.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۱ شهریور

طلای ساعی، اشتباه دوستان و شرم حكومت

مسابقه «هادی ساعی» با حریف ایتالیایی كه تمام شد، چند SMS از برخی دوستان و جوانان اصلاح‌طلب برایم رسید با محتواهایی از این قبیل: «اصلاح‌طلبان آبروی ایران را خریدند/ اصلاح‌طلبان افتخار آفریدند تا ناكامی دولتی‌ها جبران شود». در  روزنامه هم این بحث شكل گرفته بود كه در صفحه اول شماره فردای «كارگزاران» روی قرار داشتن ساعی در لیست اصلاح‌طلبان در انتخابات دوره سوم شوراها تأكید شود، یا نه؟ 

شخصا بشدت با چنین رویكردی به قهرمانی ساعی و كلا مقوله ورزش مخالفم. در روزنامه هم گفتم كه انتخاب تیتری با مضمون سیاسی در قبال این رخداد ورزشی، رویكردی كاملا  غیراصلاح‌طلبانه است.

دلیل من این است كه در قبال اتفاقات روزمره‌ای كه در عرصه‌های مختلف رخ می‌دهد، ما نباید هدف و هویت واقعی و اصیل خود را فراموش كنیم. از این زاویه، یكی از اهداف اصلی اصلاحات و مشی دموكراسی‌خواهی، خارج ساختن حیطه‌های مختلف زندگی شهروندان از  آسیب و تأثیر سیاست است. اصلاحات برای آن آمده تا در جامعه‌ای سیاست‌زده چون ایران، تا آنجا كه ممكن است بر سیاست حد بزند و اجازه دهد در هر حوزه، تا آنجا كه ساختار موجود اجازه می‌دهد تخصص و كارشناسی خاص همان حوزه معیار عمل باشد و هركس در قامت كارشناس و فعال آن حوزه -فارغ از جهت‌گیری و مشی سیاسی‌اش- واجد ارزش و جایگاه باشد.

با چنین نگاهی است كه تأكید بر مشی سیاسی ساعی را (تازه اگر او را واجد مشی سیاسی بدانیم؛ كه شخصا نمی‌دانم)، رویكردی غیراصلاح‌طلبانه و مخالف با هدف اصلاحات در جهت جدایی سیاست از حوزه‌هایی چون دین، فرهنگ، ورزش و اقتصاد می‌دانم. اگر غیر از این باشد، باید نوع برخوردهایی كه جریان مقابل با حوزه‌های مختلف زندگی اجتماعی می‌كند و همگان را «سربازان ایدئولوژی» می‌خواهد، تأیید كنیم.

متأسفانه در چند روز اخیر میان دوستانی كه خود را سكولارترین افراد و منادیان دموكراسی می‌نامند، رفتارهایی را در قبال المپیك و نتایج كاروان ایران دیدم كه واقعا آن را «شرم‌آور» می‌دانم. دوستانی كه با هدف سیاسی تخفیف و تحقیر جمهوری اسلامی و جریان حاكم، آشكارا شكست نمایندگان ورزش ایران را می‌خواستند.

از این دوستان با كمال احترام می‌پرسم: تفاوت منطق شما با حسین شریعتمداری و احمدی‌نژاد و مصباح‌یزدی چیست؟ آیا مگر این است كه آنان منافع و مصلحت ملك و ملت را اسیر بلندپروازی‌ها و خواست‌اندیشی‌های حقیر سیاسی-ایدئولوژیك خویش می‌كنند؟ آیا مگر تمام اعتبار و ارزش مهندس بازرگان این نیست كه بصراحت می‌گفت «فرق ما با آقا (امام خمینی) این است كه ایشان ایران را برای اسلام می‌خواهد و ما اسلام را برای ایران»؟ پس چگونه است كه امروز برخی از ما از زاویه دشمنی با این دولت و حكومت، حاضریم نه تنها اسلام و آیین مردم كه ملك و میهن هم بر باد رود و دلخوش باشیم كه در جدول مدال‌ها همسایه افغانستان و توگو شده‌ایم؟

این وضعیت، البته برساخته فشارها و عقده‌های فروخفته‌ای است كه در این سال‌ها جامعه مشاركت‌جو و بانشاط دوران اصلاحات را به حاشیه‌نشین‌هایی منفعل تبدیل كرده كه حداكثر كنش آنها تمسخر و استهزای حاكمان است؛ حتی اگر منافع ملی هم در این استهزا بر باد رود. شرم باد بر حكومتی كه چنین جامعه‌ای برای خویش در پی آورده است. شرم این اتفاق، از شرم اندك بودن تعداد مدال‌های المپیكی بسیار بیشتر است.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/1065



 نظرات

ورزش و ورزشکاران را باید از چنگال بازی‌های سیاسی رهاند و سیاست ورزشی کشور بایستی در راستای ‏تقویت روزافزون روان ورزش دوستی مردم باشد. با مربیان تیم‌های ملی و قهرمانان ورزش در هر رشته ورزشی ‏بایستی فراسوی گرایش‌های سیاسی خود و آنها رفتار کرد. آنها نمایندگان ملت ایران در رشته‌های ورزشی خود ‏هستند و هر نقدی هم بایستی دانسته و آگاهانه در راستای روحیه دادن به آنها باشد. رییس جمهور ملت ایران ‏را نمایندگی می‌کند و حضور او در میان ورزشکاران، بویژه به هنگام رقایت تیم‌های ملی ایران با تیم‌های ملی ‏دیگر کشورها در میدان‌های جهانی، به نمایندگی از ملت و برای روحیه دادن به آنهاست.‏

نويسنده: هوشنگ

 

کاملاً با شما موافقم. متاسفانه اين بچه بازيها جز اينکه عده‌اي را عليه ساعي تحريک کند، فايده ديگري ندارد و اين نوع سوء‌ استفاده‌هاي سياسي از مدعيان اصلاح طلبي جز اينکه افراد رو نسبت به نيات اونها دچار شک و ترديد کنه نتيجه‌اي در بر نداره. من الان به اين فکر ميکنم اگر همين افراد با اين طرز فکر بر مسند حکومت بودند هيچ تفاوتي با جناح حاکم نداشتند

نويسنده: gegheleh

 

در کل با شما موافقم. با تمام احترامی که برایتان قایلم، فکر میکنم اینکه اینگونه و اینجا نوشته اید، هیچ اثری جز صدمه زدن به وجهه کلی اصلاح طلبان به خاطر یک گروه کوچک جوان از آنها، ندارد. همان متنی که میگویید که در روزنامه نوشته اید، برای رساندن منظور شما کافی بود. اینگونه برخوردها و واکنشها غضنفر گونه است و اصلاح طلبان از این ها ضربه خورده و خواهند خورد. سایت شما شاید برایتان جایی برای نوشتن حرف دلتان باشد، اما خوانندگان متفاوت شما برداشتهایی کاملا متفاوت خواهند داشت. اگر این برای شما اهمیتی ندارد، بحثی نیست. و یادمان باشد که این نفرت از حاکمیت، ناخوداگاه تندروی ایجاد میکند و این تندروی را با این نوشته های ناراحت کننده نمیشود آرام کرد.
میشود گفت: بفرما یا بنشین یا ...
موفق باشید

نويسنده: مطهره

 

کاملا موافقم. همین الان داشتم روزنامه اعتماد رو میخوندم که تلاش کرده بود از این برد استفاده جناحی بکنه. به خانم مطهره هم میخواستم بگم اشاره به این ایراد لطمه ای به وجهه اصلاح طلبان نمیزنه.

نويسنده: نیک نگار

 

چرا اصلآ ورزشکار المپیکی ما باید عضو جناحی سیاسی باشد و مرد سیاست؟من هم مطلبی در این مورد نوشته ام

نويسنده: فرهاد

 










مشخصات مرا به خاطر بسپار