.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۱۹ اسفند

نه؛«آنها» هم کاره ای نیستند

زمانی شاید می توانستند کاری کنند یا کاره ای باشند؛اما دیری است که نه می توانند کاری کنند و نه کاره ای هستند. با همه نفرتی که از آنها دارم، باید بپذیرم که آنها هم در همین سمتی ایستاده اند که من.

به قول هوشنگ عزیز در کامنت زیبا و طولانی اش،مدتهاست که روزنامه نگارانی مثل ما و فراتر از آن احزاب و فعالان سیاسی نه تنها در این پرونده به هیچ گرفته می شوند که گوشها بر صدایشان،هشدارهاشان و پیامهاشان بسته است.

چه کسانی چون «احمد شیرزاد» که در این پرونده «گنجی وار» گفته اند و نوشته اند (و البته بر خلاف گنجی عزیز در دوران افشای قتلهای زنجیره ای با همراهی افکارعمومی مواجه نشد که این برای خود «جهاد اکبر»ی است) و چه کسانی که هردم هشدار داده اند از سیر آواری که به سویمان روان است.

امروز، خسته از آن نیستم که این جماعت نفرت انگیز حرفها را نشنیدند و هر دم ابلاغیه و تلفنی تهدید آمیز و تکلیف آمیز به روزنامه ها فرستادند، خستگی من از آن روست که این «اقتدارگرایان»هم کاره ای نیستند.

آنها که در داخل، مجلس ششم را بلاموضوع،خاتمی محبوب را خائن، هر منتقدی را خاموش،منزوی یا زندانی کردند و در نهایت جنبش اصلاحی را دست کم در سطح سیاسی به شکست کشاندند، اینک پشیزی از آن اقتدار را در برابر جهان خارج نشان نمی دهند؛ در ظاهر کوهی هستند که در عمل حتی موشی هم نمی زاید.

مدتهاست خواسته ام این مثال را بنویسم و هربار نمی دانم به چه دلیل به تأخیر افتاده است. فکر می کنم وضعیت کنونی اقتدارگرایان در برابر آژانس همچون وضعیت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هفتم است.

در انتخابات مجلس هفتم، چه آنها که ایستادند، حذفشان قطعی بود و نه جامعه و نه حکومت به کارشان وقعی ننهاد و چه آنها که از در مصالحه درآمدند و نهایتا تأیید شدند و پا به میدان رقابت گذاشتند، شکستشان از پیش محتوم بود؛هر دو بی جهت، دست و پا می زدند.

داستان حکومت ایران با تصمیم گیرندگان نظام بین الملل هم چنین است. چه آنها که به قول «سید مصطفی تاج زاده» ، فکر می کنند با ژیان می توان تریلی را داغان کرد و به همین خاطر،«هل من مبارز» می طلبند و چه آنها که به تعلیق 7 ساله و داشتن تنها 20 سانترفیوژ قانعند، نه کاره ای هستند و نه کاری می توانند پیش ببرند.

آنها هم از قبیله ما هستند و خارج از دسته «تصمیم گیرندگان».




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/633



 نظرات

بستگي به اين داره كه مراد از واژه كاره اي و تصميم گيرندگان چه باشد؟

نويسنده: يزدان

 

بسيار عالي بود...بعد از ماجراي مجلس هفتم هيچ‌گاه چيزى نخوانده بودم كه اينقدر دلم را خنك كند. اما متاسفانه اين خنك شدن دل و سزا ديدن اين ستم‌كاران ممكن است با قرباني شدن بيگناهان همراه شود.

نويسنده: امين

 

Aghaye rouh

ye kam be un darunet nigah kon. bebin cheghadr az in dad o havarhatun bekhatere tarse. cheghadresh bekhater jazzabiyate gharbiha.
zamane khatami ham mozu kheyli fargh nemikard. az nezam badet miyad ghabul vali nabayad hagho zire pa bezari. ba in hame khotbe hayee ke aghaye shirzad mikhunan yeki nist beporse chera europe va amrica nemikhan iran hamin 20 ta santrifuge ro ham dashte bashe. age ghabul dari ke donya ro nezame zur micharkhune chera bayad dar moghabelesh kutah umad. kheyli vaghta esme tarsemuno mizarim aghlaniyat.

Mohsen

نويسنده: mohsen

 

Aghaye rouh

ye kam be un darunet nigah kon. bebin cheghadr az in dad o havarhatun bekhatere tarse. cheghadresh bekhater jazzabiyate gharbiha.
zamane khatami ham mozu kheyli fargh nemikard. az nezam badet miyad ghabul vali nabayad hagho zire pa bezari. ba in hame khotbe hayee ke aghaye shirzad mikhunan yeki nist beporse chera europe va amrica nemikhan iran hamin 20 ta santrifuge ro ham dashte bashe. age ghabul dari ke donya ro nezame zur micharkhune chera bayad dar moghabelesh kutah umad. kheyli vaghta esme tarsemuno mizarim aghlaniyat.

Mohsen

نويسنده: mohsen

 

ما هم بي جهت دست وپا مي زنيم.
گرفتار خود بزرگ بيني مزمن شده ايم.
مانند عروسك بازيچه دست اين وآن شديم.
مطلب خيلي خوبي نوشتي.

نويسنده: محمد

 

محمد جواد جان! ياد روزهايي به خير كه اين‌ها را در خود شرق مي‌شد نوشت.محمد جواد جان من تعجب مي‌كنم از مردمي كه مي‌گويند اتفاقا ما به احمدي نژاذ راي داديم تا حمله آمريكا رو تسريع كنه؟؟؟!!! واقعا اگاهي پايينه

نويسنده: آوای رهایی

 

محمد جواد جان! ياد روزهايي به خير كه اين‌ها را در خود شرق مي‌شد نوشت.محمد جواد جان من تعجب مي‌كنم از مردمي كه مي‌گويند اتفاقا ما به احمدي نژاذ راي داديم تا حمله آمريكا رو تسريع كنه؟؟؟!!! واقعا اگاهي پايينه

نويسنده: آوای رهایی

 

یادبودی از سالروز ترور سعید حجاریان

یادم از روزی سیه می آید و جای نموری

در میان جنگل بسیار دوری

آخر فصل زمستان بود و یکسر هر کجا در زیر باران بود

مثل اینکه هرچه کز کرده به جایی،

بر نمی آید صدایی

صف بیاراییده از هرسو تمشک تیغدار و دور کرده

جای دنجی را

یاد آن روز صفا بخشان!

مثل اینکه کنده بودندم تن از هر چیز

من شدم از روی این بام سیه

سوی آن خلوت گل آمیز،

تا گذارم گوشه ای از قلب خود را اندر آنجا

تا از آنجا گوشه ای از خلوت غمناک روزی را

آورم با خود

آه!می گویند چون بگذشت روزی

بگذرد هر چیز با آن روز

باز می گویند خوابی هست کار زندگانی

زان نباید یاد کردن،

خاطر خودرا،بی سبب ناشاد کردن

بر خلاف یاوه مردم

پیش چشم من ولیکن

نگذرد چیزی بدون سوز

می کشم تصویر آن را

یاد من می آید از آن روز!

نويسنده: يزدان