.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۷ فروردین

درباره دیدار با خاتمی

ديروز «حميد سيدي» گفت كه جمعي از روزنامه نگاران كه ماهانه در محل سابق ستاد دكتر معين نشست دارند (و اين هم گزارش يكي از جلساتش مي خواهند فردا به ديدار «سيد محمد خاتمي» بروند. به من هم خبر داد كه بروم. گفتم:«نمي آيم» .

خاتمي را خيلي وقت است از دايره خوديهايم حذف كرده ام. فكر مي كنم بزرگترين ضربه اي كه احمدي نژاد مي تواند به جريان اصلاحات بزند،ناگزير كردن آنها به بازگشتن به خاتمي است.

كسي كه براي بعضي (بويژه آنها كه نگاه فانتزي به سياست دارند و تبعات يك اقدام را مد نظر قرار نمي دهند)، موقعيتي نوستالژيك پيدا كرده است. شايد بگوييد دوره او با دوره احمدي نژاد قابل مقايسه نيست. «دوره»اش را تاچند سالي (قبل از كوي دانشگاه) قبول دارم؛ اما خودش را نه.

در همين زمينه :

«يك مصاحبه،سي نكته» /مطلبي از آرش غفوري عزيز درباره خاطرات ابطحي از خاتمي (البته با اين جمله اش مخالفم كه نوشته :تمام اين ها را گفتم، اما اگر خاتمی دوباره در انتخابات رياست جمهوری شرکت کند به او رای می دهم)

اظهارات انتقادی «محمد دادفر» نماینده دوست داشتنی بوشهر در مجلس ششم درباره خاتمی و کروبی




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/681



 نظرات

با سلام
پیشنهاد میکنم که دوستان مجله (( ماها)) که بع فارسی و بصورت ÷ی دی اف منتشر میشه را بخوانند.
آدرس برای اشتراک ماها:
majaleh_maha@yahoo.com

نويسنده: پشد

 

سلام. اكثر بخشهايي كه مطرح كرديد در مناظره با اقاي صالح است و ظاهراْ بنده را شامل نمي گردد. آن بخشي كه به بنده نسبت داده بوديد را پاسخ دادم. قاعدتاْ اگر بحثي باشد كه از بنده هم مطلبي در خصوصش برايد درخدمتيم.

نويسنده: سید

 

احسنت. واقعا درست نوشتي. اتفاقا به نظر مي آيد احمدي نژاد با همه خرابكاري هايش؛ دارد كم كم موفق مي شود بزرگترين ضربه اش را به اصلاحات بزند.
كمي كه به اطرافيانمان نگاه مي كنيم اين نوستالژي را خوب مي بينيم.....
واقعا متاسفم!

نويسنده: مهجاد

 

سلام اقا جواد من مخالفم بابا چرا اين قد از خاتمي متنفرين هنوز اذيتنشدين اما افراط و تفريط هم مخالفم چون همين شماها اگه ايان تند ميرف به خدا ول كه هيچي فحشش ميدادين واقعا با اين رفتار بچه هايشرق واقعا متاسفم اين قد كج انديشهمين شماها چند بار با خاتمي مصاحبه كردينكه حالا ميگين حذف شده

نويسنده: علي

 

من مخالف !!!! اگر چه من هم انتقاداتي به خاتمي دارم ولي هنوز خاتمي را بزرگ اصلاح طلب ايران مي دانم .
«خاتمي را خيلي وقت است از دايره خوديهايم حذف كرده ام»
اصولا با كلمه خودي و غير خودي مشكل دارم .

نويسنده: ا.اميرقلي

 

جناب روح عزيز

من تقريبا هر روز وبلاگ شما را مي خوانم و بسيار بسيار خوشحالم كه در بسياري موارد نظراتي مشابه داريم.
خيلي خوشحالم كه در مشاركت افرادي مثل شما هستند.

نويسنده: محمد جواد طواف

 

با خواندن نوشته شما در باره خاتمي متاسف شدم كه تا الان شما را ادمي منصف مي شناختم و مقالاتتان را مي خواندم افسوس كه نامرديد در باره خاتمي هنوز دست از انتقادات مسخره تان بر نمي داريد به نظر من بايد احمدي نژاد را دعا كرد كه كساني مانند شما تندروها در دورانش قلم مي زنيد اگر ازاد تر بوديد چه مي نوشتيد لابد به همراه افشاري و عطري به كنگره امريكا پناه مي برديد واقعا متاسفم براي شما وخودم كه مقالاتتان را مي خواندم افسوس!

نويسنده: نيما

 

آقا جواد راستش من در نظر قبليم مقداري تند رفتم ببخشيد.ولي باور كن از شما انتظار نداشتم به صف منتقدان بي انصاف خاتمي بپيوندي.انتقاد خوب است ولي منصفانه.من از شما به عنوان نويسنده روزنامه شرق روزنامه اي كه عاشق مطالب زيبايش هستم خيلي بيشتر انتظار دارم.در ضمن خوشحال مي شوم اگر به وبلاگ من سري بزني.در مورد خاتمي در آن مطلبي نوشته ام كه اميدوارم بخواني واگر نظري داري بدهي در ضمن اگر لطف كني به وبلاگم لينك بدهي هم ممنون مي شوم.آدرس نوشته ام را در بالانوشته ام.

نويسنده: نيما

 

مي دونيد آقا جواد! من واقعاْ متاسف ميشم وقتي مي بينم كه برخي روزنامه نگاران و نويسنده هاي ما هنوز شيفته خاتمي هستند! و در موردش تعصب دارند... واقعاْ چرا اينطوريه؟.. شايد ما مسووليم كه نتونستيم خوب قضايا رو روشن كنيم؟

نويسنده: محمد جواد طواف

 

خاتمي(( بيم موج ))داشت!
منتطرتم در قصرم!

نويسنده: پيري فيض اله

 

خاتمي(( بيم موج ))داشت!
منتطرتم در قصرم!

نويسنده: پيري فيض اله

 

محمد جواد جان!
اول اجازه بده بابت خبري كه امروز روش كار كردي بهت تبريك بگويم بسيار زيبا بود. قصد دارم فرصتي دست بدهد مواضع يك ساله اخير سازمان مجاهدين را تهيه كنم و با توجه به اين ديدار روي اين فكر كنم كه آيا ايتلاف بزرگ شكل خواهد گرفت؟
اما بعد. محمد جواد جان ما كه با موتلفه‌‌اي‌ها هم قهر نيستيم چرا با خاتمي قهر بكنيم علي رغم تمام انتقاداتي كه داريم و اصلا برويم و همين انتقادات را بيان كنيم

نويسنده: سينا مالكي

 

با سلام آقای روح، خوش‌حال‌ام می‌بینم که بدون تعصب انتقاد کرده‌اید.

خیلی‌ها می‌گویند از خاتمی زیادی انتظار داشتیم و وقتی نتوانست از او دل‌گیر شدیم. من فکر نمی‌کنم این‌که توقع داشته باشی رئیس‌جمهور مملکت‌ات به وظایف‌اش عمل کند توقعی بیش‌ از اندازه باشد. این‌ها وظایف است و نه مساعده! مثل این است که یک نامه‌رسان نامه‌های ملت را نرساند. آقای خاتمی به وظایف‌اش عمل نکرد. ایشان در استخدام ملت بود و از کیسه‌ی ملت مواجب می‌گرفت اما در مقابل به وظایف‌اش عمل نکرد. همین و بس.

این‌که ایشان مثلا" دزدی نکرد یا دستور شکنجه کسی را نداد دلایل خوبی برای پذیرفتن خطاهای ایشان نیستند. مگر بنا بود رئیس‌جمهور دزد یا شکنجه‌گر باشد که خدا را شکر کنیم اقلا" این‌ها را نبود؟

ببخشید سر درددل باز شد. موفق باشید.

نويسنده: هاله

 

من هم انتقادات زيادي به خاتمي رپيس جمهور دارم اما انداختن تقصيرها به گردن او بي‌انصافي است حال آنكه ناكامي اصلاح‌طلبي دلايل پيچيده‌اي دارد.

نويسنده: مهدي

 

سلام جواد جان. به جاي اين حرف‌ها يه كم درباره‌ي ديدار معين با رهبر و مشاركت با موتلفه بنويس

نويسنده: علي‌اصغر شفيعيان

 

سلام
1- درباره اشتاباهات خاتمي موافقم با تو.
2- ازت توقع نداشتم كه وارد بازي«خودي» و« غير خودي» بشي.
3- كوچولو رو ببوس.
4- رسما دعوتت مي كنم به بوشهر

نويسنده: حسام

 

مسعود ده نمکی کارگردان فقر و فحشا وبلاگ زد http://nightlyjornalist.persianblog.com/

نويسنده: سيد

 

بازیِ آمدنِ خاتمی عقب نشینی تاکتیکی نظام بود، با تعریف دوگانه حاکمیت و نظام، بازی ای را راه انداختند که همه را فریب دادند، خاتمی برای درست کردنِ رابطه با غربی ها آمده بود، در شرایطی که جریان میکونوس و غیره، شرایطی بحرانی برای نظام ایجاد کرده بود، آمدنِ خاتمی البته باعث شد تا روزنه هایی هم باز شود، مطالبی افشا شود، حرف هایی زده شود، و اینها همه بهایی بود که نظام برای بقایش پرداخت، و خاتمی به جای آنکه وکیل و نماینده مردم باشد، وکیل و نماینده نظام شد، و در برابر خواست قدرت تن به تکمین و عقب نشینی و نیز خائن قلمداد کردنِ افرادی که خواستار تغییر در قانون اساسی هستند، داد! خاتمی بیشتر دغدغه حفظ نظام را داشت، تا براورده کردنِ خواسته اصلاح طلبانه مردم، رأیِ مردم به خاتمی رأی به نظام نبود، رأی نه به نظامِ ظالمی بود که سالها با زور و وحشت بر مردمان حکم می راند، خاتمی بعد از انتخاب شدنش، از ادبیاتِ خودش هم فاصله گرفت، و جامعه مدنی را به فراموشی سپرد، و باور سنتیِ مدینه النبی را جایگزین کرد، خاتمی از بعد از جریانِ کوی دانشگاه قدم به قدم عقب نشینی کرد، و بیشتر از پایگاه اجتماعی اش دور شد، و به گروهِ دور و ور خود، که منافعی در قدرت داشتند پیوست، رای مردم به خاتمی از حب علی نبود! از بغضِ معاویه زمان بود!... حالا با برگزاری جلسات هنوز می خواهند او را به عنوانِ آلترناتیوی برای حفظِ کلیت نظام مطرح نمایند، ولی کار از این حرف ها گذشته است.

نويسنده: محمد جواد طواف