.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۶ تیر

مبنای من «برادر حسین» نبود؛ تحلیلم این است...

در کامنتهای دوستان در مطلب قبل ، ظاهرا این شبهه وجود داشت که مبنای تحلیلی من، خبر ویژه کیهان بوده. در حالیکه اشاره من به آن خبر، نه «استناد» که بهانه قرار دادن برای گفتن یک تحلیل بود.

تحلیلی که بر مبنای آن، گنجی عزیز بازی دستگاههای اطلاعاتی را خورده و ظرفیت بالای خود را با طرح برخی شعارهای براندازانه ، در داخل کشور از دست داده و در خارج از کشور هم به خیل نیروهای مخالفی پیوسته که گرچه در نیکخواهی بخشی از آنها برای کشور و آگاهی و توانایی شخصی شان در مسیر دموکراسی خواهی، حرفی نیست؛ اما مجموعه آنها، نیرویی است چندپاره، بی هویت و ورشکسته. کافی است نگاهی بیاندازیم به همه تلاشهایی که برای انسجام بخشی به این نیرو، انجام شده و تقریبا بطور کامل بی نتیجه مانده.

اگر اغراق نباشد، باید بگویم که اگر کسانی هم از جمع اپوزیسیون خارج از کشور، واجد جایگاه و اهمیت در سطح نخبگان (و نه توده ها) هستند، به خاطر ارتباط و همسویی شان با جریان اصلاح طلب و دموکراسی خواه داخل کشور است.

تأسف من هم از اینجاست که گنجی عزیز، ارتباط این ظرفیت درونی با مخالفان بیرونی را (که البته امری لازم است)، چنان بی برنامه و بی هماهنگی و با شعارهای رادیکال و غیرقابل طرح در داخل کشور سامان داده که حاصل آن، تنهایی خود در داخل و تضعیف موقعیت نیروهای واقعا توانمند در اپوزیسیون خارج از کشور بوده است.

فضایی که متأسفانه به دست گنجی ساخته شد، میدانی است که در آن هر جریانی که شعاری تندتر علیه موجودیت جمهوری اسلامی و همه نیروهای فعال در چارچوبه قانون و نیز گفتمان انقلاب اسلامی دهد، ارزشمند تر است.

و البته در این میدان، امثال سلطنت طلبها و حزب کمونیست کارگری دست بالا را دارند و بیشترین کارکرد را هم برای اقتدارگرایان حاکم.

نقد سينا مالكي عزيز :
جواد روح دچار عجله در تحليل شده




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/796



 نظرات

سلام. منتظر يك تحليل جامع و شسته رفته از سفر گنجي هستم. اونم توي روزنامه. ببينم چه مي كني جوون. راستي آدرس وب سايت آقاي ابك رو اگر داريد ممنون ميشم. پايدار باشي

نويسنده: علي

 

اين بابا اصلا حالش خوب نيست.
يه چيزيش ميشه.

نويسنده: محمد

 

با سلام خدمت آقای روح عزیز. می بخشید اگر کمی صراحت به خرج می دهم. در پست قبل این طور به نظر نمی رسید که شما اخبار کیهان را مبنا قرار دادید بلکه آنچه شما نوشته اید واقعا مبنا قرار دادن خبر کیهان بود. هر چند اگر قلبا منظورتان این نبوده باشد.امروز اخباری مانند همین خبر کیهان و دیگر اقداماتی که توسط حاکمیت یک دست شده انجام می شود کاملا نشان دهنده عدم اعتماد به نفس و دستپاچگی آنهاست. انقدر این نمایش ها تصنعی ، بی روح و بی تاثیر است و بازیگرانش ناشی که پرده های متفاوتش نه وحشتی در دلها می اندازد و نه لبخندی بر لبها می نشاند. دستور رئیس جمهور برای ورود زنان به ورزشگاه و امثالهم همانقدر موج امید و خوشحالی در دلها انداخت که دستگیری ها و سرکوب ها وحشت را در دلها. متاسفانه بنده به هیچ وجه متوجه منظور شما نشدم که چرا اکبر گنجی سوخت؟ یا چرا فکر می کنید که قرار بود میداندار جریان جمهوری خواهی اکبر گنجی باشد؟ متاسفانه بیشتر به نظر می رسید منظور از نوشتن این مقاله القا تاریخ مصرف گذشتگی گنجی برای میدانداری و یک سری اقدامات رادیکال باشد تا یک تحلیل بی طرفانه!
ضمنا به نظرم نباید نگران سیب های اکبر گنجی و سبد اپوزوسیون ورشکسته! بود اکبر گنجی میداند و سیب هایش بحث این است که چرا ما سیبی در دست نداریم تا آنجا که به نظرمان درست است بگذاریم؟؟

نويسنده: الياس

 

با سلام اقاي روح من مدتهاست كهمطالب شما را ميخوانم فارغ از ديد و نگاه سياسي شما همواره به نوشته هاي شما به ديده احترام نگريستم اما نمي دانم چه شد كه بر ديده انصاف خارج شديد من موافق افكار گنجي نيستم و موافق اعتصاب غذا هم نبودم و تازه معتقد هستم چنين كاري براي افراد ذكر شده ضرر بيشتري دارد اما مطلب شما از نگاهي هيچكس را شاد نمي كند الا انهايي كه دلخوش از جدايي هاو شكست ها هستند مطلبي در اين باره نوشته ام به مطلب شما هم پرداخته ام بد نيست بخوانيد

نويسنده: خدري

 

سلام

اعتصاب غذا مشكلش همينجاست. نيروهاي زيادي در كنار هم قرار گرفتند كه هيچ كدام هماهنگي لازمي جهت فكري ندارند. در اين عمل آن هم سه روز و كاري كه مبناي ان مخالفت با جمهوري اسلامي باشد نمي تواند جايگاهي را در ميان حركت هاي بعدي داشته باشد.

نويسنده: ايران امروز - علي

 

جوادجان مطلبي در اينباره نوشتم كه خامه. اما بخون.البته اين توضيحتو هنوز نديده بودم كه مطلبمو نوشتم. موفق باشي

نويسنده: حسين نوراني

 

سلام. بله موافقم. در نيك‌خواهي‌شان شكي نيست اما در ثمربخشي‌شان ترديدهاست.

نويسنده: مهدی کمانگیر

 

آقا جان! چيه گير دادي به گنجي!؟ تو هم مدل دموكراسي‌خواهي خودت رو رو كن!

نويسنده: چريك

 

آقا جان! چيه گير دادي به گنجي!؟ تو هم مدل دموكراسي‌خواهي مطلوب خودتو رو كن! اونوقت بحث مي‌كنيم!

نويسنده: چريك

 

الگوريتم مي‌خوام! قدم به قدم!

نويسنده: چريك

 

با سلام
1- لطفا به اين نكته توجه كنيد كه گنجي تصميم داشت به تنهايي اين كار (اعتصاب غذا) را انجام بدهد. بنابراين اينكه چند نفر بودند موضوعيتي پيدا نمي‌كند.
2- در لندن هم بخش قابل توجهي از سخنان آقاي گنجي به پيش‌نيازهاي فرهنگي مي‌پرداخت. هيچ‌جايي از سخنان ايشان بيانگر جلب حمايت اپوزيسيون ورشكسته! يا گلستان كردن ايران با اعتصاب غذا نبود. البته مطلب اول شما و تاكيد دوباره در اينحا با شعار ايران براي همه ايرانيان هرچند ورشكسته قرابت چنداني ندارد.
3- در كنار زير سؤال بردن تئوري گنجي و به‌سخره‌گرفتن تلاشهاي او شايد بهتر باشد كه تئوري خودتان را نيز مطرح كنيد. شايد شما و حزبي كه در آن هستيد تئوري‌هايي داريد كه از مردم ايران و صاحبنظران پوشيده است! يا شايد واقعا اين شما نبوديد كه قوه‌مجريه و شوراي شهر و مجبس را در اختيار داشتيد. در سيستم سياسي كنوني ايران و در قالب قانون اساسي كه سنگش را بر سينه مي‌زنيد و مي‌زديم حداكثر تا همان مرحله قبلي مي‌توان پيش رفت.
4- اما با تيتر مطلب شما هم‌نظرم. گنجي و امثال گنجي در مملكتي كه نخبه‌ترين حزب سياسي‌اش (از ديد شما: مشاركت) توان (يا شايد عرضه) داشتن يك روزنامه و يا گرفتن يك سالن براي برگزاري همايش را ندارد مدتهاست كه سوخته‌اند. شما كه قرار بود از نهضت آزادي تا آدمكشهاي موتلفه را دور هم جمع كنيد لطفا يك جايي هم يك گوشه‌اي براي گنجي و دوستانش باز كنيد.

ببخشيد اگر تند بود. شما هم حق داريد از گنجي دلخور باشيد حتي بيشتر از كيهاني‌ها. به‌هر‌حال گنجي و هم‌فكرانش با دو جمله روياي پست‌هاي رنگارنگي را كه شما در سايه آقاي معين در خواب مي‌ديديد در بيداري به خفت تبديل كردند. واقعا حيف از آن همه حمايت‌هايي كه از 76 تا 80 از شما شد. همانطور كه گنجي گفت شما يا بي‌عرضه‌ايد يا خائن كه در هر دو حال بايد از مردم عذرخواهي كنيد.

نويسنده: احمد