واقعاْ نميدانم چه بگويم. متعجبم از اين همه گستاخي براي بريدن سر اسماعيل! بله آقاي روح روزگار طوري رقم زده كه نفس كشيدن را هم براي امثال شما غيرممكن ميكند. البته خودمان كرديم كه ... در هر صورت اين نيز بگذرد.. پاينده و اميدوار باشيد.
محمد جواد جان!
راستش من هم در روزگار فقط در پي خواندن مقالات تو بودم كه روحي در آن جاري است و ناراحت شدم كه مجبور شدي از آن جدا شوي
سلام . اميدوارم همييشه كركره صميميت شما بالا بماند
از شما بعيد است جناب روح...!!!!!
چرا فحش به تحريمي ها يادتان رفت و ناسزا به كساني كه به معين دلاور و همه فن حريفتان راي ندادند (ديديم كه در همين يكسال چگونه مطابق وعده اش جبهه دموكراسي خواهي را به عرش اعلاء....يعني همان نقطه صفر اوليه نگاه داشت و در واقع هيچ فتح الفتوحي را عنايت نفرمود ) و يا كساني كه فريب توافق عاليجناب نبوي و عاليجناب سابق و دموكراسي خواه فعلي را نخوردند. كساني كه نخواستند بار حماقت را با هويج ياس و نخل و اشك و كشك به دوش بكشند. و ساده دلانه بندبازي ها و دو دوزه بازي ها و زيرآبي رفتن ها اربابان شما و ژست هاي فيلسوفانه و همه چيز دان و عاقل اندر سفيه امثال شماپادوها را نظاره كنند و برتابند و بگذارند و بگذرند..... آري يادتان رفت بفرماييد كه اگر معين و هاشمي را به تخت مي نشانديم بخت يار روزگارمان بود و بسي دنيا به كاممان البته به كام امثال شما كه هر آينه و در هر منزل گاه با چپ و راست و معتدل و مقتصد فالوده مي خوريد و به پيشگاه جماعت هر كس را با ترازوي تمسخر مي نوازيد و در خور تنفس هم ارزيابي نمي فرماييد... آري لعنت بر تحريمي ها و هر كسي كه به ما راي نداد تا افزون بر انبوه سفره هاي پنهان... ضيافت خوش نقش و تركيب هم در ويترين كاري مان بر پا بماند...لعنت بر ....
روزگار همين است وامان ازاين روزگار .گاه چنان خستگي را درجسم وتن ماندگار مي كنند كه زبان نيز ياراي گفتن ندارد .
دل آزرده مداريد كه اين نيز نماند
راه نرفته دراز است وما درآغاز راهيم .
جوانترها بايد شال وكلاه كنند كه اين راه پايداري آنان را مي خواهد .
هنوز اميد دردل ها زنده است پس پاسدار اين اميد باشيم .
پيروز باشيد اسلامي
روزگار همين است وامان ازاين روزگار .گاه چنان خستگي را درجسم وتن ماندگار مي كنند كه زبان نيز ياراي گفتن ندارد .
دل آزرده مداريد كه اين نيز نماند
راه نرفته دراز است وما درآغاز راهيم .
جوانترها بايد شال وكلاه كنند كه اين راه پايداري آنان را مي خواهد .
هنوز اميد دردل ها زنده است پس پاسدار اين اميد باشيم .
پيروز باشيد اسلامي
خب اين شيوه سانسور كه از شيوه ساواك شاه و اداره نظميه رضا شاه هم بدتر است! وقاحت به نقطه اوج رسيده واقعآ!
شنیده ام که با محمد قوچانی و رضا خجسته رفته اید و مجله آیین را گرفته اید و می خواهید در بیاورید. مبارک است ، اما این رضا خجسته که به مشارکتی ها فحش می داد که چی شد؟ عجب روزگاری شده این روزگار نامرد ها. آدم باید نان خور همانی شود که بیش تر از همه فحشش می داد
سلام...جواد جان هيچي نمي تونم بگم غير از اينكه: هوا بس ناجوانمردانه سرد است....حضرات از ما جماعت قلم به دست سكوت مي خواهند و سكوت...همين.
سلام
1-پس صبح جواب اس ام اس رو ندادی که الان مفصل توضیح بدی!؟
2-خوشحالم که حداقل این موضوع باعث شد دوباره به وبلاگت سری بزنی و گرد گیری کنی.
3-هم دردی من رو پذیرا باش. غیر از شما و زیدآبادی و تاجیک و خجسته، کس دیگه ای هم رفته؟مثلا منتجبی و فرید مدرسی؟
ارادت
امسال سالي است كه عجيب ترين و شايد مضحك ترين اتفاقات تاريخ اجتماعي سياسي و ... ايران به وقوع مي پيوندد و البته در دل تاريخ به ثبت مي رسد. امسال و خداي ناكرده تا چند سال بعد هم! وزيران و معاونانشان هيچ كدام وزير و معاون نيستند. باندي هستند كه به جاي وزير و مسئول نشسته اند. حذف شما هم جزيي از نقشه راه است. موفق باشي
امسال سالي است كه عجيب ترين و شايد مضحك ترين اتفاقات تاريخ اجتماعي سياسي و ... ايران به وقوع مي پيوندد و البته در دل تاريخ به ثبت مي رسد. امسال و خداي ناكرده تا چند سال بعد هم! وزيران و معاونانشان هيچ كدام وزير و معاون نيستند. باندي هستند كه به جاي وزير و مسپول نشسته اند. حذف شما هم جزيي از نقشه راه است. موفق باشي
من هم كاملا موافقم كه روح!! شرق در روزگار ديده مي شد، خدا به خير گذراند.
بدبخت نظامي كه مخالفانش چهار تا خودنما و شهرت طلب باشند و بيچاره مردمي كه از اين همه عوامفريبي خسته اند.
قد و قامت اپوزسيون قانوني نظام ! را بايد با همان ادا و اطوارهاي امثال شما سنجيد كه لياقت هر دو طرف بيش از اين نيست.
آنها كه با تجربه ترند مي دانند كه اين اتفاقات در تاريخ ما تازگي ندارد و هر روز به شكلي تازه تكرار مي شود. مهم اين است كه در اين روزگار هم آفتاب از شرق طلوع ميكند و اين را نمي شود تغيير داد.
آقاي روح عزيز قطعا اوضاع اينطوري نميمونه...اگر در روزنامه ي ديگري مشغول به كار نشديد حتما دوباره در وبلااگ خودتان يا سابت هاي مستقل مقاله ها و تحليل هاي بي بدليتون رو بنويسيد...
آقاي روح عزيز قطعا اوضاع اينطوري نميمونه...اگر در روزنامه ي ديگري مشغول به كار نشديد حتما دوباره در وبلااگ خودتان يا سابت هاي مستقل مقاله ها و تحليل هاي بي بدليتون رو بنويسيد...
برادر اين كارها كه تازگي نداره. رپس جمهورش كه اون باشه از بقيه چه انتظاريه؟ اين بار اما اگر چرخ روزگار جوري ديگري بچرخه تمام اين اتفاقات بايد بيايند رو. چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد
سلام. آقا خدا به شما صبر اجيل بدهد. خداييش فكر نمي كرديم اين دولت جديد اينقدر شاهكار بلد باشد. حالا اول كار است تازه. اندكي صبر سحر آقايان هم نزديك است. خدا به ما رحم كند...
سلام جواد جان. اي من ريدم به هيكل دولت و حكومتي كه موجود نازنيني مثل محمد جواد روح هم برايش دغدغه است
سلام
زندگی روزنامه نگار ايرانی زندگی در جامعه ای نامتوازن از نيروهای اجتماعی است اما حاليا هر چه دارد همان غريزه حيات و بقا ست که در شوق و شور حضور رسانه ای اش خود را نشان می دهد. من بيگمان ام که روزگار ادامه خواهد يافت به اين يا آن نام و صورت ديگر. زندگی در شرايط سخت ميل بقا را دوچندان می کند
سلام
واقعا متاسفم
اميدوارم روح آزادي دوباره درمطبوعات دميده بشه
موفق باشيد
با متنی درباره انتخابات!!!به روزم...منتظرتم
آزادي فكر... آزادي بيان... آزادي قلم را به راستي مي توان در زمان حكمراني دولت كريمه نهم از طريق مهرورزي با اصحاب قلم حس كرد!
آقاي روح اين كامنت در مورد پست مناظره ي آقاي عبدي است.
سلام آقای روح. با سپاس از شما، بابت شروع بحث.
چند نکته ی قابل عرض.
1- اولا ً فعلا موضوع در عرصه ی اقتصاد سیاسی است و قرار نیست که جزییات امر حل و فصل شود.
2- در مورد جزییات توزیع ، حداقل یک پیشنهاد را می توانید ببینید:
بر خلاف جنس های کوپنی که در دهه ی 60 توزیع می شد، و باید تهیه می شدند و کوپن هم توزیع می
شد و در این میان فساد هایی هم رخ می داد، اتفاقا در این جا اصلا مشکلاتی آنچنانی بوجود نمی آید:
پول نفت تحت نظارت یک نهاد ناظر ارشد که از نمایندگان منتخب مجلس تشکیل می شود، به حساب
بانکی ای ریخته می شود. همه ی مردم بدون این که کاسه ی گدایی بدست بگیرند و از دولت گدایی کنند،
طبق شناسنامه هاشان یا کارت های ملی شان هر ماهه به بانک می روند و سهم شان را می گیرند. برای
مدتی مثلا 6 ماه "دوران گذار"، بخشی از پول نفت را به حساب دولت می گذارند تا هزینه کند و در همین
دوران به جمع آوری مالیات بپردازد و از آن پس به دولت هیچ پولی از بابت فروش نفت نمی دهند.
3- این که گفته اید :"در آن صورت، تقسیم پول نفت میان مردم، چه تفاوت معناداری با وضعیت فعلی دارد؟» به عبارت دقیق تر، «آیا در آن حالت نیز دولت ارباب دست به جیبی نیست كه مردمان جان و مالشان وابسته به عنایت اوست؟» سخن نادرستی است. چرا که، در حال حاضر دولت کارفرمای بزرگی است که همچون غولی نادان، هر کودکی می تواند بر سر او کلاه بگذارد و او نیز بر سر مردم کلاه می گذارد. دولت رشوه دهنده ی بزرگ است به مردم، به هر صنف و طبقه ای، متناسب با میزان توقع و قدرت واخواهی آن گروه و طبقهف رشوه می دهد تا ساکتشان کند. در حالت بعدی، او ارباب نیست، بلکه می داند پولی که در اختیار دارد با زور و زحمت از مردم گرفته شده، خودش اختیار پول خرج کردن ندارد. پول نفت دست او نیست. با احتیاط باید خرج کند و "شهروند مالیات دهنده" در هر "آن" می تواند یقه اش را بگیرد. جیبی برای دولت باقی نمی ماند تا از آن، رشوه های رنگارنگ و صلواتی بیرون بکشد. این که دولت الآن دست به جیب است، باین خاطر است که با هر کس معامله می کند، هر جور خواست یارانه می دهد، هر که را خواست بخدمت می گیرد و در کل پاسخ گو نیست. اما وقتی کفگیرش همیشه به ته دیگ بخورد، وضع فرق خواهد کرد. ان وقت است که او، گدای کاسه بدستی است که از مردم باید بگیرد تا چرخش را بچرخاند.
با سپاس دوباره از شما، برای شنیدن این نظرات.
سلام جواد جان خوبي موفق باشي رسم روزگار وشرقي ها همينه ديگه خوبي نمي شه كرد موفق باشي اما باور كن هميشه اسمت در خاطره هاهست با مقالات و مطالب زيبا
سلام برادر
از دست اين روزگار...
از «شرق» ما رو گرفتن مدتي بي خانمان گشتيم تا اينكه «روزگار» آمد و ما شيرجه زديم در آغوشش. اما...
اما نگو كه اين روزگار بي وفا «روزگار» ما را هم گرفت از ما.
حال چه كنيم؟
يا حق
وبلاگ من بالا نمي آد.به همين دليل فعلا به وبلاگ عروج ناتمام پرستو سرمدي كوچ كردم. لطفن مطالبمو در اونجا بخونيد تا بعد ببينيم چي ميشه.
parastoosarmadi.blogfa.com
كاش لااقل كركرهي اينجا رو بالا نگه داري.
سلام. اين نيز بگذرد...سلام.مانند هميشه کوتاه و دلنشين بود.راستی:فيلم سفرمان در فستيوال ميلان دیپلم افتخار گرفت.شاد باشی و سلامت
سلام جناب اقاي روح
دلم براي مقالات شما واقاي قوچاني وديگر بر وبچه هاي شرق تنگ شده؟
جلسه سخنرانی با موضوع دلایل و لزوم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات شوراها با حضور عبدالله رمضان زاده و محمد عطریانفر.
سه شنبه 23 آبان، ساعت 17 خیابان سمیه - بین خیابان سپهبد قرنی و خیابان ویلا - پلاک 180
|