یادداشت وارده/ پایان یک نماد
دوست عزیزم ،«حسین نورانینژاد»، به بهانه نظرخواهیام درباره روزنامه «هممیهن» یادداشتی نوشته در نقد دوپارهشدن مجوعه «شرق». همچنین «بهرنگ تاجدین» هم در وبلاگ خود به این فراخوان پاسخ گفته و به مقایسه «شرق» و «هممیهن» نشسته. مطلب حسین را در ادامه بعنوان «یادداشت وارده» منتشر میکنم و یادآور میشوم که نظر شخصیام را پس از جمعبندیهای لازم خواهم نوشت.
حسین نورانینژاد: شايد براي اولينبار است كه از افزايش عناوين روزنامهها دلگير شدم. ماجراي انتشار توأمان «شرق» و «همميهن» را عرض ميكنم يا بهتر بگويم: دو تكه شدن «شرق».
از به كار بردن واژه تكثر درباره اين اتفاق ابا دارم. هميشه بالا رفتن آمار كمي مؤيد تكثر به معناي مثبت آن نيست. همانطور كه در حال حاضر دهها تشكل به نام حزب و گروه در كشور حضور دارند و اين به هيچوجه به معناي پذيرش تكثر سياسي از سوي حاكميت نيست؛ بلكه معناي آن فاصله زياد ما با قواعد كار مدني است. جامعه مدني اگر چه مستلزم تقويت فرديت افراد آن جامعه است اما در عرصه اجتماعي اين«من» بايد به «نيم من» تبديل شود. يعني براي كار جمعي ودستيابي به فوايد آن لازم است كمي از خودخواهيهاي فردي كاست. در اين صورت شايد تعداد احزاب و گروههاي ما خيلي كمتر از اين چيزي بود كه شاهديم.
مقايسه اين مثال با رشد مطبوعات شايد چندان جالب به نظر نرسد. ما هنوز با استاندارد كمي در حوزه مطبوعات فاصله زيادي داريم و بسياري از تفكرات وسليقهها، حتي آنهايي كه از سوي قوانين نهچندان دموكراتيك و سختگير حاكم به رسميت شناخته شدهاند، از داشتن ارگان رسمي و حتي غيررسمي محرومند، اما باز اين دليل نميشود كه از انتشار توأمان «شرق» و«همميهن» دلگير نشويم.
روزنامه «شرق» که به همت عالي تني چند از مديران رسانهاي وروزنامه نگاران پرمايه منتشر ميشد، به مرور به نمادي از مدنيت تبديل شده بود ودر واقع كمترجريانی از چپ چپ تا راست راست براي انتشار مطالبش در آن نگراني داشت. نه تنها نگران نبود كه ولع انتشار مطالب از سوي همه جريانها در اين روزنامه محسوس بود.جالب آنكه در اين ميان خود «شرق» و«شرقيان» توانسته بودند هويت فكري و اصلاح طلبانه خود را حفظ كنند و حتي نويسندگان مختلف آن دراين چارچوب مدني سلايق فردي خود را تا حد امكان نشر دهند.
يادم هست وقتي در چند جمع دوستانه از جامعه مدني در ايران سخن به ميان ميآيد، من براي اثبات امكان تحقق آن ورشد مدني ايرانيان روزنامه «شرق» را مثال ميزدم و ميگفتم وجود اين روزنامه نشانه بلوغ مدني بخشي از جامعه ماست.اما با دوتكه شدن اين روزنامه كه از پي مدتي اختلاف شخصي مديران آن قابل پيش بيني بود، ضربه بزرگي به اين هويت زد.
اين ماجرا به خصوص درروزهاي اول انتشار «شرق» و «همميهن» بيشتربه چشم ميآمد. رقابت به نظر غيرسازندهاي كه بين اين دوتيم پيش آمده بود، بسياري از فعالان سياسي واجتماعي را براي همكاري با اين دو روزنامه دچار ترديد و معذوريت كرده بود. ديگر نه تنها اشتياق سابق براي همكاري با شرقيان دوپاره شده وجود نداشت، بلكه ميديدم كه افراد برجسته براي آنكه در اين دعوا، طرفي نباشند، به چه ملاحظاتی که مبتلا نمیشوند.
«شرق» و «همميهن» هر دو از يك گفتمان سردر آورده بودند و پايگاهشان يكي بود و هست، اما آن «من» مذموم نزد مديران اين دو روزنامه باعث دوپارگی «شرق» و پايان نماد خاطرهانگیز مدنیت ايراني اصلاحطلبان در عرصه روزنامه نگاري شد.«هم ميهن» در اولين شماره خود بر ادامه راه «شرق» تاكيد كرد و «شرق» نيز سعي كرد همان «شرق سابق» باشد و جالب آنكه رقابت اين دو براي به ارث بردن بيشتر ازآن ميراث گرانبهاي سابق است. اما واقعيت آن است كه ديگر هيچكدام از اين دونميتوانند ادامه شرق سابق باشند. اين مساله ربطي به كيفيت مطالب و صفحهبندي آنها ندارد.
«شرق» فراتر از يك روزنامه و به مثابه يك نماد بود و اين نماد امروز شكسته است. «شرق» و «همميهن» امروز ميتوانند حداكثر روزنامههاي خوبي باشند، اما ديگر الگويي براي جامعه مدني ايراني نيستند واين حاصل خودخواهي مدیران سابق «شرق» است. فرقي هم نميكند در اين اختلافات كدام مقصر بودهاند. اینها فرزند برومندشان را که افتخاری برای جامعه بود، به دست خود تباه کردند تا یک بار دیگر ظرفیت کم ما در انجام کارهای جمعی موفق و ماندگار به اثبات برسد.
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/1015
|
متاسفانه خصلت نپذيرفتن كثرت الارغم اين كه جزو شعار اصلاح طبان است آزار دهنده است
نمايندگان اين طيف بارها و بارها نشان داده اند كه هرگونه كثرت و هدم انحصار را رد كرده اند
نمونه اين داستان نقد بسياري از دوستان به دو پاره شدن شرق و هم ميهن به بهانه ي حرفهي ...
مطابق آخرین اخبار وضعیت جسمی عباس حکیمزاده و احسان منصوری، دو تن از ۸ بازداشتی پلیتکنیک، بسیار وخیم است. برادران دربندتان را فراموش نکنید!
سلام يه مقاله ميل كردم در مورد اعتماد ملي ببين بدرد بخوره جواب بده بهم
سلام. علاقه دارم نظر شخصي تان را هم بخوانم. راستي خوشحال مي شوم نظرت را درباره خود انتقادي از حزبمان بنويسي
البته من خلاصه بگويم به نظر من هميهن و شرق كوني هر كدام به تنهايي قوي تر از شرق سابق هستند. البته صفحات فرهنك و انديشه به نظرم شرق كنوني خيلي بهتر از شرق سابق و هميهن شدهاست. همچنين صفحات باشگاه احزاب و روشنفكران مزيت هميهن بر شرق است.
حالا فرض کنید چند تا روزنامه دیگه ی هم که بسته بودند اونها هم باز بشند مثل وقایع التفاقیه
|