خرمن گندم را به توفان سپردن
به الپر عزیز می گویم: «اعتبار و اعتماد همچون خرمن گندمی است که مورچگان دانه دانه جمع کرده باشند؛ حیف از آن است که خرمن را لحظه ای مقابل باد گذاشتن. چه رسد به توفان!»
در همین زمینه:
«دست های آلوده»/الپر
«برای الپر»/همایون خیری
«همه دستهای آلوده»/مهدی محسنی/وبلاگ جمهور
«از الپر بعید بود!»/وبلاگ «هرنی»
«اندر احوالات نوشته الپر»/نیک آهنگ کوثر
«تمام به اضافه دو نکته»/ بازهم از همایون خیری
«علی افشاری اسطوره یا خائن»/نیما
«خودتان قضاوت کنید»/مسعود اسکندری/وبلاگ «شراره ها»
«الپر در بن بست»/سینا مالکی/وبلاگ «آوای رهایی»
«نقد آری؛تهمت نه»/احسان تقدسی
«پاکش کن و عذر بخواه»/ توصیه سعید شریعتی به الپر
و بالاخره: الپرعذر خواست و اشتباهش را پس گرفت:«پیچک اصلاح»
تاحدودی در همین زمینه:
«کمی مهربان تر برادر،حال سرکار خوب است؟»/ آرش غفوری
انتقادات دکتر شکوری راد از اصلاح طلبان رادیکال
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/686
|
در مورد اظهارات نمايندگان در مورد حجاب چيزكي نوشتم. در ضمن با الپر موافقم. به نظرم بايد حساب اينها را زودتر از جريان دانشجويي و اصلاحطلب جدا كرد
دردي از اين بالاتر نيست كه ماهم آيين گفتگو كردن را نياموختيم.
الپر بد نوشته. همين. خودش بايد جبران كند. مي توانست انتقاد كند نه تا اين حد همه را با يك چوب براند.
چي شده همه بلاگرها رفتند سراغ لينك بازي؟؟؟
محمد جان ار انجا كه آي كيو من پايين است متوجه نشدم با كار الپر موافقيد يا خير!؟
در هر حال با مطلبي در همين مورد لينك دادم.
با سلام...عروسي علي افشاري در دوراني كه ايشان دم از جنبش دانشجويي ميزد در هتل استقلال تهران نشانه چه بوده ؟ ايكاش كمي بيشتر مي انديشيديم...ممنون ميشوم نظر شما را بدانم
به به . جناب آقاي برادر جواد! جبهه دموكراسي خواهي با شما دوستان دموكرات !!!!!!!!!...... واقعا تماشا دارد. بعد از افشا گري هم حتما نوبت ضرب و شتم و ترور فرا خواهد رسيد. به به . عجب سيمرغ هاي دموكراتي. آخه حضرت آقا اينجور كه شما به تاخت ميرويد كه چندي ديگر فقط شما سي مرغ مي مانيد!
در ضمن به جناب شكوري ياد آوري بفرماييد ليست مشاركت به واسطه ي همان اشتباهات گنجي حايز آراي ايرانيان شد و شما پا بر شانه هاي گنجي گذاشتيد و به مجلس رسيديد. آخه قبل انتخابات كي مي دونست اين جناب شكوري چه دهه شصتي باحالي هستن؟؟؟
سلام..جمله ي بسيار حكيمانه اي گفتيد با شما هم عقيده ام.
اين نظر را براي الپر و جمهور هم نوشتم :
شکی نیست در مباحث سیاسی اشتباه زیادی پیش میاد لطفا به جای اینکه همدیگه را نقد کنید و به این وسیله عده ای را شاد ، از گذشته درس بگیریم و اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم . هر کدام از ما انسان هستیم و انسان جایز الخطاست . و اشتباه هیچ فردی ربطی به عقاید سابق - گروه و حزب و ملیت و ... ندارد . تكرار تهمتهاي بجا يا نابجا فقط باعث دلسردي ميشه بايد به ايده دل بست نه به فرد . هر فردي روزي ميميرد يا مرگ واقعي و يا مرگ عقيدتي ... از گذشته درس بگيريم چرا كه "گذشته چراغ راه آينده است ".
خوب یادمه در دبیرستان علامه حلی تهران در هنگام انتخابات 2 خرداد 76 با این آقای علی پیر حسین لو همیشه بحث می کردیم . ما طرفدار سرسخت خاتمی و ایشون هم از حامیان ری شهری و ناطق! شلمچه مسعود ده نمکی هم هیچ وقت از دستش نمی افتاد. تازه بعد از انتخاب خاتمی هم مهمترین دغدغه ذهنیش این بود که خاتمی تو مراسم تحلیف باید دست آقا رو ماچ کنه !
روزهای اولی هم که رفت دانشکده فنی تهران اخبار فعالیتش تو بسیج رو داشتم . تا اینکه یه دفعه خبر دار شدیم آقا شدن اصلاح طلب.
حالا از اون موقع واسه این روزها ایشون تو آب نمک خوابیده بودند یا بعد از دیدار با موتلفه روسای مشارکتی فرمان حمله به علی افشاری رو دادن دست این آقا الله اعلم !
محمد جواد جان نميدانم الژر را چه شده است. سالها پيش عصر ازاديگان تيتري داشت به نام لاريجاني در بن بست پس از كنفرانس برلين و حالا هم با تمام اختلافي كه از لحاظ نظري با علي دارم ولي دوست بسيار عزيزي است ميگويم الپر در بن بست
برو وبلاگمو بخون و باز بيا بگو كه اشتباه ميكني.
اين مطلب را هم بخوانيد:
http://bidad.payaan.com/2006/04/post_2.php
مطلبي در مقايسه ي نقد بچه هاي چپ به افشاري با نقد الپر نوشتم بخوان و اگر مناسب ديد لينك بده!
با نقد افشاري و عطري كاملا مخالفم اما تهمت هايي كه الپرزده اصلا خوب نيست.
دوست نداشتم كيهان ازاختلافات بين دوستان اينطورذوق زده بشه.از لينك هم ممنون
سلام دوست عزیز انشالله موفق باشید شما همان نویسنده روزنامه شرق اید یا نه خوب می نویسی که خوشم آمد از نوشتن ات
متاسفم كه مطلب علي پيرحسينلو غيراخلاقي و همراه با تهمت و بهتان به دوست عزيزم علي افشاري است. نمي دانم علي چه ناني از نام جنبش دانشجويي خورده است؟! در حالي كه بسياري از هم دوره هايش در تحكيم به سمت هايي مثل نماينده مجلس و شوراي شهر و معاونت يا مدير كلي وزارتحانه ها و مديريت در شركت هايي مثل پتروپارس و ... مي رسيدند و نيز برخي مثل رضوي فقيه هم به فرانسه براي تحصيل (؟) مي روند... و يا مثل يكي ديگر در سفارت ايران در فرانسه مشغول مي شوند.. علي بايد در زندان مي بود... نانش آنهمه شكنجه و مرارت و انفرادي بود... نامش هميشه به نيكي برده خواهد شد.. هر چند او نيز مثل بسياري از افراد سياسي عاري از خطا و اشتباه نبوده است.
من ديروز به الپر زنگ زدم.. و گفتم نوشته اش عواقب ناخوشايندي دارد براي افراد ديگر.. دست آويزي مي شود براي برخي ها براي ادامه تهمت ها و ناروا گويي ها... نمي دانم واقعا قصدش از اين نوشته ها چيست.. مي دانم كه مشاركتي ها از اينكه دست پيش در مذاكره با آمريكا نداشتند ناراحتند.. مي دانم مدام به تحريمي ها ناسزا مي گويند به جاي آنكه به عملكرد خودشان نگاه كنند.. مي دانم كه براي حذف دوستان دموكراسي خواه تحريمي حاضرند دست دوستي با موتلفه اي ها بدهند... انگار خلق و خوي دهه شصتي آقايان دوباره بيدار شده... خدا به خير كند...
سلام. اين چه كاري بود كه الپر كرد؟ خودكشي يا حملهي انتحاري به مشاركت! يادداشتي هم من در اين باره نوشتهام.
به الپر عزيز!!
واقعا آيا هدف رو گم كردي و يا خودت رو به اون راه زدي؟ اگر هم فرض كنيم كه افشاري و ... اين كاره شدند!! آيا اگه توبه كنند مشكل ايران حل ميشه؟ آيا اگه بر گردند واون پول هايي كه تو ميگي رو پس بدند همه زنداني ها را حكومت آزاد مي كنه و يا دموكراسي تو ايران اتفاق ميفته؟ يادمون نره كه هدف ما چيز ديگه اي هست
با نگاه به بحث شما و محمد صالح مطلبي را اغاز كرده ام كه اميد است به جايي نيكو برسد
|