.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۸ فروردین

تجربه شخصی در سفر نوروزی

تفریحات تعطیلات سال نو برای من، قبل از عید شروع شد و ظاهرا خاتمه یافته. از 26 تا 29 اسفند به همراه تعدادی از دوستان، سفری مجردی به اصفهان داشتیم و در آنجا از الطاف جناب بهروز شجاعی و دوستان هم بهره بردیم. (امیدوارم مهدی فولادگر عزیز این مطلب را نخواند. چون او هم علاقه‌مند بود که اگر به اصفهان رفتم، مزاحمش شوم اما من اطلاع ندادم که در شهرشان هستم).

اما لطف اصلی در این سفر، از آن همسرم بود که اجازه چنین تجربه‌ای را داد. گرچه در مسافرت، کاملا متوجه شدم تا چه‌حد از عالم تجرد دور شده‌ام و آن‌طور که انتظار داشتم و در اندک سفرهای قبل از ازدواج با دوستان به یاد دارم، خوش نگذشت و به تعبیری، نچسبید.

مخصوصا وقتی پسرکی همسن‌وسال پرهام را دیدم که کنار زاینده‌رود (ساحل سیمانی پایین پل خواجو) جست و خیز می‌کرد و مادرش او را به آغوش می‌کشید، این حس روانی برایم عینی شد.

شاید ملموس‌تر شدن مفهوم خانواده، اصلی‌ترین توشه سفر کوتاهم به اصفهان بود؛ شما هم اگر همسری با سطح تساهل و تسامح همسرم دارید، این تجربه را از سربگذرانید. طعم گسی دارد.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/940



 نظرات

به علت برخي مصالح، از افشاي پشت پرده نگارش اين پست خودداري ميكنم اما پرواضح است كه حداقل هدفي كه از نوشتن اين مطلب دنبال ميكني اين است كه مجوز مسافرت مجردي نوروز بعدي رو هم از خانومت بگيري.
البته اگر نقشه‌اي براي مسافرت‌هاي مجردي پيش از موعد نكشيده‌ باشي...

نويسنده: محمدرضا یزدان پناه

 

سلام.سال نو مبارك.پايدار باشيد

نويسنده: خاطره و طن خواه

 

شما ضد انقلابها ُجون به جونتون كنند دنبال ترويج تسامح وتساهليد!

نويسنده: tajik

 

من اين دوره‌هاي تجردي گذرا در روند زندگي زناشويي را خيلي لازم مي‌دانم و چون بالاجبار سالي سه چهار هفته از همسرم دور هستم (ميره ايران و من سر جام مي‌مونم) سعي مي‌كنم نهايت آزادي‌عمل رو به خودم بدم. نتيجه مثبتي گرفتم و راستش طعم گسش لذت‌بخشه.
تو اين شرايط٬ عيد كه نداريم ولي سال نوت مبارك

نويسنده: علي مهتدي

 

آقا جواد من چون دوست دارم و بهت ارادت دارم ميگم ها! يوقت فكر نكني دشمني با بهروز دارم ها ! (:D)

ولي اين اصفهانيا رو بيخيال شو! يعني چي اصلا؟ اين بهروز هم كه بماند!

دفعه ديگه پاشيد بياييد پيش خودم با بهروز. بهتون خوش ميگذره. ما كه تبعيد شديم توي اين مملكت غريب و هيچ كي نمياد سري بزنه... هي! روزگار

نويسنده: سیامک

 

تساحل و تسامح هم فراهم ميباشد =))

نويسنده: سیامک

 

salam....
man avalin bar hastesh ke az webloge shoma didan mikonam. webloge zibayee darid , khoshhal misham ke be man ham sari bezanid....

smilish.blogspot.com

نويسنده: Aidin Forooghi

 

salam....
man avalin bar hastesh ke az webloge shoma didan mikonam. webloge zibayee darid , khoshhal misham ke be man ham sari bezanid....

smilish.blogspot.com

نويسنده: Aidin Forooghi

 

خوش حال میشم اگر از وبلاگ من هم دیدن کنید...

نويسنده: آیدین فروغی

 

سلام جواد جان...بابا به خدا كاري نكرديم شرمنده هم شديم انشالله يه دفعه ديگه كه با خانواده اومديد جبران مي كنيم...هر چند كه تا چند روز ديگه همشهري شما مي شيم و از حضور مجازي در رسانه ها خلاص مي شم ..اما بازم در خدمتيم.

نويسنده: بهروز شجاعي

 

سلام برادر. من به وبلاگ شما لينك دادم شما هم اگر صلاح مي دوني...

نويسنده: مسيح علي نژاد

 

:)) اگه گفتي چي در نوشته ات موج مي زنه؟ همون كه تاجيك هميشه بهت مي گه! كاش اقاي تاجيك هم اين پستت و بخونه

نويسنده: نازنين

 

اگر دختر متسامح سراغ داري لطفا به من عزب هم معرفي كن

نويسنده: اشکان مجللی(حضرت خضر(

 

آره آقا جواد.
همينطوريه كه ميگي.منم با اينكه تجربيات شيريني رو تو مجردي با دوستاي بسيار خوبم داشتم و حالا هم بهشون افتخار مي كنم اما مي فهمم كه داري چي ميگي!
بعد ازدواج قضيه خيلي فرق مي كنه و متاسفانه خيلي ها كه هنوز تجربه اش نكردن از دركش عاجزن.
شايد با يه تفسير ساده زن ذليلي سر و ته قضيه رو هم ميارن اما هزار نكته باريكتر زمو اينجاست!

نويسنده: علي