ایده خام و پرسش های ناتمام
يادداشت درج شده در شماره روز پنجشنبه «شرق»
»در نقد استادان بزرگوار «عباس عبدي» و «موسي غني نژاد

«نفت هم مثل مشروب عقل را زائل می كند. با این تفاوت كه مستی پول نفت، عقل سیاستمداران و عوام را به صورت بلندمدت زائل می كند.» این جمله كوتاه از «عباس عبدی» گزاره ای درست است كه هم او و هم «موسی غنی نژاد» در میزگرد «نفت و سیاست» نتیجه نادرستی از آن گرفته اند.
گویی نفت غیر از سیاستمداران و عوام، منطق را از روشنفكران نیز می رباید و نتیجه آنكه چه عبدی و غنی نژاد و چه كروبی و احمدی نژاد به یك نتیجه می رسند: «توزیع پول نفت در میان مردم.»
بیایید محتوای ایده را بگشاییم. ماجرا این است كه چون دولت در ایران بر درآمدهای نفتی و نه مالیات متكی است، پس پاسخگوی شهروندان نیست و احتمال دارد اهدافی خلاف منافع ملی را پی گیرد. از این رو است كه هر گاه یك شوك نفتی پیش می آید، دولت در عرصه اقتصاد دست و دلباز می شود و از آن سو، دریچه های سیاست و حتی فرهنگ و اجتماع را می بندد.
راه حل مشترك ارائه شده از سوی عبدی و غنی نژاد كه البته با شعارهای انتخاباتی كروبی و احمدی نژاد نیز همسویی نشان می دهد، آن است كه «پول نفت را میان مردم تقسیم كنیم تا بخشی از این پول سپس از طریق مالیات به صندوق دولت بازگردد و در نتیجه هم مردم به سطحی بالاتر از رفاه و آسایش برسند و هم دولت مدیون مردم و در واقع مالیات مردم شود.»
این طرح البته بسیار دلفریب و زیباست. طرحی كه در آن كل مسئله «زیربنا»ی دموكراسی در ایران حل می شود و لابد پس از آن تنها «روبنا»هایی می ماند چون آزادی انتخابات، احزاب، مطبوعات و عقاید. روبناهایی كه طبق ایده آقایان عبدی و غنی نژاد، اگر هم تاكنون حل نشده، ناشی از همان زیربناست.
این تصویر ساده و این راه حل آسان، البته به یك پرسش بسیار ابتدایی پاسخ نمی دهد: «قرار است چه كسی پول نفت را میان مردم تقسیم كند؟» به نظر نمی رسد بزرگواران طرفدار این ایده، پاسخی جز «دولت» در این مورد داشته باشند.
اگر این پاسخ را فرض بگیریم، پرسش بعدی پیش می آید، مبنی بر اینكه «در آن صورت، تقسیم پول نفت میان مردم، چه تفاوت معناداری با وضعیت فعلی دارد؟» به عبارت دقیق تر، «آیا در آن حالت نیز دولت ارباب دست به جیبی نیست كه مردمان جان و مالشان وابسته به عنایت اوست؟»
شاید گفته شود كه در آن حالت، «كل» پول نفت میان مردم تقسیم می شود و در شرایط فعلی، «بخشی» از آن، به اشكال مختلف و صرفا در میان مستخدمان دولت اما پرسش در این حالت هم باقی است و چه بسا صریح تر هم شود: «آیا بزرگ شدن دامنه تقسیم پول نفت، خود به خود بر بزرگی، پیچیدگی، دامنه داری و در نهایت اقتدار و كنترل دولت نمی افزاید؟»
و پرسش های بعدی: این دستگاه گسترده توزیع پول چگونه اداره خواهد شد؟ آیا به ابزارهای نظارتی، امنیتی، كنترلی، حقوقی و احتمالا موازی گسترده تری از آنچه كه امروز هست، نیاز نخواهد داشت؟
این پرسش های متوالی است كه شگفتی را از چهره هایی چون عبدی و غنی نژاد برمی انگیزد كه چرا و چگونه، ایده ای چنین سترگ را بی توجه به حاشیه ها و تبعات و توالی فاسدش مطرح می كنند و بر مبنای آن، به دفاع از شعار «۵۰هزار تومانی» كروبی می پردازند.
البته از دایره انصاف پا را بیرون نگذاریم كه كروبی آنچه در زمان انتخابات ریاست جمهوری گفت، به نوعی سامان دادن به بحث یارانه های گسترده موجود بود و ادعایی در جهت دموكراسی از آن نداشت و حتی سخن چندانی هم درباره نسبت این ۵۰ هزار تومان ها با پول نفت نگفت.
آنكه از آوردن «پول نفت بر سر سفره ها» سخن گفت رئیس جمهور كنونی بود. بگذریم كه با كدام قرائت این وعده محقق شد یا نشد. اما به نظر می رسد كه حتی احمدی نژاد هم در طرح شعارش دقیق تر از عبدی و غنی نژاد عمل كرد.
او كه نه ادعای دموكراسی دارد و نه دعوی تقویت جامعه مدنی، نگاه توده ها را بیش از پیش به دستان سخاوتمند دولت دوخت تا پول نفتی بر سر سفرهایش بیاید. دولتی كه البته برای چنین كاری، نیاز به ابزارهایی دارد كه یكدستی ساختار سیاسی لابد یكی از آنها بوده است. این ابزارها چه ضروری باشد و چه نه قطعا مورد تایید چهره هایی چون عبدی و غنی نژاد نیست. حتی اگر ایده آنها، با شعار انتخاباتی احمدی نژاد، قرابت واژگانی داشته باشد!
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/814
|
جواد جان!
پيش از اينكه اين يادداشت را در شرق منتشر كني به دوستان گفته بودم كه اين پيشنهاد، الزاماتي براي اجراييشدن دارد كه حتي طرح آن را زير سؤال ميبرد. ديدم كه شما هم بهدرستي بر همان نكات انگشت گذاشتهاي. بگذار يك نكته را هم من اضافه كنم. وقتي تقسيم پول نفت به تصميم دولت باشد، روشن و واضح است با تغيير دولت، انجام اين تصميم معلق ميشود تا دولت جديد در اين زمينه تصميم بگيرد و باز همان ميشود كه نوشتهاي: «چشم مردم به دست دولت خواهد بود.»
گمان ميكنم تنها راه حل براي اين موضوع گنجاندن صريح و شفاف و خدشهناپذير اين اصل در قانون اساسي است كه البته اگر چنين اتفاقي بيفتد انجامگرفتن اين موضوع منوط خواهد شد به ميزان اهميت قانون اساسي در بازهي زماني حاكميت هر دولت! و از آن گذشته، چون اين اصل قانون اساسي هم مثل ساير اصول تفسيربردار است پس معلقكردن اجراي آن و احتمالاً تشخيص اينكه اين اصل قانون اساسي با اصول قانون اساسي در تناقض است كار عجيبي نيست (همان كه در مورد لايحهي جرم سياسي اتفاق افتاد). آقا! اصلاً از خير اين پيشنهاد گذشتم!
اظهار نظر درباره نوشته قطعا وزين حضرتعالي را به فرصتي ديگر موكول مي كنم و در اين مجال اندك، صميمانه شروع مجدد وبلاگ نويسي شما را گرامي مي دارم.
انشاء الله كه مايه خير و بركت براي بلاد مسلمين و مسلمات باشد....
حيات دوباره وبلاگت مبارك.منو دوباره سر ذوق آوردي كه چيزكي در همين باره بنويسم با مختصر فحشكي به خودت. حلال كن
خدا را شاكريم كه مجدداْ «صميمانه تر» ات از حالت كما خارج شد!
سلام. شما اسم من توي لينكدوني تون هست اما با يه آدرسي كه حالا مال من نيست. راستي من شما رو لينك كردم.
آقاي روح اين پيشنهاد به نظر بيشتر سياسي ميايد تا اقتصادي يعني هر وقت حكومت پذيرفت كه بايد پول نفت را به مردم بدهد تاخودشان در مورد پولشان و به تبع آن حكومتشان تصميم بگيرند (به شعارهاي كذب احمدي نژادي كاري ندارم) آن وقت مي توانيم بنشينيم و در مورد اينكه ايا شيوه اي براي تقسيم عادلانه اين پول وجود دارد يا نه دعوا كنيم كه شايد پيشنهاداتي هم به ذهن برسد. ولي اصل قضيه يعني پذيرش اين مساله توسط حكومت مي تواند از جنبه سياسي محل فعلي نزاع باشد.در واقع اگر ساختار حكومت اجازه يك انتخابات دموكراتيك را ميداد و دولت نماينده واقعي ملت بود من با شما هم عقيده ميشدم كه چه لزومي به ايجاد دستگاه عريض و طويلي ديگر. ولي ميتوان مطمين بود كه حكومت زير بار توزيع نفت نخواهد رفت . نكته ديگر اينكه شما شعار كلي احمدي نژاد را با شعار كروبي مقليسه نكنيد. كروبي در صورتي كه راي مي اورد مي توانست دردسرهاي زيادي با اين توزيع نفت براي آقايان ايجاد كند كه قطعا آنها هم با همين تحليل(و البته مسايل ديگر) رايش را به حساب احمدي نژاد ريختند.
اين بازيها يي كه چندسالي بدان دچار گشته ايم روزي تمام خواهد شد ولي چگونه اش را فقط در از دست دادن تاب و تحمل ها مي بينم...
دوست داشتين يه سري به وبلاگ من بزنيد من به شما لينك دادم. هميشه هم نوشته هاي روزنامه ي خوبمو كه شما توش مي نويسيدو ميخونم ستون جديد هم مبارك باشه....
با سلام خدمت شما دوست عزیز
از شما دعوت می شود تا از مطلب:
دیپلماسی قهوه ای و دفاع از ضرورت کشت خشخاش در ایران
دیدن فرمایید و نظر خود را درباره این نوشتار که برای افسون زدایی از ساحت مواد مخدر و دفاع از کشت خشخاش در ایران تلاش دارد ، بیان فرمایید.
با تشکر
جوادجان درباره بازي ديروز برزيل آرژانتين مطلبي بنويس و ما رو به فيض برسون.بي صبرانه منتظريم
سلام دوست گرامي
از ديدن مجدد شما بسيار خرسند شدم...
در انتظار نظرات كارشناسي شما هستم....به روز شدم.
با سلام
با متنی در باره سفر خاتمی به امریکا به روزم...منتظرتم
در اعتراض به یاوه گویی های خانم فاطمه رجبی نامه ی اعتراض آمیزی نوشته ام. برای امضا کردن آن به لینک زیر بروید.
http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=04085088-88bd-4a3d-9433-61a404bb57b4
سلام.... من واقعا و از ته دل اميدوارم كه احمدي نژاد و يا هر كسي ديگري بتواند ژول نفت را بر سفره هاي مردم بياورد...چون همونطور كه خودت هم مي دوني بالارفتن سطح اقتصادي زندگي مردم موجب خواهد شد كه مردم راحت تر به سمت دموكراسي بروند و در واقع اقتصاد خوب يكي از پيش شرطهاي تحقق دموكراسي است...ولي خوب اين هم سوالي است كه چه كسي و به چه صورت و به چه قيمت سطح اقتصادي كشور را بالا ببرد.
در مورد زندانیان سیاسی لطفا به وبلاگ ما سر بزنید .اگر پسندیدید لینک کنید:
haqqimiz.blogfa.com
dustaq.blogsky.com
دقيقا...من هم تصور نمي كنم اقتصاد زير بناي بنا نهادن دموكراسي در ملل باشد...دكتريني كه اين بزرگان مطرح ساخته اند شبيه همان چيزي است كه در بسياري از كشور هاي حوزه ي خليج فارس به اجرا در مي آيد.
در بسيار موارد بر عكس اين امر صادق است و آن اينكه كشورهاي كه دموكراسي دارند مي توانند به آينده ي اقتصادشان اميدوار باشند.
اساسا معضلات اقتصاد ما از تكميل نيودن ساختارهاي دموكراتيك حاكميتمان حادث شده است.
خوشحال ميشم تبادل لينك داشته باشيم.
يه ايميل هم واستون زدم.
سلام...وبلاگ شاخه جوانان منطقه تهران مدتی است که راه اندازی شده!لطفا لینک آن را در وبلاگ خود قرار دهید. /http://tehran-javanan.blogfa.com
سلام جواد جان!
دوما تبريك براي راه افتادن دوباره وبلاگت و مطلب جالبت كه جواب خوبي براي عبدي بود
و اولا اميدواري براي اينكه توقيف شرق كوتاه و گذرا باشه ...
جمهوريت به روز شد(برگ ريزان ركن چهارم)
من به غیبتم در وبلاگستان که از بدو ورودم به ایران آغاز شده بود پایان دادم.
پرهام ساکت
|