.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۴ بهمن

نظرسنجي هسته اي؟

مهدي عزيز براي مطلب قبلي كامنت گذاشته و پرسيده:«آيا تا به حال نظرسنجي علمي در مورد نظر شهروندان نسبت به هزينه/فايده انرژي هسته‌اي صورت گرفته؟ اين كه از شما ميپرسم به خاطر آن است كه بالاخره خبرنگارها بهتر مي‌دانند. آنطور كه من مي‌بينم درك نظر واقعي مردم بسيار مشكل است.»

احتمالا پاسخي كه مي دهم، براي برخي خوانندگان و حتي خود مهدي تكراري است،اما من پاسخ ديگري ندارم كه ارائه كنم. پاسخم اين است كه در شرايط كنوني ايران، نظرسنجي يك شوخي بي مزه است.

دليلش هم اين است كه مؤسسات نظرسنجي علمي مستقل (نظير «آينده» آقايان عبدي و قاضيان) امكان فعاليت ندارند؛ چرا كه هدف آنان، «سنجش نظر شهروندان» است و نه «تأييد نظرات حكومت» . در موردمؤسسات نظرسنجي دولتي (كه اغلب به وزارت اطلاعات وابسته اند) هم امكان دسترسي تحليلگران وجود ندارد.

ضمن آنكه به نظر مي رسد حكومت ايران در برخي حوزه ها چون پرونده هسته اي به نوعي «خودفريبي» تن داده است؛ضمن آنكه احساس مي كند امكان «ساختن افكار عمومي » را دارد.

نكته ديگر اينكه در مقوله اي چون پرونده هسته اي، حتي اگر فشارهاي محدود كننده حكومت بر مؤسسات نظرسنجي وجود نداشته باشد، نوع سؤالات از شهروندان بسيار اهميت دارد. مثلا اينكه سؤال مبنايي نطرسنجي اين باشد كه «آيا شما انرژي صلح آميز هسته اي را حق كشور مي دانيد؟» با اين سؤال كه «براي دستيابي به فناوري هسته اي چه قيمتي را حاضريد بپردازيد؟ (با طرح گزينه هايي چون «تحريم»،«حمله نطامي» و «انزواي سياسي»)» قطعا پاسخهاي متفاوتي را در برخواهد داشت. اين نكاتي بود كه به ذهن من مي آمد.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/609



 نظرات

به موضوع خوبي اشاره كرديد.
نه موسسه ي مستقلي وجود دارد واجازه كار دارد
ونه سوالات احتمالي اساسي درست.
آنها ذهنيت مردم را همين حالا هم به همان سمتي كه مي خواهند جلو مي برند.

نويسنده: محمد

 

حتا بر فرض محال كه نظر سنجي آزادي صورت گرفته
چند درصد از جامعه ي آماري ما با آگاهي به سوالات پاسخ دادند
آيا نتايج تحريم را مي دانند
يا مثلن در صورت پذيرفتن تحريم و غني سازي اورانيوم ما تا چند سال قادر به تامين اورانيوم مورد نياز خود هستيم

نويسنده: آرش

 

بسيار متشكرم

نويسنده: مهدی

 

با عرض سلام خدمت آقاي روح
در پاسخ به اين دوستمان
اولا همانطور كه مي دانيم در حكومت هاي توتاليتر اساسا نظر سنجي معنايي ندارد و اين مهم را نه تنها در اتهام واهي و اثبات نشده ي آقاي عبدي بلكه در انتخابات هم مي توان به عينه ديد كه چطور با آراء ملت بازي ميشود.
در ثاني اينطور كه من در ميان مردم ميبينم و ميشنوم قضيه ي داشتن فناوري صلح اميز هسته اي به سادگي و به زبان عاميانه همان داشتن بمب اتم است(بر خلاف ادعاهاي جمهوري اسلامي) و داشتنش حق مسلم ايران ( موافق خواسته ي جمهوري اسلامي) چراكه ديگران دارند پس چرا ما نداشته باشيم!

نويسنده: نوري

 

تلاش برای سرپوش گذاشتن بر مرگ الهام افروتن زیر شکنجه
همان‌طور که انتظار می‌رفت، خبرها حاکی از خودکشی الهام افروتن در زندان و اغماء اوست.
به سیاق همیشه این‌بار هم گویا داروی نظافتی در دسترس او قرار رفته و یا سرش به جسم سختی اصابت کرده است...
اینک خبرهای ما حاکی از آن است که الهام افروتن باوجود آن که همه‌ی اعترافات مورد نظر اداره‌ی اطلاعات را پذیرفته است، نتوانسته فشارهای وارده را تاب آورد و به اغماء فرو رفته و برخی منابع از مرگ او خبر می دهند. این منابع علت عدم انتشار خبر مرگ افروتن را، آماده‌سازی فضا برای این امر ذکر می‌کنند که با انتشار خبرهای خودکشی و اغماء صورت گرفته است.
همین تلاش برای سرپوش گذاردن بر شکنجه و اعمال فشار بر الهام افروتن- و مرگ احتمالی او- باعث شد که در نهایت استاندار هرمزگان عبدالرضا شيخ الاسلامي، از "دوبار تلاش برای خودکشی توسط او" خبر دهد.
روز جمعه 21 بهمن 1384 اعلام کرده بودیم که : "منابع نزديک به جناح راست در رايزني هاي خود خواستار يک دادگاه نمايشي براي خانم افروتن و ساير دستگير شدگان هستند، اما برخي از منابع از امکان مرگ يا احتمال به اغما رفتن خانم افروتن پيش از موعد برگزاري دادگاه، بر اثر فشارهاي افراطي پاره اي مسئولان زندان بر ايشان خبر داده اند." 21بهمن خبرنامه‌ی گویا
اظهارات شهریار مشيري ديگر نماينده بندرعباس در مجلس هفتم، درباره اينکه دست‌هايي در كار بوده تا چهره دير باز را مخدوش كند، در ادامه‌ی به وقوع پیوستن بقیه‌ی پیش‌بینی‌هایی که تا کنون صورت گرفته بود، و شایعاتی که زمزمه می‌شد، اعتراف به این نکته است که الهام افروتن قرار است قربانی بازسازی چهره‌ی علی دیرباز راهیافته‌ی مجلس هفتم شود.
طبق اظهارات او، که گفته است: "اين خانم اقرار كرده است كه در فاصله اتمام كار صفحه بندي و تا چاپ روزنامه بدون اطلاع عوامل، مطلب رابين مطالب روزنامه قرار داده است." او الهام افروتن را به سیاق همیشگی رژیم جمهوری اسلامی به " دست‌هایی که قصد مخدوش کردن چهره‌ی او را دارند" متصل می‌کند و به این ترتیب به جای اینکه به اشتباه حرفه‌ای و البته همیشگی نشریه‌ی خود‌ « که پر‌کردن صفحات، از مطالب دیگران، آن هم بدون ذکر مأخذ است » اعتراف کند، به سیاق همیشه این ماجرا را به دشمنان رژیم مربوط می کند و به این ترتیب اشتباه صورت گرفته را تلاشی عمدی جلوه می‌دهد و دخترکی را به کام مرگ می‌فرستد.
بر اساس اظهارات علی دیرباز در اداره اطلاعات "اصلاً اين مقاله تا آخرين مرحله صفحه بندي نشريه نبوده است. قرار دادن مقاله در ميان مطالب نشريه توسط يك دختر خانم، زماني صورت مي گيرد كه مطالب براي چاپ به تهران فرستاده شده است. اين خانم اقرار كرده است كه در فاصله اتمام كار صفحه بندي و تا چاپ روزنامه بدون اطلاع عوامل، مطلب رابين مطالب روزنامه قرار داده است."
راهیافتگان استان هرمزگان، شهریار مشیری و علی دیرباز و استاندار این استان، عبدالرضا شیخ‌الاسلامی از پیش با هم به تفاهم رسیده و همگی برای قربانی کردن این دختر هماهنگ عمل می‌کنند و تکرار می‌کنیم که تلاش برای خودکشی جلوه دادن این موضوع دلیل می‌تواند دلیل "مرگ نابه‌هنگام" او باشد که قرار است خبر"به نتیجه نرسیدن مراقبت‌های ویژه و مرگ بر اثر خودکشی در زندان" را به دنبال داشته باشد.

این پیش‌بینی‌ها و تاکید‌گذاری‌ها را از آن جهت لازم دانستیم که به آنها اعلام کنیم مردم از روش‌های پوسیده‌ی آنها اطلاع دارند و هر اتفاقی برای الهام افروتن می‌تواند هزینه‌ی سنگینی به آنها به عنوان عاملان اصلی جنایت تحمیل کند.
از همه‌ی گروه‌های مدافع حقوق بشر و رسانه‌ها می‌خواهیم با بازتاب دادن این موضوع و آگاهی افکار عمومی، بر هزینه‌ی این جنایت برای جنایت‌کاران آن بیافزایند.
هومن عزیزی و مریم هوله

نويسنده: پابل

 

سلام .آقاي روح. صفحات سياسي شرق كم مايه تر از قبل شده اند. فكر تازه اي كنيد. راستي ! چندبار خواستم برايتان مطلب بفرستم يكي از دوستان مي گفت امكان چاپ مطلب در شرق اندكي تحت تاثير مافياي درون تحريريه است. خيلي مطالب بي ربط يك دو روزه چاپ مي شوند و خيلي مطالب مهم و بدردبخور مدتها در انتظار مي مانند.

نويسنده: رضا حقيقت نژاد

 

سلام
در همين زمينه يادداشتي نوشته‌ام كه اعتبار نظرسنجي‌ها و ساير شاخص‌هاي مرتبط مانند ثبت‌نام براي تلفن همراه را نشان مي‌دهد. به گمانم در شرايط فعلي به جاي نظرسنجي لازم است به اين رفتارهاي جامعه توجه كرد.

نويسنده: دوستي قديمي از خانه كارگر