.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۳ بهمن

بگوييم:ما با شما متفاوتيم

اول بچه ها بودند.همگي با لباسهاي مشكي. بعد جوانترها،با لباسهاي ببري سربازي و آخر سر هم ميانسالان و پيرها كه نه مثل بچه ها هيجان داشتند و نه مثل جوانها مي دويدند. اما همگي شعاري مشترك سر مي دادند:«انرژي هسته اي حق مسلم ماست».

هماهنگ كننده شعارها سعي داشت هيجان را زياد كند و البته پشتوانه اي هم براي شعاردهندگان دست و پا كند.مثلا مي گفت كه «ما را از تحريم مي ترسانيد؟ ما 8 سال جنگ كرديم. يك طرف دنيا بود و يك طرف ما و آخر، شما شكست خورديد».اين حرفها البته از جنس حرفهاي هميشگي و رجزحوانيهاي متواتر بود. اما مرد بلندگوبه دست حرف متفاوتي هم مي زد: «دنيا بداند كه اگر جهان عليه ما متحد شده، ما هم در داخل متحديم. الان حرف همه از راست تا چپ ، اصولگرا و اصلاح طلب، ملي -مذهبيها، مليها همين است كه «انرژي هسته اي حق مسلم ماست» .» اين صحنه اي بود كه در بخشي از راهپيمايي 22 بهمن جاري بود.

مرد بلندگوبه دست البته چهره مهمي نبود. اما قطعا حرفهايش با هماهنگي بيان مي شد. او و كساني كه راهپيمايي را هدايت مي كردند و آن را «رفراندوم هسته اي» ناميدند، نيك مي دانند كه به اين «نمايش وحدت ملي» نياز دارند. نمايشي كه اگر عرصه برخورد ميان ايران و غرب (و به تعبير مرد بلندگوبه دست «جهان»)موضوعاتي چون حقوق بشر يا اتهامات تروريستي و حتي صلح خاورميانه بود، به همين شكل كنوني هم اكران شدني نبود.

اما اين نمايش پشت صحنه اي دارد كه به نظر مي رسد نيروهاي سياسي بايد تلاش خود را در جهت به روي پرده آوردن آن متمدكر كنند. اين پشت صحنه چيزي نيست جز وجود تفاوتها و تمايزهاي تحليلي و يا دست كم روشي ميان نيروهاي سياسي بر سر موضوع هسته اي.

بعنوان مثال جبهه مشاركت، نهضت آزادي، مجاهدين انقلاب، ملي -مذهبيها و جريانات ملي با روند كنوني در پرونده هسته اي موافق نيستند. البته درون همين احزاب و جريانات هم ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد. برخي افراد حتي با داشتن فناوري هسته اي هم براي كشور موافق نيستند و آن را منوط به دموكراتيزه شدن ساخت قدرت در ايران مي دانند؛ اما اكثريت، گرچه به چنين حقي قايل هستند اما هزينه هاي فعاليت هسته اي را در برابر فوايد آن براي كشور بسيار بالا مي بينند؛ بطوريكه نفس فعاليت زير سؤال رفته است. حتي در ميان كارگزاران و نيروهاي نزديك به آن هم چنين رويكردي به چشم مي خورد.

نكته جالب آنجاست كه جناح حاكم با سانسور گسترده ديدگاههاي انتقادي نسبت به روند كنوني پرونده هسته اي ، امكان آن يافته تا تصويري يكدست را از فضاي داخلي در نزد شهروندان تصوير كند. آن دسته از ناظران خارجي هم كه علاقه مند به پروژه نبرد نظامي هستند، از چنين تصويري استقبال مي كنند. تصويري كه از ايران تصويري چون آلمان هيتلري و با تفكرات افغانستان طالباني ارائه مي كند. تصويري ساده شده كه هر بنيادگرايي از آن حمايت مي كند و مي تواند بر مبناي آن، ساده ترين راه حل يعني «ستيز» را توصيه كرد.

فكر مي كنم، جا دارد كاري كه خاتمي با سخنراني اش در مالزي در حوزه اعلام تمايز اسلام نوانديش از قرائت بنيادگراي حاكم آغاز كرد، توسط نيروهاي پيگيرتر جريان دموكراسي خواه در حوزه هسته اي در پيش گرفته شود. حركتي كه درچارچوب آن بايد به جناح حاكم بگوييم:«ما با شما متفاوتيم».




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/608



 نظرات

فعلا كه آقايان همه چيز رو دارن درست مي كنن.
مردم بيچاره هم از سر ناآگاهي هم شدند سنگر
آقايون وهم دارن به كارهاي نامعلوم عاليجنابان
مشروعيت مي بخشند.

نويسنده: محمد

 

آيا تا به حال نظرسنجي علمي در مورد نظر شهروندان نسبت به هزينه/فايده انرژي هسته‌اي صورت گرفته؟ اين كه از شما ميپرسم به خاطر آن است كه بالاخره خبرنگارها بهتر مي‌دانند. آنطور كه من مي‌بينم درك نظر واقعي مردم بسيار مشكل است.

نويسنده: مهدی

 

ميدونيد مساله اينكه خيل عظيمي از مردم ما آگاه نيستند از اين پشت صحنه ها و در مقابل متاسفانه جناحهاي سياسي منتقد يا مخالف روند فعاليتهاي سياسي به دنبال ترييون جديدي براي اطلاع رساني نيستند. در حال حاضر مسلم كه داشتن روزنامه براي اشاعه افكار و عقايد اين احزاب عملا غير ممكن تازه اگر هم ممكن باشه خيلي از مردم ما روزنامه نميخوانند از طرفي اينترنت هم مخاطبان محدودي دارد اين احزاب بايد دنبال راههاي جديدي براي نفوذ حتي شده به زور در ذهن مردم باشند نه اينكه به خاطر نداشتن تريبون كم كم از ذهن مردم پاك شوند

نويسنده: مجهول بي واسطه

 

ميدونيد مساله اينكه خيل عظيمي از مردم ما آگاه نيستند از اين پشت صحنه ها و در مقابل متاسفانه جناحهاي سياسي منتقد يا مخالف روند فعاليتهاي سياسي به دنبال ترييون جديدي براي اطلاع رساني نيستند. در حال حاضر مسلم كه داشتن روزنامه براي اشاعه افكار و عقايد اين احزاب عملا غير ممكن تازه اگر هم ممكن باشه خيلي از مردم ما روزنامه نميخوانند از طرفي اينترنت هم مخاطبان محدودي دارد اين احزاب بايد دنبال راههاي جديدي براي نفوذ حتي شده به زور در ذهن مردم باشند نه اينكه به خاطر نداشتن تريبون كم كم از ذهن مردم پاك شوند

نويسنده: مجهول بي واسطه