رای به قالیباف؛اشتباه استراتژیک
نمیدانم. شاید وقتی این مطلب پابلیش شود، رایزنیها تمام و شهردار جدید تهران انتخاب شدهباشد. اما اینهمه مانع نمیشود تا تحلیل خود از انتخابات شهرداری را منتشر نکنم و دیدگاه متفاوتم با تحلیل معمول را ارائه ندهم.
خوانندگان وبلاگ میدانند که اصولا در حوزه مسایل شهری و شهرسازی، نه صاحبنظرم، نه ادعایی دارم و نه تاکنون به آن پرداختهام. از اینرو، مطلبی که در مورد انتخابات شهرداری تهران مینویسم، صرفا از منظر سیاسی و تاثیر (هر جند اندک آن در قیاس با عوامل سیاسی و خارجی کلانتر) بر تحولات آتی است.
هر چند اطلاعاتی که بعضا دوستان مطلع از عملکرد شهرداری تهران و یا روزنامه «همشهری» نقل میکنند، نشان میدهد که عملکرد «محمد باقر قالیباف» حتی در قیاس با احمدینژاد، دچار ایرادات بیشتری است و فضای امنیتی درباره مدیریت شهری در دوره وی تشدید شدهاست.
اما حرف اصلی من در رد موضع مسلط در میان اصلاحطلبان مبنی بر ابقای قالیباف در شهرداری تهران این است که نمیتوان و نباید به این انتخاب، جز در چارچوب انتخابات کلانتر آتی (بویژه انتخابات ریاستجمهوری دهم) نگریست. حضور قالیباف در شهرداری تهران، بهترین تریبون تبلیغاتی برای وی در طول دوسال آینده است و احتمال آنکه قضایایی چون ماجرای 350 میلیاردی جناب احمدینژاد از سوی این «خلبان تیزپرواز»! هم تکرار شود، کم نیست.
شاید در رد موضع «صمیمانهتر»، گفته شود «قالیباف از احمدی نژاد بهتر است؛ پس چه ایرادی دارد که تریبون و امکانات تبلیغاتی شهرداری تهران را به او بسپاریم؟» پاسخ این است که:
اولا؛ فرض بگیریم قالیباف از احمدینژاد بهتر باشد. این چه دخلی به اصلاحطلبان دارد؟ آیا قرار است قالیباف نامزد آنان در انتخابات ریاستجمهوری باشد که مرکب رهوار شهرداری و چک سفید تبلیغاتی را به او بسپارند؟
اگر پاسخ منفی است که رای به قالیباف زیر سؤال میرود و اگر پاسخ مثبت است، پس وای به اصلاحطلبان که از دوسال مانده به انتخابات ریاستجمهوری، نامزدی را مدنظر گرفتهاند که بههیچ وجه من الوجوه نسبت و تناسبی با جریان اصلاحی ندارد. (تازه اگر نادیده بگیریم تحرکات بزرگانی در جبهه اصلاحات را که از هماکنون تدارک ریاستجمهوری میبینند و این، البته در تناقض با حمایت از قالیباف است).
ثانیا و مهمتر اینکه؛ بر چه مبنایی گفته میشود قالیباف بهتر از احمدینژاد است؟ تفاوت این دوچهره چیست؟ جز آنکه احمدینژاد به دلیل کارهای بسیجیوار و غیرکارشناسیاش، دستکم زمینه «نقد آسان» را در اختیار مجموعه اصلاحطلبان (بویژه پراگماتیستها و تکنوکراتها) قرار دادهاست؟
این آقایان وزیر و مدیرکل و معاونوزیرهای سابق که حالا به لطف برکناری از پستهایشان، همگی یکشبه «فعال سیاسی» شدهاند و متاسفانه در تصمیمگیریهای کلان جبهه اصلاحات، بالادست استخوان خوردکردهها و لیدرهای تشکیلاتی 8 سال گذشته نشستهاند، اگر قالیباف بهجای احمدینژاد آمده بود، آیا پستهایشان حفظ میشد؟ آیا با همین تحقیر و سرعت از متن به حاشیه نظام تصمیمگیری نمیرفتند؟ لطفا خوشخیال نباشید.
اما حرف اصلی من، نه با بوروکراتهای اصلاحطلب که با طیف سیاسیتر این جریان است. دوستان و بزرگواران واقعا دنبال چه هستند؟ اعتبار جریان اصلاحات که با هزینه فراوان بهدست آمده، قرار است به جیب چه شخص و جریاناتی ریخته شود؟ آنانی که طرح کودتا علیه اصلاحات را در 18 تیر امضا کردند و یا مجریان تهاجم به وبلاگنویسان و گردانندگان سایتهای اینترنتی؟
بزرگان! به کجا چنین شتابان؟
اینکه امثال قالیباف در مورد منافع انباشته در شهرداری تهران با احمدی نژاد اختلاف دارند، چه ربطی به مطالبات و شعارهای دیروز (و حتی امروز) اصلاحطلبان دارد؟ مگر قالیباف تا دو روز مانده به انتخابات ریاستجمهوری، گزینه مقرب درگاه و نامزد اختصاصی حسین شریعتمدار نبود؟ حالا اگر بدنه بسیج، سادگی و صمیمیت احمدینژاد را به تزویر قالیباف ترجیح دادند؛ چه فرقی در صورت مساله و پروژه «حاکمیت یکدست» ایجاد میکند؟
مخلص کلام: براستی شکاف امروز جامعه ایران، «دموکراسی/استبداد» است یا «مونوریل/مترو»؟! اگر اولی است که قالیباف و احمدینژاد ندارد و اگر دومی است که بدرود با شما.
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/974
|
ببين مسله اينجاست كه اصلاح طلبان از نظر كمي در شوراي شهر چندان محلي از اعراب ندارند! و شايد براي اينكه نميخواهند در چنين مورد نسبتا مهمي در شورا در حاشيه نباشند ميخواهند طرف يك طرف دعوا را كه به زعم خودشان از ديگري قابل تحملتر است را بگيرند. به نظر من هم فارغ از تمام استدلالات سياسي تا آنجا كه به اين جمع چهار نفره مربوط ميشود اگر در اين مورد كنار باشند در ساير مساپل هم چندان جدي گرفته نخواهند شد.
سلام. حرفت كاملا متين ولي پيشنهادي ندادي كه چه راه حلي داره اين مشكل؟ با توان فعلي افراد اطلاح طلب در شورا چه كسي رو بايد براي اين منصب پيشنهاد كنند؟ با توجه به استدلال تو انتخاب يك شهردار بي عرضه از جناه راست كه به شهر گند بزنه براي اصلاح طلبان بهتره؟ اينجوره به نظرت؟ كمي بي انصافي در حق شهر و مردمش نيست؟
به نظر من اگه جرياني مثل اصلاحات بخواد پابرجا بمونه و درون مايه اصلي خودشو كه ترويج دموكراسي در ميان مردم است رو داشته باشه بايد سياستي شفاف توام با پافشاري بر مواضع و اصول دموكراسي در پيش بگيره و مرز بندي خودش و با جناح هاي ديگه مشخص كنه كه از اون جمله طيفهايي نظير قاليبافه و در غير اين صورت مثل هاشمي كه هر چند در انتخابات خودشو مردمي نشون داد ولي مردم بهش اعتماد نكرده و ديگر هم نخواهند كرد!!
دليلي نداره اصلاح طلبان هر سياستي رو در پيش بگيرن براي جمع كردن راي به نظر من مردم ما فقط صداقت از سياست مداراشون مي خواهند كه اگه اين طوري بود تا حالا حزب هاي قوي تري تو كشورمون شكل گرفته بود.
در مجموع با نظر شما موافقم اما باید توجه کنید که اصلاح طلبان در اقلیت هستند.
راستی وبلاگ شما چرا فید ندارد؟
به نظرم قالي جون بهتر از قبليه بود ولي شهردار شدنش خيلي خطرناكه چون فضا و جاده را باز ميكنه واسه كرسي رياست جمهوري
دو شهردار اصول گرا مبغلي حدود 650 ميليارد تومن رو از دارايي هاي ملت گم (شما بخوان دزديدن ) كرده اند ...
من در همان شوراي دوم هم گفتم كه قاليباف همان احمدي نژاد خوش تيپ تر و قابل تحمل تر است ...
ورود تيم قاليباف به شواي سوم و انتخاب خود قاليباف به عنوان شهردار كمي نگران كننده است ...
از طرفي اقليت اصلاح طلبان هم به نوعي به نفع ما هم هست .. چون اين اقليت باعث مي شود كه اكثريت هميشه به دنبال راي اين اقليت باشد براي حفط اكثريت خود ... من فكر ميكنم نبايد در مورد قاليباف اشتباه كرد ... از طرف منم هشدار بديد !
جواد جان راستي شما رفتي هم ميهن ؟
آخه باانصاف با 4نفر که نمیشه شهردار اصلاح طلب انتخاب کرد!!
به نظر شما اگه راي ندادن به قاليباف باعث بشه كه يك نفر از طيف احمدي نژاد شهردار بشه نتايج بهتري داره از انتخاب قاليباف يا نه؟ بعدم اين كه شما تو شرق باقي خواهيد ماند يا به هم ميهن ميريد؟
در همهی دنیا احزاب کوچک سعی میکنند با احزاب دیگر که طبیعتا باهشون اختلاف هم دارند ائتلاف کنند. چرا حالا باید اصلاحطلبان از این قاعده مستثنی باشند؟ اصلا رسم سیاست همینه.
برادرم با همان استدلالاتي كه شما براي حمايت از معين و هاشمي مي آورديد امروز مي شود از قاليباف حمايت كرد. اگر نگران اختلاصهاي 350 ميلياردي هستيد كه اين در برابر رشوههاي آنچناني رقمي نيست (نمونش همين استات اويل خودمان) خوب چرا آن موقع صداتان در نيامد كه اين سرمايه اصلاحات است كه به جيب فرصت طلبان ميريزم؟ اگر مي گويي هاشمي عوض شده خوب آن يكي هم شده آن امضاي كودتا كه مال خيلي وقت پيش است پسر، امروز يادت افتاده؟ ميداني نظرم چيست در اين سرزمين همه تاريخ شخصي خودشان را دارند. هركس با توجه به مسايل شخصي اش تجويزهاي عمومي ميكند مثلا شايد اين خاطره دوستان وبلاگ نويس از ياد شما نمي رود كه اينگونه مينويسي: "مگر قالیباف تا دو روز مانده به انتخابات ریاستجمهوری، گزینه مقرب درگاه و نامزد اختصاصی حسین شریعتمدار نبود؟" و يادت مي رود كه حسين آقاي شريعتمداري و بزرگترشان قبلن هم از كساني حمايت كرده بودند كه چنديست كانديداي شما شده اند...
پس به تحريمي هاحق بده. چون كه براي اونها رييس جمهوري كه كاري ازش بر نياد ارزش نداره و اعتبارشون براي همچين انتخاباتي خرج نميكن. آيا واقعن فكر ميكني اختيارات رييس جمهور از انتخاب مونوريل-مترو بيشتره؟ توجه كن كه خاتمي زماني كه مجلس ششم را هم پشت خودش داشت نتونست فرودگاه امام را راه بندازه.
تحركات و آرايش هاي انتخاباتي به شكل واضح در همه جاي شهر ديده مي شود. براي بهتر شدن محيط شهري بهترين راه حل تعويق انتخابات است!
ولي براي اصلاح اوضاع اجتماعي ؟؟؟ فكر كنم چيزي در حد ظهور امام رمان(عج) لازم باشد.
از ابراز لطفتان ممنونم. منتظر نظرات شما هستم.
حالا که قالیباف دوباره شهردار شد و اصلاح طلبان هم حرفت را قبول نکردند! آخه حرفت از بیخ و بن غیر منطقی بود!!
جواد جون! باور كن اونقدري كه تو مشاركت رو قبول داري ، خودشون خودشون رو قبول ندارن!
مرد ناحسابي ! اين چه حرفيه كه با بودن احمدي نژاد زمينه نقد آسان براي اصلاح طلبان ايجاد مي شه و پس نبايد ادمي مثل قاليباف بياد وسط ...قدرت به اين قيمت؟ واقعا چرا؟
جيگر تو بخورم با اين تحليل سياسيت
تحليل شما بي شباهت بانظريه همسر آن كشيشي كه زمينه را براي ظهور حضرت مسيح (ع) آماده مي كرد و ديگر افرادي كه در اين مايه حركت مي كنند نيست . پس اجازه دهيم بهترين شرايط ( يعني بدترين اقدامات ) صورت پذيرد تا ما بتوانيم راحت تر تحليل كنيم و نظريه بدهيم در بدترين شرايط بتوانيم گزينه مطلوب به شمار آييم .
از شما بعيد بود . اينگونه نگاه !!!!!!!!!!!!!!!
روزنامه نگار ارجمند جناب آقاي جواد روح
ضمن عرض سلام بايد بگويم اين تحليل شما از ماجراي انتخاب شهردار تهران از ديد اينجانب يكياز ضعيف ترين و بي مبناترين تحليل هايي بود كه از شما خوانده ام . در واقع شما با اين تحليل نشان داديد كه در مسائل سياسي دو ضعف عمده داريد .
اول : به مسائل به صورت صفر و صد نگاه مي كنيد
مطابق اين نگاه ، افراد يا گروه هاي سياسي خارج از اين دو وضعيت نيستند . يا با ما هستند يا برما . لذا وضعيت بينا بيني وجود ندارد . اين ديدگاه است كه مي گويد : قاليباف يا اصلاح طلب است يا بدتر از احمدي نژاد ! . قاليباف يا بايد در كنار ما باشد و همان حرفهاي ما را بزند و يا بايد در برابرش بايستيم .
نگاه صفر و صد يا نگاه سفيد و سياه به مسائل مشكل اساسي بسياري از اصلاح طلبان بوده است. اين ديدگاه سبب شد كه برخي اصلاح طلبان با همين شيوه در مورد هاشمي رفسنجاني نيز قضاوت كنند و زماني به نتيجه رسيدند كه بايد از هاشمي در مقابل فردي مثل احمدي نژاد ، حمايت كنند كه ديگر فايده اي نداشت و كمي دير شده بود .
صاحبان اين ديدگاه در ميان اصلاح طلبان تا قبل از حمايت از هاشمي از خندقي سخن مي گفتند كه بايد بين خود و مخالفان ايجاد مي كردند . افراد و گروه ها يا بايد اين طرف خندق مي بودند يا آن طرف . راهي هم براي عبور از اين خندق وجود نداشت .
اما اكنون برخي از اصلاح طلبان به اين نتيجه رسيده اند كه با اين نگاه نمي توان در عرصه سياسي حضور داشت .
در داستان انتخاب شهردار تهران ، همين گروه از اصلاح طلبان معتدل و منطقي بودند كه از قاليباف در برابر نامزدهايي كه احمدي نژاد با لطايف الحيل بسيار وارد عرصه كرده بود ، حمايت مي كردند . چرا كه نيك مي دانستند حداقل ، قاليباف كمي بهتر از آنهاست و اتفاقاً بر خلاف ديدگاه جنابعالي مي دانستند كه اين « كمي بهتر بودن » در عرصه سياست از اهميت بسزايي برخوردار است .
دوم : تحليل هايت كاملاً سياست زده است
شما همه چيز را از منظر سياسي و منافع جناحي و گروهي تحليل مي كنيد . پرسيده اي آيا قرار است قاليباف نامزد اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري باشد ؟ . اين براي جنابعالي كه وجهه نويسندگي و تحليل گري ات بر وجهه سياسي و حزبي ات مي چربد ، نقطه ضعف بزرگي محسوب مي شود .
نوشته اي كه در حوزه مسائل شهري و شهرسازي ادعايي نداري و صرفاً از منظر سياسي به موضوع نگاه مي كني . اين همان اشتباهي است كه اصلاح طلبان در شوراي اول مرتكب شدند . آنها نيز به موضوع صرفاً از منظر سياسي مي نگريستند و لذا كساني چون عبد ا.. نوري ، جميله كديور ، ابراهيم اصغرزاده ، سعيد حجاريان و ... را كه مانند جمابعالي اطلاع و ادعايي در باره مسائل شهري نداشتند به شوراي اول گسيل داشتند و شد آنچه كه نبايد مي شد .
اما اصلاح طلبان در انتخابات 24 آذر ماه سال گذشته نشان دادند كه از اين موضوع درس گرفته اند و به جاي افراد سياسي كساني را وارد عرصه كردند كه همچون محمد علي نجفي ، احمد مسجد جامعي و معصومه ابتكار و برخي ديگر از نامزدهاي ليست ، وجه كارشناسي و تخصصي پررنگ تري نسبت به وجه سياسي داشتند .
اصلاح طلبان شورا امروز بايد بر اساس وعده هايي كه به مردم داده اند بيشتر ازمنظر منافع شهروندان تهراني به موضوعات بنگرند و منافع سياسي و حزبي را كم تر دخيل كنند . البته اين رويكرد از جانب افرادي مثل جنابعالي نهي مي شود و توصيه مي شوند فقط از منظر سياسي به ماجرا نگاه كنند و از كنار شكاف مترو ـ منوريل عبور كنند.
پرسيده اي شكاف امروز جامعه ايران ، دموكراسي ـ استبداد است يا منوريل ـ مترو ؟
به نظر مي رسد جنابعالي هنوز در حال و هواي سالهاي 78و 79 هستيد و احتمالاً مدت زيادي است كه مطالعه نداشته ايد . چرا كه توجه نمي كنيد احمدي نژاد با فعال كردن شكاف هايي غير از شكاف دموكراسي ـ استبداد به قدرت رسيد . شكاف دموكراسي ـ استبداد فعلاً و بنا به دلايلي شكاف اصلي و امروزين جامعه نيست و شكاف هاي ديگري فراتر از اين شكاف عمل كرده و ساختار قدرت و مناسبات سياسي را تعيين مي كنند .
در واقع اشتباهي كه جنابعالي هنوز در دچار آن هستيد ، اصلاح طلبان در سالهاي 78 و 79 دچار آن بودند . در آن سالها ، افراد بسياري ( فارغ از اين بحث كه هدفشان چه بود ) بيان مي كردند كه مردم مشكل معيشت دارند . اما برخي صاحبنظران اصلاح طلب مي گفتند كه فعلاً شكاف اصلي دموكراسي ـ استبداد است و تا اطلاع ثانوي مسائلي چون معيشت و حتي مسائلي چون زنان بايد به تعويق بيفتد تا مسئله دموكراسي ـ استبداد حل شود . اصلاح طلبان اما اكنون پخته تر شده اند و نجفي ، ابتكار و مسجد جامعي از مسائل و مشكلات شهر سخن مي گويند ولي باز هم افرادي مثل شما به آنان توصيه مي كنيد كه رأيشان را بر اساس شكاف دموكراسي ـ استبداد به كانديدهاي شهرداري بدهند . البته اگر از اين منظر نگريسته شود آنگاه تفاوت قاليباف با تجربه مديريتي 20 ساله نسبت به رسول خادم كه قهرمان كشتي است و حتي يك روز سابقه مديريتي ندارد ، يا حسن بيادي كه مهمترين عملكردش گفتن مسائل شرعي در هيئت عزاداري است ، ديده نمي شود .
اما از منظر اصلاح طلبان شورا كه بر خلاف جنابعالي سابقه اجرايي و مديريتي دارند ، كارنامه مديريتي افراد برايشان خيلي مهم است و از اين منظر فاصله قاليباف با بيادي و خادم از زمين است تا آسمان .
حتي شنيده ام ( هنوز خودش اين حرف را تأييد نكرده ) كه معصومه ابتكار در روز رأي گيري به رسول خادم گفته است : يا من نمي گذارم كه شهردار شوي يا اگر شدي ، استعفا مي دهم . اين جمله به نظر قابل فهم مي رسد .
و اما چند نكته ديگر در باره تحليل شما :
ـ بيادي ، خادم ، چمران و كاشاني در ليست حاميان قاليباف بودند اما آنها در يك چرخش 180 درجه اي اعجاب بر انگيز در مقابل قاليباف ايستادند كه اخبار زيادي از بده ، بستانهاي آنان با دولت حكايت دارد .
اصلاح طلبان در انتخابات شوراها به صورت تلويحي و گاهي صريحاً از عملكرد قاليباف اظهار رضايت كردند و بعضاً هم اين سخن را گفتند كه در صورت به دست نياوردن اكثريت مطلق 12 ، 13 نفري شهردارشان قاليباف است .
حال جنابعالي توصيه مي كنيد كه اصلاح طلبان هم مانند خادم ، بيادي ، چمران و كاشاني ( كه از مصاديق بارز افراد بي ريشه اي هستند كه كروبي به آن اشاره كرده ) بايد راهي را بروند كه تأمين كننده منافع بي ريشه هاست .
ـ در ماجراي انتخاب شهردار ، احمدي نژاد( به دلايلي كه همه از آن مطلعند ) با تمام قوا براي حذف قاليباف وارد ميدان شد . توصيه جنابعالي به اصلاح طلبان شورا شباهت بسياري دارد به توصيه مشاوران احمدي نژاد . مشاوران احمدي نژاد هم به او گفته بودند به جاي اينكه دو سال ديگر با قاليباف رقابت كند ، هم اكنون كمر به حذف او ببندد .
ـ ميردامادي در مصاحبه با ايسنا گفته بود كه تيم دولت به دوستان ما در شورا پيام داده كه حاضر است بر سر هر كس ديگري غير از قاليباف براي شهرداري تهران مذاكره كند . يعني احمدي نژاد حاضر بود براي حذف قاليباف ، تن به شهرداري اصلاح طلباني چون حبيب ا... بيطرف ، اسحاق جهانگيري و علي عبدالعلي زاده بدهد . اصلاح طلبان اما دور انديشانه عمل كردند كه فريب وسوسه هاي احمدي نژاد را نخوردند .
رسول خادم يكي از نزديكان قاليباف بوده است ولي وسوسه تكيه زدن بر مسند شهرداري تهران دل قهرمان جهان را چنان لرزاند كه دچار چرخش 180 در جه اي شد . ايا جنابعالي هم مايل بوديد اصلاح طلبان از اين به اصطلاح فرصتي كه احمدي نژاد برايشان فراهم كرده استفاده كنند ؟ ايا جنابعالي انتظار داريد افرادي چون نجفي ، مسجد جامعي و ابتكار با آن سابقه علمي ، مديريتي و سياسي رفتاري كنند كه رسول خادم كرد ؟
ـ به اصلاح طلبان هشدار داده ايد كه شايد قاليباف با استفاده از پست شهرداري تهران خود را براي رياست جمهوري آماده كند و رأي دادن به شهرداري او با توجه به تحرك بزرگاني در جبهه اصلاحات كه از هم اكنون در جبهه اصلاحات در تدارك انتخابات رياست جمهوري هستند تناقض دارد .
اما قاليباف در صورتي مي تواند از پست شهرداري تهران براي رياست جمهوري بهره برداري كند كه با كار خوب و قوي و به صورت غير پوپوليستي و كارشناسانه ، رضايت مردم را كسب كند . آيا به نظر شما اين اشكالي دارد ؟ چگونه اصلاح طلبان بايد جلوي كار چنين كسي را بگيرند ؟ آيا مي شود به دليل هراس از نامزد شدن يك نفر در انتخابات رياست جمهوري ، دست و پاي او را بست تا براي مردم كاري نكند ؟
البته اين امكان هم هست كه قاليباف با كار پوپوليستي ، سطحي و شعاري و با بهره گيري نادرست از امكانات شهرداري در صدد جلب رأي مردم باشد و در واقع همان كارهايي را انجام دهد كه احمدي نژاد كرد . انگاه اصلاح طلبان حاضر در شوار مي توانند با حمايت نكردن از قاليباف ، زمينه كنار گذاشتن او را فراهم كنند . اگر قاليباف چنين كارهايي كند با توجه به تركيب شورا كافي است كه اصلاح طلبان اراده كنند تا قاليباف كنار گذاشته شود . خيلي زود اين اتفاق مي افتد و اتفاقاً عرصه رياست جمهوري نيز با اين استيضاح برايش تنگ مي شود .
ـ به نظر مي رسد كه جنابعالي و همه آنان كه چون شما مي انديشند بايد يك بار ديگر اين پرسش را مطرح كنند كه آيا هدف ، وسيله را توجيه مي كند ؟ با اين يادداشت به نظر ميرسد پاسخ شما مثبت باشد . چرا كه مي گوييد : چون اصلاح طلبان براي انجام اصلاحات ( كه هدف مقدس يا لااقل خوبي است ) به قدرت و كسبب كرسي رياست جمهوري نيازمند هستند ، پس مي توانند و بايد كساني كه امكان دارد با نامزد شدن در اين انتخابات ، اصلاح طلبان را ناكام بگذارند ، حذف كنند . البته نفع شهروندان تهراني و زيان و سود تهران نيز اصلاً از اين منظر مهم نيست .
نكته آخر اينكه مبناي نوشته هاي جنابعالي مقايسه احمدي نژاد و قاليباف است . صرف نظر از اينكه كدام يك از اين دو بهترند در ماجراي انتخاب شهردار اين مقايسه ، اشتباه و بي اساس است . چرا كه بايد قاليباف را با بيادي و خادم مقايسه كرد نه احمدي نژاد . اين مقايسه فقط حاصل يك ذهن سياست زده است نه مردم انديش .
در مجموع به نظرم قاليباف براي شهرداري مناسب و شايسته است و اين متفاوت از اين است كه آيا قاليباف براي رياست جمهوري هم مناسب است يا خير ؟
شايد بد نباشد به اظهارات آقاي مصطفي تاج زاده توجه كنيد كه در جايي گفته : « من با شناختي كه از قاليباف دارم ، بدون اينكه از او درباره برنامه هايش بپرسم به شهرداري او رأي مي دهم و حمايت مي كنم ولي وقتي او وارد رقابت انتخابات رياست جمهوري شود از او پرسشهاي اساسي دارم كه بايد به آنها پاسخ بگويد »
|