.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۱۰ شهریور

«وبلاگ ننوشتن»/مطلبي براي حركت دوباره

يادداشت چاپ شده در صفحه آخر شماره روز پنجشنبه «شرق» به مناسبت روز جهاني وبلاگ

لابد انتظار دارید امروز از «وبلاگ نوشتن» بنویسم. اما بهتر است از «وبلاگ ننوشتن» بنویسم. اینكه چطور می شود آدم وبلاگ ننویسد.

شاید این پرسش برای آنها كه نمی دانند وبلاگ چیست و یا دست كم نمی دانند حس و حال عالم وبلاگ چیست، عجیب باشد، اما آنها كه لبی به این جام زده اند و بویی از مستی برده اند، می دانند كه نرفتن سراغ صفحه مجازی و روزه گرفتن اینترنتی، مصداق سهل ممتنع است.

سهل از این رو كه ناگهان می بینی مثل من چند روز و چه بسا چند هفته است سراغ صفحه مدیریت محبوبت نرفته ای و وبلاگت را Upload نكرده ای و ممتنع از این جهت كه ناگهان می بینی، یك روز است ۴ - ۵ مطلب گذاشته ای و گاه در ارسال یك خبر از همه خبرگزاری های داخلی و خارجی جلو زده ای و یا تحلیلی بر یك رویداد نوشته ای كه كمتر ناظری به آن می پردازد. چرا؟ به یك دلیل ساده: «وبلاگ نویس» نیست.

وبلاگ ننوشتن همچون وبلاگ نوشتن است. هر دو تحت تاثیر حس و حال واقعی هستند كه اثر آن به سرعت در صفحه مجازی هویدا می شود. چنین است كه بسیاری از منتقدان، مطالب وبلاگ ها را سردستی، شتابزده و به شدت قابل نقد ارزیابی می كنند و به همین خاطر این فضا را جدی نمی گیرند. حتی اگر اهل فكرهایی چون «محمد جواد غلامرضا كاشی» و «سعید حنایی كاشانی» مدت ها باشد كه مست این باده مجازی اند.

دلیل این نگاه آنان كه از اهالی «وبلاگ ننوشتن» اند، آن است كه از این باده نچشیده اند و به همین خاطر هم نباید توقع داشت حس و حال اهل خرابات بدانند. آنها اهل علم و فضلند و صاحب اسباب حشمت و فخر. پس از این رو، نه از دعواهای وبلاگی سردرمی آورند، نه تحمل خواندن كامنت های آبدار كاربران اینترنتی را دارند و نه حتی از ادبیات وبلاگ نویسان خوششان می آید.

فاصله میان ما و آنها پر نمی شود، جز آنكه باده از ما ستانده شود و یا به آنان، نوشانده!




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/813



 نظرات

مطلب خوب و زیبایی نوشته بودید ، در شرق دیروز خواندم و بسیار پسندیدم ، راستش نمی‌دانستم وبلاگ دارید.

نويسنده: علیرضا