.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۱۵ دی

درباره کسی چون «داریوش کاردان»

کمتر شده این طور حرف بزنم. اما وقتی امروز اظهارات انتقادآمیز «داریوش کاردان» از «مهران مدیری» و مجموعه «شبهای برره» را دیدم، دلیلی جز «حسادت» برای آن نیافتم. حسادت کارگردان مجموعه ای ناموفق (و بدتر از آن، «نامنظم») چون «شبکه سه و نیم» به کارگردان مجموعه ای چون«شبهای برره» که تاحد زیادی موفق بوده است. حسادتی چنان گسترده که بنابراعتراف خود کاردان ، دیدن تنها دوقسمت از «شبهای برره» را برای قضاوت در مورد آن و پیش بینی ناموفق بودن آن کافی دانسته است.



شاید نوشتن همین یک پاراگراف کافی بود و حسم را درباره یک خبر بروز می داد؛ اما حیفم آمد چند جمله ای در مورد طنزپرداز سابقا توانایی که اینک چاره ای جز حسادت پیش روی خود نمی بیند ، ننویسم.


کسی مثل «داریوش کاردان» که او را در سالهای دبیرستان و با مجله بی رقیب آن سالها یعنی ماهنامه «همشهری» شناختم. (نمی دانم دوستان آن ماهنامه را خاطرشان هست یا نه؟ جای توضیح نیست. اما فقط بگویم: حیف که دیگر منتشر نمی شود).


چند صفحه ای طنز در آن نشریه داشت که هم متفاوت بود و هم خواندنی. آن روزگار، «سید ابراهیم نبوی» که سالهاست برترین طنزنویس ایران شده، خود در آن نشریه طنز نمی نوشت؛ بلکه از اعضای سردبیری و مسؤول بخش گزارش بود. طنز را هم به کاردان سپرده بودند تا او در کنار برنامه پرمخاطب رادیویی اش یعنی «عصر پنجشنبه» (اگر نامش را درست گفته باشم)، در مجله ای پرتیراژ هم قلم بزند.


آن زمان هنوز از «مهران مدیری» و اصحاب ساعت خوشی اش خبری نبود.آنها یکسالی بعد آمدند و در طول یک دهه به بالاترین نقطه طنز تلویزیونی یعنی «شبهای برره» رسیدند.


 نمی دانم دقیقا برای کاردان چه اتفاقی افتاد که به جای رشد و صعود در این سالها در سراشیبی افتاده است؟ پس چون نمی دانم، بیشتر نمی نویسم. گفتم که «غََََََََرَض،عَرض ِحال بود»




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/576



 نظرات

اسم برنامه راديويي كاردان عصرانه بود كه بخشي از اون برنامه از پنجشنبه تا پنجشنبه بود. شبكه سه و نيم رو نديدم اما كارهاي قبلي كاردان به نظر من باارزش تر از كارهاي مديري است.

نويسنده: محمود

 

داريوش كاردان با برنامه‌هاي طنز راديويي‌اش نشان داد كه به طنز از زاويه متفاوتي مي‌نگرد. به هر حال من هم از خواندن مصاحبه آقاي كاردان چيزي جز حسادت به نظرم نرسيد! آن هم در حالي كه خود ايشان در شبكه 5/3 جز لودگي و تمسخر كار ديگري نكرده‌اند. تازه اين را هم بايد در نظر گرفت كه شبكه 5/3 تا چه حد با سياست‌هاي تهاجمي دولت جديد همراه است و مدام به آمريكا و ... گير مي‌دهد!

نويسنده: علي

 

به نظرمن دليلش فقط حسادت است
اينكه سه ونيم جايگاه مردمي ندارد وبرره مردمي
است

نويسنده: محمد

 

البته برنامه سه و نيم موفق نبود ولي جنس طنز كاردان با مديري متفاوته

نويسنده: اشيه

 

سلام

حسادت بد كوفتي است مانند بدبخت كردن خودت به دست خويش. كاردان طنزي ساخته نه خنده مي آورد و نه گريه!

نويسنده: ایران امروز

 

اصولا ما ايروونيا آدماي جو زده اي هستيم متاسفانه كمي هم كم حافظه... تو يه شب يكي رو به عرش اعلا مي رسونيم فرداش همون فرد رو آنچنان لگد مال مي كنيم كه ... اگر نويسنده محترم قدري به خودشون زحمت بدهند و كارنامه و شخصيت فردي مثل كاردان رو مطالعه كنند متوجه مي شن كه واژه اي مثل حسادت در شآن ايشون نيست اين مساءل گذرا هستند و تموم مي شن و زمان بهترين قضاوتها را خواهد كرد ...به نظر من جسارت و شجاعت افرادي مثل كاردان ستودنيست

نويسنده: سها

 

دوست وهمكار قديمي آقا جواد
سلام
مي خواستم بگم برادر جنس طنز كاردان ومديري كاملا با هم فرق مي كند.زيرا طنز مديري تصويري و طنز كاردان كلامي است وبهمين دليل كاردان در عرصه سيما موفق نبوده ونخواهد شد ومديري در اين عرصه موفق هست وخواهد بود.

نويسنده: رضا نوري

 

سلام
با وجود اين كه احترام زيادي براي آقاي كاردان قاءلم اما نمي توانم پنهان كنم كه ديگر سال هاست دوران طنز به سبك سه و نيم گذشته است. شايد آقاي كاردان مي خواهند با توپيدن به شب هاي برره عيب هاي برنامه خودشان را بپوشانند. اگر از ابتدا پاي اين برنامه بوده باشي به راحتي مي تواني بفهمي كه آقاي كاردان در دهه 60 در جا مي زنند. موفقيت يك برنامه طنز را مي توان در بين مردم جست. همين كه بسياري از گفتارها برره اي شده( درست يا غلط) نشان از موفقيت اين برنامه مي دهد كه بار ديگر ثابت كرد كه مهران مديري و تيم نويسنده آن راحتتر از ديگران مي توانند مخاطب خويش را پيدا كنند. كاش آقاي كاردان مي توانستند درك كنند كه براي پيشرفت و برون رفت از مشكلات نمي توان بقيه را به پايين كشيد. ‌كاري كه بسياري ديگر كردند و مي كنند و باز عبرت نمي گيرند. گرچه آقاي كاردان با برنامه دهه ي 60 خود در زماني اظهار نظر مي كنند كه قرار است كشور به دهه ي60 برگردد و راست مي گويد كاردان عزيز كه كارهاي بزرگ را به انسان هاي كوچك سپرده ايم.
آقا خيلي حرف زدم شرمنده. كوچولو رو هم ببوسيد و بگيد كه از دستش دلگيريم كه نذاشت پدر گراميش در روز 16 آذر ميهمان بوشهري ها باشد. شوخي بود. خدا نگهش دارد براتون.

نويسنده: حسام

 

سلام
گرچه مهران مديري را و برنامه هايش را دوست دارم و معتقدم شب هاي برره طنز خوب و اكثر قسمت هايش باارزش است و گر چه از شبكه سه و نيم اصلا خوشم نمي آيد ولي با شما موافق نيستم كه اقاي كاردان به آقاي مديري حسادت كرده است و معتقدم كه نظراتش قابل تعمق استو خيلي هم بي منطق نيست.

نويسنده: جوادي

 

دوست عزيز محمد جواد عزيز در چنين مواردي مردم بهترين قاضي هستند. در مورد اقاي كاردان بحث و حديث فراوان است . كاش ايشان برنامه 3.5 خود را ادامه بدهند تا فرق طلا از مطلا مشخص گردد.

نويسنده: رضا ايرجي

 

من فکر می کنم مقایسه مدیری با کاردان از اساس اشتباه است، چرا که کاردان یک طنزپرداز است و مدیری یک دلقک.این دو از یک جنس نیستند که با هم مقایسه شوند.در این راستا،فرضیه حسادت کاردان به مدیری را فقط می توان یک شوخی فرض کرد. ممکن است به کارهای کاردان بخندیم وبه کارهای مدیری هم،اما بدون شک این دو خنده از یک جنس نیست. خندیدن به لودگیهای یک دلقک هیچ وجه تشابهی با خندیدن به یک طنز پر مغز ندارد. اگر دوستان به خاطر داشته باشند، مدیری در اولین حضورش در طنز تلویزیونی دربرنامه بسیارموفق نوروز 72 ، تحت مدیریت وهدایت کاردان به اجرای طنزهایی پرداخت که نوشته کاردان بودوبه نظر من، یکی از دلایل موفقیت مدیری(و به طورکلی گروهی که در نوروز 72 برای اولین بار مقابل دوربین قرار گرفتند)همین شروع موفق بود .به نظر من مجموعه برره به قدری سخیف و مبتذل است که ارزش حرف زدن ندارد ، اما در مورد 3.5 با دوستان موافقم که این مجموعه به نسبت کارهای دیگر کاردان افت داشته است. تصور من این است که علت این افت حضور برخی دیگر به عنوان نویسنده در کنار کاردان است و همچنین احتمالا یکسری طنزهای فرمایشی که به مجموعه تحمیل شده است. البته شایسته بود که در این صورت آقای کاردان همکاری در این مجموعه را نمی پذیرفت، اما شاید ایشان هم مشکلاتی دارد(مثلا مشکلات مالی )که ما از آن بی اطلاعیم.

نويسنده: فرهاد

 

من فکر می کنم مقایسه مدیری با کاردان از اساس اشتباه است، چرا که کاردان یک طنزپرداز است و مدیری یک دلقک.این دو از یک جنس نیستند که با هم مقایسه شوند.در این راستا،فرضیه حسادت کاردان به مدیری را فقط می توان یک شوخی فرض کرد. ممکن است به کارهای کاردان بخندیم وبه کارهای مدیری هم،اما بدون شک این دو خنده از یک جنس نیست. خندیدن به لودگیهای یک دلقک هیچ وجه تشابهی با خندیدن به یک طنز پر مغز ندارد. اگر دوستان به خاطر داشته باشند، مدیری در اولین حضورش در طنز تلویزیونی دربرنامه بسیارموفق نوروز 72 ، تحت مدیریت وهدایت کاردان به اجرای طنزهایی پرداخت که نوشته کاردان بودوبه نظر من، یکی از دلایل موفقیت مدیری(و به طورکلی گروهی که در نوروز 72 برای اولین بار مقابل دوربین قرار گرفتند)همین شروع موفق بود .به نظر من مجموعه برره به قدری سخیف و مبتذل است که ارزش حرف زدن ندارد ، اما در مورد 3.5 با دوستان موافقم که این مجموعه به نسبت کارهای دیگر کاردان افت داشته است. تصور من این است که علت این افت حضور برخی دیگر به عنوان نویسنده در کنار کاردان است و همچنین احتمالا یکسری طنزهای فرمایشی که به مجموعه تحمیل شده است. البته شایسته بود که در این صورت آقای کاردان همکاری در این مجموعه را نمی پذیرفت، اما شاید ایشان هم مشکلاتی دارد(مثلا مشکلات مالی )که ما از آن بی اطلاعیم.

نويسنده: فرهاد

 

من فکر می کنم مقایسه مدیری با کاردان از اساس اشتباه است، چرا که کاردان یک طنزپرداز است و مدیری یک دلقک.این دو از یک جنس نیستند که با هم مقایسه شوند.در این راستا،فرضیه حسادت کاردان به مدیری را فقط می توان یک شوخی فرض کرد. ممکن است به کارهای کاردان بخندیم وبه کارهای مدیری هم،اما بدون شک این دو خنده از یک جنس نیست. خندیدن به لودگیهای یک دلقک هیچ وجه تشابهی با خندیدن به یک طنز پر مغز ندارد. اگر دوستان به خاطر داشته باشند، مدیری در اولین حضورش در طنز تلویزیونی دربرنامه بسیارموفق نوروز 72 ، تحت مدیریت وهدایت کاردان به اجرای طنزهایی پرداخت که نوشته کاردان بودوبه نظر من، یکی از دلایل موفقیت مدیری(و به طورکلی گروهی که در نوروز 72 برای اولین بار مقابل دوربین قرار گرفتند)همین شروع موفق بود .به نظر من مجموعه برره به قدری سخیف و مبتذل است که ارزش حرف زدن ندارد ، اما در مورد 3.5 با دوستان موافقم که این مجموعه به نسبت کارهای دیگر کاردان افت داشته است. تصور من این است که علت این افت حضور برخی دیگر به عنوان نویسنده در کنار کاردان است و همچنین احتمالا یکسری طنزهای فرمایشی که به مجموعه تحمیل شده است. البته شایسته بود که در این صورت آقای کاردان همکاری در این مجموعه را نمی پذیرفت، اما شاید ایشان هم مشکلاتی دارد(مثلا مشکلات مالی )که ما از آن بی اطلاعیم.

نويسنده: فرهاد

 

كاملا موافقم !

نويسنده: رضا

 

جناب سها: اتفاقا دقت در كارنامه و تمام مصاحبه هاي جناب كاردان،حسادت و جسارت( البته به معناي گستاخي) را به خوبي نشان ميدهد.اگر شجاعت به معناي فحش و ناسزا دادن به ديگران باشد،همه اين شجاعت را دارند،ولي معمولا ترجيح ميدهند شجاع نباشند! ـ جناب فرهاد كه نظرتان را سه بار ارسال كرده ايد،مبادا نخوانده بماند،حرفهايتان به شدت چهره و حرفهاي كاردان را در مصاحبه هايش به ذهن متبادر ميكند! - يك دلقك بسيار به گرگي در لباس ميش،شرف دارد.مسلما جناب كاردان مشكلات عصبي دارد كه خودش هم بارها به آن اشاره كرده است.

نويسنده: مهدي

 

دوستانی که کاردان را استاد طنز مینامند متاسفانه یا بی اطلاعند و یا از روی غرضی که با مهران مدیری دارند اینگونه مینگارند. طنز سه و نیم آقای کاردان و همجنین کارهای بسیار بی محتوایی که از شبکه 3 پخش میشد اثبات میکند که ایشان واقعا هم استادند!در ضمن این آقای فرهاد بسیار بی تربیت و بی شخصیت است که اینطور به شخصیت مهران مدیری توهین میکند.دلقک نگاردن شخصی که مورد احترام عده کسیری از مردم است ،نشان دهنده غرض ورزی ایشان است...
نکته آخر اینکه دوستان اگر در گوگل اسم آقای کاردان را سرچ گنید ،از همان ابتدا مطالب ضد ایشان و مخالفت مردم با نظرات ایشان را میتوانید به وضوح ببینید...

نويسنده: Mehdi

 

براي كساني كه بي دليل به كارهاي اقاي مديري ايراد ميگيرند وان را مبتذل مي دانند متاسفم (كاردان) لطفا دليلي منطقي براي حسادتشان بياورند در اخر براي اقاي مديري ارزوي موفقيت ميكنم

نويسنده: فاطمه

 

اي مگس حضرت سيمرغ نه جولانگه توست

عرض خود مي بري و زحمت ما ميداري

نويسنده: منوچهر

 

As for the Giants, their own happiness was short-lived as they lost to - who else?

نويسنده: creignazio