.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۱ فروردین

پاسخ به کامنت دو مخالف:«نظام اسلامی» به کدام معنا؟

محمدصالح: سلام. به نظرم اين شماپيد كه نتوانسته ايد جايگاه صحيح خود را در اين عرصه بيابيد. ما كي در قدرت و بازي اش سهيم بوده ايم كه اين بار در آن بازي شكست بخوريم. ما بارها در برابر اعمال و اتفاقاتي كه در نظام اسلامي رخ داده است داد زده و انتقاد كرده ايم. اين شما هستيد كه نمي دانيد. ما حساب نظام اسلامي را با افراد و مسؤولانش جدا مي دانيم. شما هنوز از ما هيچ نمي دانيد. از تفكر انقلابي چه تصوري داريد؟ يك نگاه سياست بازانه؟؟!! شما برويد اول تفاوت سايت عدالتخانه با مطالبه را بيابيد تا بعد درباره‌ي آنچه بازي خوردن مي ناميد،گفتگو كنيم! يا علي مدد.

سید: سلام. من با اين به اصطلاح بازي خورده هاي شما هم رفيقم ! اما يه سوال! منطق بالا دستي هاي شما چيست؟ آيا گمان مي كني اگر ريش و پشم لاريجاني و عسگري اولادي را بگيرند، حجاريان و گنجي هوتوتو نمي زند؟ فكر نمي كني مباني همه شان سرمايه داري است؟ فقط در شكل قدرت فرق مي كنند؟ فكرنمي كني هردو گروه آرزوي اين خوش خدمتي را به سرمايه دار پدر داشتند؟ و دعوايشان فقط بر سر اين بود كه چه كسي زود تر اينكار را بكند؟ دوست من فكر نمي كني؟... نه تو هم مدتهاست فكر نمي كني! از وقتي كه نان مشاركت مي خوري وبار ايشان مي بري!

این دو کامنت از دوستان جوان جریانی است که در مطلب قبلی ام از آنها بعنوان «بازی خوردگان منطق قدرت» نام برده بودم. فارغ از اشتباهی که در تیتر لینک مطلب رخ داده بود و «محمد صالح» عزیز به آن اشاره کرد و به خاطر این تذکر از او ممنونم، چند نکته در پاسخ به این دو عزیز به نظرم آمد، که گفتنی است:

1- در ابتدا ضروری می دانم خوشحالی خود را از طرح دیدگاههای مختلف در فضای مجازی (از لائیکها تا بنیادگرایان دینی و از مارکسیستها تا لیبرالها و نئولیبرالها) بیان کنم. این خوشحالی البته نه از موضع بالا (و از جنس تفقد رهبران حکومتی) که از موضع دموکراتیزاسیون است. وقتی فضای باز گفت و گو و نوعی از عرصه عمومی در فضای واقعی جامعه ایران موجود نیست، وجود شکلی مجازی و حداقلی از آن در حد تعدادی وبلاگ از طیفهای مختلف سیاسی و فکری برای تقویت ارزشهای دموکراتیک در جامعه مغتنم است و غنیمت بزرگتر، گفت و گو میان آنهاست. (حتی، اگر این گفت و گو به توهین و اتهام زنی آلوده باشد؛ که نیاز اول شکل گرفتن چنین گفت و گویی، صبر و تحمل طرفین و بویژه طرفی است که ادعای دموکرات بودن دارد).

2- در هر دو کامنت، نوعی عصبانیت، شتاب زدگی و فرافکنی موج می زند. البته من حال دوستان را درک می کنم؛ چراکه فرد بی وجدانی مثل من پیدا شده و در این حالت «بازی خوردگی» (که سید عزیز هم موافقت خود را با آن اعلام داشته)، نمک بر زخمشان پاشیده است. شخصا به این خاطر از صالح و سید و سایر دوستان زخمی عذر می خواهم و امیدوارم حق الناسشان گریبانم را نگیرد. با این حال، امیدوارم همه ما جوانان تازه آمده در حوزه سیاست و مطبوعات بیاموزیم که چگونه در موقعیت دشوار، احساسات خود را کنترل کنیم و عملکردمان به نوعی باشد که وقتی آن شوراحساسی و تب هیجانی فروخفت، باز هم بتوانیم از آن دفاع کنیم.

3- صالح عزیز در کامنت خود، پس از آنکه اعلام کرده: « ما حساب نظام اسلامي را با افراد و مسؤولانش جدا مي دانيم»، افزوده:« شما هنوز از ما هيچ نمي دانيد. از تفكر انقلابي چه تصوري داريد؟ يك نگاه سياست بازانه؟؟!!» .

خوشحالم که این مطلب زمینه ای شود که از این عزیزان و ماهیت آنچه از آن دفاع می کنند، مطلع شوم. اما جا دارد از صالح عزیز بپرسم: «آیا واقعا برای شما نظام سیاسی امری فراتر از اشخاص است؟» در توضیح این پرسش باید بگویم :اگر نظام امری فراتر از افراد و اشخاص است، جا دارد تعریف روشنی از نظام ارائه شود. چرا که بدون چنین تعریفی می توان به هر اقدامی شورید و به هرکس توپید و آخر الامر هم خود را مدافع نظام معرفی کرد. حال آنکه چنین رویکردی، بیش از هرچیز به آنارشیسم شباهت دارد؛ آنارشیسمی که پشت نقاب « تفکر انقلابی» پنهان شده است.

حتی اگر فرض کنیم، دوستان برای خود تعریف مشخصی از «نظام اسلامی» را دارند و آنطور که گفته اند،مشکل درک ناقص من و امثال من از مواضع دوستان است، بازجای این سؤال از دوستان مدعی « تفکر انقلابی» وجود دارد که مصادیق عملی این تعریف تاکنون چه بوده است؟

در مقام توضیح این پرسش باید بگویم: اگر واقعا تعریف دوستان مخالف از «نظام اسلامی» امری فراتر از اشخاص و مسؤولان حکومت است (به تعبیر صالح عزیز)، این تعریف چگونه خود را در منظر عمومی می نماید؟ به نظر می رسد در چنین تعریفی، دو نوع نگاه را بتوان متمایز ساخت:

اول،نگاه خوش بینانه: در این نگاه، فراتربودن «نظام اسلامی» نسبت به اشخاص و مسؤولان به معنای قابل نقد دانستن همه شخصیتهای حکومت است. در این نگاه، «نظام اسلامی» واجد ارزشها و آرمانهایی محسوب می شود که بر مبنای آن، همه مسؤولان حکومت قابل نقد هستند.

بدیهی است در چنین نگاهی، ضرورت دارد ارزشها و آرمانهایی عام (همچون عدالت،آزادی وحقوق بشر) مبنای تعریف «نظام اسلامی» قرار گیرد تا با تکیه بر آن، جریانها و تفکرات مختلف با داشتن امنیت و امکانات لازم، به نقد مسؤولان حکومت و ارائه تحلیلهای خود اقدام کنند. چرا که در غیراین صورت، ارزشها و آرمانهایی که نظام قرار است آنها را نمایندگی کند، به سطح «دگم» هایی فرومی کاهد که در عقل متعارف مبنایی برای آن نمی توان یافت.

در این حالت، عملا «مصادیق» جایگزین «مفاهیم» می شود و در نتیجه مسایلی که در حالت عادی، قابل نقد یا تجدید نظر هستند، به پدیده هایی «مقدس» تبدیل می شوند که نقدشان ممکن نیست و یا «تابو» هایی که شکستنشان. نقد نشدن (و به عبارت دقیق تر،غیر قابل نقد دانستن) عملکرد مقام رهبری و حتی دستگاههای تحت مسؤولیت ایشان از سوی بخش عمده ای از نیروهای درون نظام جمهوری اسلامی(بویژه محافظه کاران و بنیادگرایان)، بر بستر چنین نگاهی شکل گرفته است. نگاهی که در آن، یک فرد یا یک رکن حکومت «تقدیس» می شود. بحث مذاکره با آمریکا هم از مصادیقی است که به شکل «تابو» درآمده اند؛ تابویی که از نظر بدنه جریان بنیادگرا، مسؤولان حکومتی (حتی اگر از همفکران آنها باشد)، حق شکستنش را ندارد.

دوم، نگاه بدبینانه: در این نگاه، فراتربودن «نظام اسلامی» نسبت به اشخاص و مسؤولان نه از سر دفاع از آرمانها و ارزشهایی عام که با هدف ترجیح نظام بر فرد و توجیه کردن تحدید آزادیها و تضییع حقوق افراد صورت می گیرد.

این نگاه برای برخورد با فعالان سیاسی منتقد و دگراندیشان بسیار به کار می آید و توجیه تئوریک برخوردهای حذفی و خشونت های قانونی و غیر قانونی حکومت علیه افراد را فراهم می آورد.

این رویکرد، البته مبنایی هم به دست می دهد تا برخی نیروهای درون نظام که بتدریج انتقاداتی نسبت به عملکرد و حتی مبانی نظام اسلامی پیدا می کنند، نه تنها از مسؤولیتهای سیاسی کنار گذاشته شوند، بلکه مشمول محدودیتها و احکام شدید قضایی شوند. مسایلی که در سالهای اخیر برای چهره هایی چون آیت الله منتظری،عزت الله سحابی (و همفکرانش در جریان ملی-مذهبی)،اعضای باسابقه نهضت آزادی، عبدالله نوری،اکبر گنجی، عباس عبدی، هاشم آقاجری و بسیاری دیگر از چهره های باسابقه انقلاب و نظام رخ داد، معلول چنین نگاهی به نسبت میان «نظام اسلامی» و افراد بود.

نگاهی که در آن، نظام به بتی می ماند که قربانی کردن دگر اندیشان،منتقدان،مخالفان،تجدیدنظرطلبان و اصلاح طلبان به پای آن، نه تنها مباح که واجب است. نگاهی که از ابتدای انقلاب بیش و کم، بر روند فعالیت سیاسی در کشور مسلط بوده است.

4- اما سید عزیز، در کامنت خود مطلبی را بیان کرده که بیش از آنکه مبنایی اسلامگرایانه را بروز دهد،از نگاهی طبقاتی و بر مبنای تحلیلهای مارکسیستی نشأت می گیرد. بررسی اینکه به کدامین دلایل و بنا بر کدامین شرایط ،راستگراترین جریانات سیاسی-ایدئولوژیک مدتی است علم چپ برافراشته اند، جای بحثی مجزا می طلبد که امیدوارم فرصتش فراهم شود.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/673



 نظرات

سلام آقاي روح... نمي دانم چند ماه مي گذرد كه پاسخم را مي دهيد... اما به هر حال غنيمتي است. نظري در مورد همكاري با شرق و يا تبادل لينك و اين حرفها كه نداريد؟

نويسنده: كوروش ضيابري

 

داناي كل من سلام! گفتم به روح اعتقاد نداري؟ گفتي چرا! دوست من مرا هم جزء بازي خوردگان قدرت ناميدي!!!حساب مرا با طايفه محمد صالح يكي ديدي! عجول نيستي؟ شتابزده نيستي؟ جوان و خام دست ننوشتي؟ اما خوب اسن باز گفتگو باز بماند. اگر بگذارند. علي اي حاله شايد پاسخي بر اين نوشته ات كه نفهميدم كجايش به من مربوط است! خواهم نوشت ان شاء الله. ليكن هنوز مي گويم عليرغم هوشن داري نان حزب مي خوري. آزاده باش رفيق بهتر نيست؟ البته مي دانم نان آزدادگي خوردن كمي سخت است.مطلب منهم انقدر ها تند نبود و من بيشتر به شوخ طبعي معروفم تا خنده. نوشته ات معلومم كرد كه مجبورم يك پروفايل براي خودم درست كنم. خيلي ها دارند اشتباه مي گيرند.

نويسنده: سید

 

سلام
سال نو با تاخير مبارك.
تازه كه فردا احمدي نژاد مي خواد خبر خوش بده بايد ديد كه اين ها چه مي گويند. به ما سر بزن. با بوشهري ها چپ افتادي؟

نويسنده: حسام

 

مشاركتي هاي بند باز از اول هم معلوم بود كه شما ها از حقوق بشر و آزادي بويي نبرديد. معلوم بود فاشيست هستيد. رذل هستيد كثافتيد.
با فلاحيان هم ديدار كنيد ديگر. نكنه اصلا خودتان قاتل بويد ؟

نويسنده: اميني

 

از آشنايي با وب شما مسرورم.وب زيبايي داري.سري هم به ما بزن.موفق باشي.

نويسنده: جمهوريت

 

قطع دسترسي به وبلاگ ها

http://shafieyan.blogspot.com/2006/04/blog-post_11.html#links

نويسنده: علي اصغر شفيعيان

 

من تصور ميكنم اين دو كامنت از دو تفكر كاملاً متضاد سرچشمه ميگيرد. يكي طرفدار اسلام ناب مصباح يزدي يكي مخالف هر آنچه با نظام اسلامي كوچكترين ارتباطي دارد. جمع اضداد كرده‌ايد!

نويسنده: دربند

 

اولا از نگاه شخص سوم به آقاي سيد ميگويم كه آقاي روح شما را اشتباه نگرفته است. همانطور كه نوشتي با اينطور نوشته‌ها خيلي‌ها همين تصور آقاي روح را دارند. براي من واقعا معلوم نيست شما و دوستانتان با چه منطقي به عسگراولادي يا لاريجاني اينچنين مي‌تازيد؟ آنچه شما در ذهن داريد تا به حال در كدام محكمه ثابت شده است؟ من با آقاي روح موافقم كه نمي‌توان از يك مفهوم كلي به نام نظام اسلامي دفاع كرد و برخي افراد و چارچوبها را كلا مخالف آن دانست. براي مثال آقاي عسگراولادي براي نظام اسلامي به زندان رفته است بنابراين نيت خود را مشخص كرده حالا بعدها چه اتفاقي افتاده كه شما اينچنين به او مي‌تازيد من اشكال را از ناآگاهي شما به مناسبات سياسي مي‌دانم.
دوم اينكه با ابراز خوشحالي از اينكه چنين بحثي شكل گرفته فكر مي‌كنم بهتر است سياستها را نقد كنيم و صحبت كردن از افراد و اتهام زدن بي‌دليل به آنها فايده‌اي در بر نخواهد داشت جز آنكه بر گناهانمان خواهد افزود. مثلا مي‌توان در مورد اين صحبت كرد كه از نظر حكومت چرا امروز مذاكره با امريكا مجاز دانسته مي‌شود ولي در گذشته حتي نمي‌شد درباره‌ي آن صحبت كرد.

نويسنده: مهدي

 

سلام اخوي! فعلاْ پروفايل را نوشتم و درست نكردم! فعلن اينرو بخوان تا بعد با هم ببحثيم! به شرطي كه بعدش مثل ممد تاجيك كم نياري و فحش ندي چون يادمه سه سال پيش كم آورد و دري وري بهم مي گفت! خوش باشيد تا بعد. دوستمان هم يادش رفته كه اقاي اولادي اگر زندان كميته رفته خب مخملباف هم رفته و خيلي هاي ديگه اما ايشون مي تونن درباره ي براپت جست عسگري اولادي در سال 56 توضيح بدهند؟ ما به گوشيم!

نويسنده: سيذ

 

آقاى روح عزيز
گفتگويی مفيد را برای شما آرزومندم. در ضمن برايتان ايميل فرستادم كه اميدوارم دريافت كرده باشيد.

نويسنده: امين

 

نه من هيچ توضيحي ندارم. اما اگر اصرار داريد كه در مورد شخص خاصي صحبت كنيد عجالتن بفرماييد كه پس چرا در محكمه‌اي عليه ايشان اعلام جرم نشده؟ و مسوول اين عدم اعلام جرم چه كسي است؟ شخصن تا وقتي موضوعي ثابت نشده قبول نميكنم.

نويسنده: مهدی

 

آقاي مهدي خان توضيح بفرمايند كه چه كسي جرات دارد به ايشان اتهام بزند؟ در ثاني ايشان در باره گروه فرقان و بازجوپيهايشان اگر يك صفحه بياورد من سرم را مي دهم! دوست ما بد نيست كمي هم درباره ي رابطه موتلفه با بعضي ها بنويسند! به هر حال بحث اسم ها نيست رسم هاست!... فرق بين نظام اسلامي و آدمهاش و جمهوريش اينجاس... كمي سوال بپرسيم بدنيست

نويسنده: سيد

 

فكر كنم در آخر بحث نتايج خوبي به دست آيد.
...
خبر خوش احمدي نژاد ما را به چه سمتي مي برد؟

نويسنده: محمد

 

من مخالف سوال نيستم اما ميگويم راه كارامد اين است كه از كل سيستم سوال كرد و نه افراد. در تمام سيستمها هستند كساني كه سوء استفاده ميكنند. در ضمن با توجه به پروفايل شما فكر كنم مثل اوايل انقلاب كه چپها به جريانات اسلامي نزديك و بعد پشيمان شدند شما هم به زودي خواهيد فهميد كه براي چپگرايي نزديك شدن به راست ايدپولوژيك مناسب نيست.

نويسنده: مهدي

 

جواد عزيز!
از كامنتي كه تو وبلاگ اكبر منتجبي گذاشتي سپاسگزام

نويسنده: رشيد اسماعيلي

 

با سلام و تبريك و پوزش از تاخير. پاسخ در وبلاگم درج شد. يا علي مدد

نويسنده: محمدصالح مفتاح