.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۸ آبان

از احمدی‌نژاد بیاموزیم

این بحران انگیزه‌ای که الپر گفته، کاملا برایم محسوس است. مدتهاست به آن دچارم. توقیف «شرق» بهانه‌ای شد که این بحران از عمق وجودم به سطح بیاید و کوه یخ به تمامی در برابرم ابراز وجود کند.
 
حوصله و انگیزه سیاست را ندارم. می‌گویم ببوسمش و بگذارمش کنار. اما همه آن حرف‌های درستی که پیش از این به دیگران گفته‌ام، به ذهنم هجوم می‌آورد:«مگر می‌توان از سیاست گریخت؟»،«تو هم از سیاست بگریزی، سیاست رهایت نمی‌کند»،«سیاست ورزی به مثابه امر اخلاقی و حتی اخلاقی‌ترین کار است» و خلاصه اینکه:«تو که لالایی بلدی، چرا خوابت نمی‌برد؟».



اما این بحران انگیزه‌ای که گفتم، از جنس عقل نیست که با منطق بتوان پاسخش را داد. این، به وضوح یک امر حسی است. پناه بردن به انزوا و حاشیه، سردرگریبان بردن، سکوت کردن و ویران شدن ملک و انحطاط ملت را دیدن، با هیچ منطقی سازگار نیست؛ جز این حس که وقتی کاری نمی‌توان کرد، چرا باید آب در هاون کوبید؟



در میانه این احساس اما منفورترین چهره‌ای که سراغ دارم، برایم همچو آن طوطی هندی داستان مولوی درس‌آموز می‌شود.

به‌یاد می‌آورم وضعیتی را که جریان راست درست چهار سال پیش به آن دچار بود. شکست‌های پیاپی در انتخابات دو دوره ریاست جمهوری، یک دوره شوراها و یک دوره مجلس امید و انگیزه‌ای را در نزد آنان برای فعالیت انتخاباتی باقی نگذاشته بود. همین وضع بود که باعث شد جریان‌های سنتی راست تا روز آخر، فهرستی در انتخابات ارائه نکنند. تنها در روز انتخابات بود که «حبیب الله عسکراولادی» سر صندوق رای گفت که به لیست گمنام آبادگران رای داده‌است.

بازیگر اصلی در این میان اما، چهر‌ه‌هایی چون احمدی‌نژاد بودند که اعتقاد داشتند هنوز هم می‌توان با انسجام بخشیدن به نیروهای هوادار خود، به توفیق انتخاباتی رسید.

این نگاه البته مبتنی بر پاسداشت دموکراسی نبود. بلکه استفاده از ابزار دموکراسی برای نابود کردن پایه‌های لرزان نیروهای هوادار دموکراسی و تغییر بود که البته کاملا مستعد چندپارگی، دل بستن به ناکجاآباد و انفعال بودند.
 
تحلیل روندی که به حاکم شدن جریان پوپولیستی-امنیتی موجود شد، موضوع این مطلب نیست. حرف من این است که با همه تنفر و مرزبندی که از احمدی‌نژاد و گفتمان او دارم، اما این درس را از او می‌اموزم که در ناامیدی بسی امید است. بویژه برای طیفی که امثال من به آن احساس تعلق داریم و گزینه و انتخابی جز ظرفیت دموکراتیک حداقلی و نهادهای انتخابی اما کم‌توان موجود نداریم.

احمدی‌نژاد و همفکرانش اگر می‌خواستند، می‌توانستند همچون سالهای 77 و 78 خط خشونت را در برابر اصلاحات پی‌گیرند؛ اما راه انتخابات را برگزیدند. تکلیف ما که اعتقاد و امکانی برای خشونت‌ورزی نداریم که مشخص است.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/848



 نظرات

سلام آقاي روح عزيز. توفيق انتحاباتي خب خوب است، اما فكر كنم همه بر اين باور باشيم كه مشكل اين وطن گير افتاده در زنجير ناداني و شيادي، وراي پيروزي انتخاباتي و دست به دست شدن پاره (تتمه) دولت توسط اصلاح گرايان يا اصول طلبان است...

نويسنده: آرش ( Mother Earth)

 

يا علي!

نويسنده: حسين نوراني

 

"Trackback" link does not work

نويسنده: reza

 

سلام.قربان شما هم كه بله.... اين بحران انگيزه بالاخره كار دست همه مان خواهد داد. حرفتان كاملا متين است ولي فكر ميكنم هنوز هم فعالان سابق در خواب زمستاني به سر ميبرند. شايد رقابتها خسته شان كرده. خدا كند خواب اصحاب كهف نباشد كه وقتي بيدار شويم همه چيز كن فيكون شده باشد./

نويسنده: م.حسینیان

 

همشهری، اما، اما که اگر بتوانی کنارش بگذاری يا بهتر بگويم اگر قادر باشی از کنارش بگذری خواهی ديد که روح و روان و جان و جسم ات آزاد می شود. چنان دستت به کار می رود و چنان خلاق می شوی و می خوانی و می نويسی و لذت می بری و تازه می بينی که وجودت مثبت تر و باثمرتر است برای خودت و ملت و ميهن ات. سياست موجود خشن و بی روحی است که همه را هم خشن و بی روح می خواهد. اصلاً با آدمهای خشن و بی روح است که سياست جان می گيرد. درست مثل دراکولا که با مکيدن خون ديگران جان می گيرد. اما تو همشهری آدمی هستی با احساس که فقط چندی به اين عرصه پرتاب شده ای. کمی هم «اعتياد» پيدا کردی به اين موجود بی روح. تا دير نشده جان و جانانت را رها کن از دست اين موجود! گذشته از اينها آنچه تو تصور می کنی «سياست ورزی» است، عقب افتاده ترين نوع سياست ورزی است. تو که نبايد «سياست ورزی» را در فعاليت های بدوی گروهی و حزبی ببينی و با گپ و گفتگوهای صد تا يک قاز! اما برای آنکه ببينی سياست ورزی واقعی چيست و چگونه می توان آن را آموخت و پيمود، بايد اول از اين دور باطل بيرون آيی. بايد آرام و آهسته به کناری بنشينی و مدتی نظاره گر باشی تا چشم اندازی گسترده تر در پيش چشم و ديده ی جانت گشوده شود. هر گاه به آن نقطه رسيدی، ديگر همه چيز بر وفق مرادت خواهد شد. خواهی ديد!

نويسنده: همشهری

 

سلام من فكر ميكنم بعضي ها هنوز از شوك حاصل از شكست ظاهري در انتخابات نهم خارج نشده اند واقعا مثال احمدي نژادي ات مثال خوبي است بايد اميد داشت و تلاش كرد براي بازگشت دوباره و آنوقت كلي كار داريم كه بايد انجام دهيم من جمله جبران مافات.آپم سر بزني خوشحال ميشوم.

نويسنده: داود روشني

 

امان از اين بحران انگيزه... پس چرا عاليجناب بهزاد واسه انگيزه بچه ها دست به كار نمي شه؟؟ بابا بجنبيد ....

نويسنده: پيمان مقدم

 

سلام...جواد جان حرفت كاملا درست اما نبايد از ياد ببريم كه آن موقع اصلاح طلبان چون مدعي دموكراسي و آزادي و احترام به حقوق ديگران بودند تلاش كردند انتخاباتي سالم برگزار كنند اما احمدي نژادي ها كه خود از طريق شوراها اينگونه خود را بالا كشيده اند نمي خواهند به راحتي پايگاه خود را از دست مي دهند براي همين آنها به ظاهر انتخاباتي برگزار مي كنند اما چگونه و با چه شرايطي خود بهتر مي داني...اميدوارم اين ذهنيت من توهمي بيشتر نباشد

نويسنده: بهروز شجاعي

 

عرض شود كه گرچه داشتن انگيزه و شركت در اتنخابات بسيار مهم است اما راجع به احمدي نژاد بايد اضافه كنيم ايشان علاوه بر شركت در انخابات يم نهاد نظارتي و چند نهاد نظامي ايشان را در اين انتخابات به پاي كرسي رياست جمهوري رساندند

نويسنده: آرش شعباني

 

من چرا باید این گونه خفه بشوم . مگر من چه می گویم من چون همجنسگرا هستم باید اینگونه در بستر این لجنزار غرق شوم... اینگونه باید گلوی مرا بفشارند؟؟؟ . کاری که برای وبلاگ های سیاسی نمیکنند. وبلاگ من در پرشین بلاگ ده بار مسدود شد.
www.hooman222g.persianblog.com
www.hooman222g2.persianblog.com
www.hooman222g3.persianblog.com
www.hooman222g4.persianblog.com
www.hooman222g5.persianblog.com
www.hooman222g6.persianblog.com
www.hooman222g7.persianblog.com
www.hooman222g8.persianblog.com
www.hooman222g9.persianblog.com
www.hooman222g10.persianblog.com

حالا در بلاگر می نویسم ولی واقعاً نمیدانم همجنسگرایی چیست که اینگونه همه از آن به وحشت می افتند . مگر نه اینکه ما هم فرزندان همین ایرانیم. مگر ما هم انسان نیستیم. ما فقط فرقمان این است که همجنس گرا هستیم... همجنس گرا /////

نويسنده: هومن تهرانی

 

بنام خدا
مسلما در عالم سياست كنار كشيدن و غم و غصه گذشته خوردن از روي بي سياستي است
به نظر من مشكل بر سر اين نيست كه اصلاح طلبان خسته و يا نااميد شده اند بلكه مشكل در اين است كه چون ميدانند در بين اكثريت مردم همفكر زياد دارند بنابراين خود را خيلي دست بالا احساس ميكنند و تلاش چنداني براي كسب مسپوليت نميكنند بلكه راحت بيان ميكنند مردم كه به پاي صندوق راي نمي آيند .

نويسنده: علیرضا

 

سلام جواد گرانقدر...
درست است اما انتخاب ؛ كلكسيون ؛ توهم به عنوان رياست جمهوري ايران باعث آرماني شدن فضاي شكاف ميان حاكميت و مردم خواهد شد...
به اين متنتم لينك مي دم دوست گرامي
سر بزن...

نويسنده: امیر راعي فرد

 

شايد اينگونه باشد. ولي جواد جان وقتي حضرات با هر قدرتي مي توانند كاري كنند كارستان كي اصلاح طلبان قدرت چنين عملي را دارند. نبايد از سياست كناره گيري كرد ولي بايد ديد درستي داشت. ماند و حرف را زد. حتي در وبلاگ فسقلي.

نويسنده: ایران امروز

 

لينك متن رو گذاشتم...سر بزن رفيق.

نويسنده: امیر راعي فرد

 

روزي آفتاب بلند حقيقت ازفراسوي ابرها دوباره خواهد تابيد
جواد جان خسته نباشي...
يا حق

نويسنده: محمد جوان

 

سلام.... چند روز قبل از به روز رساني شما همين طرز فكر در من به وجود آمد! وهنوز هم ادامه دارد!..... نوشته تون اميد بخش بود...... اومدم ببينم از شرق چه خبر كه هيچي دستگيرم نشد!!..... به آقاي دارالشفايي هم توصيه كردم كه با آقاي قوچاني درميان بگذارد پاچه خاري را؟!!.... به خدا در اين مورد ثواب هم داره!!..... مرديم از بي روزنامگي!!.......

نويسنده: محمد

 

زندانی سیاسی آزادی باید گردد!د
اعدام همین امروز ملغی باید گردد!د
حکومت فاشیستی ملغی باید گردد!ئ
!حکومت سوسیالیستی ایجاد باید گردد
دفاع از حق افغانی وظیفه انسانی!د
شعارهای پیشنهادی دیگر برای 16 آذر
نه به اسلامی کردن دانشگاهها
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
دانشجوی زندانی آزاد باید گردد دستگیری دانشجویان موقوف انحلال حراست،
خروج همه نیروهای انتظامی از دانشگاه ها انحلال کمیته های انضباطی و لغو تمامی تعلیق ها و سایر احکام آن
آزادی تشکل های مستقل دانشجوئی،
آزادی بیان و عقیده لغو آپارتاید جنسی لغو حجاب اجباری لغو مجازات اعدام،
آزادی کبرا، دلارا و...مرگ بر استثمار،
تبعیض و نابرابری، مرگ بر سرمایه داری نه به جنگ،
نه به تحریم، نه به بمب اتم
زنده باد آزادی و برابری
آزادی تشکل، اعتصاب،
حداقل دستمزد 500 هزارتومان یا کار یا بیمه بیکاری کافی برای همه
زنده باد همبستگی کارگری،
زنده باد کارگران شرکت واحد


16azar85@gmail.com
http://16azar-85.blogspot.com/

نويسنده: 16azar

 

لينكت كردم صميمانه تر.

نويسنده: مهدی نیاکی

 

سلام آقاي روح
بسيار بسيار خوشحالم كه شما دوباره آپ كرديد ، با حرفهايتان كاملاْ موافقم ، البته انتظاري جز اين حرف ها از شما نمي رفت . شما خود بهتر از هر كس مي دانيد كه بايد ماند و سوخت و ساخت. بايد براي حفظ حداقل ها تلاش كرد.
موفق باشيد

نويسنده: مصطفي

 

سلام جناب اقاي روح
به نظر شما چهار سال براي بازسازي وترميم نقاط ضعف اصلاح طلبان كافي است ايا استراتژي براي رسيدن به حداقل هاي جامعه دموكراتيك ترسيم نموده اند يا باز هم ...

نويسنده: حسين

 

مرامنامه ستاد مجازی انتخابات شورای شهر تهران امضاء شد..
لطفا لينك بدهيد

نويسنده: نويسندگان

 

سلام آقاي روح.
اميدورام كه من رو بشناسيد. از بچه هاي بوشهر هستم. راستيتش براي روز دانشجو يه ويژه نامه تو دانشگاه خليج فارس از طرف انجمن قرار پخش كنيم. خوشحال مي شيم از قلم زيباي شما براي پر بهره تر شدن ويژه نامه استفاده كنيم. اگر مي شه جواب رو به ميلم بفرستيد. ممنون

نويسنده: حسام

 


رای بدهیم به نخواسته هایمان و نه به خواسته هایمان!
مغلطه ای است اینکه دوستان اصلح طلب در می اندازند که بترسید و رای در صندوقها اندازید؛ بهراسید که اگر بیاییند چه و چه ها شود،بیاید نام ما را بنویسیدکه بدتر ها, وضع را بدتر از ما می کنند اگر بدیم از بدتر ها بهتریم و...www.yekray.blogfa.com

نويسنده: يك راي