.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۱۲ تیر

كركره‌مان را پايين كشيدند

sms پشت sms : 
Hammihan toghif shode؟ 
و من هستم كه are ها را reply مي‌كنم. 

خبرش را وسط مصاحبه با رضا خاتمي شنيدم. داشتيم درباره
لغو امتياز ارگان جبهه مشاركت حرف مي‌زديم. قبلش رضا معطريان، خاتمي را كشيده بود وسط خيابان، جلوي كركره پايين‌كشيده مغازه‌اي روبه‌روي دفتر حزب. قرار بود عكس تمام‌قد صفحه اول فردا باشد. 

به رضا خاتمي مي‌گويم: متاسفم كه روي جلد نرفتيد! با ته‌لهجه يزدي‌اش مي‌گويد: چه بهتر!اگر فردا توقيف شده بود، همه مي‌گفتند دليلش عكس تمام قد ما بوده. حالا مي‌افتد گردن كسي كه عكسش شماره آخر بود؛ يعني حضرت الهام! 
 
حرفش بامزه بود؛ ولي هيچكدام خنده‌مان نيامد. بامزه‌تر طنز موقعيت‌مان بود. گفتم كه داشتيم درباره لغو امتياز ارگان جبهه مشاركت حرف مي‌زديم كه توقيف شديم. 

خاتمي داشت مي‌گفت كه در روزنامه مشاركت خطي كه مي‌رفته‌اند، درست بوده؛ گرچه ممكن است ايراداتي هم به لحاظ حقوقي وجود داشته. تاكيد داشت كه مشكل آقايان با مشاركت «تندروي» نيست؛ بلكه مساله فراتر از اين است. ياد يادداشتم براي توقيف «شرق» افتادم كه «اصلاح‌طلبي بد جرمي‌ است»؛ تندرو و كندرو هم ندارد.

رضا خاتمي داشت اينها را مي‌گفت كه خبر آمد. قوچاني به معطريان زنگ زد كه عكس نگير و او هم به من گفت: مصاحبه را قطع كن. آمديم بيرون. كركره مغازه روبه‌روي حزب همچنان پايين بود. 




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/1035



 نظرات

تلخ بود خبر...

يك نكته: «روي جلد» براي مجلات به‌كار برده مي‌شود و براي روزنامهُ «صفحه‌ي اول».
پرانتز:حالا نمي‌دانم شما بايد با «من»ي كه پس از 14 سال كيهان را تحريم كرده و 10ماهي مي‌شود كه رنگ تحريريه را نديده‌ام هم‌دردي كنيد يا آه من كار خودش را خواهد كرد؟!

نويسنده: ح.ش

 

من اغلب منتقد خط مشي و تحليل هاي هم ميهن بودم،اما شديدا با توقيف آن هم مخالفم.فقط مي توانم تاسفم را از اين بابت اعلام كنم.شايد باور نكنيد، اما به عنوان يك مخالف( مخالفي كه البته به جبهه اصولگرايي تعلق ندارد) از شنيدن اين خبر ناراحت شدم.

نويسنده: شاهد يگانه

 

اينجا آخر دنياست باور كن.و ديگر جاي تعجب و تسليت و .. رو نميبينم. قدرت هميشه با خودش استبداد را همراه داشته. ان هم قدرت بي نظارت!
در همين راستا ازت ميخوام بيايي يه عكس جالب دارم ببيني و نظرتو بگي.ممنونم.

نويسنده: صفاییه . باقري

 

ببين آقاي روح همان كه گفته بودي. اصلاح طلبي كه نه اما منتقدر تند رو و كند رو نداره. اينجا ايرانهو تازه به ساحل يكدستي رسيده اند خيال عبثي است كه اگر با صلح و گفتگو به جايي برسيم بايد .... چه بگويم. براي هم ميهن متاسفم و حالا تنها شرق .
خبر پيشنهاد سكس به 40000 راي دهنده رو شنيدي؟ بيا بخون برادر و كمي روحيه خودتو عوض كن.

نويسنده: قم امروز

 

تسليت. روزنامه‌اي كه تعطيل نشه كه خوندن نداره . واقعاْ روزنامه خوبي بود به غير از از خبرها-صفحات ديگرش هم خيلي خوب بودند.
من يك پيشنهاد دارم - يك صفحه وب ساخته بشه كه لوگوي نشرياتي كه سرشون رو زير آب كردن يكجا ديده بشه . بلكه تلنگري باشه براي هر بيننده‌اي كه اينجا چقدر آزادي فكر معني ميده. كه بعضيها نگن منظور شما از آزادي يعني عرق‌خوري!
بلكه براي بعضي ها هم كلكسيون افتخاري باشه از كارامدترين بخش حاكميت.و البته مزاري براي انديشه ! البته چند جاي خالي هم براي اونهايي كه بعداْ اضافه ميشن بايد در نظر گرفت .
به هر حال ما كه هم‌ميهن رو حداقل براي مدتي يا براي هميشه از دست داديم .اميدوارم اونهايي كه از اين روزنامه روزي خودشون رو تامين مي‌كردن به مشكل نخورن.

نويسنده: كوشا

 

يه عده اي اوباش و آخوندهايي كه الاغ در مقايسه با آن ها پروفسوره، اين مملكت را به گند كشيده اند!

نويسنده: آرش

 

حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب
جمله می​داند خدای حال گردان غم مخور...
اميدوارم هرچه زودتر بتوانيم هم ميهن را دوباره بخوانيم.

نويسنده: محمد مهدي اسلامي

 

اين روزنامه فروش ميدان مركزي شهرمان ديگر به من روزنامه نمي فروشد! قبل از توقيف هم ميهن به من مي گفت تو هر روزنامه اي كه مي خري مي بندنش! انگار حالا نوبت هم ميهن است؟ من هم مي گفتم فكر نكنم! يعني خدا نكند. عجب عادت كرده بودم به اين روزنامه! نه اصلن نمي توانم ديگر شرق و اعتماد بخوانم. دل من باز هم هم ميهن مي خواهد!

نويسنده: پيمان

 

ما مي مانيم. اين سرنوشت ماست.

نويسنده: مهيار هادي زاده

 

بحث بحث اصلاح طلبي و تندروي و كندروي نيست... بحث خريت جانوري به نام مرتضوي است و پاپس كشيدن هاي متعدد اصلاح طلبان

نويسنده: آرش بهمني

 

از بايت توقيف خيلي متاسفم. كاش حداقل دليل شان اين قدر آبكي نبود.

نويسنده: غدیر ‌نبی‌زاده

 

متاسفم

نويسنده: رضا باوفا

 

با سلام و عرض احترام به حضرتعالي –احتراما به استحضار ميرساند پايگاه اطلاع رساني اراك خبر با مديريت اينجانب و با همكاري نخبگان عرصه خبر و تحليل بزودي افتتاح ميشود اين پايگاه قصد دارد با شيوه هاي نوين و ابتكاري تحولي جديد و عميق در عرصه خبر محلي ملي و بين المللي ايجاد نمايد و در كنار ديگر پايگاه هاي محلي همچون اراك آنلاين اراك فردا اراك نيوز و خبرگزاريهاي رسمي ديگربا هدف اقناع مخاطب و احترام خاص به او خدمتي جديد ارائه نمايد خبرهاي ما بيشتر توليدي تحليلي و ويژه و اصولگرايي علوي و عدالت سياسي اجتماعي و اقتصادي محور خواهد بود خوشحال ميشويم ما را در اين زمينه ياوري كنيد شما سرور ارجمند در صورت تمايل ميتوانيد پيامتان را براي افتتاح پايگاه و اخبارتان را تا اطلاع ثانوي به اي ميل من به آدرس hosein5070@yahoo.comارسال فرماييد كليه پيامها در صورت نداشتن فرازهاي خلاف عفت به رويت مخاطبان محترم خواهد رسيد .اين قطره باران را از درياي محبت تان محروم نفرماييد .
حسين جمالو (اراكي)

نويسنده: حسين جمالو (اراكي)نامزد رييس جمهور 9و10

 

تلخ بود اما نااميد نبايد بود اين نيز بگذرد بالاخره روزي افكار مرتضوي ها فرتوت مي شود

نويسنده: خدري

 

متاسفم.
درست ميشه.

نويسنده: من او هستم

 

وحشتناك....

نويسنده: خران دو عالم

 

سخنان عجیب آقا تهرانی استاد اخلاق کابینه در شهرستان زرند در باره اصلاح طلبان
اينجا بخوانيد:

http://www.kermanema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-1489.html

نويسنده: من

 

آقاي روح كركره همه شهر پايين است. تلخ بود. متاسفم

نويسنده: مهسا امرآبادی

 

من یک خواننده عادی روزنامه هم میهن مثل خیلی های دیگر از مردم بودم.

در این دوران کسالت بار و تکراری هم میهن یک اتفاق بود که به وقوع پیوست.

هر روز اولین کارم خرید هم میهن بود نا آخر شبم را با خواندن هم میهن بگذرانم.

روزنامه ای که به آن اعتیاد پیدا کرده ام.

مطالبش همگی پربار بودند و خواندنی.

امروز که برای خرید هم میهن به دکه روزنامه فروشی رفتم هم میهن را ندیدم.

خدایا یعنی چه شده است؟دلیلی برای بسته شدندش نباید باشد....

باورم نمیشد که بسته شده باشد.

به خانه آمدم سری به اینترنت زدم و متوجه شدم که بله متاسفانه هم میهن بسته شد.

بسیار متاسفم.

نویسندگان و تمامی دستندرکاران هم میهن باور کنید که در قلب تک تک ما ایرانیان جا دارید و آرزو میکنم که مشکل پیش آمده با کمی عاقلانه رفتار کردن مسئولین حل شود و دومباره هم میهن را داشته باشیم.

نويسنده: بهزاد

 

چه تلخ

نويسنده: مجتبي

 

وقتي شنيدم.سعي كردم تعجب نكنم.سعي كردم به خودم نگويم كه هم ميهن با بقيه فرق داشت.نگويم قوچاني و دوستانش را دوست دارم.نگويم (...) به اين شانس.نگويم باشگاه روشنفكران داشت تكانم ميداد.نگويم داشتم معتادش مي شدم.اينها را نگفتم.گفتم خدايا كجايي؟

آقاي روح عزيز
آقاي مدرسي نوشته بود آقاي قوچاني كفته اگر توقيف شديم ديگر كار نمي كنم.لطفا به ايشان بفرماييد در اين چند وقتي كه بيكار خواهيد بود دوباره به ؛اصلاحات؛ فكر كنيد...لطفا.

نويسنده: فرهاد شكيبا

 

متاسفم.اما اين راه ادامه دارد٬پس اميدوار باش و به خدا توكل كن

نويسنده: خاطره و طن خواه

 

مسا له اين است كه از هر جهت در روزهاي اخير كم آورده بودند و ديگر روزنامه هاي خوش و آب و رنگ ارزان قيمتشان ديگر آب و رنگي جلوي كيوسك هاي روزنامه فروشي نداشت . اين عادت ديرينه محافظه كاران است كه هر گاه در بازي كم مي آورند زمين بازي را به هم مي ريزند و داوري كه بايد آن ها را سه بر صفر بازنده اعلام كند هم كه... ولي خاك مرگي كه مي پاشند عاقبت دامن خودشان را خواهد گرفت . اين را قبلا هم تجربه كرده بودند .

نويسنده: سهند حزين

 

حيف شد

نويسنده: مجيد

 

خبر را من امروز صبح از طریق سایت روز خواندم. نمی دانم چه بگویم. این گونه مرثیه سرائی ها گویا باید کار روزمره مان باشد.
به شدت متاسف و متاثرم. امیدورام باز هم از این توقیف بیرون بیاید هم میهن

نويسنده: آرش شعبانی

 

شما هنوز نفهميديد مشكل از خود شماست.جناب!مشكل از همون روح شرق بود كه شد روح هم ميهن.اصلا ميدوني چيه؟هيچ روزنامه اي در ايران نبايد روح داشته باشد.

نويسنده: محمد

 

سلام . با "آقای دولت تو مریض هستی" به روزم

نويسنده: محمد مهدي اسلامي

 

http://sahel-e-salamat.blogfa.com/post-232.aspx حالا وقت اين دعواها نيست دوستان!

نويسنده: سميه

 

اس ام اس را خواندم. رضا داده بود.. شوکه کننده بود... چند ثانیه ای به همان حال ماندم... خدا به همتون صبر بده... وای که اگه می شد روزنامه ای آزاد داشت...

نويسنده: بابک

 

واقعا متاسفم که روزنامهای به این خوبی را از دست دادیم
از شما هم ممنونم به خاطر این مطالب خوبی که می نوشتید و خواهش میکنم دلسرد نشوید چون انها همین را میخواهنی
(یه سری هم به من بزنید)

نويسنده: هادي

 

سلام! اگه وقت کردین یه نگاهی به وبلاگم بندازین!
واسه هم میهن یه کارایی کردم!!!

نويسنده: اشكان

 

سلام آقاي روح
بنده هم بسيار متاسف و متاثر شدم از اين اقدام بي شرمانه دولت و مدعيان دروغين مهرورزي و عدالت محوري. با مطلبي در همين زمينه با عنوان *اعتراضي براي بقا* اعتراضي وبلاگي به توقيف هم ميهن به روزم.

نويسنده: مصطفي رسته مقدم

 

برادر هنوز چیزی نگذشته دلمون براتون تنگ شده...

نويسنده: نفیسه

 

سلام همكار .اينجا چه خبر است چند روزي كه نبودم ؟دوباره كه توقيف كردند.دوباره كه بستند.دلم ميسوزد براي اين كلمه فخيمه آزادي.
فقط متاسفم همين.

نويسنده: فرنوش حبيب نژاد

 

سلام همكار .اينجا چه خبر است چند روزي كه نبودم ؟دوباره كه توقيف كردند.دوباره كه بستند.دلم ميسوزد براي اين كلمه فخيمه آزادي.
فقط متاسفم همين.

نويسنده: فرنوش حبيب نژاد

 

سلام.از توقيف هم ميهن بسيار متاسف شدم .به نظرم آقاي قوچاني و شماها بيخود داريد اصرار مي كنيد كه در اين مملكت دموكراسي وجود دارد.دنيا كه نمي تواند به قول معروف هم دم خروس را باور كند هم قسم ... .وقت كرديد سري به ما بزنيد.ممنون.

نويسنده: فرشته رضايي

 

سلام ُ
اسم شما كه به خاطرم مياد 2 تا موضوع به ذهنم خطور ميكنه اول:يه روزنامه نگار كه اگه فرصت بشه البته فضا اجازه بده تاريخ زنده روند توقيف مطبوعات تو چند سال اخير!
چون بيشتر روزنامه‌هايي كه كار كردي عمدتا توقيف شدن
يه مثل هست كه ميگن ناف فلاني رو با فلان چيز بريدن .....
دوم:انتخابات رياست جمهوري گذشته من از اراك خبر مينوشتم واسه روزنامه اقبال و نديده برا چند روز همكار بوديم گرچه ياد اون روزا كه مي‌افتم به اين كه چرا اين‌طور شد غبطه ميخورم
يه مطلب نوشتم درباره توقيف هم ميهن تو وبلاگم وقت كردي بخون خوشحال ميشم نظرت رو بگي

نويسنده: محرم

 

يادم رفت مشخصاتم رو دقيق تر بنويسم من محرم براتي هستم وبلاگ يك شاخه زيتون

نويسنده: محرم

 

سلام.
چند روز پيش بود كه آمدم و گفتم دوباره برگرديد شرق. فكر نمي كردم شوخي من را زود تعبير كنند هم ولايتي ها. به هر حال در مملكتي كه اول محكوم مي كنند و بعد محاكمه و تازه بعد از محاكمه و رها كردن متهم سابق با كمال صداقت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اعتراف مي كنند اشتباه كرديم و دوباره بايد محكوم كنيم و بعد محاكمه، چه انتظاري داري.
مطبوعات در كشورهاي ديگر جزء خاطرات مكتوب ملت هايند. اينجا چه زود خاطراتمان را توقيف مي كنند. فكر مي كنم وقتي كه 70 ساله شوم (خدايي نكرده)، براي نوه ها مي گويم يك روزنامه ي جامعه داشتيم بعد شدتوس و بعد نشاط بعد عصر.... وبعد تكثير شد چند تا شد هم ميهن و شرق و اعتماد و...... بار و بنه تان را برداريد و برويد همان شرق پيش مير فتاح و ابك و باقي برو بچه ها...
نا اميد نشويد هيچ وقت. ما هم اميدمان را از شما مي گيريم،به قوچاني هم بگوييد.
شهروندتان را مي خوانيم به كوري چشم بعضي ها....

نويسنده: محمد يوسفي

 

واقعا اسف بار بود جواد جان...خيلي تلخ

نويسنده: سامان صفرزایی

 

اگر با اين وضعيت نيمي خواب و نيمي بيدار به فعاليتهاي حزبي خود ادامه دهيد وضعيت از اين بهتر نمي شود.ما شما را پر تلاش مي خواهيم.نه تنبل و خموش با رفتاري كجدار و مريز.

نويسنده: نقی عبدالجوادی دستجردی

 

از من به شما نصيحت يا دنبال مطالب تكراري برويد

يا چهر گوشو ببوسيد بزاريد كنار چون تو اين شرايط نمي گذارن كسي حرف نو و جديد بزنه
اگر كسي بخواد حرف جديدي بزنه كه قابل فكرباشه سريع دهنشو ميبندن
پس يابايد قلم به مزد بود يا دست به قلم نبرد
اين مطالب تكراري هم كه همه تو روزنامه ها مي نويسند .

نويسنده: سيد عليرضا

 

به شما و همكاران محترمتان خسته نباشيد عرض مي كنم و توفيق در مراحل آتي.
همونطور كه شما بهتر از من ميدونيد اصلاح طلبي با حرف و شعار نيست بلكه همه افعال اصلاحطلبي هرگز خالي از هزينه نبوده و چه بسا در مملكتهايي چون كشور ما اين هزينه ها بالاتر و بشتر.
گام بلندي كه پس از انتشار هم ميهن برداشتيد ما را اميدوار به برداشتن گامهايي بلندتر نموده است و حتم دارم كه موفقيت همواره با اصلاح طلبي است.

نويسنده: سهند انوري

 

به شما و همكاران محترمتان خسته نباشيد عرض مي كنم و توفيق در مراحل آتي.
همونطور كه شما بهتر از من ميدونيد اصلاح طلبي با حرف و شعار نيست بلكه همه افعال اصلاحطلبي هرگز خالي از هزينه نبوده و چه بسا در مملكتهايي چون كشور ما اين هزينه ها بالاتر و بشتر.
گام بلندي كه پس از انتشار هم ميهن برداشتيد ما را اميدوار به برداشتن گامهايي بلندتر نموده است و حتم دارم كه موفقيت همواره با اصلاح طلبي است.

نويسنده: سهند انوري

 

به شما و همكاران محترمتان خسته نباشيد عرض مي كنم و توفيق در مراحل آتي.
همونطور كه شما بهتر از من ميدونيد اصلاح طلبي با حرف و شعار نيست بلكه همه افعال اصلاحطلبي هرگز خالي از هزينه نبوده و چه بسا در مملكتهايي چون كشور ما اين هزينه ها بالاتر و بشتر.
گام بلندي كه پس از انتشار هم ميهن برداشتيد ما را اميدوار به برداشتن گامهايي بلندتر نموده است و حتم دارم كه موفقيت همواره با اصلاح طلبي است.

نويسنده: سهند انوري

 

برخی دوستان به نکاتی مهمی اشاره کرده اند. در این راستا یادآوری یکی دو نکته ی محوری که نباید فراموش شود شاید لازم باشد:
ببینید "احمدی نژاد ها" به خودی خود محلی از اعراب ندارند. این ها دو دسته اند هم هستند- یا "جاهلند" یا "پلید". جاهلان آن ها خود "قربانی" و پلیدان آن ها شریک پلیدانی هستند که از دین نان می خورند . با آگاه کردن جاهلان باید به آن ها کمک کرد .این خود صف جاهلان را از پلیدان امیدواریم که جدا کند. برای مبارزه با پلیدی به اراده، فکر و برنامه نیاز است. هدف این گونه نوشته ها و بحث ها می باید آگاهی دادن به جاهلان آن ها و ارایه «روش» برای رهایی از پلیدان شود. شاید نتیجه ای که می خواهم بگیرم این باشد:
کمتر ولی هدفدارتر بنویسیم؟؟

نويسنده: آرش

 

سلام خوبی، باز هم خوب نوشتی من پست جدیدم رو به "انتظار جنسی از زنان روزنامه نگار ایرانی " اختصاص دادم خوشحال میشم نظرت رو در این مورد بدونم. منتظره قدم رنجتون هستم.
من لینک بلاگ شما رو اضافه کردم، اگر افتخار بدید و لینک منو به لیست دوستاتون اضافه کنید ممنون میشم.

نويسنده: امید توشه

 

با مطلبي به عنوان " قليان، افزار مرد سالاري " به روزم

نويسنده: حميد موذني

 

سلام. دوستان عزیز با مطلب "تاملی بر ضرورت شناخت «عقل قرآنی» و طرح نامشتركات آن با ديگر نظام‌های انديشگی" به روزم. (مطلب خودمه) تشريف بياوريد
knowledgenews.blogfa.com
راستی با تبادل لینک دست یکدیگر را بفشریم

نويسنده: مرتضي صفايي

 

شنيدم دارند كركره تان را بالا مي كشند.درسته؟

نويسنده: محمد

 










مشخصات مرا به خاطر بسپار