.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۰ اسفند

نکته‌ مغفول در نقد حرکت زنان

در بحثی که میان وبلاگ‌نویسان درگرفته و خرس مهربان اصلی‌ترین آنها را گردآورده، به نظرم نکته‌ای مغفول مانده و آن، اینکه منتقدان از موضع جنبش اصلاح‌طلبی کوشیده‌اند توصیه‌هایی به فعالان جنبش (و یا به قول دکتر جلایی‌پور «پویش») زنان بکنند.

بعنوان کسی که ادعایی در حوزه مسایل زنان ندارم و در عوض، مدعی اطلاع و پیگیری جدی جریان اصلاح‌طلبی هستم، نه به زنان که به منتقدان اصلاح‌طلب آنها توصیه‌ای دارم.

توصیه من آن است که به جای نقد و یا ارائه راهکار به زنان، سعی کنند از تجارب آنان سود جویند؛ چرا  که حرکت زنان در زمینه اصلاح و نقد قدرت و نیز تحت سرکوب بودن و مقاومت نسبت به جریان اصلاح‌طلبی، مثال «السابقون» است و شایسته تقرب.

در مقابل، جریان اصلاح‌طلبی در شرایط کنونی، خود اسیر «استراگیجی» (به تعبیر زیبای مهندس لطف‌الله میثمی) است و حتی اگر بپذیریم که نفس اصلاح‌طلبی، خود یک راهبرد(استراتژی) است؛ در سطح راهکار (تاکتیک) شدیدا لنگ می‌زند.

نکته مهمتر آن است که جریان اصلاح‌طلبی حرکتی است کاملا سیاسی و وامانده در سطح نخبگان، اما حرکت زنان با وجود سیاسی بودن (درون ساختار ایدئولوژیک-امنیتی موجود) بشدت متاثر از پایگاه و خاستگاه اجتماعی است.

جریان اصلاح‌طلبی چنان در ارتباط با بدنه اجتماعی فاقد برنامه و حتی تصور از «اقدام عملی» است که مناسب‌تر می‌بیند جلسات تکراری درون حزبی و درون ائتلافی را (که البته در جای خود ضروری است) ادامه دهد تا آنکه روش‌های ریشه زدن در جامعه را بیازماید.

این پرسش که «آیا اصلاح‌طلبی صرفا انتخابات است؟»، پرسشی جدی است. البته من این پرسش را از موضع تحریم، باز نمی‌گویم؛ اما از موضع نقد حرکت موجود اصلاح‌طلبان گفتنی است. (بد نیست به همین مناسبت در سالگرد ترور حجاریان بپرسم: چرا استراتژی «فشار از پایین-چانه‌زنی در بالا» به حاشیه رفت؟ به کدامین دلیل، جز ناتوانی در سازماندهی اجتماعی؟)

به‌نظر من، اگر قرار بر نقد حرکت زنان است، نقد حرکت اصلاحی بر آن اولویت دارد. همانطور که وقتی بحث مطالبات زنان مطرح می‌شود، سیاستمداران بی‌برنامه در این عرصه می‌گویند:«حل مساله سیاسی اولویت دارد. آنکه درست شود، اینها هم درست‌شدنی است».

خلاصه آنکه، جریان اصلاح‌طلبی بسیار کارهای نکرده و بسیار راههای نرفته پیش‌رو دارد تا به نقطه کنونی حرکت زنان برسد. هرگاه در اینجایی ایستادیم که زنان ایستاده‌اند و هنوز نای حرکتی در حد و سطح کنونی آنان داشتیم، حق نقد و بویژه «ارائه راهکار» به آنان را خواهیم داشت؛ ورنه، بگذاریم راه خودشان را بروند، بهتر است. مگر در این 28 سال، غیر از این بوده؟




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/925



 نظرات

سلام
امروز خبر رفع توقیف شرق منتشر شد به نظر شما آیا شرق اگر قرار باشد منتشر شود با همان تیم قبلی منتشر می شود یا نه پس تکلیف اخبار چه می شود
به نظر شما دلیل رفع توقیف شرق چیست و با این کار می خواسته اند چه پیامی بدهند

نويسنده: مسعود

 

عجب! پس سر انجام بعد از 10 سال فهميديد كه مشكل اصلاح طلبان چيست! بد هم نيست! البته با استعدادي كه من در شما و رفقاي اصلاح طلب (اگر هنوز چيزي از آنها مانده باشد!) مي بينم گمانم 10 سال ديگر طول بكشد كه به راهكاري عملي براي تعويض استراتژي چانه زني از بالا! و بازگشت به دامان جامعه مدني ايران دست يابيد!

نويسنده: رامین جن زده!

 

این شد یک حرف حسابی!

نويسنده: کیارش

 

سلام
نظرتون رو در مورد رفع توقيف شرق مي خواستم بدونم.آيا ميشه ما باز هم شرق عزيز رو بين خودمون ببينيم!

نويسنده: رضا

 

سلام آقاي روح
من هم بسيار بسيار خوشحال شدم كه شرق رفع توقيف شد. تو اين چند ماه هيچ روزنامه اي نتونست جاي شرق رو برام بگيره و تقريباْ روزنامه خوني رو كنار گذاشته بودم. اين واقعاْ خبر خوش آخر سال بود. پارسال تو همين موقع ها، اكبر گنجي آزاد شد و من شروع رسمي كار وبلاگم با مطلبي در مورد گنجي بود و امسال تقريباْ در سالگرد وبلاگم خبر رفع توقيف شرق، مي تونه كادوي تولد وبلاگم باشه. سال گذشته آقاي خجسته رحيمي در مطلبش در شرق ( يا هم در وبلاگش، دقيقاْ يادم نيست ) در مورد آزادي گنجي نوشت: با آزادي گنجي، امسال عيد زودتر آمد.
حالا امسال با خبر رفع توقيف شرق، عيد زودتر آمد.

نويسنده: مصطفي رسته مقدم

 

سلام
طلوع دوباره شرق را تبريك ميگويم
به اميد ديدار
غربي ترين شرقي ترين!

نويسنده: پيري