این دولت،کودتا نمیخواهد
در فرهنگ سیاسی ایرانیان، دولت انگلیس و عوامل آن همواره به مکر و حیله معروف بودهاند. بر خلاف کشورهایی چون فرانسه، روسیه و حتی آمریکا.
گویی در مقام قیاس، انگلیس آن روباه داستان مثنوی است که میداند چگونه باید شکار سهگانه را تقسیم کند و هر سه شکار را بعنوان صبحانه و نهار و شام سهم شیر بداند تا همچون گرگ (که از سر نادانی یک شکار را سهم شیر،دیگری را سهم خود و سومی را غذای روباه قرار داده بود)، خود شکار تازه شیر نشود.
البته در فرهنگ سیاسی ایرانیان، دولتهای ایران بویژه از عهد قاجار هیچگاه «شیر» نبودهاند، اما در برابر همین شیرهای بیدم و یال و اشکم هم، انگلیسها هیچگاه دامن احتیاط رها نکردهاند و به قول معروف، روباهصفتی کنار نگذاشتهاند.
این تحلیل تاریخی-فرهنگی را چه بپذیریم و چه با آن مخالف باشیم و عوامانهاش بخوانیم،در اصل موضوع که وجود این ذهنیت در میان ایرانیان است، تغییری ایجاد نمیکند.
اما چه شد که طاووس ِ «صمیمانهتر» یاد هندوستان (و در واقع، انگلستان!) کرد؟ موضوع برمیگردد به اظهارات اخیر وزیرخارجه انگلیس که در تحلیلی دقیق، مقایسه ملیشدن صنعت نفت با فعالیتهای هستهای از سوی جریان حاکم و بویژه شخص احمدینژاد را نادرست دانسته است.
وزیر خارجه انگلیس گفته:«دولت ایران میخواهد غنیسازی هستهای را مشابه نبرد دکتر مصدق در سال 1953 برای ملیشدن نفت وانمود کند.جالب آنکه دولت ایران حتی اسم یک خیابان را به نام مصدق نامگذاری نکرده و در عوض ترجیح داده یکی از خیابانهای تهران را به نام خالد اسلامبولی، قاتل انور سادات، رئیسجمهوری پیشین مصر، نامگذاری کند. دولت ایران، برخلاف مصدق از منافع ملی دفاع نمیکند». (متن کامل مقاله «مارگارت بکت» در روزنامه اورشلیمپست).
این اظهارات درست و دقیق،چندان نیازی به تحلیل ندارد. اما در عوض، میتوان از آن به مثابه یک کلاس آموزش دیپلماتیک بهره برد.
خانم بکت با این مقاله خود، به ما میآموزد که در قبال هر دولت یا سیاستمداری باید در سطح ارزش و اهمیت آن عمل کرد و برنامه ریخت.
دولتی چون مصدق، چنان ارزش و جایگاهی در داخل کشور داشت و حرکت ملی-ضد استعماری او چنان طنینی در جهان سوم آن زمان یافته بود که قدرتی چون انگلیس، راهی جز برانداختن آن برای حفظ منافع خود در ایران و حتی کل جهان سوم نیافت. اما در قبال دولتی چون حاکمیت موجود و چهرهای با سطح تحلیل احمدینژاد از مناسبات جهان، نوشتن مقالهای استهزاآمیز در روزنامهای نه حتی در قد و قامت «گاردین» یا «نیویورکتایمز» کفایت میکند.
در مقام مثل، داستان جناححاکم کنونی و رییسجمهوری چون احمدینژاد داستان آن مرد عامی است که شیطان را به خواب دید.
شیطان در خواب او، ریسمانهایی قطور به دست داشت و راهی جایی بود.
مرد عامی در خواب از شیطان پرسید که با این ریسمانهای ضخیم به کجا میروی؟
گفت که میروم تا این ریسمانهای ضخیم را بر گردن فلان شیخ بزرگ بیندازم تا شاید کمی از راه خدا منحرف شود.
مرد عامی پرسید که پس ریسمان من کو؟
شیطان خندید و گفت: بیچاره! تو که به ریسمان احتیاج نداری. خود بخود و به اندک نسیمی از راه خدا منحرف میشوی.
آری، دولتی چون دولت مصدق برای آنکه به راه بیاید و منافع بیگانگان تامین شود، جز کودتا چارهاش نبود؛ اما دولتی چون دولت موجود، خودبخود آن میکند که منفعت همه جهانیان (از غیرمتعهدها گرفته تا چین و روسیه و از تروئیکای اروپا گرفته تا آمریکا) تامین شود؛ جز منافع ملی ایران.
به کارچنین دولتی فقط باید خندید.
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/880
|
تضاد شعار ملي شدن صنعت نفت كه نظام ديكتاتوري مستقر را به خطر مي انداخت با شعار كنوني انرژي هسته اي كه به تحكيم نظام بسته ايدءولوژيك مي انجامد قابل توجه است.
و مهمترين مسءله اين است كه در دوره مصدق مردم شعار ملي شدن صنعت نفت را با اين باور سر مي دادند كه دولت خواست آن ها را پي جو مي شود و سهم آن ها از منافع اين سياست بيش از دولت است. ولي آيا دست يابي به انرژي هسته اي منافعي عايد ملت خواهد كرد يا اينكه بهره پرداختن به آن را نظامي مي برد كه از ملت جداست؟
سلام
گاهي هم بايد اشك ريخت. به اين بدبختي و روزمره گي كه درست كردند.
آقا سفر ياد نرود! هر روز برو سفر مي شوي احمدي نژاد!!
سلام آقاي روح
مي خواستم اگه وبلاگ آقاي قوچاني روداريد به من بديد
در ضمن خوشحال مي شم نظرتون رو درباره وبلاگم بدونم
ممنونم
البته فاجعه اي وحشتناك تر از اين امكان نداشت كه احمدي نژاد رييس جمهور شود.
بچه كه بودم فكر مي كردم چگونه مي شود زمام امور كشوري به اصالت ايران در طول تاريخ بدست افراد بي كفايت مي افتد. اما حالا اين اعجوبه روي همه پيشينيان را سفيد كرده است. بيچاره آنها كه از اين همه حماقت حمايت مي كنند و بيچاره تر ملت ما كه هنوز فرق خاتمي را با اين معجزه هزاره سوم درك نكرده است.
به نظر من طرح مساله كودتا در ايران محلي از اعراب ندارد چرا همواره خود را در تحليل هاي واهي و انفعالي كه تنها اهداف تخريبي دارند گرفتار كرده ايم.
سلام آقاي روح.خداوند شرق را بيامرزاد .زياد هم نگران كودتا واين جور چيزا نباشيد ما يه احمدي نزاد داريم واسه همه چي بسه.به روزنامه نگار آماتور سر بزنيد.
ايول عزيز!
به روزم...سر بزني خوشحال ميشم جواد عزيز.
واقعن تشبيهتان بجا بود اما گوش آقايان به اين نوشته هاي پر ازنكته و راهبرد بدهكار نيست.اگر مي بود كه وضع ما چنين نبود كه شاهدش هستيم.با جنگ متولد شديم با جنگ زندگي كرديم و لابد با جنگ هم خواهيم مرد.
شاد باشيد آقاي محمد جواد خان.
سلام آقاي روح.... وبلاگ فريادسكوت رو يادتون هست... نقد اينترنتي دولت نهم كه لينكش رو تو وبلاگتون گذاشتين.... الان يه ويژه نامه جديد داره منتشر ميشه... خوشحال ميشم كه در صورت امكان و وقت با من همكاري كنيد و لينك وبلاگ رو تو وبلاگتون قرار بدين
انقلابی ها - ویژه نامه اینترنتی انقلاب57 هر روز منتشر می شود.... شماره چهارم را یکشنبه بخوانید... همراه ما باشید
انقلابی ها - ویژه نامه اینترنتی انقلاب57 هر روز منتشر می شود.... شماره پنجم را دوشنبه بخوانید... همراه ما باشید
سلام اقاي روح عزيز خوشحالم بعد از مدت ها حمله كردن به گنجي دانشجويان فعالان قومي به اقاي احمدي نژاد هم پرداختيد نقد خوبي بود دست تان درد نكند . فقط مي خواستم بگويم اين آقاي احمدي نژاد مثال 25 سال اقاي بهزاد نبوي و معين و بقيه ياران هست . عصباني نشويد من دكتر معين و بسياري اصلاح طلبان را قبول دارم و باور دارم بعد از 25 سال بسياري از انان نيز به دموكراسي حقوق بشري و يك زندگي انساني رسيده اند . ولي اگر عكس و سخنراني هاي 58 و 59 دوستان را ديدي چه قيافه هاليشان و چه سخنان شان با احمدي نژاد مو نمي زند
سري به ما هم بزن آقا جواد
|