.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲ خرداد

«جامعه مدنی»؛محوراصلی صف بندی نیروها

می خواستم امروز یادداشتی درباره دوم خرداد در شرق بنویسم که نرسیدم. شاید در این یکی دو روز بشود.

حرف من در این مطلب آن است که شعار «جامعه مدنی» خاتمی در سال 76 همچنان اصلی ترین موضوع جامعه ایران است و روند تحولات و حتی آرایش نیروها در 8 سال گذشته و بویژه در مقطع کنونی حول این مفهوم شکل گرفته است.

در یک سو، جریاناتی قرار دارند که به هرشکل و با هر نگاهی به جامعه، در جهت تقویت و سازماندهی نیروهای اجتماعی می کوشند و در سوی دیگر، قرائت حاکم شده ای در حاکمیت که از هر ابزاری برای سرکوب هرگونه سازماندهی فروگذار نمی کند.

مطبوعات،احزاب،سندیکاها،دانشجویان و حتی نهاد دانشگاه، اپوزیسیون قانونی، اقلیتهای دینی و مذهبی تحول خواه، تشکیلات هنرمندان منتقد،NGO ها، وبلاگ نویسان و کاربران سیاسی اینترنت، تکنوکراتهای بخش خصوصی، روحانیت مستقل و دگراندیش و حتی مرجعیت سنتی و تشکیلات باسابقه راست از گزند این سرکوب و فشار درامان نیستند.

حاکمیت یکدست (و به قول تاج زاده ،«تک نفره» ) هر اقدامی می کند تا مبادا «جامعه مدنی» از یک ورد و واژه به واقعیتی کابوس مانند تبدیل شود.

این دوقطبی آشکار و این شکاف بزرگ بر سر مفهوم «جامعه مدنی» البته به آسانی به یک آرایش سیاسی و در نتیجه اقدام سیاسی منجر نمی شود (و در بسیاری موارد بعید می نماید)، اما به نظرم در هر تحلیل سیاسی و یا تدوین هر راهبرد و برنامه ای باید مدنظر قرار گیرد. دریافتن این نکته را شاید بتوان مهمترین دستاورد دوم خرداد دانست.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/717



 نظرات

آقاي روح عزيز آفاي خاتمي بعد كه منظور واقعي شان را از جامعه مدني صادقانه همان جامعه قريه ي مدينه 1400 سال قبل اعلام فرمودند، براحتي ميشد پيش بيني كرد كه سرنوشت آنچه كه اصلاحات ناميده ميشد و مي شود به كجا خواهد كشيد! شما روزنامه نگاريد خدا وكيلي بيا و يك كار خير حرفه اي بكن. يك پرسشنامه كوتاه درست كن و از سران اصلاح طلب سوال كن چه چيزي را مي خواهيد اصلاح كنيد و چگونه؟ و خواهي ديد هنوز هم نمي دانند منظورشان از اصلاحات چيست!! من مدتيه سعي كردم مصاحبه هاي آن ها را بخوانم و وافعا بفهمم چي ميگن. منظورشان عدم خشونت و سياست ورزي است! خب براي اين چيز بديهي كه ديگه نبايد انيشتن باشي! و هشت سال اونا تو بوق و كرنا كني و وقت ملت را بگيري و باعث اين همه نا اميدي و سرخوردگي بشي. اين آقايان يك چيزي را طوطي وار ميگن يا تيترش را از ديگران كپ ميزنند. وقتي ميان مثلا درباره ش بنويسن تازه يادشون مي افته خب مثلا ولايت فقيه اين وسط چي ميشه؟... از دليري هم كه خبري نيست. طرف مقابل هم هفت خط! مياد چند نفر را همچين ميزنه كه بقيه شلوارشون را براي يك قرن زرد كنند...
همين جبهه دمكراسي را ببين بعد از يك سال و چند بار تاخير حاصلش چند تا جمله بود كه تازه اين هم تا نيمه اين سال بازهم به تاخير افتاد! اين حرف ممكنه براي خيلي از اين دوستان آزار دهنده باشه ولي بذار بگم: اين دوستان تا گلبول هاي خونشان را از سم افكار آيت الله خميني پاك نكنند، هر چي ميخواهد دل تنگشان بگن اما بهتر است حرف از دمكراسي و حقوق بشر و جامعه مدني نزنند. تيتر كپ زدن راحته ولي براي آقايان يك سال طول ميكشه تا يه صفحه در موردش بنويسند. اعلاميه جهاني حقوق بشر خيلي ساله نوشته شده است! لازم نيست آقايان اونا قيف كنند و تو ماتحت آقاي رفسنجاني تعبيه كنند و به عنوان يك آزاديخواه حلوا حلواش كنند!

نويسنده: آرش ( Mother Earth)

 

کانون حقيقت منحل اعلام شد!


کانون حقيقت دهن بسته ما بود قانون درستی دل بشکسته ما بود

صياد از آن رخصت پرواز به ما داد چون با خبر از بال و پر بسته ما بود

هر پست سزاوار سر دار نگرديد اين منزلت و مرتبه شايسته ما بود


از برکات سفر رياست جمهوری به اراک و از برکات دولت مهرورز ( ظلم ورز)

تنها تشکل حقوق بشری اراک را منحل کردند.متن نامه به دبير کانون بدين شرح است

جناب آقای سید سعید میرمحمدی


سلام علیکم


با احترام با عنایت به مفاد مندرج در نامه شماره 1958/دت مورخ 13/2/85 دفتر توسعه مشارکت و


سازماندهی امور جوانان سازمان ملی جوانان موضوع کانون حقیقت با عنایت به عدم رعایت چارچوب و


مقررات مندرج در اساسنامه تشکل و نیز مغایرت با قوانین موضوعه کشور و به استناد بند الف و د ماده 18


دستور العمل مربوط به شناسایی و تاسیس سازمانهای مردم نهاد ادامه فعالیت کانون مذکور از نظر سازمان


ملی جوانان وجاهت قانونی ندارد. مراتب جهت اطلاع و رعایت مفاد آن ارسال می گردد.


سعید موسایی

نماینده سازمان ملی جوانان در استا ن مرکزی

لطفا در انتشار آن و اعتراض به انحلال اين سازمان غيردولتي بكوشيد

نويسنده: سعید میرمحمدی

 

باسلام؛ آقایان این کشوررابزورشمشیرنگرفته اندومردم اسیرجنگی نیستند.مردم اینهاراآوردندتاوضعشان بهترشودولی اینهاتمام کارهای شاه را تکرارکردندووضع مردم بدترازقبل شدبنابراین بایدبروندمردم اسیرجنگی نیستندکه حقوق خودراازحاکمیت« تمنا » کنندوآنقدردرانتخابات هاشرکت کنندتاهروقت که آقایان میلشان کشیدمثقال مثقال حق مردم را بدهند. دوم خردادرامردم خلق کردندتابه حاکمیت اتمام حجت کنندتاخودرا اصلاح کندکه با لجبازی تمام بدرابدترکرد.باتحریم انتخاباتهانظام مشروعیت خودرا ازدست می دهدماکه نبایدنازحاکمیت رابکشیم حاکمیت اگرمی خواهداین حکومت بماندبایدتسلیم نظراکثریت شودکه ثابت کرده است نمی شودپس بایدبرود.

نويسنده:

 

As for the Giants, their own happiness was short-lived as they lost to - who else?

نويسنده: chahanson

 

As for the Giants, their own happiness was short-lived as they lost to - who else?

نويسنده: diljohann