.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۰ تیر

دفاع از بازداشت‌شدگان 18 تیر؛ به‌مثابه ضداستراتژی

دلیل بازداشت فله‌ای اعضای دفتر تحكیم وحدت و بلافاصله اعضای سازمان ادوار چه بود؟ آیا هراس از یادبود 18 تیر پاسخی كافی است؟

چنین فكر نمی‌كنم. پتانسیل موجود در دانشگاه، نوع رویكرد دفتر تحكیم وحدت و تدابیر امنیتی و حتی عجیب مدیران دانشگاه‌ها ( از جمله قطع برق در پلی‌تكنیك)، نشانی از حادثه و حتی زمینه‌های حادثه در سالگرد 18 تیر نداشت. حتی سازمان ادوار تحكیم وحدت (به‌عنوان نزدیك‌ترین تشكیلات سیاسی به تحكیم) نشست یا جلسه‌ای در این روز نداشت. آیا دستگاه‌های شنود و احضارگران كمیته‌های انضباطی و نهادهای امنیتی از این‌همه بی‌خبر بودند؟

شاید گفته شود تحصن اعضای شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت مقابل پلی‌تكنیك پتانسیل گسترش به حركتی اعتراضی را داشت و از همین‌رو، آن برخورد انجام گرفت. این، البته یك احتمال است. اما ادامه یافتن بازداشت و سپس تعمیم آن از تحكیم به ادوار،  نشان از پروژه‌ای گسترده‌تر دارد. پروژه‌ای كه فكر می‌كنم از بین بردن زمینه‌های نوپای تجدید رابطه اصلاح‌طلبان با دانشگاه بتواند آن را تعریف كند.

قبلا در این‌باره نوشته‌ام و فكر می‌كنم نشانه‌های این همگرایی برای هم فعالان دانشجویی و هم نیروهای سیاسی ملموس باشد. البته این همگرایی، نه از حب علی كه از بغض معاویه است. وگرنه، انتقادات بحق دانشجویان از اصلاح‌طلبان (و به‌ویژه شخص خاتمی) به‌جای خود باقی است و در عین‌حال، نقدهای استراتژیك اصلاح‌طلبان بر عملكرد دفتر تحكیم هم.
 
برمبنای چنین نگاهی است كه دفاع از بازداشت‌شدگان 18 تیر از سوی اصلاح‌طلبان، فراتر از اصلی اخلاقی یا حقوق‌بشری به‌مثابه ضداستراتژی در برابر حركت تازه جریان حاكم عمل خواهد كرد. هرگونه سستی در پیگیری وضعیت دانشجویان، بار دیگر و در شرایط حساس كنونی، مجادلات فرعی میان فعالان سیاسی و دانشجویی را زنده خواهد كرد و بازی‌های بی‌حاصل را دامن خواهد زد.

با انجام وظیفه خود، از میدان تعریف‌شده حریف خارج شویم.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/1038



 نظرات

مشكل دست ديگر خاتمي ست رو خوندم.فقط ميتونم بگم خيلي رو دارين...

نويسنده: دانشجو

 

متاسفم كه اصلاح طلبان حكومتي به مثابه ضد استراتژي به آزادي عده اي دانشجو نگاه مي كنند.
با اين اخلاق سياسي ما فقط ديگران را قرباني قدرت خويش مي كنيم.

نويسنده: من او هستم

 

http://www.safirr.blogfa.com

نويسنده: پاک اندیش

 

اصلاح طلبان ظاهرا فكر مي كنند هميشه بايد سواره نطام باشند كاش گاهي هم هم در نقش پياده نظام انجام وظيفه كنند. انها توقع دارند هميشه دانشجوها براي انان هزينه بپردازند كاش گاهي هم انان اين وظيفه را بر عهده بگيرند اما به هر حال بايد سوخت و ساخت مگر راه ديگري هم داريم

نويسنده: خدري

 

با «من او هستم» موافقم !
اميدواريم دفاع از بازداشت‌شدگان 18 تیر از سوی اصلاح‌طلبان، فراتر از ضداستراتژی در برابر حركت تازه جریان حاكم به عنوان اصلی اخلاقی یا حقوق‌بشری را شاهد باشيم.
ببينيم و تعريف كنيم!

نويسنده: كوشا

 

من هم در اين مورد دو مطلب نوشتم.

نويسنده: جواد طواف

 

سلام دوست عزیز
با نوشته جالبی در مورد ایرانیها رو به رو شدم...یک نظرسنجی در ایران صورت گرفته است و آن را در پست جدید لینک
کردم. خوشحال میشوم سری به ما بزنین.

نويسنده: farhad

 

سلام. البته من گمان مي كنم چيزي شبيه توقيف و سپس اجازه اكران دادن به برخي فيلمهاست. نوعي تبليغ براي جرياني خاص با هماهنگي با بزرگترهايشان... يك وقت سر نزني معصيت داره

نويسنده: محمد مهدي اسلامي

 

حمايت مشاركت از دانشجويان عملي پسنديده بود و خوشحالي از آنجاست كه صدايي مخالف از انديشه شكوري رادها از مشاركت بروز مي نمايد.
پيروز باشيد.

نويسنده: علي هنري

 

خبرنامه دانشجویان دانشگاه علامه ( به امید آزادی همه دانشجویان دربند)

نويسنده: علامه بلاگ

 

سلام راجع به فيلم اعترافات حرفي نمي زني؟
يه سرم به ما بزن

نويسنده: مجتبي

 

سلام
چرا تا قبل از دستگيري تحكيمي ها اصلاح طلبان خواب بودند؟بچه هاي اميركبير و سنگسار و روزنامه نگاران كرد و ترك و منصور اسانلو را مي شناسيد؟
زنده باشيد.

نويسنده: فرهاد شكيبا

 

راه حل خیلی ساده تر از این هاست!
ببینید در پس همه ی آرمان های خوب (و به حقی) که همه ی ما به عنوان یک انسان و یک اپرانی داریم، و امیدواریم روزی بشریت به همه ی آن ها برسد، باید دارای هدف های مرحله ای مشخص و راه های های رسیدن به این اهداف باشیم.

من خیلی سعی میکنم نظرات گروه ها و احزاب و شخصیت ها و افراد معمولی را بخوانم. در وبلاگ ها کامنت ها را می خوانم و درباره ی نظرات و پیشنهادات فکر می کنم.

الان به ویژه بعد از فروپاشی بلوک شرق کمتر کسی را می توان یافت که به عنصر بنیادین "آزادی" انسان بی اعتنا باشد. عاملی که منشا خلاقیت ها و تولید فکر و اندیشه و هنر و کالا و.... در نتیجه رفاه و صلح است.

این عنصر آزادی هم فعلا با توجه به دانش و تجربه موجود بشر، بیشتر در سیستم های دمکراتیک فضای تبلور پیدا کرده است.

خب فکر کنم ایجاد یک دمکراسی (نیم بند) اما رشد یابنده مورد توافق اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران باشد. بنابرین چالش ما «چگونگی» تحقق آن است. چیزی که نخبگان و اندیشمندان ما باید جدی به آن بپردازند.

خود من زیاد به این مساله فکر کرده ام و بنا به نظر برخی دوستان دارای قوه تجسم خوبی هم می باشم. راه حل خیلی ساده تر از این هاست که بعضی آن را پیچیده و دست نیافتنی می دانند. چطور؟

(1) برگزاری یک انتخابات آزاد نسبی (مجلس) با شرکت تمام گروه ها و شخصیت های داخل ایران
(2) چهار سال بعد برگزاری یک انتخابات آزاد با شرکت همه احزاب و گروه ها و شخصیت ها (همه ایرانیان )

یعنی به رسمیت شناختن حقوق هر ایرانی... بازگشت به وطن... زندگی کردن در کنار هم و ساختن ایرانی آباد و آزاد که به "نفع" همه است!

این فعلا در گرو تغییر قانون اساسی نیست و به انجام کارهایی که حساسیت هموطنان غیر دمکرات ما را برانگیزد ندارد. کافی است از بالا به شورای نگهبان و آقای جنتی علامت لازم داده شود که به قلع و قمع کردن کاندیداها نپردازند!

به آن هایی هم که منافعشان به سیستم فعلی گره خورده و چوب لای چرخ هر حرکتی به سوی دمکراسی می گذارند، حالی شود که سرنوشت محتوم ادامه وضعیت جاری چیزی جز فروپاشی و هرج و مرج نیست. خواهید دید که مثلا همین بسیجی فعلی اما گرسنه و بی خانمان، در روزهایی که امیدواریم هرگز اتفاق نیفتد، چطور به "غارتگری" خواهد پرداخت! حال آن هایی که در این سه دهه مورد ظلم و تبعیض قرارگرفته اند، کارهایی بس خطرناک تر خواهند کرد!

بعضی رهبران «مات» و «گیج" گروه های سیاسی هم که فکر می کنند، هر حرکتی ممکن است ایران را ایرانستان کند، باید آن سوی مسئله و ریسک گزینه ناگزیر فروپاشی و آنارشیسم را در اثر بی عملی از نظر دور ندارند. به گمان من بسیار ساده اندیشانه است که ریسک "عمل" سیاسی را می بینند ولی ریسک "بی عملی" را نمی بیینند. یک مقدار فشار روی حاکمیت گذاشتن (مثلا برای برگزاری یک انتخابات آزاد) ممکن است ریسک فروپاشی کشور را به صفر نزدیک کند.

شاید نتیجه ای که می خواهم بگیرم این است: زیاد "نبوغ" خود را صرف تکرار این کلمه بدیهی "اصلاح طلبی" و یا مثلا صرف نشخوار کردن "روشنفکرانه" حرف ها ی پست مدرنیست های اروپا... و یا صرف دعوا بر سر کلماتی چون تجدد و مدرنیسم و سکولارسیم و .... نکنیم. این ها جز ایجاد حساسیت و مقاومت نتیجه ای نداشته است. آن هایی که باید بدانند تا حالا دانسته اند... بیایید به "چگونگی" «واداشتن» آن ها به پذیرش یک انتخابات آزاد فکر کنیم؟؟؟

نويسنده: آرش

 

با مطلبی با عنوان " شرمنده از مرد بودن، انسانم آرزوست " به روزم

نويسنده: حمید موذنی

 

سلام. با تشكر از محبت شما در لينك. باتوجه به اينكه پرشين بلاگ هك شده اگر مي شود به اين آدرس تغيير يابد:
takneveshteha.persianblog.ir

نويسنده: محمد مهدي اسلامي

 

با تحليلت موافقم حداقل و از ديد پراتيك هم دفاع از حقوق دانشجويان منطقي ترين كاريه كه اصلاح طلبان بايد انجام بدهند.
يه خاطره هم از اون روزها نوشته ام

نويسنده: علي اكرمي

 

انقلاب مخملی در گفت و گوی اصلاحی

نويسنده: گفت و گوی اصلاحی

 

سلام
خوبي آقا جواد
راستشو بخواي به گمانم اصلاح‌طلبان در راهبرد اصلي و استراتژي موفق نبودند كه 18تير پيش اومد حالام بعيد به نظر ميرسه ضد استراتژيشون جواب بده تنها استراتژي اصلاح‌طلبان تو اين برهه زماني فقط ميتونه اين باشه كه واقعا اصلاح‌طلب باشند و طرفدار استقرار دموكراسي و پيگيري حقوق شهروندي و عجيب اينكه بعضا بايد از خود شروع كنند چون به خيالم از همه اصلاح‌طلب‌ها معتقد به دموكراسي بودند و البته به دنبال تحقق مردم‌سالاري به يقين امروز از باب در محاق بودن دوستان دانشجو و آزاديخواه خيالمون پريشون نبود
درود رفيق

نويسنده: محرم

 

با مطلبی با عنوان "شاملو , زیبایی میان خورشید های همیشه " به روزم

نويسنده: حمید موذنی

 

خيلي خوب مي نويسين،‌يا بهتره مث سامورايي ها بگم خوب شمشير ميزنين!
اگه لطف كنين و به وبلاگ من سر بزنين خوشحال مي شم.
خسته نباشين و ممنون

نويسنده: باران

 










مشخصات مرا به خاطر بسپار