كارگران افتخارآفرين؛ خواستند و توانستند
بعضي مواقع در وبلاگ قول نوشتن مطلبي يا ادامه بحثي را مي دهم و بعد به دليلي (مثلا تنبلي يا نداشتن حرفي اضافه تر از آنچه گفته ام)، آن وعده را وفا نكرده ام. اين مطلب كارگري هم (به قول گزارشگران فوتبال) «مي رفت» كه به چنين سرنوشتي دچار شود و بر خلاف قولم ، قسمت سوم آن در كار نباشد. اگر حرفهاي قبلي ام را نخوانده ايد و يا فراموش كرده ايد، اينها هستند ( 1، 2 ) .
***
اما بعد. پرسش آخرم اين بود كه
«آیا از این ویژگیهای ساختاری می توان راهی به سوی «تعامل» یافت؟ اقداماتی نظیر تلاشهای فعالان سندیکای اتوبوسرانی در این بستر چگونه قابل تحلیل است؟ »
فكر مي كنم اتفاقات روزهاي اخير پاسخ مناسبي به اين پرسش باشد.
عملكرد منطقي، حقوقي ، شجاعانه و قابل دفاع اعضاي سنديكاي اتوبوسراني بخوبي نشان داد كه
وقتي يك نيروي اجتماعي داراي وزن كافي و تأثيرگذار باشد، حتي اقدامات راديكال آن (مثلا دست زدن به تحصن و يا تجمع بدون مجوز) از سوي ساختار سياسي كم و بيش پذيرفته مي شود. چراكه تقابل با چنين نيرويي
«هزينه هاي عيني و واقعي» براي سيستم دربردارد.
البته همين نيروها هم به احتمال فراوان هزينه ها و برخوردهايي را متوجه خود مي بينند، اما در قبال اين هزينه، منفعت ملموسي هم نصيبشان مي شود. (مقايسه كنيد نسبت هزينه و فايده اقدام اتوبوسرانان را با همتايان دانشجو و روزنامه نگارشان).
اگر بخواهم صريحتر صحبت كنم، اصولا از روزنامه نگاران و دانشجويان در مقطع كنوني نمي توان بعنوان «نيروي اجتماعي» ياد كرد. هر دو گروه، دچار يأس، انفعال و مهمتر از همه «از هم گسيختگي» هستند. البته فكر مي كنم هر دو گروه بتدريج در حال بهبود موقعيت خود و شكل دادن پيوندهاي تازه و بعضا متفاوتي هستند. پيوندهايي كه البته بسيار مانده تا به موقعيت كنوني كارگران برسند.
كارگراني كه با فاصله چند روز پس از اعتصابشان عاليترين مقام شهري (شهردار تهران) را به پاسخگويي و قول دادن براي پيگيري وضع بازداشت شدگان (و حتي ملاقات با خوانداره منصور اسانلو) وامي دارد. گزارش «شرق» را كه چند روز پيش خوانديد؟
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/579
|
كار در سايت آفتاب چطور ه ؟ با هاشمي كنار اومدي ؟ شنيدم خيلي متلك بارت ميكنن. آخ آخ چي ميكشي ؟ شما مششششاركتي ها همه تون گهيد. كه زديد به مملكت. عيبي نداره خايه هاي هاشمي را تا ميتوني بمال. هم از توبره بخور هم از اخور . اما ترا خدا ديگه از حقوق بشر و دموكراسي دم نزنيد كه خيلي بي شرفيد.
آقاي روح راست ميگن ؟ رفتيد پاچه خوار رفسنجاني شديد ؟ مباركه. خجالت نمي كشيد؟ قباحت دارد. افسوس كه بي پولي ..........
سلام. ميبينم كه خيلي متلك مياندازند! پاسخت چيست؟ راستي همه دربارهي اظهارات آقاي مصباح و شاگردش نوشتهاند، چرا تو نمينويسي؟ البته اگر خواستي بنويسي حتما قبلش به يادداشت من در اين باره نگاهي بيانداز. از برخي اظهارنظرهاي احساساتي و فاقد منطق در واكنش به اين اظهارات مصباح و غرويان واقعا دلخورم. آيا كسي كه خود را اصلاحطلب مينامد بايد اينچنين سخن بگويد؟!
خدانگهدار
وضو بگيريد اي برادران. صداي زنگ شتر را نميشنوي. نزديك ميشود آن حيوان مظلوم اما مقدس و بدوش دارد همه تاريخ را. همه در بياباني به وسعت تاريخ جمع هستند. همه دست به دامن آقا امام زمان. همه و همه. از چه شخصي شروع كنم؟ آقاي رضا زاده. آقاي دكتر خاتمي رييس جمهور سابق. مرحوم زواره اي. مرحوم علامه جعفري. خدا بيامرز تختي. مرحوم آل احمد. مرحوم دكتر استاد شريعتي فيلسوف اول. همه آنها كه نامشان بر خيابان ها است. خدا بيامرز فتحي شقاقي. همه روساي محترم جمهور قبلي. همه برادران وزرا و معاونين وزرا و مديران كل و معاونين استانداران. همه و همه. حتي روساي بانك هاي خصوصي. حتي صاحبان صندوق هاي قرض الحسنه. همه و همه. همه گريه ميكنند و زاري. در آن بيابان بي انتها. همه دامن آقا امام زمان را گرفته اند. با يك دست دامن آقا و با دست ديگر در راه اسلام عزيز شمشير ميزنند. زمين مملو از كله هاي كفار است كه مانند كيوي و نارنگي گنديده به زمين افتاده است و از آن خون مي آيد. اسلام فيروز است. ما فيروزيم. بعد از يك روز طولاني جنگ بايد خوابيد.
اين حركت رو راستش من هم انتظار نداشتم كه ثمري داشته باشه اما خب واقعن بايد به كاركنان اتوبوس راني تبريك گفت
البته پيوندي كه اين تشكل ها را محكم تر كرده پيوند اقتصادي بين آن هاست كه البته به خاطر بيش تر بودن اعضا و هم چنين تاثير گذاري در زندگي روزمره مردم از حركت هاي دانش جويان و روزنامه نگاران مثمر ثمر تر مي باشد
قبض و بسط سينما و نقش دكتر معين(یاد داشتی یاد آور روزهای انتخابات)
بخوانيد م بينديشيم آيا در انتخاب احمدی نژاد ره به خطا برديم يا او در انتخاب
مشاورانش؟
آقای احمدی نژاد بيداريد؟
اينها با آينده ی سينما چه خواهند کرد؟
وبلاگ شما بسيار جالب ميباشد البته بنده شما را يكبار همراه آقاي جلال محمدلو در انجمن صنفي روزنامه نگاران زيارت كردم و با هم آشنا شديم احسان تاجيك از هفته نامه طراوت .
لطفا اگر امكان دارد مطالب جديد خود را باري بنده ارسال نماييد
سلام
محمد در ديد اول مي توان انها را پيروز دانست ولي اين كافي نيست. بارها شده كه بعد از خوابيدن سروصدا مسولان محترم رفتند دنبال كساني كه در تجمع بودند و اعتراض كردند بعد هم حساب هر كدام را رسيدند. اين را به دفعات ديدم.
جواد جان سلام
وبلاگ خوبی داری امیدوارم خسته نشی و ادامه بدی
من با همه بلشویک بودنم رفتنت را به خبرگزاری آفتاب تأیید می کنم.
یه سری هم به ما بزن
سلام آقاي روح. من از بچه هاي مشاركت كاشان بودم. واقعا از شما گله مندم كخ رفتيد داريد براي هاشمي كار ميكنيد. خجالت بكشيد. شما چطور مي توانيد به صوزت عبدي ، گنجي ، آقاجري و.... ديگران نگاه كنيد؟ شما دو رو هستيد و متاسفم . شما ها به آرمان يك ملت خيانت كرديد. و حالا به دريوزگي افتاديد.
من اين پيام را براي همه دوستانتان مي فرستم تا بدانند شما چه جور هستيد.
|