تا جايي كه من ديدم مردم فقط غر مي زنند ولي با اين هم كنار خواهند آمد. باور كنيد مردم حالش را هم ديگر ندارند از كسي چيزي بخواهند!!
يادم رفت بگويم كه اين طرح بالاخره بايد اجرا مي شد. يادم هست كه زمان مجلس پنجم هم حرف هايي در موردش بود اما به عمل نرسيد. ولي اين كه چگونه اجرا مي شد و الان درست بود يا نه بحث دارد . بايد كارشناسي شود. پس با بند آخر نوشته تان كاملا موافقم!
به نظر مردم چندان ناراضي نيستند و نخواهند بود -نه به اين دليل كه ما عملگرا نيستسم و بيشتر غر ميزنيم - در اين مورد فكر ميكنم لزوم كاهش مصرف بنزين براي مردم منطقي به نظر ميرسه-
ولي نكته جالب براي من توانايي دولت در سازماندهي و عملي كردن اين طرحه . توليد و توزيع كارت - تغيير پمپ ها و ... اگر مدريت نباشه معمولا نتايج عملي به دست نمياد .از اين جهت اين مقوله توي اين دولت مايه تعجبه.
البته كشته شدن چند انسان هم شوخي نيست .بنزين و جايگاه به جهنم . به هر حال وقتي به هر دليلي چند انسان از دست ميروند- آرزوها و برنامههاي چند خانواده به كلي دگرگون ميشه پس مساله بسيار مهمه و موضوع در جاي خودش بايد به شدت و جديت نقد بشه.
اخلاق!
چه ربطي به اخلاق دارد! مثل اينكه كسي با چوب بجان تو افتاده باشد ولي تو براي دفاع از خودت نخواهي از آن استفاده كني. اصلا قابل مقيسه نيست نسبت اصلاحطلبان و اقتدارگرايان با مسپله بنزيد. مگر معين در موضعي راي ضايع كن نيامد توي تلوزيون گفت سوبسيد بنزين را حذف ميكند! موضع چنين فردي با كسي كه وعده ميداد نفت را سر سفره ميياره برابر؟
بايد گذاشت اونايي كه هيزم پوپوليسم را آوردن مزه آتشش هم بچشند.
بخترين استراتژي براي اصلاح طلبان در اين زمينه سكوت مطلق است . كوچك ترين حرفي در دفاع از اين مصوبه خبر اول بيست وسي مي شود و مخالفت كردن هم اخلاقي نيست .
1- امروز مطالب و تحليل هاي سياسي و اقتصادي مربوط به پرونده آمريكاي لاتين ، كه در شماره 5 نشريه شهروند منشر شده ، را خواندم. اين پرونده از پرونده فرانسه حجيم تر و مفصل تر بود و جالب اين كه به همان اندازه پراشتباه تر و پرايراد تر هم بود. البته تعجبي ندارد، وقتي در باره فرانسه و آمريكا آن همه اشتباه چاپ مي شود، ديگر نبايد در باره آمريكاي لاتين كه منطقه اي مهجورتر است انتظاري جز اين داشت. شمارضعف ها و اشتباه هاي تحليلي به اندازه اي است كه من يكي، بر خلاف پرونده فرانسه، جرئت نمي كنم بگويم قصد دارم چيزي در نقد آن مطالب بنويسم، چون مي دانم حداقل يك روز كامل وقت خواهد گرفت و شخصا ترجيح مي دهم چنين وقتي را به كاري ديگر بگذرانم.
2- بخش مهمي از حرف هايم در باب رابطه انرژي و جنگ آمريكا در عراق همچنان ناگفته مانده، شايد در يكي از روزهاي تعطيل يك يا دو كامنت ديگر به اين موضوع اختصاص دادم. اين دفعه قصد ندارم به چيزي يا كسي پاسخ دهم و فقط مي خواهم بحث را روي اين نكته متمركز كنم كه چرا به اعتقاد من، در اين مورد خاص، انرژي زيربناست و چرا قضيه اي تا اين اندازه بديهي در ميان روشنفكران و روزنامه نگاران جهان و به ويژه ايران اين قدر مناقشه برانگيز شده است و اصلا ريشه سوءتفاهم در كجاست. خودتان در مطلبي كه به اين موضوع اختصاص داده ايد تا يك قدمي پاسخ درست رفتيد، اما به يك باره تغيير مسير داديد.
3- يك يا دو كامنت هم در آينده ( هر گاه حس و حال اش بود) به پرونده فرانسه اختصاص خواهم داد.چون برخلاف پرونده آمريكاي لاتين نوشتن در باره آن فقط كمي حس و حال مي خواهد و در مقايسه با آن چندان وقت گير نيست.
4- آن چيزهايي كه خواهم فرستاد احتمالا به نوشته ها و پست هاي شما در وبلاگ بي ارتباط خواهند بود اما به گمان من از خواندن آن نكات ضرري نخواهيد كرد. به هر حال براي شما كه جرو چهره هاي برجسته آن نشريات هستيد آشنا شدن با انتقادها و استدلال هاي ديگران در خصوص مطالب آن نشريات خالي از فايده نخواهد بود. فوقش از آن نوشته ها و كامنت ها خوشتان نيايد كه آن موقع مي توانيد پاكشان كنيد.
نخست
دوست عزيز هيچكس با رعايت انصاف و اخلاق اصالتا، مخالف نيست. اما اختلاف در تعريف يا گسترش دايره موضوعاتي است كه بايد شامل قضاوت منصفانه و برخورد اخلاق گرايانه قرار گيرد.
به عنوان مثال، همه ي ما مي دانيم طي دهه هاي اخير ،رسانه هاي حكومتي هنگام طرح مباحث هنري، هر گاه سخن از فعاليت هاي ايرانيان خارج از كشور به ميان آوردند، همه ي آن فعاليت ها را در شهر لس آنجلس خلاصه كرده تا از آن شهر كه محصولات هنري اش كه بعضا به لحاظ هنري كم ارزش هم بود با مورد خطاب تمسخر آميز قراردادنش انتقام گرفته باشند .
تركيب صفت و موصوف« ترانه هاي لس آنجلسي » ازنظر رسانه هاي رسمي يعني حضيض ارزش هاي هنري. گو اينكه كم نيستند آثاري از ايرانيان خارج از كشور، حتي ساكن لس آنجلس كه حاصل تلاششان خالي از ارزش هاي هنري نيست . اما استفاده از صفت« لس آنجلسي » براي خطاب قرار دادن رسانه هاي آنطرفي و استفاده از جنبه هاي تمسخر آميز آن براي تخطءه كردن آنانيكه چون ما (بعنوان افراد و گروههای پایبند به مشی اصلاحطلبی) مخالفند (البته باز هم بعضا ) از دايره تعريف برخورد منصفانه و اخلاق گرايانه خارج است.
دوم
من شخصا ، هيچ كدام از نظراتت را تا به حال تا اين اندازه خالي از پشتوانه تحليلي كافي نديده بودم .چرا كه:
1 - وقتي در كشوري بحراني به وقوع مي پيوندد كه وسعت آن در كمتر از چند ساعت گريبان قريب به اتفاق مردم آن كشور را مي گيرد ،مسلما مسءول به وجود آمدن اين بحران هر كه باشد، در سيبل انتقاد قرار مي گيرد .چه رسد به اينكه اين بحران آفرين، در قسمتي از گذشه ي نزديك، وعده هايي خلاف آنچه به وقوع پيوسته بر زبان جاري ساخته و از آن بد تر، به كمك همين وعده ها، اعتماد بسياري را به دست آورده باشد.
2 - ريشه بحران امروز ( فكر مي كنم همه با اطلاق واژه بحران به وضعيت پيش آمده مخالفتي نداشته باشيم ) نه در 2 سال اخير و نه به تنهايي در هيچيك از دوره هاي اداره كشور پس از انقلاب نيست .
بلكه اين بحران، تنها بخشي از ميوه ي تلخ تجربه ي حكومت راني غلطي است كه تخمش با ايدءولوژي سازي صاحبان وعده هايي سطحي ،چون« اعطاي آب و برق رايگان به مردم»، كاشته شد.دوست عزيز من، ريشه يابي بحران، هرگز فرصت طلبي نيست .
3- آيا اگر ،گروه ديگري در جايگاه قوه مجريه، غير از مسءولين اجرايي فعلي ،دستور به سهميه بندي مي داد، در برابر اعتراض ها به «امنیتی کردن فضای اجتماعی و سیاسی درباره بنزین و ربط دادن آن به دشمنان و قضیه تحریم (که البته ربط هم دارد) و سعی در فرسایشی کردن و در نهایت خاموش ساختن آتش اعتراضات.» مي پر داخت؟
4- نمي توان گفت كه همه ي اصلاح طلبان در « کشاندن کشور به ورطه تحریم های اقتصادی و بینالمللی » وحتي در « سهمیهبندی و گران شدن بنزین » چه مستقيم و چه غير مستقيم داراي نقش نيستند .به چندين دليل كه در اين بجث نمي گنجد
5 - اينكه حل كردن معضلي چون « دلارهایی که دود میشوند و هوا میروند و محیط زیست را میآلایند و تنها دهکهای متوسط به بالا از آن سود میبرند» وظيفه هر حكومتي است شكي نيست ، آنچه كه جاي بحث دارد همان تفاوت در اجراست كه زندگي اجتماعي و حتي شخصي ملتي را در چنگال بحران خود ساخته، قرارداده است.
آقا ميدونم ربطي به بحثت نداره اما ميخواستم نظرت رو راجع به كافه شرق بدونم. من تو اين چند هفته دنبالش كردم و به نظرم يه چيز تازهاي تو شرقه. مطالب ميرفتاح و اشراقي و خوشخو و بقيه جالبه.
سلام
بحث بنزين يه گره كوره كه به اين راحتي باز نمي شه گره اي كه مي شد اوايل انقلاب و بعد از جنگ براحتي با ساختن چند پالايشگاه با دست باز كرد حالا بعد از اين همه بي فكري همه از محافظه كار گرفته تا اصلاح طلب با دندان داريم باز مي كنيم
شايد اگر اصلاحطلبان هم در راس كار بودند مجبور به همين اقدامات ميشدند شايد با روش ديگر شايد ...
سلام محمد عزيز. فكر كنم دهكهاي پايين از اين نحوهي تغيير سياستها كه به صورت شبانه اجرا ميشوند بيشتر متضرر خواهند شد. بايد جاي آنها بود تا فهميد كه چه ميكشند از امروز. صد البته با اصل اين موافقم كه بايد زماني بالاخره سوبسيد انرژي را به اين صورتي كه الان هست قطع ميكرديم اما نه اين گونه. دولت و مجلس با اين نحوهي سياستگذاري دربارهي بنزين، هرج و مرجي را در اقتصاد به وجود ميآورند كه تنها به نفع دهك پايين نيست، بقيه يك طورهايي جبران ميكنند، با بالا بردن اجاره خونه و گران كردن كالاها و خدماتشان.
متاسفانه وبلاگ من معدوم شده و نمي توانم مطلبم را منتشر كنم. اما موافقم و اين طرح هر چند جاي سو استفاده دارد اما به مراتب از وضعيت قبلي بهتر است اما اين آتش بازي ها ريشه در جاي ديگري دارد كه شرحش مفصل است
یادداشت های نیک آهنگ کوثر را در وبلاگش مرور می کردم که با دو نوشته عجیب و تکان دهنده او در مورد عدم نقد پذیری و بویژه نحوه برخورد دوستان و همفکران مشارکتی ام با آقای اعلمی نماینده اصلاح طلب تبریز که انصافا به شهادت اکثر مردم فعالترین و جسورترین نماینده دو دوره ششم و هفتم مجلس محسوب میشود مواجه شدم !نیک آهنگ نوشته است :
"يادداشتهای نيکآهنگ کوثر
نگاه نيکآهنگ به گذشته، حال وآینده
Monday, August 23, 2004 اصلاحات و اسهالات - ۲
یکی از عیوب بزرگ جماعت دوم خردادی نقد ناپذیری است. این مساله تقریبا بدل به فرهنگی خاص نزد روزنامه نگاران و مدیران روزنامه های اصلاح طلب شده بود، و اگر کسی از این دایره احتیاط آمیز خارج می شد و نقدی می نوشت، جماعت سوسکش می کردند! بعضی از همکاران سابق روزنامه سلام به همین دلیل طرد شدند، چون به بعضی سهم خواهی ها و روابط یاران قدیم- مشارکتی های جدید، معترض بودند. حتی وقتی کسی مثل اعلمی نمایندگی مجلس رسید، در جلسات تحریریه مشارکتی ها، در باره کنترل او و نحوه برخورد با نماینده جدید تبریز که زمانی عضو روزنامه سلام بوده، صحبت های بسیاری مطرح می شد. انتقاد از خودی ها در بسیاری موارد منتهی به جوسازی علیه نگارنده می شد. اگر هم احیانا به چاپ می رسید، جلوی دنباله آن را می گرفتند. این ماجرا در سال های هفتاد و هفت تا هشتاد و یک نزد روزنامه های نزدیک به خاتمی بیشتر بود. اگر در هنگام نقد، به اندازه کافی قربان صدقه اصلاحات می رفتی و خاتمی را مظلوم تر جلوه می دادی،کمتر دچار زحمت می شدی!!!!!
امان از مشارکتی ها و صبح امروزی ها. کشیدن کاریکاتور رضا خاتمی به راحتی میسر نبود، باید سردبیر در سفر می بود یا زودتر از مجموعه خارج می شد تا بتوانی این برادر بی سیاست رئیس جمهوری را اندکی قلقلک دهی. یک بار وقتی گفته بود که در ایران روزنامه نگار حرفه ای نداریم، در غیاب سردبیر دوران امروز که البته سگش به خیلی ها شرف دارد، کاریکاتور رضا خاتمی را کشیدم که در مقابل آدمک من ایستاده بود و همین حرف را می زد، من هم در جوابش گفتم: پزشک سیاست مدار هم همینطور.این دو تا بعدا باعث اندکی دلخوری شد....ما چه ضمانتی برای بازخواست مسوولان داشتهایم؟ مجلس؟حرفش را نزنید.
یک اکبر اعلمی سالهاست ...خیلی از همین مشارکتیها تلاش زیادی برای خفه کردنش داشته اند. برای چه؟ معلوم است! اعلمی خواسته یک نماینده باشد! ولی اعلمی حد اکثر یک نماینده است، و وقتی میخواهد از این حد بالاتر رود، کار خراب خواهد شد.
وقتی ما روزنامه نگاران حزبی می شویم، فراموش می کنیم که نقشمان چیست؟ باید از مردم در برابر صاحبان قدرتی که همه چیز را پنهانی می خواهدن محافظت کنیم یا از صاحبان قدرت برای بالاتر رفتن خودمان در زنجیره غذایی قدرت بهره ببریم؟ دورانی به تلاش داوطلبانه و عاشقانهمان به کسانی که خیال می کنیم ناجی کشور هستند سپری میشود، و وقتی شک میکنیم، ما را جذب کارهای پر سود می کنند...مدتی شک مان بر طرف میشود و وقتی می فهمیم ماجرا چیست، دیگر دیر شده.
تمایل عجیبی به فساد داریم، برایش هم هزار و یک توجیه وجود دارد." واقعا برای من همیشه این سوال وجود داشت که علیرغم اینکه آقای اعلمی صادق ترین و فعالترین و شجاعترین و نیز خبر ساز ترین نماینده مجلس است و انعکاس اخبار او ضمن افشای چهره اقتدار گرایان تامین کننده مطالبات واقعی اصلاح طلبان هم خواهد بود چرا در تارنماها و سایت ها و روزنامه های باصطلاح دوم خردادی اغلب بایکوت وسانسور میشود و در اگر هم منعکس شود کاملا کمرنگ انعکاس می یابد و در اینصورت هم پادوهای عقده ای سعی میکنند که در قالب نظرات مغرضانه خود به هر نحو ممکن آنرا بی اثر و لوث نمایند. در حالیکه کوچکترین و جزئی ترین خبر یک نماینده دست سوم ولی سر سپرده آقایان! که همیشه در سکوت و انزوا به سر برده اند کاملا بر جسته میشود و بازتاب گسترده ای میابد!؟ گرچه اجمالا بپاسخ این سوال را در یافته بودم اما با خواندن یادداشت های نیک آهنگ کوثر که خود زمانی از فعالترین عناصر مشارکت بود و خدمات زیادی هم به آنها کرد به عمق چنین برخوردهای ناجوانمردانه بیشتر پی بردم.پاسخ یک جمله است "هر که سرسپردگی اش بیشتر محبوبتر و هرکه آزاد اندیش و مستقلتر و آگاهتر منفورتر"!!! دوست عزیز تکلیف ما با طرف های مقابلمان که برای حقوق ملت و قوانین خود تصویب کرده بهایی قائل نیستن معلوم است اما از شما عاجزانه تقاضا میکنم که دست در دست یکدیگر این بدعت را بشکنیم و قلم را به پای نان و مقام و حزب و گروه خود قربانی نکنیم که در غیر اینصورت تفاوتی با آنها نخواهیم داشت. "عزت زیاد"
خدا رو شكر كه شما حداقل منصف هستيد. مطلبت رو لينك كردم.
خوشحالم كه به اين خوبي حرف حق رو مي زني...الان هر كاري اين يارو احمدي نزاد مي كنه همه ميگن غلطه..چون احمدي نزاد كرده
سلام. از نوشته ات خيلي خوشحال شدم. كاش هيچ وقت تعصب چشم ما را كور نكند و آنچه را با منطقمان حق مي يابيم بگوييم. من هم اباطيلي در اين باب نوشته ام.
مردم حق دارند اعتراض خود رااين گونه بيان كنند0اخه تا كي؟؟؟؟؟؟؟ اونا برن كشتي پراز نفت رو از وسط دريا از 0000بگيرند 0جلوي حرص خوشان رو بگيرند بعدا مطمپن باشيد به ما هيچ سختي نميرسه0
کميته آموزش جبهه مشارکت ايران اسلامي حوزه اصفهان برگزار مي کند
نخستين جشنواره سراسري داستان کوتاهِ کوتاه
سرزمين مادري ما
برای اطلاع از شرایط شرکت در این جشنواره به وبلاگ زیر مراجعه فرمایید isfmosharekat.blogfa.com
ارسال داستان و ارتباط با ما:
Email: isfmosharekat@yahoo.com
از آنجا که این جشنواره از سوی یک نهاد غیر دولتی برگزار می شود،
شما سرور گرامی ما را در خبررسانی این جشنواره از هر طریق ممکن یاری نمایید.
منتظر داستان ها، پیشنهادها و مطالب شما هستیم.
آقاي روح! مصاحبه آقاي اعلمي را در بخش نظرات گذاشتم .خوشحال خواهم شد اگر در اين مورد و پيامد بزرگنمايي قاليباف توسط اصلاح طلبان اظهار نظر نمايي:
اعتراض اعلمي به ديدار 100 نماينده با قاليباف
تهران- خبرگزاري كار ايران
نماينده تبريز، ضمن اعتراض نسبت به ديدار 100 نماينده با شهردار تهران، گفت: در شرايطي كه نمايندگان مجلس همطراز با وزرا هستند، خبر ديدار 100 نماينده با شهردار تهران ناخوشايند است.
اكبر اعلمي، عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم، در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، در خصوص ديدار 100 نماينده با شهردار تهران، اظهارداشت: به نظر ميرسد عملكرد قاليباف در شهرداري تهران يك رويكرد نسبتا تبليغاتي است. وي با تمام توان خود تلاش ميكند كه از شهرداري تهران به عنوان يك سكوي پرتاب براي كسب محبوبيت كاذب و دستيابي به موقعيتهاي بالاتر استفاده كند.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي، افزود: حمايت و تغذيه برخي از مطبوعات، راهاندازي مستقيم و غيرمستقيم برخي از سايتهاي اينترنتي، سفارش رپرتاژ آگهي در مطبوعات و اينترنت تحت عناوين مختلف، چاپ عكسهاي تمام قد و نيم قد با ژستهاي متفاوت در صفحه اول برخي از روزنامهها كه معمولا حتي از انعكاس مهمترين اخبار و وقايع خودداري ميكنند، تغيير گسترده سنگ فرش خيابان وليعصر با تحميل هزينههاي سنگين به شهرداري تهران، برگزاري اجلاس و افتتاح نمايشي پروژها را ميتوان در راستاي همين رويكرد تبليغاتي ارزيابي كرد.
اعلمي، تصريحكرد: صرفنظر از مشروعيت يا عدم مشروعيت محل و منابع مالي تدارك چنين رويكردي و شريف يا ناشريف بودن انگيزههاي شهردار تهران، با توجه به فضاي حاكم بر كشور و رواج شرايط شيوههاي پوپوليستي غيراصولي و مبتني بر قدرت و ثروت در سطوح مختلف و استفاده از منابع دولتي براي كسب محبوبيت و تبليغ خود جهت ارتقاي شغلي و عطش و آمادگي بسياري از رسانههاي كشور براي ترويج چنين بدعتهاي خطرناكي مبني بر شخصيتسازيهاي كاذب و رسانهاي، شايد بتوان اين رويكرد شهردار تهران را به ديده اغماض نگريست.
وي، اظهارداشت: بهرهبرداري سياسي از مجلس و نمايندگان ملت كه به تنزل هر چه بيشتر جايگاه مجلس منتهي ميشود، به هيچوجه قابل توجيه و دفاع نيست.
عضو كميسيون امنيت ملي، با اشاره به ديدار 100 نماينده با شهردار تهران كه هر يك از آنان طبق قانون همطراز با وزرا محسوب ميشوند، گفت: فارغ از حركت سياسي جمعي از همكاران همسو با يك جريان خاص سياسي، اگر هدف اصلي ساير نمايندگان در قالب فراكسيون مديريت شهري يا هر عنوان ديگري معطوف به بررسي چالشهاي مربوط به مديريت شهري و تعامل با شوراها و شهرداران كلان شهرها، از جمله شوراي شهر و شهردار تهران باشد، به جاي اين كه بدون جهت، بستري را به منظور نمايش قدرت براي شهردار تهران فراهم ساخته و امكان بهرهبرداريهاي سياسي به او و جريان همسو با وي را بدهند، ميتوانستند شهردار تهران و ساير كلان شهرها را به يكي از كميسيونهاي مرتبط با مديريت شهري و يا سالن اجتماعات مجلس فراخوانده و از اين طريق نيت خيرخواهان خود را عملي سازند.
اعلمي، تاكيدكرد: در شرايطي كه به دليل عملكرد برخي از اعضاي هيات رييسه مجلس، اين نهاد ضعيفترين دوران خود را تجربه مي كند، قطعا آن دسته از همكاراني كه بدون در نظر گرفتن ملاحظات سياسي، نمايندگي و شئونات و پروتكلهاي اداري و صرفا از روي تواضع در چنين نشستهايي آن هم به اين سبك و با چنين بازتابي شركت ميكنند، خود به خوبي واقفند كه با اتخاذ چنين روشهايي از شان و اقتدار مجلس و نمايندگان ملت چيزي باقي نخواهد ماند.
وي، اظهارداشت: متاسفانه به نظر ميرسد كه ما نيز پذيرفتهايم در مواردي هدف وسيله را توجيه ميكند. به جز نمايندگان همسو با جريان فكري شهردار تهران كه قصد اصلي آنها تبليغ و بزرگنمايي قاليباف است، برخي از همكاران بنده، انگيزه اصلي خود از حضور در چنين نشستي را ناظر به بهرهبرداري از اختلاف قاليباف با احمدينژاد بيان كرده و در توجيه اين عمل اظهار ميداشتند كه با تقويت قاليباف درشرايط كنوني ميتوانند از امكانات و ظرفيتهاي شهردار تهران براي مهار احمدينژاد استفاده كنند.
اعلمي، معتقد است: اين تفكر يك برداشت كاملا غلط است؛ زيرا مبناي اختلاف اين دو بر سر قدرت و مقام است و به هيچ وجه از پشتوانه فكري، سياسي و مبنايي لازم كه راهگشاي مشكلات كشور و مردم باشد، برخوردار نيستند؛ لذا استفاده از چنين ظرفيتهايي اساسا با اهداف و آرمانهاي اصلاحات سازگار نيست.
وي، در پايان اظهارداشت: با فراهم شدن امكان حضور قاليباف در هيات دولت اختلافات وي با احمدينژاد به وادي فراموشي سپرده خواهد شد.
بسمه تعالی
وبلاگ بسیج جهانی با مطلبی تحت عنوان روزنامه شرق و سفره حضرت عباس در سفارت انگلیس !!! به روز شد .منتظر قدوم سبزتان هستیم.
سلام.
از نگاه مستقل ات خوشم اومد.
من یک وبلاگ انتقادی از نوع خلاق دارم.خوشحال میشم سری به وتلاگ من بزنی و در موضوعات من(سانسور چكشي و سوال منتقدانه از خانم رجبي) شرکت کنی.و در صورت تمایل تبادل لینک داشته باشیم.من البته لينكت كردم.
يا حق
|