خودش در زندان- خبرش در سطل آشغال!

خبر را خط می زند. خبری که تیترش این است:«نامه ای برای موسوی خوئینی».
می پرسم: «چرا؟»
می شنوم که «وقتی خط می زنم،لابد چیزی می دانم. به نفع خودش است که شلوغ نکنیم».
سکوت می کنم و در دل می پرسم: «لابد آن 662 نفر که نامه را امضاء کرده اند، کمتر از تو می فهمند و لابد با خبری چنین کوتاه در گوشه صفحه روزنامه ای چنین حجیم، شهر چنان شلوغ می شود که مسؤولان پرونده بر دنده چپ بیفتند و آزادش نکنند. چه بهانه ها!»
در همین زمینه:
یادداشت خواندنی دکتر زیدآبادی
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/760
|
در سالگرد شريعتي اغاجري هم از زنداني بودن موسوي شديدا انتقاد كرد
سالگرد شريعتي در حسينيه ارشاد يه سر به ما بزنwww.ghajarboys.blogfa.com.
به اميد انكه رامين جهانبگلو و موسوي و ياشار قاجار و .. ازاد شوند
در اين جور مواقع واقعا نمي دونم چي بگم!
يكي از دسوتانم كه مدتي زنداني سياسي بود تعريف مي كرد وقتي توي زندان هستي همش به اين فكر مي كني كه ديگران براي تو چه مي كنند؟ آيا اصلا به فكر تو هستند؟
باز هم دوست من محكوم شده و تا چند روز ديگه براي هشت سال و نيم مي ره زندان.... ايندفعه به من گفت: مطمپن باش اين دفعه يه هيچي فكر نمي كنم... به اين فكر نمي كنم كه ديگران براي من اون بيرون دارند چي كار مي كنند....
اوهام هفتگی - پیش شماره هفتم - منتشر شد...
در این شماره می خوانید:
- گل یخ
- زنان معترض مسلح بودند!
- شما حرفی برای گفتن ندارید؟
- امیدهای کوچک ملت بزرگ
و مطالب خواندنی دیگر...
خيلي خوشحال شدمو امضاتو ژاي اون بيانيه ديدم. آقا مارم خبر ميكردي
نمي دانم چه موقع بايد بفهميم كه اطلاع رساني كامل در اينگونه موارد حتما جواب مي دهد. اطلاع رساني باعث قرار دادن اعمال خلاف قانون در برابر ديدگان افكار عمومي مي شود و همين باعث فشار هاي كمتر مي شود..........
به اميد ازادي اش
بنام خداوندگار مردان راه حق و آزادی
برای مهندس موسوی خوئينی عزيز که نه روحش ، بلکه جسمش در بند است ؛
ای وای بر اسيری کز ياد رفته باشد . . .
نمی دانم ، شايد حداقل ياران و برادران تحکيمی من او را از ياد نبرده باشند . يعنی اميدوارم که ايام امتحانات پايان ترم ما را آنچنان سرگرم و درگير خود نکرده باشد که او را از ياد برده باشيم !!!
او را که حتی در عرصه ی عمل نيز نشان داد ، تنها نماينده ی مجلس اصلاحات بود که چه در دوران نشستن بر صندلی قرمز و چه پس از آن ، آنانی را که به مدد واسطه شان پای به پارلمان گذاشته فراموش نکرده و نخواهد کرد . درست عکس بسياری از آقايان که فرياد اصلاح طلبيشان گوش ملت را کر کرده و حتی حاضر شدند به خاطر تضييع حقوق حقه ی ملت ايران - که گويي در آن دوران مترداف بود با تداوم دريافت مزد و پاداش آنان به عنوان نمايندگان مجلس - به تحصن در صحن مجلس اقدام نمايند !!!
آری ، سيّد پس از اتمام دوران نمايندگی در مجلس شورای اسلامی و حضور فعال و چشمگير خود در فراکسيون دانشجويی آن ، به ميان همانهايی بازگشت که روزی از ميانشان به مجلس رفته بود . يعنی به ميان دانشجويان تحکيمی . اما به علت عدم امکان حضورش در مجموعه ی تحکيم به دليل تشکيلاتی ( دانشجو نبودن ) ، با تاسيس سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی ( ادوار تحکيم وحدت ) اعتقاد خود به کار تشکيلاتی منسجم و گسترش آن را نشان داده و به نوعی می توان گفت فرصت مناسبی برای فارغ التحصيلان تحکيمی ايجاد نمود .
کسانی که با سيّد از نزديک آشنايی دارند و خصوصا دوستان تحکيمی من به خوبی آگاهند که او هميشه يکی از اولين کسانی بود که به حمايت از ذستگيرشدگان می شتافت . اکنون که او خود - اينبار برای حمايت از زنان ايران زمين - در بند گرفتار آمده ، چه کسانی بايد به مدد او بشتابند ؟
قطعاً نبايد به همرديفان سيّد در مجلس قبل دل بست چرا که آنان امروز کارهايی مهمتر از کمک به يک دوست قديمی و يا مهمتر از آن نجات يک انسان در برنامه ی خود دارند . کارهايی چون انتخابات خبرگان و نيز تلاش برای کسب کرسی های شوراها و . . . . البته - اگر فرصتی دست داد - شايد پس از اينکه مدت زمان در بند بودن او هم طولانی گشت ، چون عباس عبدی ، تصوير چهره اش زينت بخش يکی از کنگره های احزاب اين آقايان گردد .
اما دانشجويانی که برای برگزاری نشستها و جلساتشان - در چند سال اخير - بارها در ايران و خصوصا در تهران سرگردان بودند اين آدرس را هر گز از ياد نخواهند برد : « عشرت آباد - خواجه نصير غربی - پلاک 201 - طبقه چهارم - دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی » و فراموش نخواهند کرد که اين سيّد بود که عليرغم همه ی فشارها و بی هيچ چشمداشتی اين محل را با کليه ی امکانات در اختيارمان می گذارد و از هيچ کوششی برای حمايت و انگيزه دادن به ما فروگذار نمی نمود.
شايد براستی او تاوان اين « سخاوتمندی » را می پردازد !!!
پس دوستان من ، تا او را هم - چون بسياری ديگر از ياران و همراهانمان - به بازی در نمايش تلويزيونی جديدی وادار ننموده اند ، به خود آييد و برای آزاديش همت کنيد . . . يا علی
به اميد ايرانی پاک ، آباد و آزاد
|