.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۱۷ خرداد

قهقهه نااهلان


احتمالا این عکس را در خبرگزاری ایسنا و یا در وبلاگ جمهور دیده باشید. اما فکر کردم این عکس، چنان نمادین است که جا دارد در «صمیمانه‌تر» هم به آن پرداخته شود.هنر عکاسی «آرش خاموشی» در سالگرد درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی به زیبایی محقق شدن نگرانی و هشدار همیشگی آیت‌الله خمینی را به نمایش می‌گذارد که «نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد».

البته هشدار آیت‌الله خمینی به نیروهای خط امامی دهه 60 و مجموعه حاکمیت آن زمان، هشداری کاملا غیردموکراتیک و مخالف حق دخالت آحاد شهروندان (اعم از اهل و نااهل!) در سرنوشت سیاسی خویش است و اصولا بسیاری از محدودیت‌های سیاسی و مدنی دهه دوم انقلاب (بویژه نظارت استصوابی شورای نگهبان) در پرتو چنین وصایای غیردموکراتیکی توجیه و تئوریزه شده و می‌شود. همچنین است ممانعت از فعالیت سیاسی جدی بسیاری از نیروها و احزاب مؤثر در انقلاب (بویژه نهضت آزادی و ایت‌الله منتظری) که به استناد جملات و نامه‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد.

اما اگر زاویه دید دموکراتیک را کنار بگذاریم و بخواهیم به همان جمله بنیانگذار جمهوری اسلامی هم عمل کنیم، این عکس نماد نتیجه‌ای است که پس از 18 سال و شاید 28 سال در پی آمده.

قهقهه نااهلان در آرامگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی و در سالگرد درگذشت او، در کنار بغض یکی از معدود یاران بازمانده آیت‌الله خمینی در مجموعه حاکمیت، تصویری از واقعیت سیاسی ایران در سال 86 است.

البته اگر بخواهم به شکلی دقیق‌تر  سخن بگویم، حاکم شدن چهره‌هایی چون حدادعادل و احمدی‌نژاد مولود طبیعی پروژه حذفی است که از ابتدای انقلاب در جریان بوده و با خالی شدن بیشه از شیران، کودکان مجال بازی و خنده یافته‌اند.

شاید کسی چون هاشمی که خود مؤید و گاه طراح این حذف‌ها در سه دهه گذشته بوده، اینک دریافته باشد که ستاندن نظام از بزرگان و مؤثرانی چون مهندس بازرگان،آیت‌الله منتظری، آیت‌الله موسوی اردبیلی، مهدی کروبی، بهزاد نبوی،حبیب‌الله پیمان، عزت‌الله سحابی، ابراهیم یزدی، آیت‌الله طاهری اصفهانی و بسیاری دیگر از نیروهای سیاسی دیروز و امروز انقلاب، حاصلی جز برآمدن کسانی چون علی لاریجانی و حدادعادل (که هیچ نقشی در جریان انقلاب نداشته‌اند) و یا چهره‌های درجه چندمی چون احمدی‌نژاد است که بنابه جمله مشهور دیگر امام، «توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند»!




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/1014



 نظرات

سلام

جواد جان اين آدرس وبلاگ من را عوش كن. قبلي به سلامتي فيلتر شد!

نويسنده: ايران امروز

 

و الان همين ها هم هستند كه دارند با جهالت خود دارند رسما فاحشه خانه ای به وسعت ايران تاسيس ميکنند!
تعجب من این است که چرا انديشمندان حوزوی در اين قضيه صيغه زمانی که بحث آن در جامعه مطرح شده، انفعالی برخورد می کنند؟
اگر مسئله به زعم آقايان فقط نياز جنسی است که هم مرد و هم زن نياز جنسی دارند و هر دو طرف متمتع می شوند. پس پرداخت «اجرت» اين وسط ديگر چيست؟ خب معلوم است که اين وسط زن مثل دوره جاهلیت عرب به «کالا» تبديل می شود و مشمول اصل عرضه و تقاضا. .. و کالاهای مرغوب تر و جوان تر هم که نصیب پولدارها ! و تاسیس بنگاه های متعدد واسطه خرید و فروش کالا که با هم به رقابت می پردازند. این بنگاه ها الان در اغلب کشورها وجود دارد وجود دارد و زنانی که می خواهند تن فروشی کنند برایشان مشتری پیدا می کنند. فرقش این است که الان در کشور ما دولت همه زن ها و دخترها را به تن فروشی تشویق می کند.

نويسنده: آرش

 

اين عكس را در هم ميهن هم چاپ كنيد .

نويسنده: سهند حزين

 

پاراگراف دوم را بسيار دوست داشتم جواد عزيز..
در رابطه با خنده ي اين رجال ما در سالمرگ آنكه او را مراد سياست و كياست و اخلاق خويش مي دانند هم آنچه بايست گفته مي شد را ادا كردي...جاي تاسف است بر اين همه دو رويي و نيرنگ و كمدي تاريخ همين عكس هاست كه گاه نااهلان فراموش مي كنند نقاب خود را در روز مرگ اسطوره ي خويش كه از بام تا شام به نام او و به كام خود مانورها و شعارهاي انچناني مي دهند بر چهره زنند و آرش نام هايي نيز هستند كه اين فقدان نقاب را با زدن دكمه اي براي ما به تصوير كشند.

نويسنده: سامان

 

نوشته ي خوب و اشاره اي بجا بود.اميدوارم كه مردم كرسي هاي دموكراتيك نظام را به لايقان آن كرسي ها واگذار كنند.

نويسنده: طليطله

 

نوشته ي خوب و اشاره اي بجا بود.اميدوارم كه مردم كرسي هاي دموكراتيك نظام را به لايقان آن كرسي ها واگذار كنند.

نويسنده: طليطله

 

نوشته ي خوب و اشاره اي بجا بود.اميدوارم كه مردم كرسي هاي دموكراتيك نظام را به لايقان آن كرسي ها واگذار كنند.

نويسنده: طليطله

 


از بعد از ظهر امروز همراه دوست عزيزي، جناب آقاي ناميرا.ق.د هستم،( حق داريد نشناسيد، چون آدم مشهور و شناخته شده اي هم نيست و احتمال دارد هيچ وقت هم نشود اما از آن جا كه اين دوست عزيز حق بسياري، در حد استادي، بر گردن من دارد، هر جا بهانه اي براي ياد كردن از او پيش آيد فرصت اعلام ارادت را از دست نمي دهم، هر چند اين كار بي ربط و بي مناسبت به نظر برسد. البته اين بنده خدا روحش هم از اين ارادت خبر ندارد و اگر بفهمد احتمالا از تعجب شاخ در خواهد آورد) خلاصه اين كه اين آقا كه شديدا عاشق بازي راجر فدرر تنيس باز مشهور سوئيسي است گير سه پيچ داده كه امشب هر دو برويم خانه يكي از نزديكان ماهواره دار ايشان تا جمعه اي مسابقه نيمه نهايي بين فدرر وداويدنكو را پخش مستقيم ببينيم. گاهي فكر مي كنم تا زماني كه اين آدم منو به تنيس علاقه مند نكند دست از سرم بر نخواهد داشت.خودش ادعا مي كند كه تنيس فدرر اعجاب انگيز ترين پديده اي است كه طي يك دهه گذشته به وجود آمده و آن را بالاتر از هر اختراع علمي ،نظريه سياسي يا اقتصادي و اثر هنري توليد شده در دهه گذشته مي داند.اين البته يكي از موارد اختلاف من با اوست. ديدار امروز با او غيرمنتظره بود و در مقابل اصرارش رويم نشد بگويم كه امشب كلي كار مهم سرم ريخته و قرار است كلي مطلب مهم و بديع ( البته اين را به شوخي مي گويم) راجع به نفت و سياست و اقتصاد و تهاجم نظامي آمريكا بنويسم.اين هم از اين آخرهفته.شانس ماست ديگر.با اين حال قول صد درصد مي دهم كه حداقل اين يكي كامنت را( در پاسخ به آمار و ارقام ارائه شده در يكي از كامنت هاي مطلب انرژي زيربناست ) حتما در طول اين هفته بنويسم. چون واقعا ناگفته گذاشتن آنچه قصد بيان آن را دارم خيلي خيلي حيف است.

2- يك سوال قبل از رفتن: نظر خوره هاي تنيس( البته اگراصلا خوره تنيسي اين جا را مي خواند) راجع به بازي فدرر چيست؟ آيا واقعا اين آدم نابغه
است؟
3- از اين كه قسمت هايي از اين كامنت بي ربط شد عذر مي خواهم.

نويسنده: شاهد يگانه

 

مخالفم با نظرتان
http://yaghyemaghmoom.blogfa.com/post-219.aspx

نويسنده: علی

 

مخالفم با نظرتان
http://yaghyemaghmoom.blogfa.com/post-219.aspx

نويسنده: علی

 

سلام. از شما چنين مطلبي بعيد بود. اما تمام حرفهاي شما بر پايه ي يك عكس بود نه؟ چه جالب و اگر برداشت از آن عكس يك كمي آن سوتر باشد همه اينها بر هم مي ريزد.
پس اگر همه پيرو پاتال باشند و مملكت اداره كنند خوبه؟ بعدش اونوقتي كه هاشمي را اصلاح طلبان در مجلس ششم و دور اول رياست جمهوري نهم به رگبار كلام و اعمال بستند نمي دانستند كه او ذخيره انقلاب بود و از معدود ياران امام. به نظر من هاشمي داره گوش مي ده ببينه اون دو نفر چه مي گن تا يه تصميم در مورد كا اونها بگيره.
واسه يه عكس خيلي گفتي. پس بدون واسه 8 سال حكومت او در رياست جمهوري و 4 سال مجلس خيلي چيزها مي شه گفت. البته من خودم طرف دار احمدي نژاد نيستم ولي در مقابل هاشمي از او طرف داري مي كنم. هاشمي ديگر چيزي براي دفاع ندارد.

نويسنده: fpr

 

http://smto.ir/post-197.aspx
سلام . در اين پست پرسشي كرده ام كه خوشحال خواهم شد به آن پاسخ دهيد. با تشكر.

نويسنده: سميه

 

سلام . متNسفانه اين ژروژه حذف ياران انقلاب روز بهروز حلقه ياران انقلاب را تنگ تر كرده است . امروز ديگر شخصيتهايي مثل هاشمي و روحاني و ... خيلي بايد مواظب باشند كه سوتي ندهند وگرنه به چشم برهم زدني حذف خواهند شد .
-------------------------------------------------------------
در باره انتخابات مجلس هشتم تحليل زودهنگام مرا بخوانيد . مثل دفعه قبل منتظر نظر شما هستم .

نويسنده: مصطفي

 

آقای روح عزيز
اين داستان تکراری است. پيش از اين، همه‌مان در مزرعه حيوانات و 1984، آن را خوانده‌ايم. مشکل حافظه تاريخی کوتاه‌مدتمان است که اجازه می‌دهد بارها و بارها از يک سوراخ گزيده شويم و به قول داور نبوی «اگر يکی با قد 160 سانت، ادعا کرد که من قهرمان بسکتبال دنيام، سريع می‌کنيمش کاپيتان تيممون» (نزديک به مضمون)
پاسخی هم به فراخوانتان (هر چند با تأخير بسيار) نوشتم که دوست دارم بخوانيد

نويسنده: بهرنگ

 

به نظرم كمي مغرضانه قضاوت كرده ايد و اين تعصبتان مانع از اين شده كه به اين نكته توجه كنيد كه مشكل آقاياني مثل هاشمي اين است كه افرادي جايگزين تربيت نكرده اند. افرادي كه صلاحيت (به قول شما) اداره ي نانوايي را داشته باشند. شايد اگر زماني به جاي سازندگي!‌كمي به اين مسپله فكر مي كردند مردم به دامن اين نااهلان پناه نمي بردند كه حالا پشيمان باشند و آرزوي بازگشت به گذشته را داشته باشند.

نويسنده: سيما

 

سلام. درباره نوشته ات قضاوت نمي كنم ولي آن جمله آخر كه در جلد 19 صفحه 67 صحيفه امام آمده چند جمله قبل توضيح داده كه مخاطبانش سلطنت طلبند. فكر نمي كنم مصداق بحث شما باشد

نويسنده: محمد مهدي اسلامي

 

آقاي روح، مورد توجه شما:
http://faryadnameh.blogfa.com/post-320.aspx

نويسنده: امیر علیزاده

 

جناب روح
نقد حرفهای در این یادداشت بسیار دشوار است چون بغض و ناکار آمدی تمامی حضرات نشته در تصویر بسیار واضح است و نقد آنها را هم هر نانوایی می تواند انجام دهد. ولی اینجای حرف شما را نمی فهم که آیا خنده این چنین و بغض آنچنان مشکل سیاست ماست؟ مسلم است که نه! قیاس خضرات در تصویر مع الفارق است هر چند که بخندند و یا گریه کنند. و چناچه به مقایسه خنده و یا بغض در آییم مجبور به دو استاندار بودن خواهیم شد که ضررهای سیاسی شدیدی برای اصلاحات خواهد داشت.

نويسنده: فرزاد

 

عكس فوق العاده اي است

نويسنده: مجتبي

 

از ماست كه برماست .
اگر آن روزي كه هم مجلس بود - هم شوراي شهر بود - هم رياست جمهوري بود بدمستي نمي كرديم به اينجا نمي رسيديم .
20 ميليون راي را ديديم به جايي اينكه بياپيم اصلاحات كنيم خواستيم انقلاب كنيم .

نويسنده: مجتبي تهراني

 

شايد احمدي نژاد نامحرم نباشد ولي قطعا نااهل هست.

نويسنده: تقی محمدی

 

سلام جناب آقاي روح
بهتر است اهل و نااهل بودن را دقيق تر تعربف كنيد.
مبناي شما چيست؟
تفسيري كه براي عكس نوشته ايدمي توانست مستند تر باشد. خودي و ناخودي هم از ابداعات برخي افراد است كه هنوز گستره اي تفسيرپذير دارد. لطفا شما ازكساني نباشيد كه بر انبان تفسيرهاي فراخ مي افزايند.

صمیمانه‌تر: ممنون از تذکر شما.

نويسنده: رضا

 

كاش در انتخابات رياست جمهوري نهم دوم خرداد ديگري خلق مي كرديم تا الان رپيس دولتمان در سالگرد ارتحال امام خميني نخنددو جهان به رپيس جمهور ما ممنون از نظرتان من هم مثل شما فكر مي كنم

نويسنده: رضا ايرجي

 

اي عزيز: من به اهل ونااهل بودن حضرات كاري ندارم، ولي سخنم اين است كه اين آقايان مدعي دين ودينداري وخلوص نيت برخلاف ادعايشان آدمهاي صادقي نيستند.خوب به تصوير ووضعيت دستها نگاه كنيد! اين حالت معمولاْ هنگامي است كه واعظ دربالاي منبر مشغول دعا كردن است ومستمعين گرام هم بايدباخلوص واعتقاد ،آمين بگويند.شيخ ،گويي دراين عالم نيست وشايد اصلاْ
صداي واعظ را نمي شنود!آن دو ديگر رندتر هستند ودرحفظ ظاهر كوشا لكن چون اعتقادي به كلام واعظ ندارند كشك خودرا ميسابند!غافل ازآنكه عكاس زرنگي به ثبت چنين لحظه اي آماده!!به ياد دارم درزمان حيات امام ،شيخي كه برنامه درسهايي از قرآن را اجرا ميكرد،درپايان هربرنامه باصداپي رسا دعا ميكرد كه خدايا خدايا تاانقلاب مهدي خميني را نگهدار!دربرنامه بعدازرحلت امام درپايان خيلي راحت
فرياد زد،خدايا خداياتاانقلاب مهدي ازنهضت خميني محافظت بفرما!!به همين سادگي! آيا شيخ نميدانست اگر قراربود دعايش مستجاب شود،مسلماْ به دعاي دوم نياز نمي افتاد!! حكايت ميكنند، درسالهاي خيلي دور دريك كشور مسيحي مذهب، خشكسالي وحشتناكي رخ داد.كشيشي درآن سامان بود كه مستجاب الدعوه اش ميدانستند!مردم مدام براي دعا به او مراجعه ميكردند و اوبه دليل عدم اعتقاد واقعي مردم از دعاكردن امتناع ميكردومردم اصرار كه مابه اجابت دعاي شما اعتقاد كامل داريم ،به حدي كه پس از دعاي شما بلافاصله باران خواهدباريد!!كشيش به ناچار اعلام داشت، يكشنبه آتي همه مومنين صادق به جاي كليسا درصحراي خارج ازشهر جمع شوند،ومردم چنين كردند. بعد از به جاي آوردن مراسم جاري،پدر روحاني سپوال كرد آيا همگي با خلوص نيت آماده دعا كردن هستيد!پاسخ شنيد آري.گفت پس لطفاْ چترهاي خودرا بالاي سرخود بگيريد كه خيس نشويد!!دريغ ازبالا رفتن حتي يك چتر!! پدرروحاني آرام صحنه را ترك كرد.وجه تشابه آن پدر روحاني وپدران روحاني ما دراين است كه هردو گروه به تاثيراينگونه دعاها آگاهند !آن يك بدون اداي كلامي صحنه را ترك كردواين يكي كماكان ادمه ميدهد ومستمعين هم حاضران درآن تصوير وتصاوير ناگرفته ديگر!!.

نويسنده: الف-موج