.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۷ دی

«جامعه مدنی رانتی و کارگران»/کلیات

بحث کارگری را همان طور که قول داده بودم ، ادامه می دهم.


بحث به وضعیت جریانهای کارگری در ایران کشید. شخصا فکر می کنم مبارزات کارگری در ایران، استعداد زیادی برای تبدیل به مبارزات سیاسی بویژه از نوع خشونت بار آن را دارد. دلایلی که دارم، اینهاست:



1- جدال «کارگر-کارفرما» در ایران، می تواند در بسیاری موارد به «تقابل دولت-ملت» تبدیل شود. توضیح می دهم: اقتصاد ایران ساختاری تقریبا «تمام دولتی» دارد. یکی از تبعات چنین ساختاری آن است که دولت در ایران عملا به «بزرگترین کارفرما» تبدیل شده است. کارفرمایی که بسیاری از «خرده کارفرماها»وابسته یا تحت تسلط آن هستند. همین وضعیت، باعث می شود کارگرانی که برای دفاع از مطالبات صنفی خود وارد کارزار می شوند و مثلا دست به کار تأسیس سندیکا یا اتحادیه ای می شوند،عملا به تقابل با دولت برخاسته باشند. همین وضعیت است که دولت را به شکل دادن نهادهای مصنوعی چون «خانه کارگر» و برکشیدن آنها بعنوان «نماینده جامعه کارگری»(و در واقع نماینده دولت) وامی دارد.نهادهایی که عملا مشاطه ای هستند بر چهره سیستمی (و در واقع «کارفرمایی») که نمی خواهد زشتی صورتش معلوم شود و در عین حال، سیرتش همچنان زشتکار بماند.



2- سابقه طولانی فرهنگ «ارباب سالاری» در ایران، دولت را فراتر از یک «کارفرمای بزرگ» به «ارباب بزرگ» تبدیل کرده است. البته این تنها سنت تاریخی نیست که چنین صفتی را به ساخت دولت بخشیده است(چه در اروپا هم پس از قرنها سابقه فئودالیته، انقلاب صنعتی شکل گرفت و همانگونه که در مطلب قبلی توضیح دادم، ساخت سرمایه داری راه تعامل با کارگران را -به جای «تقابل»- برگزید)، بلکه در اختیار داشتن ابزار نفت، اخلاقی اربابی به دولت مدرن ایران بخشیده است. این نگاه ارباب-رعیتی است که در منظر دولت، حقی برای جامعه قائل نیست؛ سهل است که دولت اگر فرصتی پیدا کند و از مجادلات درون قدرت رهایی یابد، بعید نیست اخلاق اربابی اش گل کند و به جان و مال و ناموس رعیت به انحای مختلف دست اندازد. (اگر نگاهی به اقدامات دستگاه اطلاعاتی بویژه در نیمه اول دهه70 بیاندازید، نمونه هایی از این دست اندازیها را می یبابید).طبیعی است که چنین اربابی حرکات استقلال طلبانه رعیتش را برنتابد؛ چرا که او را محق نمی داند که بخواهد طلب حق کند (چه رسد که برای مطالبه حقش، سندیکا تأسیس کند و یا در اعتراض به تضییع حقی دست به اعتصاب بزند).



3- بر مبنای دو ویژگی نخست، ویژگی سومی شکل می گیرد و آن، کم تجربگی جامعه در حوزه فعالیتهای جمعی (و بویژه «مدنی»)است.جامعه ای که کارفرمایی به بزرگی و اقتدار دولت را بالای سر خویش می بیند که از پس قرنها، همچنان با لحنی ارباب مآبانه با او سخن می گوید، طبیعی است که مرعوب باشد و در برابر تضییع حقوق خویش، لب فروبندد و از دست زدن به حرکات اعتراضی خودداری کند. همین مسأله باعث می شود نوعی بی تجربگی در حوزه فعالیتهای مدنی-جمعی شکل گیرد و نیروهای اجتماعی یا گردهم جمع نشوند و یا اگر شدند، اعتراضی متمدنانه را شکل ندهند.


در نتیجه، بی تجربگی معترضین از یک سو و نگاه حق به جانب مدارانه دولت از سوی دیگر، طرفین معادله ای را می سازد که جز با درایت طرفین، محصولش خشونت و در نتیجه سرکوب معترضین خواهد بود.


***



اما آیا از این ویژگیهای ساختاری می توان راهی به سوی «تعامل» یافت؟ اقداماتی نظیر تلاشهای فعالان سندیکای اتوبوسرانی در این بستر چگونه قابل تحلیل است؟ فکر می کنم نوشتن قسمتی دیگر هم نیاز باشد.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/569



 نظرات

مستان قدرت به هر حیله ای حرکت های مردمی را در نطفه خفه می کنند.

نويسنده: حسام

 

با سلام استاد روح ما تا عمر باقيست ارادت داريم موفق باشيد و التماس دعا

نويسنده: سيد علي

 

سلام آقاي روح
بله جامعه ي كارگري ما در اين زمينه بي تجربه است
اما مشكل ديگري در راه اين عزيزان هست
در ايران به علت نيروي كار فراوان و البته همه هم بي كار جايگزيني كارگر براي كارفرما نه تنها هزينه اي ندارد بل كه شايد سود هم داشته باشند به طوري كه با بركناري يك نيروي كار بلافاصله در پشت در كارگري خوابيده كه حاضر است با حقوق و مزاياي كم تري كار كند من به شخصه بار ها اين را ديده ام
نكته ي قابل توجه ضد كارگر بودن قوانين كار است كه به كارفرما چه دولت باشد چه بخش خصوصي اجازه ي ذبح حق و حقوق و چه بسا خود كارگر را مي دهد
كه از مدعيان راه علي (ع) بعيد است

نويسنده: آرش

 

سلام

يك دولت بزرگ و بيكران در ايران قرار دارد. اگر قرار شود آب هم بخوري يك جوري با اين دولت رابطه داري.

نويسنده: ايران امروز -- علي