جنایت ومکافات
نشریه «عصرنو» ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در شماره 49 خود روایتی بیتکلف و خبری از پرونده قتلهای محفلی کرمان منتشر کرده که خواندن آن بیهیچ توضیح، آدمی را از زیستن خویش در این ملک بیزار میکند. از آنجا که احتمالا از مشترکان این نشریه نیستید و سایت «امروز» هم که مطلب را بازنشر کرده، عموما فیلتر است؛ متن کامل این گزارش را در اینجا میآورم. عنوان مطلب هم، همان تیتر کاملا بجایی است که «عصرنو» انتخاب کرده؛ «جنایت و مکافات».
پرده اول:
تمامي6 متهم باند قتلهای زنجيرهای كرمانعضو پايگاه مقاومتب سيج علياصغر مولا هستند. با انگيزه پاك كردن جامعه از فساد. رئيس اين باند محمد حمزه مصطفوی سرباز مركز كنترل فرماندهی ناجا است.
قتل اول:اورا بهمحلههفت باغ برديم. حمزه ابتدا سنگیبهسرشكوبيد و او را داخل چاله استخرمانند انداخت، سپس هر كدام از ما سنگي بهاو كوبيديم اما نميمرد تا اينكهحمزه گفت بهتر است او را زندهبهگور كنيم. بعد چالهای كنديم و پيكر نيمه جانش را زندهبه گور كرديم.
قتلدوم: او را گرفتيم و بههفت باغ برديم و خفه كرديم. موبايل و موتورش را برداشتيم.
قتلسوم: با روشسنگسار او را به قتل رسانديم، بعد جسد اينزن شوهردار را بهبيابانهای اطراف كرمان برديم و در آنجا انداختيم تا طعمه حيوانات شود.
قتلهای بعدی: گفته بودند كه دختر و پسر فاسدی هستند. جلويشان را در جاده گرفتيم. آنها را بهچاله پر از آب هفتباغ برديم و هر دو را در آنجا خفه كرديم. بعد اجسادشان را داخل پژو گذاشتيم و بهبيابان برديم، پس از آنكهاجساد را به بيرون انداختيم، ماشين پژو را بهآتشكشيديم و موبايلرا برداشتيم ( به گفتهخانواده اين دختر و پسر جوان آنها با همنامزد عقد كرده بودند).
ششمين آدمربايی: پسر جوانی را طعمهقرار دادیم اماپس از ربودن، او را آزاد كردیم.پس از اينكه او را ربوديم3 بار براي كشتن او استخاره كرديم، اما خوش نيامد، موبايلش را گرفتيم و او را رها كرديم.... هادى يزدانفر که از دست عاملان قتلها جان سالم به دربرده، در جلسه دادگاه متهمان را به ضرب و شتم، آدم ربايى متهم کرد و گفت: «به من میگفتند فاسد، اما خودشان نماز صبح نمى خواندند».
پرده دوم:
امام جمعه كرمان نيز با حضور در جمعاعضای ستاداحيای امربهمعروف ونهی ازمنكر،اصناف وبازاريان گفت:عدهای نادان بهنام امربهمعروفو نهیاز منكر كارهای غلطی كردهاند.
گزارشها حاکی از اين است که فرزند يکی از مقامهای استان با عنوان سردار «ر، ک» نيز در ميان متهمان است اما حاضر نشده است در دادگاه حضور يابد. محاکمه به صورت غير علنی و پشت درهای بسته انجام می گيرد. پس از پایان تحقیقات و ارسال پرونده به شعبه نهم دادگاه عمومی کرمان قاضی امیری تبار اعضای باند را محاکمه و آنها را محکوم کرد.
طبق رای دادگاه سردسته باند به اتهام شرکت در چهار فقره قتل به قصاص و اعدام در ملاءعام و به خاطر 6 فقره آدم ربایی به 15 سال حبس، به خاطر سرقت اموال آنها به تحمل سه سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم و متهم ردیف دوم به اتهام مشارکت در چهار فقره قتل به 4 بار قصاص و مشارکت در ربودن آنها به 15 سال حبس و رابطه نامشروع به 99 ضربه شلاق محکوم شد. همچنین متهم ردیف سوم به اتهام مشارکت در سه فقره قتل به قصاص و اعدام در ملاءعام و 5 فقره آدم ربایی به 15 سال حبس، سرقت اموال مقتولان به سه سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شد. متهم ردیف چهارم نیز به اتهام دو فقره قتل به قصاص در ملاءعام، به جرم سرقت اموال مقتولان به سه سال حبس، 6 فقره آدم ربایی به 15 سال حبس و ارتباط با زنان فاسد به 99 ضربه شلاق محکوم شد.
متهم ردیف پنجم به جرم مشارکت در یک فقره قتل به قصاص در ملاءعام، مشارکت در سه فقره آدم ربایی به 15 سال حبس و سرقت اموال مقتولان به سه سال حبس و متهم ردیف ششم به خاطر مشارکت در یک فقره آدمربایی به 15 سال حبس و مشارکت در یک فقره قتل به قصاص در ملاءعام و رابطه نامشروع با یک دختر جوان به 99 ضربه شلاق محکوم شد.
پرده سوم:
حکم در دیوان عالی کشور نقض شد و قضات دیوان اعلام کردند چون متهمان با اعتقاد به مهدورالدم بودن این قتل ها را انجام داده اند مجازات قصاص شامل آنها نخواهد شد.
به این ترتیب پرونده مجدداً به شعبه هم عرض فرستاده شد و دادگاه دوم متهمان ردیف یک و دو را به قصاص محکوم کرد اما با توجه به اینکه خانواده دو تن از مقتولان اعلام رضایت کرده بودند سایر متهمان را تبرئه کرد. پرونده برای بار دوم به دیوان رفت اما باز هم حکم نقض و پرونده برای سومین بار به شعبه هم عرض فرستاده شد.قاضی سوم رسیدگی کننده به پرونده مطابق نظر دیوان عالی کشور چون متهمان ادعا کرده بودند قربانیان را با اعتقاد به مهدورالدم بودن به قتل رسانده اند، آنها را تبرئه کرد. این بار حکم مورد اعتراض اولیای دم قرار گرفت و پرونده مجدداً به دیوان عالی کشور ارسال شد اما دیوان عالی کشور اعتراض اولیای دم را نپذیرفت و حکم برائت قاتلان محفلی کرمان را تایید کرد.
در رای صادره شعبه 31 دیوان عالی کشور آمده است؛ محمد حمزه (سردسته باند)،« محمد س.»، «محمد ی.»، «چنگیز س.» و «س. ج.» از اتهام قتل عمدی تبرئه شده و اعتراض اولیای دم وارد نیست و رای صادره تایید میشود. يکى از وکلاى ديگر متهمان گفت: قضات نخواستند سابقه مقتولان را استعلام کنند تا مقرون به صحت بودن ادعاى متهمان مشخص شود، نه مهدورالدم بودن قربانيان. وی افزود:«ما هيچگاه نخواستهايم مهدورالدم بودن مقتولان را اثبات کنيم ، اما موضوع مهدورالدم بودن در قوانين کشور وجود دارد و جارى است».
عرصه قضا و قانون:
رای حاکم = قاضی شعبه ۲۴ ديوان عالی ايران:«آنجا که چند نفر راجع به عده خاص نظر دارند و به عنوان مثال دو قبيله در يک شهر نسبت به يکديگر نظر دارند، چون برای عموم ايجاد رعب و وحشت نمیکند و بقيه مردم در ترس و نگرانی نيستند، شدت افساد درحد مجازات اعدام نيست».
فتوای شیخ = در دادگاه «قتل های محفلی» کرمان، دادستان متن نامه ای از آيت الله مصباح يزدی را قرائت کرد که صدور فتوا را تکذيب کرده ولی نوشته بود که هر چه در سخنرانی کرمان گفته «استنساخ از منابع معتبر فقهی بوده است» و همين بخش، مستند وکلای مدافع قاتلان قرار گرفت که به عنوان عمل به تکاليف مذهبی، از آنها دفاع کردند. متهمان گفته اند که چون قربانيان را مهدورالدم می شناختند از عمل خود هنوز هم پشيمان نيستند و محکمترين سند وکلای آنان، پاسخ های برخی آيات عظام بود که همگی به بيانهای مختلف نوشته اند چنانچه فردی با اعتقاد به مهدورالدم بودن كسى را كشته، قتل واقع شده شبه عمد و مجازات آن، پرداخت ديه است.
حکم قانون =ماده ۲۹۵(تبصره ۲) در موارد زير ديه پرداخت مي شود: در صورتی كه شخصی كسی را به اعتقاد قصاص يا به اعتقاد مهدورالدم بودن بكشدواين امر بر دادگاه ثابت شود و بعدا معلوم گردد كه مجني عليه مورد قصاص و يا مهدورالدم نبوده است قتل به منزله خطای شبه عمد است واگر ادعای خود را در مورد مهدورالدم بودن مقتول به اثبات برساند قصاص و ديه از او ساقط است.
حکایت آخر:
هفته نامه حديث کرمان به دليل انتشار اخباری در باره قتلهای زنجيره ای کرمان ، توقيف میشود.!!!
***
دین و قانون منشاء رشد اخلاق انسانی وامنیت اجتماعی است.«انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» رسول اکرم (ص).با این وصف نه بر کوفیان ونه بر ابنملجم حرجی است که خون حسین وعلی(ع)را به ظن خروج ازدین مباح کردند وبر خود به طمع بهشت بالیدند.
در پس پردههای این صحنه رازهای تلخی است که آرزوی چشیدن و چشم دیدنش را نداریم.این چرخ پر پیچ است.شاید پیچ بعد نوبت آن دیگری شود.آن قاضی،آن مفتی،آن بیگناه دیگر، که به خنجر تعصبی جسور،یا بدست قصاوتی درآستین قضاوتی کور،جان داده است.تاجنایتی دیگر بدون مکافات بدرقه شود. « فَبِاَیِّ ذ َنبٍ قُتـِلَت »
هست از پس پرده ها صدای من وتو
چون پرده بر افتد نه تومانی ونه من
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/977
|
سلام.از مطلبي كه گذاشتيد لذت بردم و از جناياتي كه رخ مي دهد و پوشش خبري اش اين قدر كمرنگ است متاسف شدم.مكافاتي اگر باشد البته باز جاي اميدواري است.من كه شك دارم.
پاينده باشيد.
خيلي دردناك بود. كسي با فساد موافق نيست همينطور كه با جنايت. لينكش رو گذاشتم.
چه جوري ميشه به اون نشريه دسترسي پيدا كرد من فقط دو سه بار گيرم اومده
واقعا اگر به اشتباه از اقوام قضات در كرمان كشته شده بود الان چنين وضعي داشتيم
جواد جان خودت بهتر از هر كسي مي دوني كه ما تو سرزمين تناقض ها زندگي مي كنيم كسي حرفي مي زند و مرتد مي شود و به اعدام محكوم...كسي مي كشد و از اعدام تبرپه مي شود....كسي به دختر دانشجوپي تجاوز مي كند و هيچ كس دم بر نمي آورد و پيرمردي دو تار موي دانشجويش را نشان مي دهد و بايد به اعدام محكوم شود...كسي به راحتي توهين مي كند و تمامي دولتهاي قبلي را زير سوال مي برد و دولتمردان سابق حق ندارند از اشتباهات دولت امروز سخن بگويند و هزاران هزار تناقض و تبعيد ديگر.
متاسفانه در بسيج بودن را به معناي آزادي تام الاختيار معني مي كنند
با سلام وعرض تشكر از اطلاع رساني شما برادر گرامي.
بايستي عرض كنم تا حدودي از فاجعه مطلع بوده ام وبسيارمتاسفم كه وارثان اين دين نجات دهنده
ماهستيم وچه زيبا به دين محمد ضربه ميزنيم كه حتي تمامي دشمنان آن تاكنون نزده اند وخود را مريد علي وخاندان او مي دانيم وآنان كه از دين اوخارج شدند را ياغي و محارب با خدا ميدانيم وخود را محافظ دين محمد ميدانيم .بنده كه از مسلمان بودن خود شرم دارم اميد وارم آن قضاتي
كه اينگونه راي صادر مينمايند به آ خرت و مرگ خود
اندكي فكر كنند.كل نفسه زاپقه الموت .
|