.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۱۰ آبان

درباره استعفای اجباری همکارانم-1 / در لجن نفس می‌كشیم

در ستون «از گلستان وب ببر ورقی» تیتری زده‌ام با این عنوان:«به کجا می‌رویم؟» . از همان لینک که بروید، از ماجرای اخراج همکارانم در روزنامه «اعتماد» مطلع می‌شوید.

ماجرا در اینجا دیگر محدودیت سیاسی و اقدامات جناح حاکم نیست. مساله پیچیده‌تر از این حرفهاست. از یک«انحطاط» سخن می‌گوییم. انحطاطی که مدتهاست دامن‌گیر جامعه ایران شده و حالا همانطور که در سطح سیاسی در ادبیات احمدی‌نژاد و دولتش بروز می‌یابد، در حوزه جامعه مطبوعاتی هم، چنین رخ می‌نماید.

هوا دیگر نه تنها ناجوانمردانه سرد که مملو از کثافت است. لجن را تنفس می‌کنیم، در لجن‌زار گام برمی‌داریم وهر قدم که جلو می‌رویم، نه گامی به پیش که نشانه «فرو رفتن» است. البته هنوز هم باید گفت که ماندن به از خودکشی است. اما این را هم دردمندانه باید گفت که «چه فکر می‌کردیم و چه شد؟!».

ما که دل در گرو اصلاح داشتیم، ما که می‌خواستیم با ورود به عرصه مطبوعات نوری بر تاریکخانه‌ها بیافشانیم، ما که دوران طلایی مطبوعات دل و دین و عقل و هوش‌مان، همه را به باد داده بود، ما کهمی‌خواستیم نسل دوم مطبوعات اصلاح‌طلب باشیم و در سایه عبدی‌ها و گنجی‌ها و باقی‌ها و بهنودها ببالیم و سرافرازیم، حال نه تنها ما که الگوهایمان هم به انفعال و انزوا و سکوت دچار شده‌اند.

البته وضع الگوهایمان از ما بهتر است. آنها بالاخره به سطحی رسیده‌اند که تندباد حوادث سیاست و حتی انحطاط جامعه، آنها را گزندی نمی‌رساند. حداکثر سکوت پیشه می‌کنند و یا
مطلبی می‌نویسند که محل نقد یا واكنش و چالش چند چهره مطرح و افكار عمومی (هرچند محدود) قرار می‌گیرد.

اما ما چه؟ ما كه به نسل سوخته مطبوعات تعلق داریم. نسلی كه نه توانست همچون نسل اول روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب به موقعیت سیاسی یا فرهنگی تثبیت شده‌ای برسد و نه همچون كسانی كه این روزها تازه قلم به دست می‌گیرند و مطبوعاتی می‌شوند، تكلیف خود را با این فضای آلوده، محدود و بشدت متاثر از زدوبندهای سیاسی و اقتصادی می‌دانند.
 
شاید تصویری كه ارائه كردم از این بركه لجن گرفته مطبوعات، مصداق سیاه‌نمایی به نظر آید. اما هرچه فكر می‌كنم به ساحل نشستن و نظاره كردن، بهتر از آلوده‌تر شدن است. البته اگر بتوان راهی به ساحل یافت.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/1047



 نظرات

چیزی هم مبیشه گفت به این زمونه؟!!!!!!!!!!

نويسنده: مجید

 

نه جواد جون اصلا سياه نمايي نيست. واقعيت اين روزهاي مطبوعات ماست. باهات موافقم كه به ساحل نشستن بهتر از آلوده‌تر شدن است

نويسنده: نازنين خسرواني

 

نشریات در بیان واقعیت ها و حقایق آزادند و یکی از رسالتهای مطبوعاتی آنها انعکاس واقعیتها و اخبار صحیح است.در پی درگیری لفظی کاظم جلالی نماینده شاهرود و اکبر اعلمی نماینده تبریز بر سر سهم ایران در دریای خزر وبلاگها و سایتهای معلوم الحال وابسته به دولت مانند "رجانیور" و "جهان نیوز" و "روزنامه دولتی ایران " به نقل از یک منبع همیشه آگاه و در عین حال همواره ناشناخته خبر این درگیری را کاملا ابتر و جانبدارانه و جهت دار و به زعم خود بنفع یک نماینده اصولگرا (جلالی) و علیه نماینده اصلاح طلب (اعلمی) منعکس کردند. داریوش قنبری نماینده ایلام در جمع خبرنگاران پارلمانی طی یک مصاحبه مطبوعاتی بطور کامل جزئیات این رویداد را توضیح داده و نیمه پنهان این درگیری لفظی را که حق را به اعلمی می داد تشریح کرد.وی در این مصاحبه انگیزه های جلالی برای تملق گویی مسئولان دولتی در کمیسیون امنیت ملی و اینکه سهم ایران از دریای خزر 11 درصد میباشد و همچنین میزان سفرهای خارجی او و حق ماموریتهایی که بابت سفرهای 111 روزه اش دریافت کرده است را بطور کامل توضیح داد. با وجود اینکه در این مصاحبه بجز من حداقل 10 نفر دیگر نیز خبر را یادداشت و یا ضبط میکردند اما متاسفانه بدلیل فشارهای کاظم جلالی و خواهش و اصرار او برای عدم انعکاس این خبر سردبی روزنامه ای که من در آن کار میکنم به ما گفت مدیر مسئول نشریه گفته است خبر مذکور کار نشود!! وقتی با بعضی از دوستان خبرنگار که در مصاحبه قنبری شرکت داشتند تلفنی گفتگو میکردم آنها نیز اظهار داشتند که جلالی با مسئولین نشریه آنها تماس گرفته و با اصرار تقاضا کرده است که این خبر منتشر نشود!! از طریق گوگل موضوع را پیگیری کردیم و معلوم شد که سایت آفتاب نیوز خبر را به شرح زیر آفتاب - ماجرای درگیری در کمیسیون ...
داریوش قنبری عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی lمجلس درگیری لفظی کاظم جلالی و اکبر ...
www.aftabnews.ir/vdcgxz9ak3933.html - Similar pages

کار و لحظاتی بعد بدلیل تماس و اصرار جلالی ناگزیر کل خبر را از خروجی این سایت حذف کرده اند!! اکنون این سوال مطرح میشود که" این تذهبون ؟" چرا در اثر اصرار یک نماینده حقایق باید قربانی رفاقت ها و فشارها شود.گفتنی است که روزنامه اعتماد ملی و خبرگزاری موج هریک قسمتهایی از این مصاحبه را منعکس کرده اند. " یک حبرنگار"

نويسنده: hamid

 

صميمانه و ساده بود....مطلب منم در همين مورد بود ببينيد...جالبه هم نظريم....

نويسنده: حميدرضا طهماسبي

 










مشخصات مرا به خاطر بسپار