره گرفتید .
بردار جوابم بده . ای آنکه برادر شمردمت . تا نازی کنی تا زبان به اعتراض می گشایم بر سر باتوم فرود آوری .

نويسنده: مسعود

 

روح عزيز من واقعا براي شما متاسفم. شما خبرنگاريد و با اين طرز تفكر كار مي كنيد؟جوابها را خوانديد؟ چرا نفرت و كينه مي كاريد. نكند از عوامل رژيم هستيد؟ من از آذريهاي عزيزم خواهشمندم بدل نگيريد. اين آدم مريض است و يا پان تركيست. او مي خواهد بين مردم ايران تفرقه ايجاد كند. حقش است كه ديگر به سايت ايشان سر نزنيد.آقاي روح شما طوري حرف ميزنيد انگاري شما تمام حق حقوقتان را به عنوان يك ايراني گرفنه ايد و فقط اين آذري ها هستند كه بي حق و حقوق مانده و فوهش ميخورند.براي زندانيهاي سياسي شما چه كرده ايد ؟آيا خاموش نبوده ايد؟ براي زرفشان محمدي لهراسبي و خيليهاي ديگر چه كرده اي؟پس چرا خاموشي؟بالا خره روزي تو هم به فغان ميآيي و ما مردم ايران به تو مي خنديم.مرده باد به دشمنان ايران

نويسنده: ايراندخت

 

تبريك به‌ روزنامه‌ نگاران‌ ايران
4 كشته‌ در‌ نقده و يك‌ كشته‌ د‌ر‌ مشكينشهر

نويسنده: من هم يك ترك

 

آقاي روح
انتخاب چنين تيتري از طرف جنابعالي طرز تفكر شما را بيان كرده است و ديگر جاي بحث و انتقاد منصفانه اي باقي نمانده است كه راجع به آن قلم فرسايي نماييد. از جامعه به اصطلاح تحصيل كرده اي كه در پشت ظاهري معقول و روشنفكر به شعور و قوميت و زبان عده اي پوزخند ميزند و بعد هم با كمال احترام نقش دايه مهربانتر از مادر را ايفا ميكند. بيش از اين انتظار نمي رود !!

نويسنده: سهيل

 

در كشوري كه پايه هاي دموكراسي در آن تثبيت نشده نمي توان صحبت از به خيابان ريختن مردم در موقع زنداني كردن روشنفكران كرد چه آنكه نحوه اعتراض نسبت به اين گونه برخوردها هم تنها به خيابان آمدن نيست و يكي از راهاي آن برملا كردن واقعيتها از طريق رسانه ها و اعتراضات در قالب تشكل و اتحاديه است در ضمن عكس العمل نسبت به برخورد با اهالي قلم وانديشه نبايستي به صورت قومي در آيد!
به ياد دارم سال گذشته كه از غرفه شرق در نمايشگاه مطبوعات بازديد مي كردم از يكي از روزنامه نگاران در مطبوعه شرق پرسيدم چرا واقعه اي كه در كشور مي افتد را ريشه يابي و به نوعي پيگيري نميكنيد كه جواب شنيدم خط قرمز ما آنچيزي است كه به شوراي عالي امنيت ملي مربوط مي شود!

نويسنده: mahtab

 

شما مساپل را به هم ربط ندهيد.گيرم كه عده اي اشتباه عمل مي كنند ولي در مقابل اين توهين بزرگ آن هم از طرف يك آدم حرفه اي و در روزنامه دولتي جاي اعتراض ندارد.دم ديگران را ول كنيد و در مورد موضوع روز نظر دهيد نه اينكه با اين گونه نظرها در خدمت اين توهين كنندگان باشيد

نويسنده: saman

 

سلام اقاي روح وحشتناك ترين چيزي بود كه نوشته بودين موهن و گستاخانه به آن لينك دادم و چيزي برايش نوشتم كه در كامنت بعدي برايتان مي فرستم راستي مطلبي در مورد يادداشت تان در شرق براي تان نوشته بودم كه شما به خاطر سن كم تان نه سنت نه مرجعيت را مي شناسي و نه سنت را .ولي با اين روحيه خطرناكي كه دارين فعلا حرف زدن با شما مشكل هست .

نويسنده: خرس مهربان

 

آيا فقط اين کاريکاتور اهانت هست؟ محمدجواد روح در يادداشت بسيار توهين آميز چه شده؟ شما که به توهین عادت داشتید... اين سئوال ها را مطرح می کند. می گويند که توهين نيست يا چيز بسيار کوچکی هست که در مقابل آن هر روز توهين های بزرگ تری ميشود چرا ساکت هستيد؟ من قسمت اول را قبول ندارم چون واقعا توهين آميز بود ولی قسمت دوم را قبول دارم که توهين های بزرگ تری هم ميشود چرا به آن عکس العمل داده نميشود من معتقدم که شب های برره هم توهين آميز بود ولی چرا اينقدر محبوب بود من هيچگاه شب های برره را نگاه نکردم و نگذاشتم بچه هايم ببينند فقط يکی دوبار پسرم محمدامين در خانه پدر بزرگ مادری اش ديد. برنامه هويت را من نگاه نکردم اينها همه توهين به شعور فرهنگی يا سياسی من نوعی هست يا سريالی تلويزيون نشان می دهد به نام نقش بر آب که اوايل يک سريال آبگوشتی بود ولی الان تبديل شده به يک توهين بزرگ. در اين سريال رسما اعلام ميشود که کسانی که از حقوق بشر دموکراسی جامعه مدنی حرف می زنند مزدور و جيره خوار امريکا هستند. اين يک توهين بزرگ هست متاسفانه هيچ کس اعتراض نکرد هيچ کس احساس اش جريحه دار نشد حتی من در روزنامه ها يا وبلاگ ها هم چيزی نديدم. آری به هيچ کدام از اين توهين ها تحقير ها جواب داده نميشود از همه مهم تر ما در کشوری زندگی می کنيم که هر روز حقوق اساسی ما توسط مافيای حاکم نقض ميشود و ما کاری نمی توانيم بکنيم ولی همه اينها توجيه نمی کند که در مقابل تحقير يا توهينی از جنس ديگر ساکت باشيم .

نويسنده: خرس مهربان

 

در مورد درج مطلب در باره مساله كنوني تركهاي ايران ُُ پيشنهاد مي كنم ُ ملاحظات زير را مد نظر قرار دهيد كه در اينصورت بسياري از اختلاف نظرها وسوء تفاهم ها بر طرف خواهد شد.
1- در نوشتن مطلب از غرض ورزي دوري كنيم زيرا اعتبار يك نوشته به بي طرفيُ وواقع نگري آن است.
2- در نوشته خود عبارات وجملات توهين آميز و تحقير كننده بكار نبريم و به هويت هيچ قومي اهانت نكنيم . چرا كه هر شخصي از تمسخر واهانت برآشفته مي شود.
3- بدون داشتن اطلاعات كافي در يك موضوع از اظهار نظر قطعي خودداري كنيم . به ويژه در مورد مساله قوميتها بالاخص تركها كه اين روزها در سايتهاي مختلف فارسي در مورد ترك وآذري و پان تركيسم درج مي شود . در اين زمينه اگر اين سايت مايل باشد بنده حاضرم مقالات خود را درج نمايم و به طور خيلي اجمالي لازم است موارد زير را عرض كنم :
- آذري شاخه اي از قوميت ترك است كه نام كاملش ترك آذري است كه تركان منسوب به آذربايجان (اغلب ترك زبانهاي ايران وجمهوري آذربايجان) و گويشهاي مشابه تركي در ساير كشورها اطلاق مي شود.
- حقوق فرهنگي مترتب بر اين زبان مانند ساير زبانهاي محلي رايج در ايران طبق اصل 15 قانون اساسي لازم الاعاده ومطالبه آن حق طبيعي هر شهروند ايراني است .
- اغلب مطالب درج شده در جرايد وسايتها پيرامون پان تركيسم بدون در نظر گرفتن خاستگاه و آموزه ها ونيز اهداف و جهت گيري فعلي اين انديشه است و اطلاعات نادرست به خوانندگان مي دهد و نيز در باره خطرات اين انديشه كه اكنون طرفداران محدودي در تركيه و جمهوري آذربايجان دارد بسيار مبالغه مي شود.
- حركت اخير مردم مناطق ترك نشين در هر صورت به دليل دخيل بودن توده هاي عظيم شهروندان يك مطالبه و خواسته مردمي وقابل احترام است زيرا تجربه نشان داده كه يك موضوع بي اهميت نمي تواند سبب خيزش عمومي گردد و دراين زمينه نيز موضوع بسيار فراتر از يك كاريكاتور است.همچنانكه در گذشته به حركتهاي عمومي ايچنيني نظير دوم خرداد يا حادثه دانشگاهها احترام گذاشتيم لازم است اين حركت نيز مهم و بحق تلقي گردد.

نويسنده: صابر

 

براي مطلبي كه از تيتر آن ميشه ساز ناسازگاريش رو شنيد هيچ چيز نبايد نوشت ؛ از قديم گفتند: عدو شود سبب خير

نويسنده: يوسف استادي

 

ما با تركها بد تا كرديم و بد تا مي كنيم. اگر واقع بين باشيم اولين روزنامه در تبريز منتشر شد. برق و مدرسه و انجمن آزادي و مشروطيت و ... هم از شهرهاي آذربايجان شروع شد و سرايت كرد به شهرهاي ايران ولي ما به همانها توهين كرديم و از زندانيانش حمايت نكرديم و ... حالا كه اعتراضي كردند و براي اولين با اين فاشيستها را وادار به عقب نشيني كردند باز شما ايراد مي گيريد. آنها هموطنان ما هستند و كمابيش مثل ما. آنها را از دست ندهيم والا تنها مي شويم...

نويسنده: مسيح

 

نامه سرگشاده به نمايندگان مجلس شورای اسلامی، بر راه اندازی کانال تلویزیونی به زبان ترکی

دوستان براي حمايت به اين نامه لينك بدهند.

نويسنده: مهدی کمانگیر

 

ياشاسين آذربايجان

نويسنده: سهند

 

متاسفانه آنقدر نوشته هاي مرخرف و نظرات چرند از اين آذري ها در وبلاگها و كامنتها و ... در اين چند روز خوانده ام كه ديگر دارم مطمئن مي شوم كه اينها واقعا يك چيزي شان مي شود. آنقدر بچه گانه و ببخشيد احمقانه عقده گشايي مي كنند كه من يكي ديگر اطمينان پيدا كنم كه شيرين زدنهاي همكاران تركم تصادفي نيست و انگار اين جوك ها و حكايتها سرمنشايي راستين دارد. متاسفانه مي بينيم كه دانشجو و دكتر و مهندشان هم بهتر كه هيچ وضعيت بدتري دارند. با اين حساب از توده هاي ترك چه انتظاري بايد داشت. آخر بيچاره ها ايراني هستيد شما! اگر هم استقلال مي خواهيد. مي توانيد مهاجرت دسته جمعي را پيشه كنيد و به فكر تغيير شكا اين گربه نازنين نباشيد.

نويسنده: سام

 

با سلام و احترام
پدربزرگ مرحوم بنده که نه ضیاء گؤگ‌آلپ را می‌شناخت، نه نسیمی سیاسی از آنکارا و استانبول به وی وزیده بود، نه از حرکتهای سیاسی-اجتماعی باکو تأثیر پذیرفته‌بود و نه یاوه‌گوئیهای احمد کسروی، عنایت‌ا... رضا، پرویز ورجاوند، کاوه بیات و ... در وی تأثیر منفی گذارده بود، هیچوقت نگفت که ما "آذری" هستیم.
ایشان هر زمان که لازم می‌شد به هویت و زبان مادری ما آذربایجانیها اشاره کنند، از عبارات "تورک" و "زبان تورکی" استفاده می‌کردند؛ که از اجداد خود به ایشان رسیده‌بود.
تعجب من از این است که چرا برخی اصرار دارند که ما را "آذری زبان" خطاب کنند؟ در حالیکه ما خودمان را تورک می‌دانیم.
اگر منظور ایشان تخفیف دادن به کلمه آذربایجان است، پس چرا فارس را فاری، اصفهانی را اصی، دلیجانی را دلی، رفسنجانی را رفی، کرمانی را کری، خراسانی را خری و ... نمی‌نامند؟
یادآوری میشود که این اصطلاح جعلی تقریباً از زمان احمد کسروی در کشور رایج شده است و از آن زمان به بعد به وفور در کتب، نشریات، رادیو و تلویزیون، محافل آکادمیک و غیر آکادمیک و ... استفاده می‌شود. در حالیکه احمد کسروی نزد پروفسور هشترودی از کرده خود ابراز ندامت نموده است. اما ندامت ایشان جائی بطور رسمی و علنی اعلام نمی‌شود.
لذا شایسته است از تعصبات کورکورانه اجتناب کنیم و به فرهنگ یکدیگر احترام بگذاریم.

نويسنده: سعيد نعيمي

 

فارس عزيز! گفتني است كه كشته شدگان تير78ناخواسته دست به كارهاي احمقانه اي زده اند . ملت آذربايجان ديگرهمه چيز را كه با زحمت بدست آورده براي خودمي خواهد . درخصوص دفاع از آقاي هدايت و پاكمهر به استحضار مي رساند كه اين دوشخص درموقعيت خود هيچ اقدامي درخصوص مطالبات ملت آذربايجان انجام نداده اندكه حالا ازآنها دفاع شود . درخصوص دفاع ازاقوام ديگر نمي دانم يا مطالعات شما دراين زمينه كم است ويا كلا بي اطلاعيد . درهرحال برويد بررسي بيشتري بكنيد . درخصوص دفاع ازمردم درمراسم قلعه بابك گفتني است كه آذربايجان يك ملت است . چراكه همين ملت باحضور خوددرقلعه بابك اعتراض خودرا اعلام نموده ودراين راه دراين چندسال تاوان زيادي پرداخته اند . ملت آذربايجان ديگر نمي خواهد براي ديگرملتها كه جرات اعتراض ويا درخواست مطالبات خودرا ندارند دست درازكند اين را در مشروطه و انقلاب اسلامي و جنگ ايران وعراق به اثبات رسانده است .

نويسنده: جعفر

 

بالاخره باید از یجا شروع کرد شاید این شروع پایانی باشه برایه تمامه بی عدالتی ها چه برای تورک چه برای بلوچ چه برای کرد و مازنی و گیلکی و عرب و ....
قیزیلدان اولسون قفسیم / آزادلیخا وار هوسیم
یاشا سین آذربایجانیمیز / یاشاسین ایرانیمز

نويسنده: astiak

 

شما راست می گوئید!؟

حایاتین بیرآمانسیر قانونی وار
تعصوب سیز ملت گرک خوار اولسون

شما راست می گوئید چون نه از تمدن غنی وفرهنگ اصیل ما می دانید ونه از اصالت زبان ما؟آخر مانیز از خواندن زبانمان که جزو زبانهای رسمی دنیاست ناتوانیم ؟چون اصل15و19 قانون اساسی سالهاست در پوشه بایگانی شما خاک میخورد؟!!

شما راست می گوئید وقتی تنها اعتبار سد کرخه از سهم اعتبارات استانمان بیشتر است وقتی کمترین درآمد و اعتبار کشوری عاید استان ماست ؟وقتی بیشترین تهاجمات فرهنگی داخلی از رسانه ملی تا مطبوعات عاید ماست. چرا شما راست نگوئید!

با نفوذ تقریبا 50 درصدی جمعیت ایران وقتی تنها ملتی باشیم که از داشتن یک روزنامه کثیرالا نتشار به زبان مادری محروم با شیم چرا شمارا ست نگوئید؟!

وقتی که ما با داشتن بیشترین میزان مهاجرت شما را غنی تر وغنی تر می نمائیم
چرا راست نگوئید. آری شما راست می گوئید چرا که بیشترین سهم انقلاب مشروطیت ازآن ما نبود؟! راست می گوئید چون 29 بهمن سال 56 سهم ما نبود؟!
شما راست می گوئید مبارزان تاریخ ساز ایران همچون ستار خان وباقر خان وشیخ محمد خیابانی و ثقه الاسلام تبریزی وشهیدانی چون آیت الله قاضی وآیت الله مدنی و... سرداران حماسه ساز هشت سال دفاع همچون باکری وشفیع زاده و... از ما نبودند ؟! ومن خواستم بگویم زبان ما جزو زبانهای زسمی دنیاست دیدم که نیست .

خواستم بگویم ما تمدن غنی واصیل داریم دیدم که نیست وهر چه فکر کردم هر چه خوبان همه دارند ما تنها داریم . آری شما راست می گوئید نگذارید که سوسکها سوسکتان بکنند.

مطلب چاپ شده در نشریه توقیف شده ندای هشترود (سرسکند) سال سوم شماره 21
خرداد ماه 1385

نويسنده: astiak

 

این حرف شما کاملا بچه گانه است . شما الان اگه ایران رو دارین کملا مدیون همین آقایان متعصب ترک هستین از همون زمان ساسانیان که رومیها با 100000 نفر به ایران لشکر کشی کردن آلب ارسلان با 10000 نفر جلوشون رو تو آذربایجان گرفت. اونموقع که روسها به ایران حمله کردن همین آقایان متعصب ترک جلوشون وایستادن. اونموقه که عثمانی ها حمله کردن ترکها جلوشون وایستادن. اون موقع که هنوز تو تهران نمیدونستن مشروطه چیه همین آقاین متعصب ترک که تا هفته پیش شما چهارپا لقبشون میدادین( از دستآوردهای رضا شاه کبیر !!!!) و از برکات و لطف شما جدیدا شش پا شدن !!!!! مشروطه رو برای اولین بار در خاورمیانه پیاده کردن همین ترکها یکی از اصلی ترین عوامل انقلاب بودند و همینها در جنگ بیشترین شهید ها رو دادن شهدایی که سردارشون شهید باکری شهردار ارومیه بود. همینهایی که برای آزادی ایران در سال 1325 کلی کشته دادند و در عوض آن کتابهای ترکی زبان رو آتش زدند(شونیزم فارسی). همونهایی که برای فارس کردنشون ایده های خیلی جالبی چه قبل از انقلاب و چه بعد اون داده شد.
شما چرا فک میکنید که ما ترک زبانها در اقلیت هستیم .ما 35000000 نفر از جمعیت ایران (نیمی از اون) رو تشکیل میدیم پس این فارسی زبانها هستند که در اقلیتند چرا باید آذربایجان با مالیات ده تریلیون تومانی که میده این چنین در بی کاری به سر ببره ولی استان سمنان با کمبود کارگر مواجه بشه؟؟؟؟؟؟؟؟ ایا این انصافه ؟؟؟؟ ما ملت ایران تنها ملتی هستیم که سرمون رو زیر پامون گذاشتیم تا کی تبعیض قومی؟؟؟؟؟؟؟ تا کی میخواین ترک و کردو لر و گیلکی و مازنی و عرب رو به سخره بگیرین؟؟؟؟؟؟ چرا ما نباید در مدارسمون زبان مادریمونو یاد بگیریم آیا این یکی از اولیه ترین اصول یک کشور چند قومی نیست؟؟؟؟ کمی هم تامل و تقکر چیزه خوبیه اون هم برای شما که ادعای آزادتر فکر کردن و عدم تعصب کورکورانهرو دارین .حداقل به زبان ما با 360 میلیون ترک زبان در سراسر دنیا( جزو ده زبان اول زنده دنیا) است کمی احترام بگذارید نه این که در شب به رسمیت شناخته شدن زبان ترکی و روز دانشجوی آذری این چنین توهین کنید همون کاری که در سال 75 صدا و سیما هم انجام داد و عاقبتشو دید.
آیا این قوم (ترک آذربایجان همدان شیراز مشهد ترکمنهای عزیزمون و 35 میلیون ترک ایرن) تا به حال دینشو به این امت ادا نکرده ؟؟؟ پس چرا مقامات کشورمون همه جای ایران میرن و از درددل اونها با خبر میشن ولی نام آذربایجان رو با این قدمت و قطبیتی که در این کشور حتی به زبون نمیآرند آیا این است پاداش این ملت قیور و در صحنه .
فقط به راحتی با برچسب جدایی طلبی (اون هم به دروغ) تمامی دینی که این مردم به گردن ایران و مسییولین دارند رو از گردن باز میکنن. تا به کی ما با در آذربایجان غم و بیکاری درو کنیم؟؟؟

و فکر نکید اگر ما جواب توهین های شما رو با توهین کردن(چهارپا و جدیدآ 6 پا خواندن این قوم صبور) نمیدیم به خاطر ضعف ماست( به قول شما حیای فاطی از بی چادریشه) بلکه از ادب و معرفت ترک زبانان ایران است در غیر اینصورت با خیلیها فرقی نداشتیم


قیزیلدان اولسون قفسیم / آزادلیخا وار هوسیم
یاشا سین آذربایجانیمیز / یاشاسین ایرانیمز
__________________

نويسنده: astiak

 

خاك براون سر شمپت كته كله ي شما به شما چه كه اين غيور مردان كجا بودند حتما رفته بودند ...............

نويسنده: اقولو

 

فارسها چه دموكرات و اصلاح طلب باشند و چه مذهبي و محافظه كارهمه نژاد پرست و ضد ترك و عرب هستند اين را ديگر لايه هاي مختلف جامعه ترك ايران درك كرده و حركت كنوني ملي آذربايجان بر اين اساس بنا شده است

نويسنده: خاني از تبريز

 

فارسها چه دموكرات و اصلاح طلب باشند و چه مذهبي و محافظه كارهمه نژاد پرست و ضد ترك و عرب هستند اين را ديگر لايه هاي مختلف جامعه ترك ايران درك كرده و حركت كنوني ملي آذربايجان بر اين اساس بنا شده است

نويسنده: خاني از تبريز

 

فارسا خرن

نويسنده: َALI

 

فارسا خرن نه ببخشید پارسا خرن همون پارسایی که زبون نداشتن این سگ ها پارس میکردن اسم شون شد پارس ها

نويسنده: Ali

 

فاسلار ننه باجوز سیکیم

نويسنده: بی نام

 

فارسا خرن

نويسنده: ششش

 

فارسا الاغن

نويسنده: َALI

 

فارسا خرن

نويسنده: Ali

 

نويسنده محترم طوري نوشتند كه گويا مردم عقل و شعور ندارند و فقط به عنوان يك مشت گوسفند دست يك تعداد قشر خاص هست كه هر وقت بخواهند ملت را مي ريزند خيابان و هر وقت هم بخواهند ساكت مي كنند. اين تفكر نشات گرفته از يك تفكر فاشيستي و تماميت خواه است و از اينكه نويسنده محترم خواسته يا ناخواسته از اين تعبير استفاده كرده است خيلي متاسفم و از خوانندگان محترم پوزش مي طلبم. اما در مورد اينكه چرا ملت آذربايجان فلان زمان بيرون نريخت و امروز قيام كرد من هم مثل شما مطالعه اي روي اين موضوع انجام نداده ام ولي چند نكته را مي دانم كه با شما اين مطالب را شريك مي شوم:
1- ملت آذربايجان حدود يك قرن است كه در چاچوبه ايران و براي كليت ايران مي انديشد ولي در مقابل آن نه تنها به حقوق ابتدايي خود دست نيافته بلكه چيزي غير از توهين تبعيض و تحقير حاصلش نشده است همين مساله باعث شده كه امروز آذربايجان براي خودش و برا ساس منافع ملي آذربايجان قدم برمي دارد و معتقد است تا خودي نباشد ديگراني هم در كار نيست.
2- نويسنده محترم از لفظ تجزيه استفاده كرده بودند و از آن را به عنوان گناه نابخشودني ياد كرده بودند. البته من در نمي دانم آيا از لحاظ علم سياست استفاده از لفظ تجزيه در اين مورد درست است يا نه ولي اين كه استقلال حق مسلم هر ملتي است بحثي وجود ندارد و هر ملت هر وقت بخواهد از آن استفاده مي كند.
3- از تيتر مطلب به نظر مي رسد كه نويسنده بيشتر از اينكه از نوع و نحوه حوادث آذربايجان و كشتار مردم ناراحت باشند از بيداري ملت آذربايجان ناراحت هستند و به نظر مي رسد عقيده دارنكه ملت آذربايجان نبايد به اين چيزها اعتراض كنند و بلكه مثل گذشته نه تنها در مقابل توهين ها و تحقيرها سكوت كنند بلكه با لبخند ملوس خود به آنها پاسخ دهند.

نويسنده: پارسا

 

(تیتر مطلب به شدت موهن است. حاکی از نفرت عمیق نویسنده علیه ترکها است. محمد جواد روح با انتخاب این تیتر تورکهای آذربایجان را لایق تحقیر و اهانت دائمی دانسته است.)

خب دیگه وقتشه درباره حوادث آذربایجان بنویسم. حوادثی که هرچه خشونت آن تشدید شود،بیشتر به ضرر دموکراسی است. خشونتی که البته از خشونت متراکم دولت در همه این سالها نشأت می گیرد (و البته آذریها کمتر از همه اقوام غیر فارس دیگر طعم آن را چشیده و رنجش را کشیده اند).

(ملت آذربایجان جنوبی مظلومترین ملت ایران است. این ملت همیشه توسط شوونیزم فارس کشتار شده است. قتل عام مردم تبریز در قیام شهید خیابانی، نسل کشی مخوف ملت آذربایجان در هنگام سقوط دولت ملی پیشه وری، نسل کشی قشقائیها در دهه چهل، سرکوب مبارزان چپ آذربایجانی در دهه های چهل و پنجاه، کشتار اهالی تبریز در قیام 29 بهمن سال 1356 ، کشتار هواداران حزب خلق مسلمان، کشته شدن صدها هزار آذربایجانی در جنگ فارسها با عراق....)

موضوع این اعتراضات یک توهین عنوان شده است. توهینی از سوی یک روزنامه دولتی از طریق یک قسمت کوچک از یک کمیک استریپ در شماره روز تعطیل و کم تیراژ خود.

(کیفیت متعفن اهانت به حدی وحشتناک است که تیراژ هر چند اندک آن نمی تواند سبب بخشایش عامل اهانت گردد.)

لابد سازماندهندگان این اعتراضات به خود افتخار می کنند از این همه غیرت و همت که به خرج داده اند و کوهی که از کاه ساخته اند و قیصریه ای را به قول نیکان، به خاطر یک دستمال به آتش کشیده اند. مرحبا به این غیرت و دقت!

(مرحبا به این همه غیرت شما نویسنده خوش غیرت !... البته که آذربایجان به انقلاب ضد اپارتاید خود افتخار خواهد کرد.. این انقلاب هویت طلبانه سبب افتخار بشریت است... و شما چقدر دانائید که مثال دستمال و قیصریه را مطرح می کنید!)

اما چند سؤال:
* این غیور مردان زمانی که دانشجویان تبریزی در 20تیرماه 78 لت و پار می شدند،کجا بودند؟

(شما خود کجا بودید؟! ملت آذربایجان از تهران تا تبریز در خیابانهابودند. می پنداری که هم مسلکان تو در کوی دانشگاه تهران و یا در دانشگاه تبریز در حال قیام و مبارزه بودند؟! آگاه باش که اکثریت جوانانی که در نبردهای خیابانی شرکت داشتند دانشجویان آذربایجانی بودند. ضمن اینکه گویا هنوز اخبار تبریز 20 تیرماه سال 78 به گوشت نرسیده است؟! آنروز در خیابانهای تبریز اهالی به حمایت از دانشجویان پرداختند و همچون نگینی آنها را در بر گرفتند. )

* چرا وقتی آن برخوردهای غیرانسانی با «انصافعلی هدایت» روزنامه نگار تبریزی اصلاح طلب می شد، نه تنها واکنشی نشان ندادند که احتمالا اصلا نفهمیدند چه خانی آمده و کدام خان رفته؟

(چه بی شرمانه سخن می گویند طرفداران آپارتاید... شما برای انصافعلی هدایت چه کردید؟! جز اینکه هفته ای یا ماهی چند سطر خبر در روزنامه شرق درج می کردید و از درج حمایتهای ملت آذربایجان و بخصوص دانشگاهیان و خبرنگاران تورک خودداری می نمودید. گوشهایتان را گرفته اید، چشمهایتان را بسته اید و فقط دهانتان را باز وبسته می کنید!)

* وقتی هر سال در مراسم بابک خرمدین بیشترین توهینها و برخوردهای امنیتی با مردم و میهمانان منطقه صورت می گیرد،چرا اعتراضی نمی کنند؟

(شوونیزم فارس قلبهای شما را پر از چرکاب کرده است. وجود انسان از شدت تحریف حقایق دچار چندش می شود. این ملت هویت طلب آذربایجان است که در قورولتای قلعه بابک با لشکر جرار فاشیزم فارس مواجه می شوند. هر سال هزاران نفر در این مراسم عظیم ملی بازداشت شده و راهی زندان می شوند. شما کجائید؟! چرا حتی یک سطر خبر در خصوص این مراسم عظیم ملی نمی نویسید؟! )

* چرا وقتی حقوق دیگر اقوام،اقلیتها و شهروندان مورد تجاوز دولت قرار می گیرد،غیرتشان نمی جنبد؟

(یادم می آید چهار سال پیش وقتی معلمان معترض به خیابانها آمده بودند و از حقوق صنفی خود دفاع می کردند امثال شما می گفتند که مگر فقط وضع معلمان خراب است؟! این معلمهای پر رو چه می خواهند؟! چرا ساکت نمی شوند و چرا از حقوق مثلا کارمندان شهرداری هم دفاع نمی کنند؟! نوبت به رانندگان شرکت واحد رسید. امثال شما همین اراجیف را تحویل رانندگان زحمتکش نمودند و اکنون شما نیز چنین می کنید!)

***
چنین مواردی و دهها موارد از این دست که احتمالا دوستانی چون «پیمان پاک مهر» عزیز (گرداننده سایت فیلتر شده تبریزنیوز) خیلی بیشتر از آن را می توانند برشمارند، نشان می دهد که آنچه در این ماجرا هیچ جایی ندارد،توجه و حساسیت به توهین به یک قومیت و تضییع حقوق آنهاست

(همان بهتر که دوست شما پیمان پاکمهر باشد...او زائرین قلعه بابک را منحرف جنسی و الکلیست می خواند و تجمع بر سر مزار شریف ستارخان را گردهمایی اراذل و اوباش خطاب می کند. قدر پاکمهر را بدانید او دقیقا مثل شما می اندیشد.)

ماجرا فقط یک سودجویی از جهل و تعصب توده های منطقه برای اهدافی ضدامنیتی مثل تجزیه. آنچه بدرستی «عماد افروغ» برآن انگشت نهاده.جریاناتی که در سایه وضعیت آشفته دولت مرکزی (در سایه سلسله حماقتهای جناح حاکم) آبی پیدا کرده اند تا مهارت خود در شناگری را نشان دهند.

(85 سال است که شما همچون کفچه ماهیهای پرافاده در برکه ایران شنا کرده و خود را بجای ماهی قزل آلا جا زده اید. اکنون ماهیهای واقعی قزل الا از تخمهای بلورین هویت سربر اورده اند. چنین برکه ای دیگر جای کفچه ماهی های متعفن نیست.)

امثال عبدالمالک ریگی که القاعده هالی محلی اند،فقط در سیستان و بلوچستان نیستند که زشت ترین نوع خشونت را جایگزین اصلاحات و گفت و گو و دموکراسی کرده اند. در دیگر مناطق کشور و از جمله آذربایجان هم چنین موجوداتی هستند که البته به روشهای مدرن تری چون برانگیختن احساسات توده ها بذر خشونت می پاشند.

(اگر در تاریخ 85 ساله حاکمیت شوونیزم فارس دقت شود براحتی می توان قریب به 10 نسل کشی دهشتانک را مشاهده کرد که توسط هم فکران شما علیه آذربایحانیها، قشقائی ها، ترکمنها، لرها، عربها، بلوچها و کردها به منصه ظهور رسیده است. مادر بزرگ مرحوم می گفت: در کشتار آذرماه سال 1325 ، یکی از صاحب منصبان فارس زبان در حالی که یک فدائی دمکرات را در شهر سراب، داخل دیگ پر از اب جوش می انداخت روبه مردم وحشت زده کرد و گفت: اگر ما فارسها نبودیم شما ترکها گلوی هم را می دریدید!!! )

در برابر چنین جریانات و تحرکاتی،حتی در دموکراتیک ترین کشورها خشونت امری تجویز شده و حق دولت مرکزی است. البته ناگفته نمی گذارم که دولتهای اقتدارگرایی چون جناح حاکم موجود، خود بسترساز و بهره بردار خشونتند و زیستن در بحران را بسیار راحت تر از شرایط مسالمت آمیز می بینند. حال این بحران می خواهد ساخته یک گروه تجزیه طلب داخلی باشد یا حاصل انزوای خارجی.

(اکنون مجوز قتل عام ملی را صادر کردید. حتما خوشحالید که صدها هزار ترک کشته خواهند شد. در نظر شما انها در حد سوسکهایی هستند که در توالت فارسها زندگی می کنند. هیتلر نیز نسبت به اقوام غیر ژرمن چنین می اندیشید. او دهها میلیون نفر را به کشتن داد. راستی آقای محمد جواد روح، سرانجام هیتلر و آیشمن و گوبلز و هیملر چه شد؟! )

البته همین حکومتها هم دیگ بحران را تا شرایطی می پسندن که برای آنها بجوشد؛ وگرنه در مورادی که موجودیت آنها یا اقتدارشان را به خطر بیاندازد، چنان لگدی به زیر دیگ می زنند که تا سالها هیچ گروه و گروهکی فکر بحرانسازی مشابه به ذهنش خطور نکند.

(در برابر چنین استدلالی چه می توان گفت؟! اظهار نظر در خصوص این قسمت آخر را به خوانندگان واگذار می کنیم! )

نويسنده: علي

 

با نگاه به شعارها ـ فحشها - مردم ناحيه اذربايجان مساله رواج پان تركيسم محرز است
دوستاني كه - عموما ترك هستند - وضع را به محروميت استانهاي ترك نشين نسبت ميدهند با عرض معذرت ياوه مي گويند وضع در استانهاي ديگر به مراتب از وضع ايشان بدتر است .
راه حلي نمي بينم ! فاجعه اي ديگر
براي ايران در راه است

نويسنده: ali

 

حال پررويي بعضل از اقوام مثل آن آقايي كه از قول صاحب منصب فارس زبان مي گفت تركها..... در طول تاريخ ايران نسل كشي نداشته ايم ولي حالا پرونده هاي نسل كشي رو مي شود كار احمقانه تركيه به ايراني ها نسبت داده مي شود
آن بي شعور احمقي كه به فارسها توهين مي كند گوساله !!! فارس هويت اين مردم است هويت ايران است فارس ديگر معني قوم پارس نيست موجوديت ايران است دنيا ايران را با نام پرشيا مي شناسد خود تو گوساله! تبارت به گونه اي به مادها بر مي گردد آنها پارسي نيستند اما امروزه در لفظ به آنها هم فارس مي گويند مردم خراسان پارسي نيستند اما به آنها پارس مي گويند بارس و فارس ايران است نمي خواهي تو ايراتن باشي گمشو برو بيرون هر كه به ايران تعلق خاطر نداره گمشه بره بيرون

نويسنده: aslan

 

آن احمق بي شعوري كه افاضه بابك خرم دين مي كنه يا اين خلق نادان فكر نمي كنند آذربايجان= آتورپاتكان - آذر آبادگان و.... هر مدل ديگه يك تلفظ مي كنيد .كاملا پهلوي و پارسي است.بابك خرمدين يك ايراني نژاده بوده پيش از تحولات قرون بعدي كه مردمي كه در اين ناحيه زندگي مي كرده اند به تدريج تغيير زيان و فرهنگ داده اند حالا سنگ بابك خرمدين به سينه مي زنند اونهايي كه به اسم بابك خرمدين بر طبل پان تركيسم فاجعه وار ميزنند خداوندگاران بي خردي بي شعوري هستند البته اين تقصير خود ايرانيان وقتي ملتي مراقب فرهنگش نباشه تحليل مي ره بعد فرزندان خود همون ملت مثل موريانه به جان كشورشان مي افتند اگر از همون هنگام در قبال تغيير هويت ايستادگي مي كردند بعد از 3000 سال تعلق به اين ملك دم از جدايي نمي زدند با پررويي بي مثال كشورشان را تحقير نمي كردند گذشته خودشان را با بي خردي تفسير نمي كردند خواب تركيه و آذربايجان را نمي ديدند پرچم آدربايجان را دستشان نمي گرفتند اينها همون مردمي اند كه در آتور پاتكان يا ...... كم كم تغيير ماهيت داده اند حال خود را ديگر نمي شناسند

نويسنده: يك داغديده

 

آقاي تورك خيلي ممنون از اين كه اصفهان را ساختيد !!!!
مچكريم كه عليرغم اين كه ايران ربطي به شما نداشت !!!! در جنگهاي ايران شركت كرديد !!!!
خيلي ممنونيم با اين كه مشروطه به شما ربطي نداشت مشروطه براي ما ايجاد كرديد !!! آخه شما ايراني نيستيد كه !!!!
خلق بزرگ تووررك هستيد!!! كه معلوم نيست چطور تو آذربايجان افتاديد ممنونيم !!! مچكريم !!!! سپاس گذاريم !!!!

نويسنده: يك اصفهاني

 

دوست محترمي كه به واژه آذري ايرادي داشتند خواهش مي كنم به سفرنامه ياقوت حموي نگاهي بياندازند مشاهده فرمايند 200 تا 300 سال بعد از انقراض ساسانيان و پيدايش اسلام مردم آن ناحيه را چه مي ناميدند
با تشكر صالح - از ملاير

نويسنده: صالح آقا فريدي

 

شما فارسها همه چيز را براي خود ميخواهيد و به ترك لر عرب و... توهين ميكنيد.
ما يك رهبر ترك داريم
چهل ميليون ترك داريم.
واگر بخواهيم پدر فارسها رو هم در مياريم
فارسهاي شونيسم و لجن نژاد پرست
به اميد آزادي آذربايجان

نويسنده: يك انسان يك ترك

 

آقاي انسان- ترك آذربايجان پاره تن ايران است
از ايران هم جدا نمي شه !شما هم از كم دانشي - و كم عقلي چنان حرفهايي زدي !!!
فارسها - ايرانيان غير ترك - هم لجن نيستند!!!
اطمينان دارم تا چند وقت پيش معني شوينيست راه هم نمي دانستي اصلا هنوز هم نمي داني الان اين حرف براي توهين به ايرانيان غير ترك مد شده -به حر حال شخص تو كوچك حقيره !
شما مي توني وجود كم ارزش خودتو آزاد كني وليآذربايجان هميشه ماله ايرانه !!!

نويسنده: ali

 

فارسهای کیثافت بیتربیت ها شووینیستها !!!! سگند!!!! بدند!!!!كپه اوغلي ها!!!!
چی شده آقا چرا فحش می دی ؟ خوب این فارسها کیثافتندا اصلا رعایت نموکننند فحشن میدن جوووک مو سازند فقط برای ما جووک نمی سازند برای لرها و عربها هم جووک می سازندا !!
ببینم یعنی لرها - کردها - گیلکی ها - مازنی ها - عربها - بلوچها - ایلامی ها- بختیاری ها و حتی ببخشید ها خود ترک ها جوک ترکی نمی گند!!! یا جوک نمی سازند فقط فارسها جوک می سازند
هه!!!!?
خوب حالا بگو ببینم فارس ها کی هستند ؟ آگه اون فهرست رو از ايران كسر كنيم چيزي زيادي نمي مونه !!!!
خوب معلومو ها هرکی فارسه!! .... خوب حالا کی فارسه ؟ !!!!
مثلا ایصفهانی ها - شیرازی ها و....( بیبینم خراسانی ها فارس دی؟) نه بابا خراساني ها رو بازي نده جنوبشون بلوچه شمالشون هم قوم پارت آميخته به موغولا هستند به جان تو پارس نيستند!!! خوب بگذريم یعنی مردم استان اصفهان و استان فارس برای شما جوک می سازند؟ یا شاید مردم سیستان و بلو چستان !!!! هه نه بابا این تیهرانی های کره خر جوک مو سازندا سووسک خودوتون دی!!! مانا نيستاني بدبخت که بابا الان زندانه و اگه اشتباه نکنم خودش هم ترکه که !! تازه تهرون که دیگه جا نیست تو بگردی 1 تهرونی اصیل پیدا نمی شه تازه قربونش برم نصفشون ترکند که ! نه بابا اون فارساشون جووک می سازندها شوووینسستهای سگ !!!!! لجنها!! بابا آخه فارس کیه یعنی مردم سیستان و اصفهان - فارسای استان فارس بدند؟ اونها براتون جوک ساختند؟
هه ؟ گیردادی ها !! هه فهمیدم تو فارس دی !!!
نه به جان تو ننم ترک زنجان بوده!!!! اصلیت بابام هم لردگانی به خدا راست می گم!، (لردگان فارسن؟ یا لرن؟) اماقارداش جون اونهام جوک ترکی می گفتند تازه بیشترین جوک ترکی رو از داییم یاد گرفتم یعنی داداش ننم که اونم ترکه تازه بدش می اد بهش بگی آذری!!!
هه!! شووینیست!!!! بی ناموس!!!! سگ !!!یاشاسین آذربایجان !!! زينده باد بابك خرم دين !!!!.......
و این جوک ادامه داره

نويسنده: حسين شبستر

 

در داخل نظرات مطرح شده تنها چيزي كه بيشتر جلب نظر ميكند وتنها چيزي كه ثابت ميشود سگ واقعي بودن فارس سگ است .

نويسنده: اسي سگ كش