نامهای از یک دوست تشکیلاتی
دوست عزیزم «رضا شریفی» رییس شاخه دانشجویی جبهه مشارکت نامه ای داده و خواسته که در وبلاگ منعکس شود.سمعا و طاعتا.
این هم نامه کوتاه رضا شریفی:
جواد جان!سلام
نمیخواستم خیلی در فضای انتخاباتی به حساسیتهای ایحادشده در مورد قضیه پلیتکنیک تداوم داده شود.اما حالا که تا حدودی از هیاهوی انتخابات فاصله گرفتهایم، فرصت خوبی است برخی اتفاقات را دوباره مرور کنیم.
اول فکر کردم اشتباه می کنم؛اما نه،درست بود.این بار حرفهای صمیمی تو بوی همیشگی را نمی داد.جواد و این ادبیات؟ نمی دانم چقدر می شود فعالیتهای حرفه ای سیاسی،ژورنالیسم و وبلاگ نویسی را دنبال کرد؛ بدون اینکه یکی مانع موفقیت دیگری شود؟
می دانم که فعالیت های حزبی باعث شده تا حدودی از اینکه بتوانی کار روزنامه نگاری حرفه ای را دنبال کنی،جا بمانی.(نمونه اش «روزگار» که به خاطر حضور تو و چند نفر دیگر توقیف شد).
این بار هم به نظر می رسد مقداری عجله روزنامه نگاری با صراحت وبلاگ نویسی قاطی شده و منجر به ادبیاتی شده که حداقل در فضای اصلاح طلبانه قابل طرح نیست.به نظرم می شد اعلام موضع کرد اما از کلماتی مثل «حماقت» هم استفاده نکرد.
به هر حال،به دلیل رفاقت شخصی و همکاری های حزبی،اگر ناراحت نمی شوی،از تو خواهش می کنم حداقل در مورد لزوم کاربرد چنین ادبیاتی تجدیدنظر کنی.باور کن خیلی از آنهایی که چندسال پیش طرح هایی مثل تحریم یا رفراندوم را می دادند،امروز حاضر نیستند نتیجه کارشان را که دولت احمدی نژاد است،بپذیرند ؛چه برسد به دانشجوی امروزی که همراهی خوبی با اصلاح طلبان دارند و نمونه آن هم، حضور تعداد زیادی از آنها و حتی دانشجویان ستاره داردر ستادهای انتخاباتی شوراها بود.
دوباره خواهش می کنم مقداری موقعیت حزبی خودت را در نظر بگیر و بعد مواضع شخصی و وبلاگی ات را منتشر کن. با اینکه وبلاگ بخشی از حوزه خصوصی شماست،اما به هر حال، تعهد تشکیلاتی ایجاب میکند از برخی حقوق خود صرف نظر کنیم و به احترام مواضع حزبی که در آن فعالیت میکنیم، لااقل در مسایل اختلافانگیز، سکوت پیشه نماییم.
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/870
|
صرفا از روی کنجکاوی ... ميخواستم بدونم که برخی از عبارات رو خودت 'بُلد' کردی يا آقای شریفی؟ همين!
آقاي روح اين دوستتون يه قسمت هايي رو درست ميگه ولي من اصرار شما مشاركتي ها رو كه مدام تكرار مي كنيد كه اومدن احمدي نژاد نتيجه تحريم است متوجه نميشم!
فقط به گفتن همين جمله بسنده مي كنم كه :
ميخانه اگر ساقي صاحب نظري داشت ميخاري و مستي راه و رسم دگري داشت.
|