.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۴ دی

يك پيشنهاد:ملاقات با ساكنان بلوك52

مي خواهيد براي يكبار هم كه شده، عظمت فاجعه را فراموش نكنيد؟ مي خواهيد به همان فضاي مصيبت زده 15 آذر برگرديد؟ پس توصيه مي كنم حتما گزارش «حسين ميرزايي» در مورد ساكنان بلوك 52 شهرك توحيد را بخوانيد.


 نمي خواهم مرثيه بخوانم؛ اما فقط به اين چند جمله توجه كنيد:«مى گويند بارها و بارها ورودى هاى ساختمان و حوالى آن را گشتند اما ديگر نااميد شده  بودند. برادرش مى گويد ديگر به مرز جنون رسيده بوديم. سرانجام دو روز پس از حادثه پزشكى قانونى به آنها اطلاع داد براى شناسايى جسد سوخته اى كه نيروهاى هلال احمر در آستانه ورودى ساختمان يافته بودند مراجعه كنند. آنجا نيم تنه ذوب شده اى نشانشان دادند كه دست هايش به سينه چسبيده بود و هيچ نشان از محسن نداشت. سرانجام ناگزير شدند خبر دردناك را به پدر خانواده اطلاع بدهند. پدر بود كه فرزند را از دندان هايش باز شناخت. آن لحظه پزشك قانونى به قصد تسلى گفته بود مرگ محسن به ثانيه هم نكشيده است. كاش درد بازماندگان نيز همين قدر كوتاه بود.»


راستي، ما براي ساكنان آن بلوك لعنت شده چه كرده ايم؟همانها كه به گزارش ايسنا، چند روز قبل در برابر آن ساختمان سوخته تجمع كرده بودند و مي گفتند:« سرپناه ما كجاست؟» همانها كه تجربه اي چون ساكنان برجهاي دوقلوي نيويورك در 11 سپتامبر را از سرگذرانده اند.


بد نيست اگر سري به آنها بزنيم و از حالشان بي خير نمانيم.  شما هم با چنين ملاقاتي موافقيد؟


ضمنا: يك خبر - فعالان سنديكا به جز «محمد اسانلو» ديشب آزاد شدند. اين خبر را يكي از دوستان مطلع داد. اعتصاب هم انجام شد/ اخبار ايلنا در اين زمينه 1-2-3-4-تصويري از تجمع


بحث كارگري را هم ادامه مي دهم.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/566



 نظرات

حركت بسيار خوبي است اگر مشخص باشد كه براي چه مي‌رويم و چه مي‌خواهيم بكنيم.چون در چنين شرايطي كمي بي‌احتياطي در رفتار و گفتار و حتا نگاه ما مي‌تواند داغ تازه آنها را تازه‌تر كند و يا احساسات شان را دوباره جريحه‌دار....در نتيجه اگر طرحي از پيش معلوم براي اين كار وجود داشته باشد به نظرم عاليست.ممنون از اين پيشنهاد.

نويسنده: فهيمه

 

آن ها فاجعه بيش تر برايشان هم صادق است اين كه در خانه نشسته باشي در يك لحظه نه در امري طبيعي مانند زلزله بل كه در بي خردي ديگران خانهمان و جان سوز شدن بسيار سخت است

نويسنده: آرش

 

پايه ام.

نويسنده: Parastoo

 

يعني اعتصاب همگاني و سراسري نبود ؟
خوب اينطور كه فايده نداره و فقط بچه ها رو زير ضرب ميبره.

نويسنده: مهشيد

 

اين راجع به مطلب قبلي شماست
حركت كاركانن شركت اتوبوس راني حركتي قابل تقدير و تحسين است و بايد از آن حمايت كرد
اما متاسفانه نمي توان آن را به كل كارگران ما تعميمي داد در واقع اصلن نيازي به سرمايه داري سازشي نيست
همين بحث را من با يكي از دوستان داشتم كه هر دو متفق بوديم بايد آگاهي را به جامعه ي كارگري داد تا خودشان آگاه از تضييع حقشان باشند نه اين كه دانش جوپي يا دانش گاهي بياد و فرياد سر دهد متاسفانه بسياري از كارگران يا بهتر بگويم بيگار گران ما خود تظلم پذيرند و روحيه سنديكاپي و يكي براي همه و همه براي يكي در آن ها وجود ندارد .بايد آگاهي داد تا خودشان حقشان را بگيرند و نه اين كه آلت دست ديگري بشوند كه گر چه ممكن است در ابتدا به نفع ان ها باشد اما زمينه ي سو استفاده را در اينده از آن ها ايجاد مي كند

نويسنده: آرش

 

كاملآ موافقم...يه حركت دسته جمعي به نظرم بهترين جواب رو ميده. البته به نظرم بهتره مشخص بشه كه ميخوايم سياسيش كنيم يا نه يه كار انسان دوستانه است براي كمك به اونا. منتظر خبرهاي بعديتونم

نويسنده: نازنين

 

درسته
عادت مافراموش كردن اين فجايع است ولي
نبايد گذاشت اين فاجعه هم فراموش شود.

نويسنده: محمد

 

کاش می بودم و کاری می کردم. اما همیشه خیلی زود فراموش می شود. همانطور که بم فراموش شد. اما از بین نمی رود. از طرف ما بوشهری ها هم تسلیت بگید.

نويسنده: حسام

 

سلام جواد جان موفق و پیروز باشی حظ وافر بردم . قربانت

نويسنده: امیرفرشادابراهیمی