بازتاب / لطف دکتر یزدی و پاسخ جناب آرمین
راه اندازی دوباره وبلاگ در دو سه هفته اخیر، چند بازتاب داشت که با مقداری تأخیر، دوستان «صمیمانه تر» را هم در جریان آن می گذارم.
اول اینکه چند روزی بعد از نوشتن مطلب «حکم جلب دکتر یزدی؛ حکم قلب انقلاب»، تلفنم زنگ خورد. آن طرف خط، دکتر ابراهیم یزدی بود که تماس گرفته بود تا به خاطر نوشتن آن مطلب، تشکر کند. نمی دانستم چه جوابی دهم؛ جز آنکه با چند جمله دست و پاشکسته بگویم: «وظیفه بود». دکتر یزدی را البته همواره چنین یافته ام. سیاستمداری با دیسیپلین که آداب برخورد دیپلماتیک را حتی در ریزترین موارد، فرونمی گذارد. این بار هم، این ادب و دیسیپلین نصیب من شد. واقعا دستگاه دولت ایران، قدر چه گوهرهایی را که نمی داند.
اما بازتاب دوم، ایمیلی بود از مهندس محسن آرمین در باب مطلب «"خاتمی به بهانه آرمین" یا "آرمین به بهانه خاتمی"». نکته جالب آن بود که جناب آرمین، از طریق دختر خارج نشین خود، در جریان نوشته قرار گرفته بود. این هم البته از مختصات جهان مجازی است که ممکن است آدمی با یکی آن طرف دنیا نزدیک نر باشد تا یکی که دفتر سازمانش فقط دو سه خیابان با خانه اش فاصله دارد. پاسخ جناب آرمین چنین است؛ خودتان قضاوت کنید.
دوست عزیز جناب آقای روح
امروز دخترم از خارج کشور یادداشت شما را که بنده را مورد لطف قرار دادید، برایم میل کرد. آن را خواندم. اگر بگویم با خواندن آن احساس مطلوبی به من دست نداد، بیشک به صداقت سخن نگفتهام. اما دوست عزیز اجازه بدهید ضمن تشکر مجدد از لطف و محبت شما عرض کنم که در حق بنده بسیار به مبالغه سخن گفتهاید. باور کنید خیلی دوست میداشتم آنگونه باشم که شما تصویر کردهاید؛ به شما قول میدهم این تصویر را همواره در طاقچه ذهنم بگذارم و همچون یک آرمان به آن بنگرم و برای رسیدن به آن از خدای خود مدد بجویم. دخترم به همراه ارسال یادداشت شما برایم نوشت بابا به تو افتخار میکنم. پاسخ من به دخترم همچون سخن هر پدری با فرزند دلبند خود صریح و صادقانه بود. به عنوان کلام آخر این پاسخ را خدمتتان عرضه میدارم:
عزیزم خیلی شلوغش کردی این احساس افتخار تو به بابات یک احساس کاذبه به احتمال زیاد چون موجوداتی مثل کردان و مشاعی و احمدینژاد رو میبینی، این احساس بهت دست میده؛ وگرنه این ملت بزرگ، مردان بزرگ و قابل احترامی را تربیت کرده و میکنه که همه ما باید متواضعانه در برابر بزرگی شخصیت و اندیشه شان سرخم کرده به اونها افتخار کنیم. مردم ما بیش از هر زمانی نیازمند تدبیر و مدیریت افرادی از تبار این بزرگان هستند.
قربان تو بابا
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/1068
|
سلام آقا جواد روح
خيلي اين يادداشت كوتاه به دلم نشست.
آره٬ خيلي حس مي كنم كساني مثل عبدي٬ آرمين٬ يزدي٬ حجاريان٬ يا از سنخ ديگري مثل ملكيان و پايا بخشي از گنجينه هاي ما هستند بعنوان يك ملت.
من به شرافتي كه در چنين آدم هايي مي بينم بيش از هر چيز ديگه اي مفتخر و مشعوفم.
پاينده و شاد باشي
|