.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۶ اسفند

نگران از يك ستيز

روز پنجشنبه در حسينيه ارشاد برنامه اي در دفاع از حرمت پيامبر اسلام برگزار شد. پيشنهاد برگزاري مراسم را هم حوزه شمال تهران حزب (كه من هم در آن عضويت دارم) داده بود كه با تأييد دفتر سياسي و همكاري حسينيه ارشاد برگزار شد. (گزارشم از مراسم در «شرق» امروز).جا دارد در اينجا از همه دوستاني كه زحمت كشيدند؛بويژه دوستانم در حوزه تشكر كنم.

اما يك نكته در اين مراسم مرا نگران كرد: گفتمان و حتي ادبيات ارائه شده از سوي سخنرانان، بي شباهت با اقتدارگرايان نبود. البته اين شباهت «مبنايي» نبود و سخنرانان اصلاح طلب (بر خلاف اقتدارگرايان) ميان اقداماتي كه توسط مطبوعات غربي انجام شده، با مقولاتي چون آزادي بيان و دموكراسي تمايز قائل مي شدند. اما با اين حال، نتيجه اي كه از سخنرانيها گرفته مي شد، نوعي دوقطبي ميان اسلام و غرب بود.

چنانكه «سيد محمد رضا خاتمي» هر چند با تأسف مي گفت:«در هر دو اردوگاه اسلام و غرب، جاهلان قدرت طلب مسلط شده اند و در اين ميان، صداي صلح طلبان جهان شنيده نمي شود». يا «علي حكمت» كه با ياد آوردن بحث هايى كه در اين سال ها حول موضوعات «جنگ تمدن ها» (نظريه مطرح شده از سوى هانتينگتون) و «گفت وگوى تمدن ها» (نظريه مطرح شده از سوى خاتمى) گفت: «مجموعه مسائلى كه در عرصه سياست جهانى در كشورهاى مختلف به صورت زنجيره اى اتفاق مى افتد، نظرات هانتينگتون را تاييد مى كند. البته، اين پديده به دليل اين نيست كه نظريه برخورد تمدن ها نظريه منطقى و عقلايى است بلكه دليل آن اين است كه اقتصاد، فرهنگ و سياست مسلط بر جهان از عقلانيت و شعور كافى براى ارائه راه حل هاى انسانى برخوردار نيست».

«محسن كديور» موضعي راديكالتر داشت و با حمله به غرب حتي در قضيه اي چون 11 سپتامبر، نقش «تحقير» هاي غرب عليه اسلام را بسيار مؤثر دانست و به نوعي چنين اقداماتي را بازتاب عملكرد غلط غرب در قبال جهان اسلام دانست.

ممكن است هريك از ما با اين تحليلها موافق يا مخالف باشيم. اما نكته نگران كننده اصلي فضاي دوقطبي است كه در روابط دو جهان اسلام و غرب شكل گرفته و حتي جريانهاي ميانه رو را به اعلام موضع و انتخاب يكي از دو قطب اسلام يا غرب واداشته است.

خطر چنين فضايي منتفي شدن گفت و گو و كنار رفتن جريانهايي است كه در منازعه ميان دو قطب به تعامل معتقدند. در چنين فضايي كه حتي روشنفكران چاره اي جز نزديك شدن به يكي از دو قطب افراطي نمي يابد، روشن است كه تكليف بدنه جوامع دو طرف و بويژه جوامع اسلامي كه خود را در معرض تحقير و تعرض مي بينند،چيست؟

البته در ايران به دليل سابقه 27 ساله حكومت ديني (كه در بخش اعظم آن گفتمان بنيادگرا حاكم بوده است)، احتمالا هم نزديك شدن به 'گفتمان «ليبراليسم تهاجمي» غرب را شاهد خواهيم بود و هم «اسلام بنيادگرا» را.همين وضعيت است كه نگرانيهايم را دامن زده است. ترسم از آن است كه در جهان دوقطبي شده موجود، ايران به مهمترين عرصه تقابل دو قطب تبديل شود. دو قطبي كه تقابلشان از جنس «ستيز» است و نه «گفت و گو».

در همين زمينه:
توضيحات «حسين نوراني نژاد» رييس حوزه شمال تهران درباره اهميت و چگونگي برگزاري مراسم

يادداشت زيباي «مسرت اميرابراهيمي» با عنوان «قرون وسطاي جهاني شده» (بخشي از مطلب هم به مطلب آنفلوآنزاي مرغي ربط دارد).




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/618



 نظرات

سلام

به نظر من در اين ماجراي كارتون‌هاي توهين‌آميز و برخورد ظاهري بين غرب و اسلام به شدت جاي مفهوم political correctness در مقالات و سخنراني‌هايي كه در ايران صورت مي‌گيرد خالي است. در واقع آنچه كمتر ذكر مي‌شود اين است در كشورهاي غربي هم آنجايي كه صحبتي را خلاف نرم‌ها و ارزش‌هاي پذيرفته‌شده جامع مي‌دانند با استناد به همين مقوله‌ى political correctness آزادي بيان را محدود مي‌كنند. (محدوديتي كه همه مي‌پذيرند بي‌آنكه آن را نقض حقوق اساسي خود بدانند.)
حالا سوال اصلي اينجاست كه چرا توهين به ارزش‌هاي مسلمانان هنوز در غرب politically correct محسوب مي‌شود و شامل محدوديت مشروع نمي‌شود؟ آيا واقعاْ مشكل برخورد تمدن‌هاست يا اينكه دموگرافي اروپا و معضل مهاجرت مسلمانان به اين كشورها هم دخيل است؟ شايد اگر در ايران بحث را كمي كمتر فلسفي كنند به نتايج بهتري برسند.

نويسنده: رضا نصری

 

مطلبي در همين ارتباط :
http://beheshtimoez.blogspot.com/2006/02/blog-post_25.html

نويسنده: تهراني

 

ببخشيد گفتمان «ليبراليسم تهاجمي» غرب يعنى چى؟ ميشود منطورتان را توضيح دهيد

نويسنده: ارسيا

 

ادبياتي كه نظر تان را جلب كرده را لازم نبود فقط در مراسم پنبالش بگرديد .آگهي مشاركت در صفحه دوم شرق يك روز قبل از جلسه اين اپبيات را مكتوب كرده بود . اين مسله شايد دو ريشه داشته باشد . اولا كن تريبون ماندن اصلاح طلبان و ركود در حيطه نشر مطبوعه هاي منتقد . دوم رويكرد شتابزده ما كه به ناگاه تصميم گرفته ايم اجنماعي شوم كه البته بي منظور عوام زده مي شويم . اين ادبياتي كه مي گوييد افتدار طلبانه است در اصل بي اندازه كليشه اي و عوامانه است .

نويسنده: سعيد

 

تازه نگران شده اي آقاي روح!؟ آن روزگاري كه برادر محسن و رفقا ي دموكراسي خواه امروز از ديوار ها بالا ميرفتند و مبارز مي طلبيدند و دنيا را به مقابله مي خواندند. ان روزگاري كه تمام كشور ها دشمن بودند و تمام خارجي ها جاسوس و تمام داخلي ها خيانت پيشه. آن روزگار كه در جهان دو قطبي در خطر كمونيسم چشم بر افراط كاري هاي اسلامي بسته ميشد . بله آن روزها كه كسي جسارت نداشت روي جرف برادر محسن و برادر سعيد و باقي برادران دموكراسي خواه امروز حرف بزند . اين روزها هم كه از هراس كشك شدن مجدد تحليل ها روزه ي سكوت گرفته اند. زياد نگران نباشيد . مگر جبهه دموكراسي خواهي مرده اين ستيز گسترده گردد؟ مگر عاليجناب نبوي .....؟

نويسنده: پيمان مقدم