.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۱۷ دی

علی!دوباره بخند

آدمهایی را دیده‌اید که خنده روی صورتشان نقاشی شده؟ علی از آنها بود.خندان و آرام به دفتر روزنامه می‌آمد،به اتاق سردبیری و سر میزسرویس‌های مختلف سر می‌زد، با همان خنده نقاشی‌شده سلامشان می‌گفت و مستقیم می‌رفت سر میز سرویس اقتصادی.
 
بر خلاف روزنامه «نوروز» که  با حضور «سعید لیلاز» و «بهمن احمدی‌امویی» در سرویس اقتصادی، شلوغ‌ترین و پرسروصداترین سرویس روزنامه بود، در «یاس‌نو» که علی دبیر سرویس شد، اقتصادی‌ها از متن تحریریه به حاشیه رفتند. آرام و بی‌صدا. اگر صدایی هم بود (که نبود)، از بقیه اعضای سرویس درمی‌آمد؛ وگرنه علی همچنان ساکت با لبخند همیشگی‌اش ناظر ماجرا بود.

 
در جلسات سردبیری هم، همین‌طور بود. جز در مواردی که صدسال یکبار، تیتری اقتصادی به عنوان اول روزنامه می‌رسید، علی حرفی در حوزه‌های دیگر نمی‌زد. حتی وقتی بحث اقتصادی بود، توضیحی کوتاه می‌داد و بعد هم که قرار می‌شد سرمقاله‌ای درباره آن موضوع بنویسد، سایر اعضای شورا که اقتصادی نبودند، به خنده می‌گفتند:«آقای فرحبخش که خودشان می‌نویسند». باز هم بی‌هیچ بحث و گفت‌وگو به گوشه‌ای می‌رفت و ساعتی بعد سرمقاله‌ای می‌داد.

نوشته‌هایش هم مثل خودش بود. نه جنجالی به پا می‌کرد، نه لحن گزنده‌ای داشت و نه حتی کنایه‌هایی از نوع یادداشت‌های اقتصادی لیلاز و حتی «علی مزروعی» در آن دیده می‌شد. گویی،روزنامه برایش ادامه دانشگاه بود. نگاهش به اقتصاد،کلان بود و لحن نوشته‌هایش هم، مناسب کارشناسان و دانشگاهیان و اهل اقتصاد.

این علی‌ ِگوشه‌گیر،این علی ِساکت،این علی زدور از حاشیه و این علی ِبیش از هرچیز «دانشگاهی»، مدتی است به دورترین نقطه ممکن به خصوصیاتش تبعید شده؛ بند 209 اوین.

حتی پس از زندان هم، او ویژگیهایش را حفظ کرده‌است. با آنکه چند باری او را خوانده بودند و «دیداری دوستانه» با او کرده بودند، هیچ سروصدایش را درنیاورده بود. نمی‌دانم، شاید فکر می‌کرد لبخند آنها هم از جنس لبخند صمیمانه و بی‌شیله‌پیله خودش است.

هفته قبل شنیدم که 5 هفته‌ای است در زندان است و همسرش بعد از مدتها او را ملاقات کرده. خانواده‌اش مثل خانواده همه کسانی که به بند می‌افتند، مصلحت دانستند موضوع علنی نشود.

مزروعی می‌گفت که حتی از انجمن هم خواسته‌اند که موضوع را علنی پیگیری نکنند. اما ظاهرا (و البته طبق انتظار)، این مصلحت‌اندیشی‌ها جواب نداد و بالاخره انجمن رسما خواستار روشن شدن وضع علی شد.من هم که چند روزی بود می‌خواستم درباره‌اش بنویسم، اجازه اخلاقی نوشتن را پیدا کردم.

این چند خط، درباره دوستی نوشته شد که به خاطر همان ویژگی‌های ذاتی‌اش، شاید برای خوانندگان پیگیر روزنامه‌های اصلاح‌طلب هم چندان به‌یاد نمانده باشد. اما مطمئنم، دوستانش او را به‌یاد دارند و نگرانش هستند.

نگران همان که چهره‌اش-حتی اکنون در گوشه سلول- بی‌لبخند قابل تصور نیست. لبخند بر کار دولتی که در همه عرصه‌ها بی‌کفایت و ناکارآمدی‌اش عیان است و به جای آنکه کارشناسانی چون علی را به یاری بطلبد، آنها را به گوشه سلول می‌فرستد.

علی نشانه‌ای است از به‌حبس رفتن برنامه‌ریزی اقتصادی. وضعی که باید بر آن لبخند زد.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/878



 نظرات

سلام آقاي روح
احوال شما؟
شما لان در كدام روزنامه قلم مي زنيد؟

نويسنده: احسان

 

1. از تمام وبلاگ نویس ها با هر عقیده ای، از سنت گرایان دینی گرفته تا روشنفکران لاییک، از چپ های انتقادی گرفته تا مسلمانان لیبرال دموکرات، که منتقد و معترض طرح ساماندهی وبلاگ ها و فیلترینگ سیاسی می باشند، دعوت می گردد تا نظرها،پیشنهادها و راهکارهای خود پیرامون این طرح و چگونگی توقف آن را در وبلاگ جبهه تلاش متحد منعکس گردانند.

2. نشانی این وبلاگ گروهی jebhetalash.blogfa.com، نام کاربری blogger@jebhetalash وشناسه ی عبور 12850501می باشد.

3. ازبیان عقاید و مجادلات نظری بپرهیزید این وبلاگ پایگاه هیچ حزب و گروهی نیست،بلکه پایگاهِ یک هدف مشخص و منجّز یعنی جلوگیری از سانسور وبلاگ ها می باشد و هر کس با هر مرامی و از هر صنفی حق اظهار نظر دارد.

4. برای اثبات محاسن دموکراسی، از توهین به هر شخص وگروهی،حتی آنان که حقوق اساسی و آزادی های مردم را پاس نمی دارند، خودداری کنید.

5. در ابتدای یادداشت هایتان نام خود و وبلاگ را درج کنید.


نويسنده: جبهه تلاش متحد

 

نه؟!!!!!! علی فرحبخش؟؟؟ نمي دونستم. شوكه شدم

نويسنده: نازنين

 

واقعا باید یه کارزار اساسی برای آزادی اش راه بندازیم.

نويسنده: حاجی کنزینگتون

 

سلام محمد عزيز!
اميدوارم بارديگر لبخند دوستانت را در تحريريه دوست داشتني تان ببيني.
سر بزن منتظرتم.

نويسنده: امير راعي فرد

 

علي فرحبخش دوست صميمي و بسيار عزيزم اين روزها گرفتار بند 209 است.اين دوست ارام ودرونگراي ما عاشق ميهن و وطنش بود همه ميدانند كه او انساني فوقالعاده علمي وكارشناسي خود در رشته الكترونيك از صنعتي شريف گرفته است و كارشناسي ارشد خود را در مهندسي صنايع از موسسه سازمان مديريت گرفته است.
ميخواستم به وزارت اطلاعاتي ها بگويم شخصيتهاي علمي هيچگاه برنداز نيستند برانداز ان كسي است كه با سخنرانيهاي خود عليه امريكا زمينه فروپاشي كشور را فراهم ميكند.

نويسنده: ارين

 

سلام اقا جواد
مدتی هست که در بغداد مشغول به کارهای تاری هستم و میخوام از شما کمک بگیرم بابت اینکه چطور میتونم وب سایتم رو به شکل مناسب فعال کنم که تاثیر گذار باشه .ممنون میشم کمکم کنید

نويسنده: رضا میر