.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۱۱ دی

آنتراکت عراقی

وقتی خبر اعدام صدام را شنیدم، تحلیل‌هایی که در پی آن خواهد آمد، برایم قابل پیش‌بینی بود. تحلیل‌هایی از چند زاویه مختلف اما تکراری. تکراری نه از این جهت که ارزش آنها را نفی کنیم، بلکه از این نظر که بحث‌های ما درباره چنین رخدادهایی در چرخه‌ای از تکرار اسیر است.
 
چرخه‌ای که برخی بعضا با خوش‌خیالی برای آرزوهای سیاسی خود، می‌کوشند تصویری از آینده را از پس «مرگ دیکتاتورها» بیابند. عده‌ای دیگر البته بیشتر اهل فکرند و این پرسش را مطرح می‌کنند که «با وجود مرگ دیکتاتور، چرا ساختار دیکتاتوری و دیکتاتورپروری پابرجا می‌ماند؟». عده‌ای ژست حقوق‌بشری می‌گیرند و مخالفت خود را با هرگونه اعدام (حتی اگر معدوم صدام باشد)، اعلام می‌کنند. برخی هم البته از زوایای فرهنگی-اجتماعی به بازخوانی ماجرا می‌پردازند که گرچه تامل‌انگیز است، اما باز هم از یک بازی روشنفکرانه فراتر نمی‌رود.

باز هم می‌گویم که تحلیل‌های همه دوستان و بزرگان، خواندنی،با ارزش و از زاویه هر دیدگاه بجاست؛ اما شخصا فکر می‌کنم مرگ هر دیکتاتوری در خارج از مرزهای ایران، فراتر از مسکنی برای ما نیست.

مسکنی که هر از چندگاه به شکلی (از مرگ در رختخواب ترکمن‌باشی تا اعدام صدام)، از راه می‌رسد و تحلیل‌هایی بدین اشکال که گفته شد، برمی‌انگیزد. اما چه حاصل برای ما؟ جز اینکه چند روزی دلمان را خوش (و در مورد خاص صدام؛ شاید «خنک») کند و بعد از آن، به وضعی برگردیم که حکایت خر در گل مانده مولوی است؟

نکته دیگر در مورد خاص صدام و نیز سقوط رژیم طالبان این است که احساسات ناشی از «جو خبر» بعضا افراد و جریاناتی را که مدعی پیگیری مسیر تحولات از داخل هستند، را نیز متاثر می‌سازد و بعضا مطالبی بیان می‌شود که مخالف استراتژی و دیدگاه‌های اعلامی است. گرچه در مورد برخی هم، شاید این رنگ رخساره‌ای باشد که خبر می دهد از سر درون!

به هرحال، اعدام صدام هم آنتراکتی بود در میانه همه فشارها و مشکلات پیش‌روی دموکراسی‌خواهان ایرانی. به نظرم، بیش از این هم نباید جدی‌اش گرفت.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/876



 نظرات

سلام!
دسته بندي تمام تحليلها تحت عنوان بازي روشنفكرانه كمي اغراق است اما قبول دارم كه ملغمه‌اي از احساسات و هيجانان ناشي قتل يك انسان زندهُُ بعلاوه‌ي منطق نفس كشتن يك اسير بي‌دفاع بعلاوه‌ي ناباوري هيچ شدن قدرقدرتي كه خود را همه جيز ميدانست و بر هستي ميليونها نفر سايه انداخته بود باعث تاثراتي جدي شد. و صد البته جا نماندن از ابراز واكنشي روشنفكرانه.
نوشتم: عجز يك ديكتانور دلم را سوزاند. شايد ديدن مرگ يك مؤمن حقيقي اينقدر مرا متاثرنمي‌كرد كه جان‌كندن يك متفرعن كه روزي همه چيز بود و اكنون هيچ.
بله نبايد زياد بها داد. البته اين موج هم ميگذرد ولي بايد اجازه داد هر موجي بگذرد. اين طبيعي است و بايد تماشا و صبوري كرد.
به صدام نوشتم:
آب گل‌آلودي است و ماهيگير منتظر ماهي. در تمام درياهاي جهان تاكنون هيچ ماهي از قصد هيچ ماهيگيري به هنگام مطلع نشده.
در روز عيد قربان شاهد قرباني شدن خود در معامله با روبهاني كه گرگ بودند بود.
به او نوشتم:
اي‌كاش جهان به خود فرصتي ميداد كه تو را تاب آورد تا شايد به سمت آدميت قدمي بر ميداشتي؛ تا تو به خويش فرصتي دهي تا مرهمي بسازي از محبت تا درمان كني زخمها را، در تولدي ديگر و شايد جبران كني مافات را و از عمر خود بهره‌اي بچيني.
كاش، كاش، كاش..
تو را خلاص كردند و سر ما را زير آب، اين ماهيگيران آبهاي گل ‌آلوده.
حالا تو نيستي و همچنان صد دام در راه ماست.
باز خواهند كشت و خواهيم كشت.
حال ميتواني آسوده بخوابي كه تا انتقام هست آسودگي نيست.
تا قتل هست امنيت نيست.
و تا امنيت نيست، رستگاري نيست.

نويسنده: سينا هدا

 

موضوع مخالفت با حکم اعدام خیلی جدی تر از آنست که به ژست حقوق بشری فروکاسته شود. احساس آنتراکت یا تنفس از قتل دیگری تنها روحيه انتقام و تداوم خشونت را به نمايش ميگذارد. راستی مگر یکی از توجیه های اصلاح طلبی جلوگيری از بروز خشونت برای تغییر نظام نیست؟

نويسنده: Bijan

 

موضوع مخالفت با حکم اعدام خیلی جدی تر از آنست که به ژست حقوق بشری فروکاسته شود. احساس آنتراکت یا تنفس از قتل دیگری تنها روحيه انتقام و تداوم خشونت را به نمايش ميگذارد. راستی مگر یکی از توجیه های اصلاح طلبی جلوگيری از بروز خشونت برای تغییر نظام نیست؟

نويسنده: Bijan

 

با تو موافقم و صدام ديكتاتور محصول مردمي ديكتاتور خواه بود و اين ميتواند برايمان درس باشد

نويسنده: حميد هاتف

 

آقاي روح عزيز شما ديگر خيلي روشنفكريد! چرا اينقدر تودرتو به قضايا نگاه مي كنيد.آنقدرها هم زندگي پيچيده نيست يك انسان نيم وجبي بالفرض آقاي ايكس نياز به اين همه تحليل پيچيده و عجيب و انتزاعي ندارد.با وجوديكه پراكنده به وبلاگتان سر مي زنم ولي در همين سرزدنها دريافتم كه ذهن پويا و جستجوگري داريد ولي چه سود كه موضوع را سخت مي كنيد.بياييم ساده به قضايا نگاه كنيم و ساده بنويسيم.من هدف از نوشتن را اين تعريف مي كنم كه انسان به نوعي لذت زيستن را به ديگران القا كند و زندگي را معنا دهد و دلپذيرش كند.اگر قرار باشد تا آخر عمر زندگيمان صرف انتزاعات ذهني شود پس كجا زندگي كنيم.ما نسل امروز به ؛زندگي؛ نياز داريم.شما روشنفكران آنقدر فكر مي كنيد كه افرادي مانند خاتمي بايد به مسلخ بروند.دوستدار شما:احسان

نويسنده: احسان

 

واقعا لز پیش فزض شما مبنی بر ارتباط بین اعدام صدام و دموکراسی خواهی ایرانی شگفت زده شدم! هرچند این ارتباط را شخصا مربوط به لحن تحقیرآمیز و حق به جانب شخص شما می دانم. هرچه باشد مشارکتی هستید و ...

نويسنده: hooman

 

http://tabari.blogsky.com

نويسنده: ااا

 

توتاحالاجبهه بودي؟
اصلاچندسالته؟
ميدوني وقتي خط گردان بره خط گروهان برگرده يعني چي؟
ميدوني وقتي خط گروهان بره خط دسته برگرده يعني چي؟
ميدوني وقتي خط دسته بره خط نفر برگرده يعني چي؟
ميدوني وقتي خط نفر بره خط خالي برگرده يعني چي؟

نويسنده: ميثم

 

توتاحالاجبهه بودي؟
اصلاچندسالته؟
ميدوني وقتي خط گردان بره خط گروهان برگرده يعني چي؟
ميدوني وقتي خط گروهان بره خط دسته برگرده يعني چي؟
ميدوني وقتي خط دسته بره خط نفر برگرده يعني چي؟
ميدوني وقتي خط نفر بره خط خالي برگرده يعني چي؟

نويسنده: ميثم

 

توتاحالاجبهه بودي؟
اصلاچندسالته؟
ميدوني وقتي خط گردان بره خط گروهان برگرده يعني چي؟
ميدوني وقتي خط گروهان بره خط دسته برگرده يعني چي؟
ميدوني وقتي خط دسته بره خط نفر برگرده يعني چي؟
ميدوني وقتي خط نفر بره خط خالي برگرده يعني چي؟

نويسنده: ميثم

 

افشای 17 خطای امنیتی طرح ساماندهی سایت های اینترنتی را در این پست بخوانید و لینک بدهید
http://www.eistgah.blogfa.com/post-168.aspx

نويسنده: بازنگار

 

اوهوم...اوضاع به قدري كسل كننده شده كه اين خبرا دلخوشي موقت و خوبي هست كه بي جهت حس كنيم از يكنواختي خارج شديم...يه نوشته راجع به قطعنامه دارم كه خوسحال ميشم بخونينش...

نويسنده: سامان

 

سلام...مباركه امثال آقا ميثم باشه!

نويسنده: بهروز شجاعي

 

سلام آقا جواد عزيز!
اين هم عاقبت تمام ديكتاتورها مي تواند باشد
سر بزن جود جان.

نويسنده: امير راعي فرد

 

سلام آقا جواد عزيز!
اين هم عاقبت تمام ديكتاتورها مي تواند باشد
سر بزن جود جان.

نويسنده: امير راعي فرد

 

سلام
البته من جزو اون بعضي هايي هستم كه از خبر اعدام صدام ناراحت شدم، البته اگه از دريچه ديد شما نگاه كنيم، حرف هاي شما هم جزو اون حرف هاي روشنفكرانه قلمداد ميشه.
يكي مي گفت كه ا زكليشه ها خسته شديم.
اون يكي گفت بايد كاري كنيم كه كليشه ها رو كنار بزنيم و يه زندگيه نو و جذاب و بدون كليشه هاي تكراري داشته باشيم.
اون يكي ديگه گفت كه همين فكر شكستن كليشه ها و متفاوت بودن هم ديگه كليشه اي شده!!!

نويسنده: مصطفي رسته مقدم

 

khosh hal misham linke weblog eslahtalabane khoozestano dar webloget gharar bedi.
ba tashakor va arezooye movafaghiyat.

نويسنده: محسن