.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۵ تیر

گنجی سوخت...

g1.jpg

نمی دانم این خبر کیهان را خوانده اید یا نه؟ شاید یکی از تأسف بارترین اخباری باشد که خوانده ام. خبری که در آن خنده برادر حسین آشکار است و سوختن چهره محبوبی چون اکبر گنجی هویداتر.

بله، به نظر من، اکبر بزرگ (و به قول سعید حجاریان، «پهلوان اکبر» ) سوخته است.

خروج بحث انگیز او از کشور، نه از آن زاویه که فلان آدم بدون تحلیل و دور از وطنی او را مآمور جمهوری اسلامی(!) می داند، بلکه از این زاویه که او ناخواسته بازی دیگران را خورده است ، مایه تأسف است.

امیدوارم که تحلیل من اشتباه باشد. اما فکر می کنم اقدام اکبر گنجی عزیز، در داخل کشور، امکان همراهی و همسویی او با دوستان و همفکرانش را از میان برد و حتی دیگر زمینه ای برای فعالیت جریانی تحت عنوان جمهوریخواه در داخل کشور و با میدانداری گنجی عزیز وحود نخواهد داشت.

اما تأسفبارتر، چیدن سیبهای گنجی در سبد اپوزیسیون ورشکسته، چندپاره و بی هویت خارج از کشور است. اپوزیسیونی که گویی حوادث جهان برهم زنی چون سقوط اتحاد جماهیر شوروی، 11 سپتامبر و رخدادهای مهم داخلی چون تغییرات در بافت و ساختار حکومت، تحولات دوم خرداد و تجدیدنظر طلبی چهره هایی چون گنجی را درنیافته و هنوز در فضای دهه 60 سیر می کند.

اشتباه نکنید! من هم چون گنجی، نقد آن دوران از سوی جریان اصلاح طلب کنونی و خط امامی آن زمان را ضروری می دانم. اما این دلیل نمی شود که از افرادی چون گنجی که چنین هزینه پرداخته اند و دیدگاههای تمامیت خواهانه آن زمان خویش را به دور انداخته اند، همچنان انتقام بگیریم.

البته این جریان، تنگ نظرتر از آن است که تفاوت گنجی امروز را با گنجی دهه 60 دریابد. همچنان که در کنفرانس برلین، این تفاوت را درنیافت و بهترین خوراک را به جریان ضداصلاحات داد تا کودتای خویش را عملی کند.

در این میان، تأسف بیشتر برای گنجی عزیز است که هنوز این تنگ نظران را نشناخته و فکر می کند با اتکا بر آنان و تجمعها و تلویزیونهایشان، می توان کاری کرد.

نه، بزرگوار! هنر اینان تنها «هخا» ساختن از چهره های باارزش جریان اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی در داخل کشور است. کاری که با «محسن سازگارا» شد و بدتر از آن، با «اکبر گنجی»...

نقد جمهور بر اين مطلب:
گنجي نسوخت،اصلاحات سوخت

آرش غفوری: رؤیای شیرین گنجی در حال شکستن است

تأسف آرش کمانگیر برای گنجی و بهنود




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/795



 نظرات

من برای تو و دوستان مشارکتی متاسفم که هنوز نفهمیدید که دیگر وزنی بیشتر از همان اپوزیسیون ورشکسته و چند پاره خارجی ندارید. به نظرم شما هم مثل آنها بهتره به ریسمان گنجی چنگ زنید و پراکنده نشوید چون از خودتان بخاری ندارید

نويسنده: بابک

 

جالب بود

نويسنده: هادي عابدي

 

محمدجواد عزيز!
تو باهوش تر از ان هستي كه نداني اين خبر كيهان آغشته به دروغ است.در ان مراسم كذايي به نقل از سايت انتخاب بيش از 600 نفر يعني دوبرابر ظرفيت سالن ادم شركت كرده بود.
آن زن هم گفته بود كه تو قاتل فرزند من در اعدامهاي 61 بودي.
در هر حال حتي روايت برادر حسين هم اگر صحيح باشد اين تحليل ترا تاييد نمي كند.در اين مورد پاسخي براي شما خواهم نوشت.

نويسنده: وارطان

 

حتما می دانید که وضعیت خرد و نا امید کننده کنی ناشی از نگرشی سپید و یا سیاه گونه است از وضعیت سیاسی افراد و گروها!

بهتر است کمی بیشتر در مورد سپید و یا سیاه بودن افراد فکر کرد شاید لازم باشد گاهی اسم افراد را ندید و تنها به حرفهای که می زنند گوش کرد! حتی اگر محافظه کاری نمی گزارد این کار را بکنیم شاید فقط به این حرف می بایست از دید منافع گروه سیاسی خود فکر کنیم .

شاید شعار "ایران برای همه ایرانیان" را فراموش کردهایم که عده ای را ورشکسته مطلق می نامیم. حال که خود ورشکسته شده ایم.

التماس می کنم که دنیا را سیاه یا سپید نبینید!

هر گروهی سیاسی وزنی دارد که ممکن است روزی به درد آینده این کشور خورد. گنجی هم حرفی را الان دارد می زند که حرف دل همه کسانی است که به شعار "ایران برای همه ایرانیان " باور دارند می نشیند و آن آزادی زندانیان سیاسی است و این اصل اولیه فعالیت سیاسی خواهد بود پس اگه تمامیت خواه نیستیم و مایل به مشارکت گروههای اجتماعی و حتی سیاسی برای حل مسایل کشور هستیم می بایست دور از پرسش از اهداف نا معلوم گنجی تنها با هر صدای آزادی زندانیان سیاسی هم صدا شویم.

دوست عزیز تحلیل جنابعالی بخشی از نگرانی به نظر میرسد که همه ما ایرانیان داریم:

1- مورد بازیچه قرار گرفتن
2- علاقه شدید به عدم همکاری در کارهای جمعی (چه حمایت و چه عدم حمایت) و نفی تفکرات دیگران از این راه
3- سیاه و سپید دیدن افراد و گروهای سیاسی

امیدوارم با تقویت روحه آسیب دیده خود شعار ایران برای همه ایرانیان را در عمل پی گیر شویم.

نويسنده: Farzad

 

جواد عزيز ...
مدتي بود كه اين مطلب مرا به خود مشغول كرده بود. من هم تا حدودي با تو موافقم ...من به استناد به خبر كيهان بلكه از ديدگاهي ديگر ...

نويسنده: اميد محدث

 

آقای روح عزیز
خبر کیهان نباید مبنای استدلال شما باشد
شریعتمداری به حکم، روزنامه نگار شده مسلما هر حرف گنجی آنقدر تاثیر دارد که بازجو را واداشته سناریو بنویسد ولی شما چرا سناریو را ادامه می دهی

نويسنده: mehrad

 

He knows what's best for him to do. He didn't ask for your or anyone else's permission to go on hunger strike. What did those "friends" do or were capable of doing for and with him when he was imprisoned for 6 years? No matter what one does, there will always be people who sit around and say "hmm, that was really wrong and unwise". Doing something is always harder than talking about it. And bringing Shariatmadari's sneer to justify your case, I think you know how valid his political agenda is!!

نويسنده: Ali

 

ازاين مطلبت واقعا خوشم اومد.

نويسنده: حاج كاظم

 

به اين 2 تا گزارش كه ايشون نوشته توجه كنيد . روزنامه نگار يعني اين
http://www.west.blogfa.com/post-213.aspx

http://www.west.blogfa.com/post-212.aspx

نويسنده: فريبا مشيري

 

دوست عزيز منصفانه نيست که تمامی اپوزيسيون رو اين طور بی مطالعه ، احساسی و غير منصفانه در يک کاسه قرار دهيد. باور کن با خوندن اين مطلب يهو ياد خيلی از کسانی افتادم که سالهاست با عينک بدبينی به ديگران نگاه می کنند. فقط اين رو بگم که سلطنت طلبان و حزب کمونيست کارگری که بیشتر اوقات مسئول برهم زدن چنين نشست هايی در خارج از کشور شدند و خواهند شد، جايگاهی در بين انسان های آزاد انديشی که شعارشون آزادی برای انسان ها و هدفشون متمرکز بر رعایت حقوق بشر در کشورشون است، ندارند. بهتره قبل از هر نوشته ای ، تمامی جوانب رو با ديدی باز و منصف در نظر بگيريم.​موفق و شاد باشی!

نويسنده: نازخاتون

 

گفتم برای اطلاعاتت این خبر رو برات این جا بذارم شاید فیلتر شده باشه:
"استقبال چشم‌گير از سخنرانی گنجی در لندن

سخنرانی اكبر گنجی در لندن با اسقبال وسيع ايرانيان روبرو شد. اين سخنرانی به دعوت انجمن سخن، عفو بين‌الملل و دانشكده مطالعات شرقی و افريقايی دانشگاه لندن روز جمعه ١٤ ژوئيه در دانشگاه لندن برگزار شد.

Sat / 15 07 2006 / 21:52

* سخنرانی اكبر گنجی در لندن با اسقبال وسيع ايرانيان روبرو شد. اين سخنرانی به دعوت انجمن سخن، عفو بين‌الملل و دانشكده مطالعات شرقی و افريقايی دانشگاه لندن روز جمعه ١٤ ژوئيه در دانشگاه لندن برگزار شد. محل سخنرانی كه گنجايش ٣٠٠ نفر داشت پر بود و به همين تعداد نيز سرپا و يا بيرون از سالن ايستاده بودند.

* مراسم با سرود "ای ايران" آغاز شد و سپس فيلم كوتاهی به نمايش درآمد كه در آن شعر «ای آدم‌ها» از نيما توسط احمد شاملو دكلمه می‌شد. اين فيلم بخشی از مراسمی بود كه به هنگام اعتصاب غذای گنجی در زندان و در حمايت از وی توسط انجمن سخن در لندن ترتيب يافته بود.

* سيد ابراهيم نبوی يك برنامه‌ی ده دقيقه‌ای اجرا كرد. او گفت معمولاً برای سخنرانی‌هايش يكساعت و نيم وقت لازم دارد، اما امروز به او گفته‌اند ده دقيقه وقت دارد و او مجبور است در اين ده دقيقه به اندازه يكساعت و نيم حرف بزند!
جالب‌تر از همه فكر و ذكر بنوی و آمادگی او برای سخنرانی بود. گفت، ساعت ٢ بعد ازظهر در بروكسل ويزا گرفتم و الان در خدمت هستم. در اين ساعات هم اصلا نمی‌دانستم چنين برنامه‌ای هست و اصلا آمادگی نداشتم. فكر كردم همين‌جوری يك چيزهايی از كانت و دكارت بگم، ديدم خوب آقای گنجی هستند ديگر... گفتم خوب از دوران كودكی خودم و از قوام‌السلطنه می‌گم ، ديدم خوب آقای بهنود هستند ... گفتم خوب می‌رم يك داستانهايی از خودم می‌بافم ، ديدم خوب آقای نوری‌زاده هستند...

* اكبر گنجی بطور اعلام نشده و از گوشه‌ی سن وارد سالن شد. جمعيت حاضر به محض ديدن او يكپارچه به پا خواست و بشدت ابراز احساسات نمود.

* از سوی تنی چند از حاضران تلاش شد كه سخنرانی اكبر گنجی مختل شود، تشنجی در جلسه بوجود آمد ، اما اخلال‌گران نتوانستند مانع ادامه‌ی مراسم و روال پيش‌بينی شده‌ی آن شوند. خانمی از ميان حاضران خطاب گنجی ادعا كرد «تو كه قاتل فرزند اعدامی من هستی چگونه از دمكراسی صحبت می‌كنی؟» يكی ديگر از حاضران به گنجی گفت: «تو چگونه به سرعت پس از آزادی از زندان در فروردين ماه، اينچنين آزادانه به خارج از كشور آمده‌ای و عليه نظامی كه خود يكی از مسئولان آن بوده‌ای، حرف می‌زنی؟»

* شماری ديگر از حاضران كه خودرا اعضای "حزب كمونيست كارگری" معرفی می‌كردند شعار "مرگ بر گنجی" می‌دادند. اين عده برای ردگم‌ كردن هرازگاهی هم شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی» می‌دادند!"

منبع: ایران امروز

نويسنده: نازخاتون

 

سلام . ما به اسم اصلاح طلبو به اسم نقد هميشه خودمون رو نابود كرديم نه نقد ... دوست عزيز كيهان رو كه خودت ميشناسي اما شما داري از كيهان هم بدتر عمل ميكني !!

نويسنده: Mohammad

 

يعني شما ميفرماپيد كه پدران و مادران و خواهران و برادران يك مشت دانش آموز و دانشجوي بيگناه كه طي سالهاي اقتدار جناب گنجي و همكاران درزير شكنجه جان سپردند و درگورهاي بي نام خاوران ها درشهرهاي مختلف حتي جناز ه شان هم بدست خانواده شان نرسيد با گل و گلاب به استقبال اكبر گنجي بروند كه هنوز حتي از خميني انتقاد هم نكرده است؟ زهي بيشرمي

نويسنده: رضا احمدي

 

محمد جواد عزيزم!
به نظر من بايد يك نفر آدم قوي موضع راديكال را حفظ مي كرد گنجي اگر به ايران بازنگردد خواهد سوخت. به نظرم عجله نبايد كرد

نويسنده: سينا مالكي

 

همه مي دانيم كه درجريان اعتصاب غذا تعداد خبرنگاران ازتعدادحضار بيشتربود اين راچه مي گوييد؟

نويسنده: علي

 

آن عزيزاني كه به گنجي تهمت امنيتي بودن مي زنند با همين خبر ويژه كيهان خلع سلاح شدند چون هيچ ابلهي مهره امنيتي و اطلاعاتي خودش را كه اينقدر خرجش كرده به اين راحتي كه نمي سوزاند!!!

نويسنده: علی

 

واقعا باور انكه شما به چرنديات حاج حسين شريعتمداري استناد ميكنيد سخت است.
براي بيرون امدن از مرداب جمهوري اسلامي بايد هزينه كنيم حتي اگر هزينه ان سوخت شدن اقاي گنجي باشد.
در اين خفقان وحشتناك مردي فرياد بر اورده
به فرياد فكر كنيم اكبر ها رفتني اند .

نويسنده: ياشار

 

اگه برنگشت ايران، باشه! حرف تو قبول!

نويسنده: چريك

 

سلام
بله موافقم. متاسفانه گنجي در حال سوختن است. در اين كه چه كسي او را بسوخت بايد بيشتر تامل كرد.

نبايد از اصلاحات مايوس شد. بي‌گمان بسياري از اصلاح طلبان سوخته‌اند اما اصلاحات هميشه زنده است.

نويسنده: مهدی کمانگیر

 

تاسف بار سايت هاي اينترنتي منسوب به مشاركت در هفته اخير بود كه در برابر پيشنهاد گنجي سكوت پيشه كردند و خبري درج نكردند به گوش نشستند تا خبري از ناموفقيت درج شود تا آن را در بوق كنند كه افسوس آن خبر در كيهان درج گرديد.
گنجي در تدارك سوختي است براي حركت اجتماع براي خروج از بي تفاوتي و انفعال كه ثمره 8 سال فرصت سوزي و بسته انديشي است.
آن انديشه اي كه موجب شد در سرمقاله پنج شنبه 26 خرداد 84 روزنامه اقبال نوشته شود «من خيال باف نيستم راي مي دهم» امروز نيز مابقي را خيالپرداز، ورشكسته و بي هويت معرفي مي كند. دوست عزيز! بسياري از هم حزبي هاي شما براي تعلقات فكري و وابستگي هاي مقامي بر ساز ناكوك خود مي دمند و اصرار بر اشتباهات خويش دارند ولي تو از نسل من از نسلي كه نه در دوران انقلاب و نه در فضاي اوايل دهه60 و نه در جنگ زيست سياسي نداشته اي چرا تعصب مي ورزي؟
براي اين چهره محبوب در دوران انتخابات هنگامي كه انديشه ديگري را پي مي جست چه كرديد؟ چطور حال گنجي به زعم شما سوخته را با عبارت محبوب به كار مي گيري؟ برادر من وقتي انديشه هايت،‌ سخنانت، آفرينش هاي قلمي ات به دست دوست و دشمن در محاق سانسور و توقيف قرار مي گيرد آن هنگام است كه اولين راهي كه به نظرت مي رسد خروج از كشور و فرياد است. دوست گرامي! كوشش در جهت رساندن پيام به جهانيان بازي خوردكي نيست. ولي هر حركت را با سرعت خود سنجيدن و آن را كند روي و تند روي تلقي نمودن و آن چه را تندروي دانستن را به بازي خوردگي نسبت دادن در بهترين تعبير توهم توطيه است. دوست عزيز! هخا آناند كه تقليل هجوم وحشيانه به كوي دانشگاه را به دزديدن ريش تراشي نظاره گر بودند ولي وعده معاونت حقوق بشر و ارايه گزارش دوره اي موارد نقض حقوق بشر را ميدادند.
امروز صبح از شوق خواندن مطلبت در شرق اولين سايتي را كه باز كردم صميمانه تر بود چرا كه نشانه هاي آزاد انديشي يك عضو حزب را در ساختار مشاركت يافتم. چرا كه اميد رها شدن از تعلقات بسته فكري در ساختار حزب اصلاحات توسط جوانان در دلم جرقه زد. چرا كه انديشيدم نگاه منطقي و فارغ از تعصب در نسل جوان در نيروهاي سياسي ملي، ملي-مذهبي، اصلاحطلب در تلاش است تابو ها را مورد نقد قرار دهد و به ايجاد فضاي گفتگوي آزاد بكوشد. ولي دريغ و صد افسوس

نويسنده: علي هنري

 

آقاي روح
من فكر مي كنم كه شما سخنان اكبر گنجي و اقداماتش در خارج كشور را دنبال نكرديد
اكبر گنجي بارها مرز خود با آن باصطلاح اپوزيسيونها را اعلام كرد وبارها گفت كه به اميد نيروهاي خارج از ايران نبايد بود
گنجي را هيچ وقت با سازگارا وهخا مقايسه نكنيد كه اين كار از روزنامه نگاري چون شما بعيد است...

نويسنده: .نفيسه

 

آقاي روح
من فكر مي كنم كه شما سخنان اكبر گنجي و اقداماتش در خارج كشور را دنبال نكرديد
اكبر گنجي بارها مرز خود با آن باصطلاح اپوزيسيونها را اعلام كرد وبارها گفت كه به اميد نيروهاي خارج از ايران نبايد بود
گنجي را هيچ وقت با سازگارا وهخا مقايسه نكنيد كه اين كار از روزنامه نگاري چون شما بعيد است...

نويسنده: .نفيسه

 

من فكر نمي‌كنم گنجي سوخته باشد. همايش لندن اونطور كه تو خبر كيهان اومده نبوده سات و با استقبال ايرانيان برگزار شده است.
بعلاوه از عقلانيت و تدبير گنجي بايد تقدير كرد كه در هر جمعي قرار مي‌گيرد براي اينكه همراه بيشتري داشته باشد از اصول خود عدول نمي‌كند.

نويسنده: حامد

 

آفرين به اين همه هوش و نبووووووووووووووووووووووووووق سياسي شما

نويسنده: علي

 

اقاي روح عزيز . همچنان با شتاب در حال سقوط هستي . خوشحالم كه همه مشاركتي ها هم چون تو نمي انديشند ولي خوشحالي آشكارت هم چون برادر حسين به عينه ديده ميشود . يادت هست كه ترك ها را چگونه خطاب كرديد ( شما كه به توهين عادت داريد ) و يادتان هست كه پست بعدي را كمي بعد حذف كرديد و الان گنجي را ؟ دوست عزيز گنجي همچون بسياري از زنان و مردان شريف ايراني پرچم آزادي حقوق بشر صلح و دموكراسي را برافراشته نگهداشته است

نويسنده: خرس مهربان

 

متاسفانه بسياري از دوستان حرفت را نفهميدند. اما به نظر من اشتباه گنجي از مانيفستش شروع شد و همان هم امكان تمسخر را براي برادر حسين فراهم كرد چرا كه اكبر هم مثل شيرين عبادي و خيلي هاي ديگر انگار كه در فضا به سر ميبردند و از اراپه راه حل عاجز بودند و هستند. الان هم به دليل بي هدف بودن گنجي و گنگ بودن مواضع اقداماتش ابتر ميماند. به دوستان هم پيشنهاد ميكنم معناي بازي خوردن را مرور كنند. كسي نگفت گنجي خاپن است. ميگوييم بازي خورده است.

نويسنده: مهدي

 

دفعه ديگه بگي كس شعر
شلوارت مياد پايين ميدم تو رو جر

نويسنده: mehrdad