مشارکت همان است که بود
دوست عزیزم «اکبر منتجبی» به بهانه اعلام حکم مجرمیت دکتر رضا خاتمی در پرونده روزنامه «مشارکت» یادداشتی در وبلاگ خود نوشته و به این مساله انتقاد کردهاست.
غیر از موضوع انتقاد که قطعا (و البته با ادبیاتی متفاوت و از زاویهای متمایز) با آن موافقم، نکتهای در پایان یادداشت اکبر آمده که بهنظرم، پرسشی اساسی را در مورد دستهبندی اصلاحطلبان و نوع رویکرد هرکدام در مقطع هشتساله به میان میکشد.
اکبر خطاب به هیات منصفه دادگاه مطبوعات مینویسد:« مطمئن هستم اگر مشارکت امکان انتشار یک روزنامه را داشته باشد دیگر راه گذشته را در انتشار اخبار جنجالی نخواهد رفت. کما اینکه امروز در منش سیاسی خود تغییرات چشمگیری بوجود آورده است».
در این گفته پایانی اکبر عزیز، چند نکته هست که بهنظرم می آید گفتنی باشد. او معتقد است که «راه گذشته» روزنامههای وابسته به جبهه مشارکت، «انتشار اخبار جنجالی» بودهاست. میخواهم از اکبر عزیز که در همه روزنامههای مشارکت (منهای «مشارکت» و «اقبال») حضور داشته و از قضا در سرویس سیاسی آنها (که لابد محور «انتشار اخبار جنجالی» بوده)، عضویت داشته بپرسم که تعریفش از «اخبار جنجالی» چیست؟
آیا انتشار اخبار در مورد غیرقانونی بودن ردصلاحیتهای مجلس ششم، تلاشهای پشتپرده برای جلوگیری از تشکیل مجلس ششم، ترور سعید حجاریان و تاکید بر شناسایی آمران و تئوریسینهای آن، فضاسازی کودتا مانند علیه جریان اصلاحات در ماجرای کنفرانس برلین، اعتراض به توقیف فلهای مطبوعات و افشای جریان «راستوحشی» (در روزنامه «مشارکت»)، تاکید بر حضور مشروط خاتمی در انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری، معرفی انتخابات 18 آذر بعنوان «رفراندوم اصلاحات»، دفاع از عملکرد مجلس ششم بویژه در برابر شورای نگهبان، پوشش اخبار و پیگیری وضعیت بازداشتشدگان ملی-مذهبی و دانشجویان، تاکید بر ضرورت محاکمه علنی متهمان سیاسی بویژه در پرونده اعضای نهضت آزادی و ملی-مذهبیها، دفاع از شادیهای خیابانی شهروندان در جریان بازیهای مقدماتی جام جهانی 2002، حمایت از سیاست خارجی دولت و مجلس اصلاحات بویژه در روزهای حساس پس از 11 سپتامبر، افشای واقعیتهای پشت پرده جنجال شهرام جزایری،دفاع از حق مصونیت پارلمانی نمایندگان بویژه در جریان بازداشت آقای لقمانیان نماینده همدان، انتشار متن کامل نطقهای مهم آقای کروبی و نمایندگان شاخص مجلس از جمله بهزاد نبوی در مقاطع تعیینکننده، انتشار متن کامل نامه تاریخی آیتالله طاهری، انتشار سفید روزنامه در اعتراض به دستور غیرقانونی شورایعالی امنیت ملی، طرح موضوع خروج از حاکمیت از سوی مهندس عباس عبدی، راهاندازی ستون «نقد اصلاحات» به قلم آقای خشایار دیهیمی، طرح سؤالات کلیدی از سازمان قضایی نیروهای مسلح در مورد قتلهای زنجیرهای، انتقاد از اقدامات سیاسی دستگاه قضایی و انتشار متن کامل مناظره مهم مزروعی و علیزاده، انتقاد از ساکت کردن دانشگاهها در سالگرد 18 تیر (در روزنامه «نوروز»)، مقابله جدی با سناریوی انتخابات مجلس هفتم، پوشش به اخبار تحصن نمایندگان، پیگیری ماجرای قتل خانم زهرا کاظمی، انتشار متن کامل تحقیقوتفحص مجلس از صداوسیما، پیگیری بازداشت دانشجویان و روزنامهنگاران پس از ناآرامیهای خرداد 82 ،باز کردن فضای گفتوگو با طیفهای مختلف سیاسی دموکراسیخواه بویژه در ضمیمه 4 صفحهای روزانه (در روزنامه «یاسنو»)، نپذیرفتن مشروعیت مجلس استصوابی هفتم (در روزنامه «وقایعاتفاقیه») و در نهایت، تبیین شعارها و برنامههای دکتر معین و نیز انتشار متن کامل نامه تاریخی آقای کروبی در مورد تخلفات انتخابات ریاستجمهوری (در روزنامه «اقبال») مصداق «انتشار اخبار جنجالی» است؟
من که نه تنها چنین اعتقادی ندارم،بلکه معتقدم (و قاعتا اکبر منتجبی هم چنین اعتقادی دارد) که انتشار این اخبار و مطالب از جمله مواردی است که بعنوان نقاط روشن، قابل دفاع و حتی افتخارآفرین در کارنامه جبهه مشارکت و روزنامههای وابسته به آن میشناسم. بر همین اساس هم،تاکید دارم که اگر جریان اصلاحات به وضع و حال امروز دچار شده، نه به دلیل انجام چنین اقداماتی، بلکه بهدلیل انجام ندادن اقداماتی دیگر در پیوند با بدنه اجتماعی است که بحثی دیگر میطلبد.
بههرحال، نظر شخصی من و نقدم بر دوستانی چون اکبر عزیز، آن است که از منظر موقعیت کنونی به اقدامات آن زمان مینگرند. در آن زمان، بر خلاف شرایط کنونی اصلاحطلبان در وضعیت تاثیرگذاری قرار داشتند و در نتیجه، از دوسو تحت فشار بودند:اول، فشارهای فرسایشی کانون محوری حاکمیت و دوم، فشار مطالبات نیروهای حامی دومخرداد و خواستار دموکراسی.
در این میان، جبهه مشارکت بعنوان تابلوی تمام عیار و تشکل محوری برخاسته از دوم خرداد، بیش و پیش از دیگران در معرض نقد و حمله و مطالبه بود و حتی، امروز هم هست.
پذیرش سخنانی از جنس گفته دوست عزیزم، اکبر منتجبی، متضمن دست کشیدن از آرمان دوم خرداد و سرگذاشتن بر آستان قدرت است و چه بیجاست این مطالبه از کسانی که در مسیر اصلاحات (با وجود همه ضعفها و کاستیها) مرز ترور را هم شکستند و اگر اصلاحات امروز، هنوز خردک شرری دارد (بر خلاف مثلا دوران سازندگی) به خاطر همان نیروها و چهرههاست که البته مشارکت هم در سازماندهی و همسویی با آنها، نقشی انکارناشدنی دارد.
آنچه هم، اکبر عزیز تحت عنوان «تغییرات چشمگیر در مشی سیاسی مشارکت» به آن اشاره کرده هم، بیش از آنکه ناشی از «تغییر» باشد، حاصل بازی روزگار و فقدان امکانات و از جمله تریبون مطبوعاتی است.
برخلاف اکبر عزیز، من مطمئنم اگر دادگاه حکم به انتشار مجدد «مشارکت» میداد، متناسب با فضای سیاسی کنونی، مشارکت باز بر همان راه پیشین میرفت. کمااینکه در بیانیههای کنونی جبهه مشارکت (که البته کمترجایی منعکس میشود)، این واقعیت هویداست.
آن تغییری که دوستانی چون اکبر توقع دارند، برآورده نشدنی است و اگر روزی چنان شود؛ آنچه میماند،مشارکت نخواهد بود.اگر جز این بود، حتما رافت اسلامی که شامل حال کرباسچی ها میشود، سراغ رضاخاتمیها هم میآمد!
شاهد زنده: دفاعیات دکتر رضا خاتمی
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/951
|
سلام. آنچه گفتي كاملا درست است. بحثي بر اين ندارم كه آنچه گذشته نادرست بوده. مشاركت امروز قايل به رايزني با تمام طيف هاي سياسي است. در گذشته اما چنين نبود. يادآوري مي كنم نامه هايي را كه حبيب الله عسگر اولادي به آقا رضا خاتمي داد و پاسخ هايي كه آقا رضا به ايشان داد. چند نامه ارسال شد و چند نامه پاسخ داده شد ؟ مشاركت آن روز نقش برادر بزرگتر را بازي مي كرد.امروز اما نه تنها خود را برادر بزرگتر نمي داند بلكه تلاشي در جهت اثبات حسن نيت خود حتي با افرادي چون ناطق و عسگراولادي دارد.و اي كاش آن زمان همه ما مي دانستيم ورق برگشتني است.
با اين حال از نقد دوستانه ات ممنونم.
فیلتر شدم رفیق جان...
http://mehrpooyan2.blogfa.com/
آدرس رو تصحیحش کن لطفا.
سلام. يك روز در آخرين روزهاي شرق مصاحبه اي با عطريانفر داشتم در همان لحظات يكي از برادران ملي مذهبي آمد؛ به شوخي گفت ما از ايشان تا آقاي فلاني كه با شما هم خط است را در اينجا جمع كرده ايم. از انصاف نگذريم شرق يك حسن داشت كه سعي مي كرد ( دليلي ندارد حتما به موفق بودنش هم معتقد باشم) تا حدي بي طرف تر بنويسد و حرمت نگه دارد. شايد راز بقايش هم همين بود.
به واقع اشاره آقاي منتجبي به عدم ادامه گفتگوي مكتوب مشاركت با موتلفه جاي دقت بيشتري دارد. من هم گمان مي كنم اگر آقاي صفارهرندي به وعده اش به احزاب براي مجوز داشتن ارگان رسمي عمل كند مشاركت متفاوت عمل مي كند.
منظورم موفق بودن در حفظ بي طرفي بود
سلام ... بالاخره شرق ادامه حیات میده یا نه!؟!!!؟
سلام . ضمن قدرداني از تلاش هاي همه روزنامه نگاران عزيزي چون اكبر منتجبي محمدجواد روح و بقيه دوستان كه بار سنگيني از تلاش و مسپوليت قبول كردند و قطعا لطمات و صدماتي هم در اين راه ديدند مي خواستم بگويم دوست عزيز هر چند گلايه شما درست هست و برخي مواقع دوستان مشاركتي مي خواستند نقش برادر بزرگ تر را بازي كنند و علي الخصوص در ميان بلاگر ها محمد جواد روح و البته كمي ملايم تر آلپر چند بار اين كار را كردند . ولي انتقاد اصلي شما وارد نيست انصافا در ميان اصلاح طلبان مشاركت به خاطر فشار هاي كادرهاي جوان ترش بيشترين شفافيت و تلاش را در راه اهداف دوم خرداد انجام داد . حتي الان با وجوديكه ميردامادي دبير كل شده است كه از ارتودوكس ها بوده و بيشتر به نظام وابسته هست و از نان و نام و مدرك و مقام رانتي بر خوردار هست ولي باز بدنه مشاركت باعث شده كه در ماه هاي اخير هم مشاركت بهتر از بقيه واكنش دهد مثلا در مورد جنبش هاي زنان كارگران معلمان . من هم فكر مي كنم اگر مشاركت الان هم نشريه اي داشته باشد باز بر همان راه پيشين كه البته درست هم بود خواهد رفت راه ادامه مطالبات انساني مثل حقوق بشر و دموكراسي نه راه چانه زني و التماس يراي تقسيم قدرت .
|