احمد آقا و جامعه مدنی رانتی
این چند روز زیاد از مرگ نوشته ایم و خوانده ایم. حق هم داشتیم گرچه آرش عزیز بدرستی برخی از ما را به جوزدگی متهم می کند، اما من معتقدم که حتی اگر جوزده هم شده باشیم، حق داریم. فاجعه آنقدر بزرگ و مرگ آنسان نزدیک بود، که هر واکنشی در برابرش منطقی و یا دست کم توجیه شدنی می نمود. حال اینکه برای آینده «چه باید کرد؟»، پرسشی است که با توجه به مطلب قبلی ام ، راه حلی مناسب برایش نمی یابم و هر چه بخواهم بگویم یا بخواهیم بگوییم، انفعالی و مقطعی است.
ناچار، فکر می کنم راهی ندارم جز بازگشتن به زندگی. همان زندگی که بدترین مرگها و عجیب ترین حوادث در کمینش نشسته اند.
***
برای این بازگشت، بد ندیدم که از همان «جامعه مدنی» بنویسم و نمونه هایی از ضعف و فترت آن و نیز نوع نگاه حاکمان به آن را برشمارم. اولین نمونه (و در واقع، آخرین موردی) که برای ضعف جامعه مدنی با آن برخورده ام، صحبتهای دیروز «احمد بورقانی» بود.
احمد آقای عزیز، از آن مردان جذاب روزگار است. چنان جذاب که حتی الان که میان شیخ مهدی کروبی و جبهه مشارکت حسابی شکرآب است و کروبی هر جا می رود، آنان را عامل شکست اصلاحات و رییس جمهور نشدن خودش معرفی می کند، هم کروبی و هم سران مشارکت، احمد آقا را از مشاوران و یاران نزدیک خود بویژه در دو عرصه رسانه و سیاست خارجی قرار داده اند.
دیروز جلسه ای داشتیم و در آن احمد آقا (که خداوند سلامت او را بازگرداند و حالا لاغرتر و سرحال تر از همیشه است)، هم حضور داشت. بحث آلودگی هوای تهران پیش آمد و تحلیلهایی از هر طرف روان شد.
جناب بورقانی هم چند نکته ای گفت و از جمله اینکه در جریان آلودگیهای چند روز اخیر، نهادهای مدنی حوزه محیط زیست هیچ فعالیتی از خود نشان نداده اند. این NGO ها نه تنها اقدامات نمادین و اعتراض آمیزی را شکل نداده اند، بلکه از حداقل کارها (مثلا انتشار اطلاعیه های آموزشی) سر باز زده اند.
بورقانی در تحلیل این موضوع به نکته ای اشاره کرد که من اسم آن را «جامعه مدنی رانتی» می گذارم.
بورقانی می گفت که در دوره خاتمی این NGO ها فعال بودند و یا دست کم تظاهر به فعالیت می کردند. اما اینک و در اولین سال پس از دوره اصلاحات، چنین وضعیتی را شاهد هستیم.
او می پرسید:«پس آن بیلانها که دستگاههای دولتی مرتبط با NGOها می دادند و مثلا از 2500 NGO فعال در حوزه محیط زیست و مسائل شهری خبر می دادند، چه بود؟ آیا آن فهرست طویل ناگهان نابود شد؟ یا واقع امر آن است که این NGO ها نه نهادهایی مدنی که تشکلهایی وابسته به دولت بوده اند که مدتی برای گرفتن بودجه یا وامی، اسمی ثبت کرده بودند و دفتر و دستکی به راه انداخته بودند و حالا که باد از سمت مخالف آمده و آن بودجه ها را با خود برده، همچون قطره آبی به درون خاک رفته اند؟»
البته من این نکته را به گفته بورقانی می افزایم که هستند NGO های فعال و واقعی که اغلب به جای توجه دولت و انواع بودجه ها و رانتها، نصیبی جز فشارهای مختلف نمی برند و محدودیتها و موانع قانونی و فراقانونی را پیش روی خویش می بینند. البته این مشکلات ارزش خود را دارد ؛ چرا که نشانه «اصالت» آنهاست.
در همین زمینه:
*سایت شبکه NGO ها که به کوری چشم دشمنان دو سه ماه است که خبر تازه ای ندارد.
*سایت خوب قلم سبز ایران هم که در زمینه محیط زیست فعال است، در اخبار روزهای اخیر خود،؛ هیچ گزارشی از فعالیت NGO ها نداده است.
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/542
|
با سلام به شما از اینکه به ما سر زدید باز هم ممنون می خواستم بگویم اصلا ان جی او ها در ایران فعال نیستند مثلا چقدر اطلاع رسانی راجع به این مسئله میشه
من خودم دوست دارم عضو شوم اما کجا چگونه این مسئله خیلی گم تشریف داره
به ما لطف می کنید سر میزنید
براي مثال واقعاْ بايد به حال اين جبهه سبز ايران زار زد كه در اين مدت هيچ غلطي نكرده است! حتي يك حركت سمبوليك!
بالاخره بودجه باس تا آخر سال تمام بشه!!!
اين نوع حركتها محدود به محيط زيست نمي شود. بنياد زيرك زادهُ، شوراي كتاب كودك، بنياد حريري(در شهرستان بابل) و بسياري از نهادهاي ديگر كه واقعا خودجوش بودند، هم قبل از دوره آقاي خاتمي كار مي كردند، هم در طول آن دوره و هم امروز. انتقادات آقاي بورقاني شايد متوجه حكومتي باشد كه قدر وقت ندانست و قدر سرمايه را نيز، لااقل در بسياري از حوزه ها، و شد آنچه شد...
|