.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۴ اردیبهشت

انتقاد شدید از دوستان: این نامه‌ها!

لینکش را در وبلاگ اکبر دیدم. درخواست از هاشمی‌شاهرودی برای آزادی «علی فرحبخش» با 300 امضا از روزنامه‌نگاران؛ و البته نام من نبود. چرا؟ نمی‌دانم.

شاید چون دیگر روزنامه‌ای ندارم، پس لابد روزنامه‌نگار هم نیستم. لابد دوستان تهیه‌کننده نامه، شماره‌ام را ندارند یا بهتر بگویم، سختشان است که شماره‌ام را بگیرند و یا دست‌کم، به‌جای این جک‌های بی‌مزه و تکراری، یک sms  بزنند.

اصلا تماس و sms به‌درک! مگر من از آنها هستم که وقتی اسمشان پای یک نامه می‌آید، هزار حرف و حدیث راه می‌اندازند. دوستان عزیز! من که همواره گفته‌ام، در مورد حقوق بشر، ندیده امضا می‌کنم.

به‌خدا بحث اسم و امضا نیست. من به این مکانیزم ایراد دارم. مکانیزمی که از یک طرف، عده‌ای را ناراضی می‌کند که چرا اسمشان هست و عده‌ای را شاکی می‌کند که چرا نیست؟

مخصوصا کسی مثل من که فکر می‌کنم قبل از همه دوستان، رسم رفاقت و جوانمردی (بعنوان یک وظیفه اخلاقی و نه اسباب فخرفروشی) را به‌جا آوردم و مطلب «علی! دوباره بخند» را نوشتم. دوستان! واقعا بیایید این مکانیزم غلط را اصلاح کنید.

با ارادت به همه مدافعان حقوق بشر.

حاشیه: تسلیت به یک دوست/فرید عزیز/ گرچه از دست دادن پدر را تسلایی نیست/شرمسار از آنکه برای ادای تکلیف نمی‌توانم به قم بیایم




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/960



 نظرات

مطلبی با عنوان"شیخ اصلاحات و هیات اعتماد ملی!" نوشتم.فرصت کردید بد نیست بخونید!

نويسنده: مصطفي

 

حق با توپه جواد.من وقتي اون نامه رو خوندم متوجه غيبت بسياري از نام هاي آشنايي كه در روزنامه نگاري ايران ميشناسم شدم...اما غير از تو كه مطلبت رو راجع به علي خونده بودم در مورد بقيه فكر كردم شايد خودشون نخواستن اسمشون باشه...اما اينطور كه ميگي بچه هايي كه اين نامه رو تهيه كردن در اين زمينه اهمال كردن كه اميدوارم دفعات بعد تكرار نشه...چون به هر حال اگر نامه تاثيري بتونه بذاره...هرچه تعداد امضاكنندگانش بيشتر باشه مفيدتره...چه بشا برخي اسامي تاثير بيشتري هم داشته باشن.

نويسنده: اميد ايران مهر

 

من هم خوشحالم آقای روح!

نويسنده: مصطفي

 

به نظر من هم اشكالات زيادي وارد هست و هيچ ساختار و مكانيزم و مشخصي وجود ندارد جمع آوري امضا براي چنين نامه هايي...منم قبلا انتقاداتي رو به اين سبك و سياق وارد دونستم...به قول شما اصلا بحث سر اسم و امضا نيست...بحث سر اين است كه مگر ماهيت اين نامه ها گوناگون است كه در يك نامه امضاي مارا مي خواهند يا در بعضي نمي خواهند...

نويسنده: سامان

 

عجب . جالبه . يعني منظورتون اينه كه از طرف شما امضا ميكردن /؟!!!!!!!!!!

نويسنده: عبدالخالق

 

آره. منم چند باري در اين باره شاكي شدم. حتا يك بار برام كلي سوء تفاهم ايجاد كرد. به هرحال خوبه دوستاني كه در اين حركات جمع آوري امضا پيش قدم هستند و زحمت زيادي ميكشند دقت بيشتري كنند. هرچند هر كي بيشتر كار ميكنه بيشتر هم نقد ميشه و اين دوستان هم چون كاري ميكنند من و تو بهشان نقد ميكنيم

نويسنده: حسين

 

منم موافقم.گويا اين مثل قديمي كه مي گه؛از دل نرود هر آن كه از ديده رود؛ ديگر اين روزها مصداقي نداره.گويا ما از ديده رفتيم و كسي از ما يادي نمي كنه!

نويسنده: خاطره و طن خواه

 

آره موافقم. اسم من هم در آخرين روزها اضافه شد. خيلي شانسي از وجود چنين نامه ايي باخبر شدم

نويسنده: نازنين

 

دوستان عزيز كه براي دفاع از حقوق همكارانتان نامه تنظيم مي كنيد و با زحمت و مرارت و التماس امضا جمع مي كنيد :
خواهشا از اين به بعد يك رونوشت از اصل نامه به همراه اسامي امضا كنندگان به درگاه جناب روح ببريد (دستبوس فراموش نشود ) تا ايشان مطلع باشند كه اسامي فهرست در شان ايشان هست كه *مشاركت* فرموده و با نام مباركشان فهرست را منور فرمايند. بعد هم چه امضا فرمودند و چه نفرمودند زمين ادب ببوسيد و بازگرديد و معترض نشويد و زياده اوقات ايشان را مشغول نفرماييد.
روزگار غريبي است قبله عالم جواد خان!!!

نويسنده: پيمان مقدم