.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۲ شهریور

درباره توقیف «شرق»/ اصلاح طلبی بدجرمی است

بعد از آن تیر خلاص، دوستان «اعتماد» زنگ زدند و یادداشتی خواستند که در شماره دیروز در صفحه اول به زیور طبع آراستند. این هم همان مطلب:

 دليل توقيف «شرق» را در يك كلمه مي توان خلاصه كرد: «اصلاح طلبي». حركتي كه در قاموس مخالفانش در عداد گناهان كبيره است و دفاع از آن ، عذر بدتر از گناه . آن زمان كه اصلاح طلبي در عرصه حكومت ظهور و بروز داشت ، مرتكبان اين جرم از اهل حكومت بودند. البته همان زمان هم به روال معمول ، مرغ عزا و عروسي مطبوعات و نيز دانشجويان و بخش هايي از اپوزيسيون چون ملي-مذهبي ها بودند؛ اما اين دولت و مجلس اصلاحات بودند كه از نظر مخالفان «بسترساز جنايت » بودند.

چنانكه يكي از شيوخ اين قوم در سخناني گفت كه اصلاح طلبان «كودتاچياني » بودند كه مي خواستند از راه هاي سياسي و فرهنگي عمل كنند اما انتخابات رياست جمهوري نهم ، راه ادامه حركت شان را پس از 10 سال گرفت. در چنين نگاهي ، يكدست شدن ساختار حكومت و اخراج اصلاح طلبان از حاكميت ، نه امري مستحب كه واجبي بود به تاخيرافتاده .

اما يك سال پس از آن «فتح الفتوح » و «ناكام گذاردن كودتا»، شبح اصلاح طلبي همچنان در كابوس مخالفان حاكم است . از رییس دولت كه همچنان انگشت اتهام را در همه امور (از گراني شير گرفته تا بحران هسته اي) به سوي اصلاح طلبان مي گيرد، تا روزنامه ها و سخنرانان شان كه هر دم از «بازگشت اصلاح طلبان » هشدار مي دهند؛ گيرم كه بازگشت شان در حد سخنراني در يك مسجد نيمه مخروب در قالب كنگره يي حزبي باشد. 

شبح اصلاح طلبي چنان كه ماركس مي گفت ، همچون «شبح انقلاب » در آسمان سياست ايران مي گردد. گر چه هيچ روزني در حكومت براي بازگشت آن باز نمانده باشد. از اين رو است كه پس از بستن حكومت ، نوبت جامعه مدني رسيده است و البته اينجا هم ، نگراني بيشتر از اهل اصلاح است تا آن اتوپيازدگان چمدان به دست رفراندوم طلب . آنان كه چشم اميد نه به زمين و گام هاي خود كه به آسمان و نشستن هواپيماهاي بيگانه بسته بودند و لابد حالا كه توافقات اروپايي ها و سخن گفتن امريكايي ها از مذاكره را مي بينند و مي شنوند، به حسن تدبير و دقت تحليل خويش مي بالند!

 با اين همه ، اصلاح طلبي غولي نيست كه به شيشه رود. گر چه جامعه مدني ايران ضعيف ، بخش خصوصي نحيف و فرهنگ سياسي كشور سخيف است ، باز هم آن حد ظرفيت مانده كه بتوان جمع اصلاح طلبان را نگه داشت و اميد را فرو نگذاشت.

«شرق» يكي از اصلي ترين اميدها در اين ايام فترت و دوران عزلت بود. آنجا كه سوته دلان گرد هم مي آمدند. از نهضت آزادي تا مجمع روحانيون ، از روشنفكر عرفي تا نوانديش ديني ، از چپ تا راست و از روزنامه نگار تا سياستمدار.

«شرق » پس از سوم تير، ديگر نه يك روزنامه كه يك نهاد بود. نهادي حتي موثرتر و فعال تر از از احزاب سياسي اصلاح طلب . گر چه قوچاني عزيز ، روز اول نوشته بود كه «روزنامه نگاري ؛ هم استراتژي و هم تاكتيك »، اما اصلاح طلبي «شرق » چنان بود كه در چشم مخالفان ، اين روزنامه سنگري بود كه بايد فتح مي شد.

بويژه آنكه منش «شرق »، برخلاف روزنامه هاي عصر اول اصلاحات چنان بود كه چهره هاي فراواني از مخالفان اصلاحات را هم جذب خود كرده بود. علي مطهري ، حسن غفوري فرد، عباس سليمي نمين ، حبيب الله عسگراولادي ، حسن بيادي ، علي اكبر ولايتي و چهره هاي شاخص ديگري از اين طيف ، به اهالي «شرق » پيوسته بودند و در آن مقاله مي نوشتند.

سالنامه هاي شرق ، جشن هاي شرق ، همايش هاي شرق و از همه بهتر صفحات شرق ، اين واقعيت را نشان مي داد كه به لطف روزنامه نگاري حرفه يي ، معتدل و در يك كلام «اصلاح طلبانه » شرق ، جمعي از اضداد گرد هم آمده اند و شكاف در جبهه مقابل افتاده است . كاري كه با همه علاقه ام به نسل اول مطبوعات اصلاح طلب ، به صراحت بايد بگويم كه نتوانستند و البته نمي خواستند. اما اين به لطف «شرق » شد.روزنامه يي كه برخلاف نسل اول اصلاح طلبان ، اصلاح طلبي را صرفا در مقابله با حريف تعريف نمي كرد. بلكه اصلاح طلبي در همه عرصه ها و بويژه در منش و ادبيات آن جاري بود.
 
در تعريف «شرق »، نه تنها اصلاح طلبي كه «سنت گرايي » هم ارزشمند بود. چنانكه در «شرق»، همانقدر به آيت الله العظمي بروجردي و آيت الله العظمي سيستاني احترام و ارزش گذارده مي شد كه به آيت الله ناييني و آيت الله طالقاني . همانقدر دكتر حسين نصر مورد توجه بود كه عبدالكريم سروش و همانقدر وزن سياسي عسگراولادي و ناطق نوري ارزشمند بود كه بهزاد نبوي و محمد خاتمي.

از ديدگاه «شرق»، اصلاح طلبي «گفت وگو» را نيز ايجاب مي كرد. در اين گفت وگو كه فصل اول آن ميان خود اصلاح طلبان )آن هم در معناي وسيع آن ( رخ مي داد، فصل دوم به سنت گرايان از يك سو و نيروهاي عرفي از سوي ديگر مي رسيد. چرا كه در نگاه شرق ، اين دو طيف نيز صاحب اصالت سياسي ، پايگاه اجتماعي و جايگاه فكري تلقي مي شدند.

در اين ميان ، تنها يك طيف از دايره گفت وگو بيرون مي ماند كه آن هم «مخالفان گفت وگو» بودند. چنانكه در ويژه نامه انتخاباتي «شرق » جز رييس جمهور كنوني همه نامزدها به گفت وگو با شرق نشستند و مواضع خويش گفتند.

دليل هم روشن است ؛ «شرق » تعريفي از اصلاح طلبي ارايه مي كرد كه نه مي شد آن را «پايگاه دشمن» خواند و نه ادبياتش را «موهن» معرفي كرد. آنچه «شرق » بود و مي نمود، روزنامه اي تراز اصلاحات بود. روزنامه اي كه تنها دشمنی با اصلاحات و فراتر از آن ، «ستيز با گفت وگو» بود كه مي توانست مقابله با آن را توجيه كند.

اتفاقي كه در نهايت افتاد و سناريونويسان ضداصلاحات ، نمايش خويش روي پرده بردند و با مدد گرفتن از آسمان و ريسمان ، تاوان اصلاح طلبي شرق را ستاندند. كاري كه باعث شد بار ديگر دريابيم ؛ «اصلاح طلبي بدجرمي است ». جرمي كه بايد عقوبتش را ديد؛ فرقي نمي كند تندرو باشي يا معتدل . مهم اين است كه اصلاح طلبي !




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/823



 نظرات

خوب البته بد جرمي است اما اصلاح طلبي داريم داريم تا اصلاح طلبي داريم تا اصلاح طلبي . اگر مدل شما هم اصلاح طلبي است كه هماره لبريز از ژست روشنفكري زمين و زمان را زير ساطور مي بريد و عالم و آدم را به باد سخره مي گيريد و همگان را در پيشگاه تحليل هاي خود محكوم مي كنيد و بعد سر از آخور عاليجناب هم در مي آوريد و در روز توقيف پايگاه به قول خودتان اصلاح طلبانه و دموكراسي خواه و صد البته هاشمي پرداز َفي الفور به صفحه اول روزنامه الياس منتقل مي شويد. اين معامله جديد هم بر شما مبارك و ميمون اما ترا هر كسي كه مي پرستيد در باب آرمان و اصلاحات و انديشه داد سخن نفرماييد كه بوي لجن حالمان را بد مي كند...

نويسنده: پيمان مقدم

 

يك بازي كاملا تكراري است .
در شرايط بحراني بايد مردم به يك مساله ديگر مشغول شوند.
متاسفانه اين كار ساده و مسخره هميشه جواب داده است.

نويسنده: sahar

 

تا به آنجا كه مقاله هايتان را خواندم مشكل و بويي نشنيده ام ... اين دوستتان كه نظر داده بود را ميگويم .
اما شرق . جدن ما مگر چند روزنامه داريم - ببخشيد ؛ داشتيم ؟ - كه براي توقيفشان آرام و خموش در صفحه هاي سياه مشقمان سوگواري و مرثيه اي برايشان به راه بياندازيم ؟ بهتر نيست حداقل در همين دنياي بي در و پيكر اينترنتي ؛ يك نظرخواهي . يك طومارنامه . يك اعلان برايت يا چيزي كه نشان دهنده اعتراض وسيع ما باشد به چاپ برسانيم ؟ الان نزديك به هفتاد وبلاگ را ديده ام كه به صورت منفرد اعتراض كرده اند ... اما چه فايده وقتي در آمار بازديد و نظراتشات اعداد يكرقمي خوانده ميشود ؟ تا به كي ميخواهيم خودمان در راس قرار داشته باشيم و تن به هم آوايي ها نسپريم ؟ مگر همين ..... به زور هم كه شده نميخواهند همصدايي مردم را نشان دهند . ما از آنها كمتريم ؟
شخصن با توجه به مطالبي كه در همان شرق از شما خوانده ام به صلاحيت شما اعتقاد دارم ؛ از شما هم ميخواهم كه حركتي هدفمند انجام دهيد .
به اميد وقتي كه به خاطر تولد روزنامه ها پيغام بدهيم نه به خاطر قتلشان ...

نويسنده: مازيار

 

سلام
اول از همه با شما هم دردي ميكنم
مثل اين كه اين بار جريان توقيف نشريات خيلي آروم تر در حال اجراست تمام اصحاب نشريات و قلم بايد مواظب باشند
موفق باشيد

نويسنده: اسماعيل حق پرست

 

واقعا حيف شد آقاي روح
شرق بي نظير بود

نويسنده: محمد

 

اين مطلبتان عالي بود
ديروز در اعتماد خوانده بودم
همانطور كه اشاره كرديد جرم شرق اصلاح طلبي بود
آن هم به شكلي كه بسياري از افراد را كه متفاوت مي انديشند جذب خود كرده بود
راستي
اين آقاي مقدم همان طنزنويس روزانه اعتماد ملي ست؟؟؟؟؟؟؟؟

نويسنده: محمد

 

به اين مطلبتان لينك دادم
البته با اجازه شما

نويسنده: محمد

 

جز ابراز تاسف
مگر کار دیگری می شود کرد در این مملکت میان مایه
چند نفر در این کشور دیروز برای ندیدن شرق روی کیوسک بغض کردند
افسوس ...................
آقای الهام حق داره
اگه یک روزنامه یک هفته تمام به زن شما گیر بده و تیتر یک روز نامه ش کنه چکار می کنید نه
انصافن خدایش با تمام زورتون سعی نمی کنید حالشو بگیرید
چه می کنه این آقای الهام

نويسنده: مسعود

 

من هم واقعا از تعطيلي شرق متاسفم مثل خيل خوانندگان ديگر روزنامه
اين مطلب شما رار هم رد روزنامه اعتماد خواندم
متاسفانه اصلاح طلبي بد جرمي است!

نويسنده: ارزو اقايي

 

ای روشنی صبح به مشرق برگرد...

نويسنده: چریک

 

جم ميكني يا جمت كنم

نويسنده: به تو چه

 

سلام جناب روح از زماني كه تبليغات شرق را در ياس نو ديدم تا الان كه ديگر وجود خارجي ندارد پيگر كار اين روزنامه وزين بوده و هستم و به معناي واقعي كلمه همينطور است كه شما مي گوييد البته روزنامه بستن در ايران هميشه شك است هرچند كه تكراري. اميدوار تكرار اين شك ها برايمان عادي نشود. كه متاسفانه بخش زيادي از مخاطبان شما چنين شده اند.

نويسنده: حسین

 

بايد عرصه سخن را همچون عرصه حكومت به آنان واگذار كرد تا آن قدر به ضرر خودشان حرف بزنند كه سير شوند.
زماني همه از اينكه مجلس و رياست جمهوري به دست آنان بيفتد نگران بودند اما حالا آنان با خود كاري كردند كه با 10 دوره حكومت اصلاح طلبان بر مجلس و دولت ميسر نمي‌شد. حالا كه خودشان مي‌خواهند عرصه سخن را هم بايد واگذار كرد. خودشان به التماس خواهند افتاد كه بياييد آزادي مي‌دهيم تا بنويسيد.

نويسنده: جم

 

سلام
از بابت توقيف شرق كه همه اصلاح طلبان دوستش داشتند متاسفم .درباره دليل اصلي توقيف خيلي خوب گفتي رفيق.

نويسنده: بنيامين

 

بي شك شرق روزنامه اي مولف و صاحب سبك بود. چه در گفتار ها و مفالات سياسي...و چه در صفحات تاريخ.سينما.جامعه و ورزش.
تعريف حرفه اي كاملا صادق بود راجع به اين روزنامه.
خالي از اشكال نبوذ اما حسنات بسياري داشت.
بسيار نااميانه اميدوارم كه رفع توقيف شود شرق.
يادتان هست برايتان ايميل زدم گفتم مي خوام واستون مقاله بفرستم؟ خب اينم شانس ما بود/
به آقاي قوچاني هم پيشنهاد ساختن يك وبلاگ را بكنيد.
روزنامه ي ايران كه ديگه الترناتيو خوبي نيست براي روز هاي كه روزنامه هاي اصلاح طلب توقيف مي شوند...گويا بايد به اعتماد ملي روي بياوريم.
هميشه موفق باشيد آقاي روح مي دانم كه:
شما خانه بدوشان را غم سيلاب نيست.

نويسنده: سامان صفرزايي

 

محمد جان! براي من همين مهم است كه تو هيچ گاه قلمت را در شرق نفروختي. كاري كه به نظرم قوچاني كرد البته شايد تو با من موافق نباشي

نويسنده: سينا مالكي

 

سلام دوست بزرگوار
نبودن در اين عصر بي اعتقادي به از بودن با جماعتيست نهرواني

پاينده باشي
با متنی درباره آلنده به روزم...منتظرتم

نويسنده: امیر راعي فرد

 

خواستم به دوست اولي كه كامنت نوشته بگم بوي لجن حال ما رو هم بد ميكنه ... لطفا ديگه تو اين وبلاگ لجن پراكني نكن !

نويسنده: غریب آشنا

 

سلام جناب آقاي روح
بسيار بسيار از اين حادثه ناراحت شديم
شرق عزيز جايش در اين چند روزه در زندگي و روزمره ي ما خالي ست
تحمل نكردن شرق هنري بود كه تنها از دولت فعلي بر مي آمد
شرق نامه و حافظ هر كدام وزني بودند كه باز هم به روال صد سال اخير به محاق رفتند
غمي ست ما را كه كسي خبر ندارد

نويسنده: آرش شعباني

 

اگر چه من از تعداد مقالاتي كه غير قابل چاپ تشخيص داده مي شد خبر ندارم ولي حركت اعتدالي آگاهانه روزنامه را عاقلانه مي دانم . به ويژه كه آگاهي بخشي آن تنها در حوزه سياست نبود .اثر گذاري روزنامه هايي چون شرق (كه البته يكتا بود ) در بلند مدت در توسعه مردم بسيار پررنگ است و اين در حالي بود كه با انتشار صفحه هاي خانه و زندگي نه فقط گروهي فرهيخته بلكه همه گروههاي اجتماعي را نشانه گرفته بود .از نظر من يكي از دلايلي كه شرق بسته شد همين آگاهي بخشي توسعه يافته بود.

نويسنده: شبنم

 

توقيف شرق هيچ ربطي به اصلاح طلبي نداره ، شما هم اينقد شلوغش نكنين.بذارين آبا از آسياب بيفته ، بلكه اين چند صد نفر از نون خوردن نيفتن. حسن شرق به آهستگي و پيوستگيش بود.نه اينكه تا ملت بيان باهاش خو بگيرن درشو تخته كنن.

نويسنده: عقده اي

 

سلام. تسليت برادر. ايشاله درست مي شه. اينم يه اميد الكي. خاك برسرشون كه نتونستن روزنامه اي مثل شرق رو هم تحمل كنن. من كه ديگه مي خوام برم كيهان بخرم...

نويسنده: بابک مهديزاده

 

سلام
واقعاْ يه روز بدون شرق چه روز سختيه. مخصوصاْ براي ما بچه شهرستاني ها كه از اون همه روزنامه اي كه تو تهران چاپ ميشه فقط يكي دوتا به شهرمون ميرسه اونم با يه روز تاخير. من روزنامه شرق رو خيلي دوست داشتم به طوري كه آرشيوش مي كردم و هر 3 ماه هم مي دادم برام صحافي كنن. با سرمقاله هاي شما ، مهران كرمي و محمد قوچاني خيلي حال ميكردم ( هر بار محد قوچاني مقاله مي نوشت من بعد از خوندنش اونقدر به وجد ميومدم كه به احترامش يه دقيقه كف مرتب مي زدم!!! ) كلاْ كار بچهاي سرويس سياسي و انديشه خيلي با حال بود. يكي از دوستان مي گفت : « عجب كتابيه اين روزنامه شرق » و واقعاْ هم همين طوري بود. دوستام ميدونستن كه من خيلي شرق رو دوست دارم و وقتي خبر توقيفش رو به من دادن انگار جهان رو سرم آوار شد.
اميدوارم كه حكم دادگاه توقيف شرق نباشه. يا لااقل تيم شرق از هم نپاشه.
.

نويسنده: مصطفي

 

دوست عزيز
من همواره از خواندن مقاله‌هايت لذت مي‌بردم و قلم‌ات را دوست داشتم البته همواره با تو موافق نبوده‌ام. اميدوارم شرق زودتر دوباره طلوع ند.
موفق باشي!

نويسنده: رامين مولايي

 

فرياد شكسته در گلو
فرياد از بي صدايي
آخر تا كككككككككي؟
راه خلاصي هم نداريم......

نويسنده: بلبل

 

فرياد شكسته در گلو
فرياد از بي صدايي
آخر تا كككككككككي؟
راه خلاصي هم نداريم......
عجب گيري افتاديم

نويسنده: بلبل

 

اين نيمچه جواب به سوال هودر را بخوانيد
http://blogcritics.weblogs.us/farsi/?p=3

نويسنده: مهدي

 

حسین درخشان و گفتمان جديدش بعد از جدايي از opendemocracy

http://blogcritics.weblogs.us/farsi/?p=4
erinther | 09.20.06 - 12:09 pm | #

نويسنده: مهدي

 

يه مقاله ي بسيار عالي و كامل از روح عزيز كه عيان كننده ي بسياري از نكات بود!

نويسنده: سهيل نوري پناه

 

شايد نايد آن ريسك در نشريه صورت مي گرفت... اما مگر ميشد به چيزي جز اين هم فكر كرد....روزگار غريبي است...ما هم توقيف شرق را سروده ايم

نويسنده: سيد رسول اسلامي

 

آقاي روح شما صادقانه نوشتيد. اما مبناي استدلال شما متاسفانه از بن اشكال دارد. خب اگر «اصلاح طلبي» مورد نظر شما يه ذره كار كرده بود، بعد از هشت سال و داشتن قوه مجريه و قوه مقننه- نمي بايست مملكت اين قدر خر تو خر باشه كه به سادگي بشه يك شبه نشريه محافظه كار و خود سانسور كني مثل شرق را تعطيل كرد! نوشتن كه اصلاح طلبي نيست. اصلاح قانون مطبوعات براي مثال اصلاحات است كه هر بزمجه اي نتواند به همين راحتي روزنامه ها را تعطيل كند. لطفا اگر اين استدلال من اشكال دارد يا قانع كننده نيست، بفرماييد بيشتر توضيح بدهم.
البته روزنامه شرق روزنامه وزيني بود. اين ها خودشان هم ميدانند كه دانايي و آگاهي به زباله داني تاريخ خواهد سپردشان. دشمني اين ها با دانايي و آگاهي است.

نويسنده: آرش ( Mother Earth)

 

سلام آقاي روح
به نظرتون اميدي به رفع توقيف شرق هست؟
درباره خبر بازتاب نظرتون چيه؟
آيا شرق هم دچار انشقاق خواهد شد و حاميان اعتماد ملي به جمهوريت خواهند رفت؟

نويسنده: بابك

 

سلام
وقتتون بخير. اميدوارم وبلاگتون هميشه اين طور فعال و خوندني باشه.
از ديدن وبلاگ پربار و زيباي شما لذت بردم.
اگر يه سر به وبلاگ ما بزنيد باعث افتخار ماست. وبلاگ بدي نيست.
منتظر نظرات كارگشاي شما هستيم
ضمنا نظر مساعد شما در تبادل لينك هم باعث افتخار ما خواهد بود
بيرجند نيوز وبلاگ خبري تحليلي اصلاح طلبان خراسان جنوبي

نويسنده: بابك

 

زندگی درعیش، نظریه پردازی درتوهم

روزگار عجیبی است، واژه ها بدون تامل وتهی از معنا استفاده می شوند، نه گوینده می فهمد چه می گوید ونه شنونده.

جوانانی مثل ما دوره ای را درک کردند که در آن نظریه های گوناگونی مطرح شد، از جمله توهم توطئه وگفتگوی تمدنها . این نظریات همچون ماده مخدری چنان جوانهای دوره خود راتخدیر کردند که آنان براحتی فراموش کردندکه درچه دنیایی زندگی می کنند

نويسنده: اكسير

 

آقاي روح اگر از وضعيت توقيف شرق خبر جديدي هست لطفا حتما در وبلاگتان عنوان بفرماييد.

نويسنده: سامان صفرزايي

 

آخرين نوشته حسین درخشان با عنوان «گذار» از چاله‌ی خامنه‌ای به چاه بوش جاي شايسته خودش را پيدا کرد و بعد از رد شدن توسط سردبيران روز، در بازتاب به چاپ رسيد.

مفتش و سکس پليس وبلاگستان تلاش نمود كه اين نوشته را به شخص ديگري نسبت دهد. اما تلاش بيهوده ايست چرا كه به فرض صحت آن صرف نظراز اينکه خود درخشان انرا نوشته يا شخص ديگري، نوشته در وبلاگ ايشان و به اسم ايشان است و لذا به ايشان تعلق دارد. اتفاقا تنها نکته درست آن نيز انتقاد به مبناي قضاوت نيک اهنگ است
ادامه
http://blogcritics.weblogs.us/farsi/?p=8

نويسنده: مهدي

 

برنامه‌‏هاي ويژه ماه مبارك رمضان جبهه مشاركت ايران اسلامي امسال نيز از شب 15 رمضان (16 مهر) به مدت نه شب در كانون توحيد برگزار مي‌‏شود.
اين برنامه‌‏ها به ترتيب به شرح زير است:
يك‌‏شنبه، 16 مهر با سخنراني حميدرضا جلايي‌‏پور با موضوع «دفاع از دين از منظر جامعه‌‏شناسي»،
دوشنبه، 17 مهر - داود سليماني با موضوع «مردم در نگاه علي (ع)»،
سه‌‏شنبه، 18 مهر - ناصر مهدوي با موضوع «بندگي، نياز زندگي امروز»،
چهارشنبه، 19 مهر - مصطفي درايتي با موضوع «دين و دموكراسي»،
پنج‌‏شنبه، 20 مهر (شب 19 رمضان) - محسن كديور،
جمعه، 21 مهر - مسعود اديب با موضوع «حقيقت دين»،
شنبه، 22 مهر (شب 21 رمضان) - علي‌‏رضا علوي‌‏تبار با موضوع «دين پشتوانه اخلاق»،
يكشنبه، 23 مهر - داود فيرحي با موضوع «دولت امام علي (ع)، زمينه‌‏ها و مشكلات» (زمينه‌‏هاي سياسي، اجتماعي ترور امام علي) و
دوشنبه، 24 مهر (شب 23 رمضان) - محسن آرمين با موضوع «جريان‌‏هاي تفسيري معاصر و انديشه آزادي».
اين برنامه‌‏ها هر شب از ساعت 20 و 30 دقيقه شروع مي‌‏شود اما در شب‌‏هاي احيا اين مراسم از ساعت 21 و 30 دقيقه آغاز مي‌‏شود و تا ساعت 2 و 30 دقيقه بامداد در شب‌‏هاي احيا ادامه پيدا مي‌‏كند. حجت الاسلام و المسلمين مصطفي درايتي مراسم ويژه شب‌‏هاي احيا را برگزار مي‌‏كند.
همچنين هر شب يكي از شاعران كشور به شعرخواني در اين مراسم مي‌‏پردازد.

نويسنده: حسين