.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۱۴ دی

ترکمانچای اصلی


هنوز مدت زیادی از زمانی که «محمود احمدی نژاد» قراردادهای
هسته ای دوران خاتمی را «ترکمانچای» و «گلستانچای»(!) خوانده بود، نمی گذرد. همچنانکه از روزهایی که «علی لاریجانی» برای گرفتن جای «حسن روحانی» دستاوردهای او در مذاکره با اروپاییها را «گرفتن آب نبات در قبال دادن دُرِّغلتان»می نامید، زمان زیادی نمی گذرد.

در این مدت، هر روز شعارهای رادیکال جناب احمدی نژاد ادامه
یافته است و از آن طرف جناب لاریجانی در کار معامله بوده اند. معاملاتی با هر قطب و قدرت کوچک و بزرگی که یا تصور شده می تواند در سرنوشت پرونده هسته ای ایران مؤثر باشد و یا دست کم حق رأیی در اجلاس شورای حکام داشته که به هر حال، «قابل خرید» بوده است.


حال در این معاملات چه مقدار آب نبات و; دُرِّغلتان مبادله; شده، من
چیزی نمی گویم؛ چون اطلاعات مستندی در دست نیست. اما در مورد معامله جدید یعنی «غنی سازی در خاک روسیه» می توان تحلیلی ارائه کرد. چرا که موضوع آشکارتر از آن است که بشود پنهانش کرد.


 بحث را شاید بتوان از توصیف روسها آغاز کرد.
روسیه
چگونه کشوری است؟ به نظر من کشوری شبیه ایران قبل از انقلاب. کشوری هم دارای وابستگیهای خارجی و هم استبداد داخلی. البته هم درجه وابستگی و هم پرده دری استبداد در روسیه امروزی بسیار کمتر از رژیم پهلوی در ایران است.


در واقع، شاید بهتر باشد به جای واژه «وابستگی» برای روسها از
عبارت «سوءاستفاده گر» بهره ببریم .روسها برخلاف حکامی نظیر «محمدرضا هلوی» که برای برقراری استبداد داخلی به دامان کشورهای بزرگ می آویختند، از رویدادهای جهانی برای حل مشکلات داخلی خود و رکوب مخالفان استفاده می کنند. به عبارت صریح تر،روسها به «نظام بین الملل» وابسته اند و نه به یک قدرت خاص.


از این روست که از فردای حوادث 11 سپتامبر و با برخاستن شعارهای مبارزه با
تروریسم در سطح جهانی، روسها هم از این شعار حمایت کردند تا در سایه آن تسویه حساب دلخواه خود را با چچنها و سایر جزیه طلبان انجام دهند. روسها حتی توانستند کشور ایدئولوژیکی نظیر ایران که رسالت دفاع از همه مسلمانان جهان را بر دوش خود احساس می کند، در قبال کشتار چچنها ساکت نگاه دارند.


در پرونده هسته ای ایران هم اتفاقی مشابه به سود روسها شکل
گرفته است. مسکو در جریان پرونده هسته ای به شکلی آشکار با کارت ایران بازی کرده و توانسته هم اطمینان غرب را کسب کند و هم امتیازات دلخواهش را در قبال وعده راه اندازی نیروگاه بوشهراز ایران بگیرد.


روسها این معادله دوسویه «اطمینان غرب-امتیازات ایران» را با
جملات مبهمی که نه سیخ را می سوزاند و نه کباب را؛ تاکنون ادامه داده اند. اما ظاهرا زمان تهیه کباب ایرانی فرا رسیده است. زمانی که روسها می توانند قراردادی با ایران ببندند که هم به بهترین وجه نظام بین الملل (قدرتهای غربی) را از خود راضی کرده باشند و هم باب امتیاز گیری بزرگی را از ایران بگشایند که شاید تنها نمونه تاریخی اش قراردادهای ترکمانچای و گلستان در عهد قجر باشد.


با امضای قرارداد غنی سازی در خاک روسیه، مسکو اهرمی را در برابر ایران در خدمت می گیرد که شاید برای ایستادن در برابر آن، نه تنها چوب حراج زدن بر خزر که حتی کشاندن خلیج فارس به بازار معامله کافی نباشد!




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/575



 نظرات

سلام جواد جان. پست من رو با عنوان «چت با يه دوست مشاركتي شهرستاني» حتما بخوان.

نويسنده: علي اصغر شفيعيان

 

از اعتماد غرب به روسیه نمی‌توان با اطمینان سخن گفت. اما می‌توان از باتلاق روسیه سخن گفت. همانی که صدام هم در آن افتاده بود و برای رقیبان روسیه بسیار آشناست و بخوبی می‌دانند کشوری که در آن باتلاق بیافتد در برابر فشار بیرونی بسیار آسیب‌پذیر می‌شود. چون هم از رشد باز می‌ماند و هم اسیر بازی قدرت روسیه می‌شود. تنها نگاه به سرنوشت صدام اما برای ما کافی نیست. مقاومت فرانسه در برابر روسیه و ناتو در دهه‌های گذشته هم درس‌های بسیار آموختنی دارد. روسیه همواره کوشش می‌کرد که توان هسته‌ای دو اردوگاه را متوازن نماید که نمود فریبایی داشت. یعنی توان هسته‌ای فرانسه هم با توان دیگر کشورهای ناتو جمع گردد و برابر با توان هسته‌ای ورشو گردد، اما در پیمان ورشو تنها خود شوروی توان هسته‌ای داشت و آن هم بمعنی روسیه بود. حتی رهبران حزب کمونیست فرانسه هم در برابر این خواست می‌ایستادند. موضوع کشور ما البته توان هسته‌ای تسلیحاتی نیست، اما به درک سیاست خارجی روسیه کمک می‌کند. سرنوشت کشورهای «دوست و برادر» روسیه آشناست. پرهیز از تغییر دیدگاه در سیاست خارجی ما و نگرفتن سمتگیری مثبت با جهان برای حفظ استقلال در دنیای همبسته امروزي ما را از باتلاقی به باتلاقی دیگر می‌کشاند اما خوفناکترین آن باتلاق روسیه است. حکومت آمریکا این را خوب می‌فهمد. با روسیه نمی‌توان دموکراسی ساخت و گرایش به رعایت حقوق بشر پیدا کرد اما بسیار ساده‌ می‌توان صدامی شد.

نويسنده: هوشنگ

 

ترديدت در مورد كار جديد مطبوعاتي كه پذيرفته اي كاملا درست و منطقي است. وقتي فاضل گفت قصد رفتن به آنجا را داري فهميدم صيد تازه اي پيدا كرده اند. اي كاش لا اقل قبل از پذيرفتن اين كار با مريم شباني يك مشورتي مي كردي.
خيلي هشيار باش كه آنجا برخلاف نامش هميشه هوا ابري است. ببخشيد اگه فضولي كرديم. آخر خودمان مار گزيده ايم!!!

نويسنده: مهجاد

 

روسيه فقط پول را مي فهمهفقط پول
به نظر من روسيه اصلا كار نداره ايران به غني مني برسه يا نه مهمپوله براش
كلي هم ما ايراني ها رو سركار مي زارن ميگن سال فلان نيروگاه بوشهر تموم مي شه( اره تو خواب)
همه عالم مارو گذاشتن سر كار
فكر كنم بايد بميريم و بچه ام بياد سر قبرم بگه با با نيروگاه بوشهر تموم شد
بگه داريم هذينه مي ديم بگه اون موقع عجب سياستمدارهاي .... داشتين
بگه كه منزوي دنيا شديم بگه تو دنيا شوت تشريف داريم بگه كه............
بهذ حال از دست اين لاريجاني ادعا
بعيد بدونم كاري بر بياد
فقط حرف حرف حرف حرف حرف

نويسنده: مجتبي

 

با عرض سلام خدمت آقاي روح
روسيه با اراپه طرح غني سازي در خاك كشورش در واقع توپ را در زمين جمهوري اسلامي انداخت تا بار ديگر به سياستمداران كج فهم ( و يا نفهم ) كشور ثابت كند كه شريك دزد و رفيق قافله است. اما در اين شرايط باز هم به نظر مي رسد تنها راه چاره ي ما همين باشد. اين مساله فقط در مورد روسيه نيست بلكه در مورد رابطه با آمريكا هم صدق مي كند. هر گروه و دسته اي كه حاكم بر كشور شده همواره منتقداني را در جهت پرهيز از برقراري ارتباط با اين دو كشور به خود ديده است. بد نيست در اين زمينه نگاهي به مقاله ي دكتر زيدآبادي در سايت روز در شماره ي روز يكشنبه 11 دي با عنوان از جهان خارج چه مي خواهيم ؟ بياندازيد.

نويسنده: نوري

 

نقدي بر خبرنامه مشاركت:
http://faridmod.blogfa.com/post-14.aspx

نويسنده: يدانه

 

چيه حالا كه نون خور هاشمي شدي لازم ميبيني از حسن روحاني هم دفاع كني ؟ هم از توبره مي خوري هم از آخور ؟ بدبخت بي چاره

نويسنده: علي

 

mike 18 http://mike18.boardcity.com/ mike 18 mike http://mike18mike.myfreeforum.org/ mike 18 gay http://www.mike18gay.ca.tf/mike 18 twinks http://www.mike18twinks.us.tf/ mike 18 http://www.mike18boy.eu.tf/ mike 18 boy http://www.mike18boy.net.tf/

نويسنده: Mike 18

 

As for the Giants, their own happiness was short-lived as they lost to - who else?

نويسنده: conhorten