.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۸ اردیبهشت

نهضت؛معيار آزادي

لغو نشست سالانه نهضت آزادی ايران معیاری مهم است برای سنجش میزان آزادی فعالیت سیاسی در فضای موجود. به‌گمان من، میزان فعالیت سیاسی نهضت آزادی در هر دوره زمانی از جمهوری اسلامی، معیار مناسبی برای سنجش آزادی است. به تعبیر دقیق‌تر، نهضت؛ معیار آزادی است.

چراکه این تشکل باسابقه سیاسی، اولا از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی (به‌جز مقطع کوتاه حضورش در دولت موقت و مجلس اول) در جایگاه اپوزیسیون نظام مستقر قرار داشته و ثانیا هم در بعد راهبردی (استراتژیک) و هم در راهکارها (تاکتیک) به مشی اصلاح‌طلبی پایبند بوده و با وجود محدودیت‌ها و محرومیت‌هایی که به اشکال مختلف در این سه‌دهه متوجهش شده، راهی جز مسالمت‌جویی نپیموده و هیچگاه خشونت را جانشین گفت‌وگو و مبارزه قانونی نکرده‌است.

نگاهی به ادوار فعالیت نهضت‌آزادی در عصر جمهوری اسلامی، بخوبی نشان می‌دهد که با وجود راهبرد و راهکارهای یکسان این تشکل (یعنی اصلاح‌طلبی و مسالمت‌جویی)، نوع برخورد حکومت با این تشکل یکسان نبوده‌است.

زمانی (در دوره آزادی شکننده ابتدای انقلاب) سكان دولت موقت با حکم رهبر جمهوری اسلامی دولت به مرحوم مهندس بازرگان دبیرکل وقت نهضت آزادی سپرده شد و تعدادی هم به عضویت شورای انقلاب درآمدند. در همان مقطع، نامزدهای این حزب توانستند به مجلس راه یابند و فراکسیونی را تشکیل دهند.

در مقطع بعد، که مربوط به سقوط دولت موقت و درگیری‌های ابتدای دهه 60 است، نهضت‌آزادی و نمایندگان آن در مجلس، مورد طعن و توهین و هجمه تندروهای خط امام، روزنامه‌های وقت و حتی کنایه‌های رهبر انقلاب قرار گرفتند. توقیف روزنامه «میزان» ارگان نهضت آزادی هم در همین دوره اتفاق افتاد.

پس از آن، ممانعت از نامزدي مرحوم مهندس بازرگان در انتخابات رياست‌جمهوري سال 64 و محدود شدن برنامه‌هاي حزبي نهضت‌آزادي از اواسط دهه 60، نشانه آشكاري از بسته‌شدن فضاي سياسي حتي بر روي نزديك‌ترين نيروها به نظام سياسي تلقي شد.

همانطور كه در سال 75 و تاييدصلاحيت چند تن از نامزدهاي نهضت‌آزادي در مجلس پنجم و بحث‌هايي كه از سوي جريان چپ درباره حق فعاليت اپوزيسيون قانوني مطرح شد، نشانه‌هاي اميدي آفريد كه به دوم خرداد ختم شد.

فعال‌ شدن نهضت‌آزادي در سال‌هاي 76 تا 78 نماد باز شدن فضاي سياسي و به‌زندان افتادن آنها در بهار 80 نشان عقبگردي آشكار بود. خرداد 84 و حضور فعال نهضت‌آزادي در انتخابات رياست‌جمهوري در حمايت از دكتر معين، نمايانگر تلاش آنان براي واپس زدن موج اقتدارگرايي نو بود كه بي‌نتيجه ماند و اينك برگزار نشدن جلسه نهضت آزادي-در حد نشستي خانگي- نشانه كامل شدن حلقه‌هاي امنيتي بر سر نيروهاي سياسي است.

آري؛ از نظر حاكمان، چراغي اين‌چنين لرزان، نبايستي بيافروزد.

 متن اطلاعيه روابط عمومي نهضت آزادي ايران در اين زمينه

ممانعت از برگزاري مراسم چهل و ششمين سالگرد تأسيس نهضت آزادي ايران
به اطلاع ملت شريف ايران مي رسانيم كه در پي تكذيب خبر لغو مراسم سالگرد تأسيس نهضت آزادي ايران در اطلاعيه شماره 2015 مورخ 25/2/86 ، فرمانداري تهران بعدازظهرروز 26/2/86 دستور لغو اين مراسم را به آقاي مهندس هاشم صباغيان عضو شوراي مركزي نهضت آزادي ايران و ميزبان مراسم ابلاغ  كرد.

با توجه به عدم امكان اطلاع‌رساني به دعوت شدگان در مدت باقي‌مانده، هيأتي از اعضاي شوراي مركزي نهضت از ساعت 16 روز 27/2/86 با استقرار در محل برگزاري مراسم به عزيزاني كه از نقاط دور و نزديك براي شركت در مراسم مراجعه مي‌كردند خوش ‌آمد گفته، به خاطر لغو اجباري مراسم عذر‌خواهي مي‌كردند. متأسفانه حضور پرشمار مأموران اطلاعاتي و انتظامي در برابر منزل ميزبان و در محدوده خيابان منتهي به محل مراسم و تأكيد بر متفرق ساختن جمعيت مراجعه كننده و دخالت‌هاي مكررو خلاف سنت معمول ميهمان‌نوازي ايراني در بدرقه بسيار زود  هنگام ميهمانان خاطره تلخ و ناخوشايندي را براي برگزار كنندگان و دعوت ‌كنندگان و دعوت ‌شدگان به‌جاي گذاشت.

 نهضت آزادي ايران ضمن اعتراض به اقدام و رفتار خلاف مصلحت و قانون مقامات دولت ايران كه برگزاري مراسم معمول سنواتي نهضت آزادي در منزل شخصي را نيز تحمل نمي‌كنند و شرمندگي در برابر ميهمانان ارجمند خود و در پيشگاه ملت ايران ،اميدداردكه ديگر بار شاهد چنين صحنه‌هاي ناخوشايند و خلاف قانون درسال موسوم به اتحاد ملي و انسجام اسلامي نباشيم.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/988



 نظرات

واقعا چه مي توان گفت؟
آقايون از يك عده نه چندان كثير كه جوانترينشون 60 سالشه واهمه دارند.
واقعا نهضتي ها چه خطري براي نظام دارند؟
اين سياست نيست حماقت محض است.

نويسنده: صادق ابراهيم

 

جواد عزيز سلام. حرفت قبول، اما فكر مي‌كنم نهضتي‌ها مي‌توانند با توجه به حساسيتي كه نسبت به نام آنها هست، در موقعيتي مناسب تغيير نام بدهند، فكر نمي‌كنم آسمان به زمين بيايد. بالاخره تغيير نام براي يك گروه سياسي كاركشته نبايد اينقدر سخت باشد، اما اين نام دردسرساز است چون اگر آنها با اين نام بخواهند فعاليت كنند خيلي‌ها بايد عقب عقب بروند تا كجاها و براي همين نمي‌روند، چه بهتر كه براي گشايش زمينه‌ي فعاليت رسمي و زمينه‌سازي گسترش فعاليت خودشان، دست به تغيير نام بزنند.

نويسنده: علي اصغر شفيعيان

 

اين قضيه تغيير نام هم از آن حرفهاست!مگر در قضيه روزنامه هاي زنجيره اي! فراموش كرده ايد چند روزنامه را به جرم اينكه شبيه روزنامه هاي تعطيل شده بود بستند؟حتي اگر اسمش را نهضت سوادآموزي هم بگذارند پيشاپيش درش تخته است.
ثانيا مگر شما اسم خودتان را چون بعضي ها حساسيت دارند عوض مي كنيد؟! يك اسم نيست اين هويتي است كه با شنيدن يك اسم از آن مي توان نشاني گرفت.
مسخره تر آن مي شود كه مثلا در لوگوي نهضت بنويسند: هيات عاشقان بقيع (نهضت آزاذي سابق)!!!!
نه آقا اينها مال گذشته است.

نويسنده: علي

 

خود من با اينكه انتقادات زيادي به عملكرد نهضت دارم و آنها را همچنان از نظر مذهبي سنتي ميدانم اما اين جفاي در حق آنهاست كه جوانترينشان را 60 ساله بدانيد!جوانهاي معقول و متين زيادي عضو شده اند و بسياري هم پشت سر بقيه در نوبتند و بسياري ديگر هم در دانشگاه يا احزاب مختلف به مشي نهضت احترام قايلند.
مسن بودن هم هر همان حرفهاست!

نويسنده: علي

 

با درود آقاي روح
از دوستان شنيده بودم كه محمد جواد روح هر جا زنگ مي زند به نفر پشت خط مي گويد من روح هستم و فرد مقابل فرار ميكند (شوخي بود)
آقاي روح هر چند از چند جبهه اموراتم را گذرانده ام ولي هميشه به روزنامه نوشتن عشقي وافر داشته ام
قلم فرسايي در همبستگي كارگزاران اعتماد و اميد جوان حاصل تجربياتم است به هر روي مشتاقم در خدمت شما نيز آموزش ببينم
ضمنا هميشه خودم را يك دانش آموز ميبينم كه بايد ياد بگيرد كه زير بار هيچ استبدادي نرود
در خصوص نهضت هم بايد بگويم:
نماز گزاردم و قتل عام شدم كه رافضي ام دانستند
نماز گزاردم و قتل عام شدم كه قرمطي ام دانستند
آنگاه قرار نهادند كه ما و برادرانمان يكديگر را بكشيم و اين كوتاهترين طريق وصول به بهشت بود
و تو خود شرح مفصل بخوان از اين مجمل
آقاي روح خوشحال مي شوم اگر مرا به جمع لينك دوستان اضافه كنيد البته كو چكترين آنها و سري هم به بلاگ محقر من بزنيد و نظر دهيد

نويسنده: مسعود

 

سلام آقاي روح
1-اين اولين باره كه من اينجا ميام.
2-حاكميت اگه دوست داشته باشه ميتونه يك شبه تمام احزاب رو جمع كنه.اينجا نقش خود احزاب مهمه.به نظر شما در بين مردم چند نفر!!از اين كار حكومت ناراحت شدن؟؟البته كسي خوشحال هم نشده مگر هواداران حكومت توتاليتر.ولي بايد انصاف داشت.نقش نهضت آزادي در اين چند سال چقدر پررنگ بوده؟؟اين بزرگان درنهضت آزادي قبل از اينكه بگذارند باشند
بايد بودنشان را اثبات كنند خودشان.
3-تا به حال دقت كرده ايد!فاميلي فوق العاده اي داريد!!به طور عجيبي منو شيفته خودش كرده!!!
4-خيلي خوشحال ميشم كه بزرگي مثل شما به نوشته هاي حقير ما هم سري بزنه.
5-اجازه هست شما رو لينك كنم؟

نويسنده: فرهاد شكيبا

 

يك بار آقاي بسته نگار را آورديم خانه تشكلهاي قزوين .نزديك بود پير مرد بيچاره را دچار ضرب وشتم كنند .وخانه خرابمان را پلمپ ووخودمان را ......
من بايد اعتراف كنم كه خيلي وقت است كه ميآيم وميروم اما اين دفعه ديدم 21 روز كوچكترم مجبور شدم اعترافم را ثبت كنم .اصلا هم صميمي نيستيد تا چه رسد به صميمانه تر !!!
اميدوارم شرق هرگز غروب نكند .اعتماد ملي دچار بي اعتمادي نشود وهم ميهن سالها روي دكه ها بماند

نويسنده: مهديه

 

از اينكه تعدادي از هم حزبي هايم را در فضاي مجازي ديدم بسيار خوشحال شدم. البته حتماْ كوتاهي از من بوده كه تا به حال يان كار را نكردم.
نهضت آزادي براي من هميشه يك درس بزرگ بوده است. چه كامرواييهايش در نيمه اول حياتش و چه ناكاميهايش در نيمه دوم مبارزاتش

نويسنده: شهسوار

 

از اينكه تعدادي از هم حزبي هايم را در فضاي مجازي ديدم بسيار خوشحال شدم. البته حتماْ كوتاهي از من بوده كه تا به حال يان كار را نكردم.
نهضت آزادي براي من هميشه يك درس بزرگ بوده است. چه كامرواييهايش در نيمه اول حياتش و چه ناكاميهايش در نيمه دوم مبارزاتش

نويسنده: شهسوار

 

در 60 سالگي، پخته و با تجربه، فرصت هاي بسياري قابل ساخت و استفاده است. من طرفدار مشخص نهضت آزادي نيستم، اما احساس خوبي درباره اش داشته ام.

نويسنده: papillon