خوشا به ما؛حبذا به آنان...
چند روز قبل، بهانهای پیش آمد و پس از مدتها برخی دوستان «شرق» را زیارت کردم. در همان ساختمان شبهمخوف خیابان گلشهر در جردن که کم از ساختمان «صبحامروز» مرحوم در هفتتیرندارد. دوستان دیگر، مقداری دیر آمدند یا دیر خبردار شدند. وقتی رسیدم، «مهران کرمی» عزیز را دیدم که در همان اتاق همیشگی معاونت سردبیری، با تعدادی مجله قدیمی مشغول بود.
«تهرانمصور»های روز میز، مرا که در زمان توقیف آن نشریه وزین، شیرخوارهای بیش نبودم،به روزهای انقلاب برد. روزهایی که هیچچیز آن به یاد من و همسن و سالهای من نمانده. بوی کاغذ قدیمی و حروف سربی «تهرانمصور» خودبخود جذبت میکند. (یکی از آرزوهایم،انتشار نشریه ای است با همان جنس کاغذ و همان شکل حروف و همان فرم صفحهبندی).
اما جذابتر از بوی کاغذ قدیمی و حروف سربی، مطالبی است که در نشریه میبینی. از «مسعود بهنود» سردبیر نشریه گرفته که هر شماره مطلبی نوشته و خطاب به سران انقلاب گفته:«عهدمان این خشونتها و مرزبندیها نبود» تا آن وکیلی که نقدی مفصل نوشته بود بر پیشنویس قانون اساسی و هشدار داده بود که «این پیشنویس،بیش از تامین حقوق ملت، رنگوبوی ولایتفقیه دارد».
نشریه مربوط به اوایل تابستان 58 بود. زمانی که تازه، دوره دولت موقت بود و لیبرالها هنوز از حاکمیت خروج نکرده بودند. کو تا خونریزان سال 60؟
دیدن آن نشریه و خواندن مقالات بهنود و دیگر بزرگانی که آنجا گفته بودند و نوشته بودند، مایه مباهاتم شد بعنوان یک روزنامهنگار. اینکه من و امثال من، جا پای بزرگانی گذاشتهایم که در اوج توفان انقلاب و هیجان دیوانهکننده اجتماعی، به مدارا و گفتوگو دعوت میکردند و تندرویها را آشکارا،لب به مذمت میگشودند. همچنین است وضع وکلا که شایسته است نقد آن وکیل بخوانند و بدانند جای چه کسان نشستهاند.
البته، امروز هم بیشه مطبوعات و اهل حقوق از پلنگان این عرصه خالی نیست؛گرچه بسیاری ناامید به گوشه آن خفته باشند.
خدا کند چنان باشیم که وقتی کاغذهای روزنامههای ما هم، بوی کاغذ قدیمی گرفت و pagemaker همچون حروف سربی به تکنولوژی عهدبوق تبدیل شد، کسانی باشند که به گفتهها و نوشتههای امروز ما مباهات کنند و بگویند: خوشا که از نسل آنانیم.
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/886
|
سلام دوست عزيز!
بدجوري ما را بردي در حال و هواي آن روزها…يادش بخير…ما جزو مغبونان آن دوره هستيم..همانها كه كلاسهار ار تعطيل كردند و براي ربوده نشدن انقلاب ميگفتند كلاسهاي درس قرص خواب آور است…اما شد آنچه شد…انقلاب فرزندان خودش را بلعيد…و يك كودتاي مخملي با رنگ خون بوقوع پيوست…آنها كه امروز سوسول خواند ميشوند آنروزها با به مدارا خواندن هيجانات كور يك قوم وحشي با جانشان بازي ميكردند… بنظر من مسعود بهنود يكي از انسانترين ژورناليستهاي با وجدان است…اينها كه اينقدر خونشان گرم است و نبضشان تند ميزند امروز نميدانند كه:
اين مملكت همچنان دارد تاوان عقدهي حقارت ديكتاتورهايش را پس ميدهد. گويا هيچكس نميخواهد شرايط بلوغ اين ميهن را فراهم كند…حتي آنها كه دلسوختهاند حوصلهي سلوك و صبوري ندارند و ميخواهند يك شبه همه بالغ شوند تا جاييكه قبل از كاشتن نهال سيب در ذهنشان با حرص هر چه تمامتر ميخواهند سيب را بخورند…
معلوم نيست بدون داشتن استراتژي و برنامه داريم كجا ميرويم..؟ اپوزيسيون را ميگويم نه حكومت را…خب معلوم است كه روزنامهنگاران و خبرنگاران آزاده هم جزيي از اين اپوزيسيون هستند كه هويتشان به رسميت شناخته نشده است.
..حرف زياد است…داغ دل را تازه كردي عزيز جان…هر چند شما مثل من در خانه نامي از دوستان همروح نديده را نداريد اما شما روشن كنيد راه را ما هم سعي ميكنيم مثل زمان انقلاب سنگر بلوغ را خالي نگذاريم…موفق باشيد.
!.همشهري عزيزم!
...بايد كاري كرد
اما گويا همه منتظرند و از هيچكس جز انتظار لحظهي موعود كاري بر نميايد...ببينيد من مدتي است طرحي را مطرح كردهام كه نياز به تبليغ و تحليل دارد...شما كه دلسوخته ايد چه ميگوييد؟
اين راه يك گام ما را به قرار گرفتن در آن مسير و صيرورت بلوغ نزديكتر ميكند؛ اگر مايليد بخوانيد:
http://sinahoda.blogspot.com/2007/01/blog-post_17.html
سلام... واقعا بايد به آن روزها و آن افراد افتخار كرد.... اما می رسیم به اطلاع رسانی.... هر روز با ویژه نامه انقلابی ها - ویژه انقلاب57 در وبلاگ فریادسکوت همراه باشید... شماره هفتم را امروز چهارشنبه بخوانید
اما "از نسل آنان بودن" لازماش جسارت است. جسارت در قلم و...
واقعا لذت بردم، احسنت، به اميدش....
تهران مصور آن روز ها در اوج بود سيروس علي نژاد مسعود بهنود حسين مهري و. و مصاحبه هاي عالي و كاريكاتورهاي بي نظير // در همان روز هاي بهمن 57 يكي از مقاله هايش اين عنوان را داشت آقايان حزب فقط حزب اله نيست
سلام... من باز هم اومدم اطلاع رساني...شماره نهم ويژه نامه انقلابي ها - ويژه انقلاب57 در وبلاگ فريادسکوت منتشر شد... هر روز همراه باشيد
|