سزای آنکه می گفت:دانستن حق مردم است
فردا ششمین سالگرد ترور «سعید حجاریان» است و امروز عصر مراسمی به همین مناسبت در جبهه مشارکت برپاست.
شش سال قبل
هر چند کار مطبوعاتی ام را از سال 75 و با روزنامه «عصر» چاپ شیراز آغاز کردم، اما «آفتاب امروز» اولین روزنامه ای بود که بطور جدی در آن، بعنوان خبرنگار سیاسی فعالیت داشتم. ترور حجاریان برای من، اولین اتفاق مهم در حوزه خبرنگاری سیاسی بود. گرچه قبل از آن، اخبار مربوط به قتلهای زنجیره ای و مجلس ششم را هم پیگیری کرده بودم.
یکی از تصاویر شخصی که از آن روزها دارم، تماس تلفنی زنی میانسال با دفتر روزنامه بود. زن در حالی که تحت تأثیر آن روزهای احساسی می گریست، از من می پرسید: «مگر حجاریان چه کرده بود؟ آیا هزینه شعار «دانستن حق مردم است» این قدر بالاست؟»
امروز
نمی دانم آن زن که بود و امروز کجاست. اما از پس همه حوادث و بلایایی که بر سر اصلاحات در این شش سال آمد (و نقطه آغاز آن را باید ترور حجاریان دانست)، این جمله کوتاه آن زن از جمله دقیق ترینهاست.
هزینه شعار «دانستن حق مردم است» بسیار بالاست و کسانی که در کار گستردن این دانشند، هزینه پرداز اصلی اند. آثار مانده از آن گلوله بر پیکر حجاریان و در زندان ماندن «اکبر گنجی» اصلی ترین نشانه های این هزینه هاست.
امروز که به وضعی رسیده ایم که احتمال منتشر نشدن یک خبر (آنچه بشود نامش را «خبر» گذاشت) بیش از منتشر شدن آن است، ارزش و اهمیت این هزینه پردازان افزون شده است.
تفاوت میان مدیرمسؤولی که برای بسط دیدگاهها و مواضع اصلاحات تا پای ترور رفت با کسانی که با یک تلفن (و حتی بی نیاز از یک تلفن!) اخبار ضرب و شتم وحشیانه زنان و دختران در پارک دانشجو را سانسور می کنند و یا به فاجعه ای چون ماجرای سندیکالیست های شرکت واحد بی توجهی نشان می دهند، آن چنان آشکار است که نیازی به توجیه نیست.
شاید گفته شود «کار این دسته دوم طبیعی است»، اما من فکر می کنم «طبیعی» شدن این وضعیت خفت بار، حاصل دور شدن از مشی و مرامی است که امثال حجاریان در مدیریت مطبوعات داشتند. مشی ای که معتقد بود:«دانستن حق مردم است».
به یاد آن روزها:
سعيد حجاريان با مرگ دست و پنجه نرم ميكند
مسعود حجاريان: ملتمس دعاهاي مردم هستيم
بهروز افخمي: فيلمي درباره ي سعيد حجاريان خواهم ساخت
حجاريان خنديد
برگزاري مراسم دعاي توسل براي شفاي حجاريان
عباس عبدي: نقش علمي و فكري سعيد حجاريان زير سايهي نقشي سياسي او پنهان شده است
نشست مطبوعاتي دفتر تحكيم وحدت در خصوص ترور سعيد حجاريان
همايش حجاريان هنوز زنده است
شعری به یاد آن روزها
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/636
|
همانطور كه گفتي امروز ميفهميم مساله دانستن چقدر مهم است.
پز نده. چنان حرف مي زني انگار مشاركتي هاي ابله چه گلي بر سر اين كشور زدند. راستي تو كه داري براي كسي كار مي كني كه حجاريان از او انتقاد داشت . هر كسي نداند ما كه خبر داريم آقاي روخ
درست نوشته اي كه «...«طبیعی» شدن این وضعیت خفت بار، حاصل دور شدن از مشی و مرامی است که امثال حجاریان در مدیریت مطبوعات داشتند.» اما واقعا يك مدير روزنامه الان چكار مي تواند بكند. وقتي مي داند با چاپ فلان خبر در روزنامه اش را گل مي گيرند و خودش را هم جايي مي برند كه عرب ني انداخت؛ واقعا چكار مي توان كرد. به نظر من همين ماندنٍ مطبوعات و گه و گاه به ايما و اشاره گريزي به خبرها و مشكلات زدن بهتر از نبودن آنهاست. تو فرض كن ... و ... هم بيايند از خشونت پليس در پارك دانشجو بنويسند و از ظلمي كه به رانندگان رفته. فردا مي آيند در همين روزنامه ها را هم مي بندند و ديگر هيچ. آن وقت همه بايد بنشينند كيهان و رسالت مثلا بخوانند... به هر حال تك و توك روزنامه هاي روشنفكري الان هيچ كاري اگر نكنند؛ يك فرهنگ سازي آهسته و پيوسته دارند مي كنند كه همين هم خودش غنيمتي است. اين كه الان وضع روزنامه ها اينطوري شده تقصير مديرمسول فلان روزنامه نيست. تقصير همه آنهايي است كه در دوران اصلاحات در برابر حمله هاي حريف هي جاخالي و هي جاخالي دادند تا آخرسر همه چيز را دست آنها دادند... تقصير آنهايي است كه خيال كردند همه روزها «دوم خرداد» است.
مطلبي به واقع زيبا بود.
متاسفانه بايد تاوان گفتن حقيقت راهم داد.
...
به اين مطلبتان لينك دادم.اگر مشكلي نباشد.
شاند اهميت خبر در يك روزنامه براي يك روزنامه نگار زياد باشد اما از ديدگاهي واقع بينانه تر وقتي در صد بسيار كمي از ايرانيان به صورت روزانه به مطالعه روزنامه مي پردازند و اين دسته به منابع خارج از كنترل اغلب دسترسي دارند چاپ خبري پر هزينه در نشريه اي كه بر روي لبه تيغ راه مي رود چندان منطقي به نظر نمي رسد ........
اگر حجاريان ترور نميشد در فرهنگ آغشته به توهم توطءه در طول تاريخ همواره ممكن بود كه اصلاحطلبان به همدستي با محافظهكار متهم شوند اما اين اتفاق آنان را براي هميشه تبرءه كرده است
جدا چرا کسی از حجاریان نپرسید برای چی از سعید عسگر شکایت نکرد؟ شاید به خاطر نسبت فامیلی ای باشد که با هم دارند؟! یا اینکه خودش هم فهمید شده بود «مردی که زیاد می دانست» و با اشاره برادر «خسرو تهرانی» باید از صحنه حذف میشد. مگر حجاریان در هیئت خانه سعید عسگر سخنرانی نداشته و پدر عسگر مسئول تبلیغات مشارکت در شهر ری نبوده؟؟؟؟
|