.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۱۰ آذر

به بهانه جلسه دیشب با دکتر معین که نبودم!

متأسفانه کاری پیش آمد و جلسه دیشب با دکتر معین را از دست دادم. اما آنطور که از نوشته های بچه ها بر می آمد (حنیف ، خانم غنیمی فرد ، وقایع اتفاقیه ، میرزاپیکوفسکی ، مانامهر ، عکسهای کارنه و حتی انتقاد وبگشت ) جلسه با استقبال خوبی همراه شده بود و اکثریت قریب به اتفاق دعوت شدگان به محل سابق ستاد دکتر معین آمده بودند. چون در جلسه حضور نداشتم، طبعا گزارشی هم برای نوشتن ندارم. اما نکته ای هست که به نظرم گفتنی آمد.



چند روز قبل، مطلبی از دکتر «محمد جواد غلامرضا کاشی» استاد فلسفه سیاسی دانشگاه علامه خواندم که مرا به فکر واداشته است. مطلب دکتر که در وبلاگ «زاویه دید» می نویسد و عمیق و در عین حال خواندنی هم می نویسد، در اینجا می توانید بخوانید.


خلاصه حرف دکتر که بشدت معترض تشکیل جلساتی از نوع دعوت دکتر معین است، این بود که وبلاگ یک حوزه خصوصی است و وبلاگ نویس برای آنکه گوشه ای دنج برای بیان دیدگاهها و مسایل و علایق شخصی اش داشته باشد، به این فضای مجازی پناه آورده؛ حال، ما چه حقی داریم تحت هر عنوانی این حوزه خصوصی را برهم زنیم و به سمت تبدیل آن به حوزه ای عمومی (و از آن بدتر،«سیاسی») برویم؟ [ادبیات طرح پرسش از من است].


این نوع نگاه به مسأله، برایم جالب و تأمل برانگیز بود. بویژه آنکه دکتر
کاشی از جمله روشنفکران و استادان دانشگاه نزدیک به جبهه مشارکت محسوب می شود و اطمینان دارم نقد و نگرانی او، مبنای سیاسی ندارد. 


البته پیش از این هم به موردی مشابه برخورده بودم. اگر به خاطر داشته باشید،
روزنامه توقیف شده «اقبال» در صفحه آخر خود، ستونی تحت عنوان «آیینه مجازی» داشت که در آن برخی مطالب
درج شده در وبلاگها که عموما مطالب سیاسی بود، چاپ می کرد. «علی معظمی» عزیز (که متأسفانه
همچنان برسر حرفش مانده و وبلاگستان را رها کرده) پس از آنکه یکی دوبار مطالبش در آن ستون درج شد، به نزدم آمد و انتقاد کرد که اقدام «اقبال» هویت فضای وبلاگها را مخدوش می کند. او معتقد بود که اگر وبلاگ نویسان علاقه داشتند مطالبشان در روزنامه (آن هم یک روزنامه سیاسی مثل «اقبال») درج شود، مطالبشان را به شکل یادداشت در
اختیار روزنامه می گذاشتند. او البته نگرانیهایی هم از بابت تبعات حقوقی اقدام «اقبال» برای وبلاگ نویسان داشت. راستش، من آن زمان هر چند حرف علی به نظرم مهم آمد، اما نه پاسخی دادم و نه در روزنامه اقدامی در جهت حذف یا تغییر ستون انجام
دادم. البته، وقتی خود وبلاگ نویسان با نزدیک شدن به زمان انتخابات بتدریج به حمایت از دکتر معین پرداختند و حتی همایشی با ایشان ترتیب دادند، به نظرم نگرانی علی به حاشیه رفت و خودش هم دیگر حرفی دراین باره نزد.



با این حال، حالا که از فضای انتخاباتی فاصله گرفته ایم و فرصتی بیشتر برای تأمل هست، جای فکر کردن و گفت و گو درباره پرسشها و نقدهایی است از جنس آنچه دکتر کاشی مطرح می کند.


 
به نظر من، در اینجا دو نکته وجود دارد:
اول، نگرانی از
سیاسی شدن فضای مجازی و از دست رفتن هویت و آزادی وبلاگ نویسان.
دوم، دخالت و
ورود حوزه عمومی در وبلاگ به مثابه حوزه خصوصی فرد.



بعنوان کسی که در جلسه مقدماتی نشست دیشب حضور داشته و موافق برگزاری آن بوده، معتقدم دغدغه و نگرانی اصلی باید متوجه نکته اول باشد.(برخلاف دکتر کاشی که از موضعی فلسفی و کلان تر نگرانی دوم را هم دارند).دلیل من هم این است که به آسانی نمی توان وبلاگ را «حوزه خصوصی» نامید. به دو دلیل:


اول اینکه در جامعه ما برخلاف جوامع آزاد و دموکراتیک
ممنوعیت ورود دولت به «حوزه خصوصی» امری تضمین شده نیست
. از این رو، کسانی که نگرانی مشترکی در مورد احتمال به خطر افتادن آزادی و امنیت خود به خاطر فعالیت در حوزه ای خصوصی دارند، می توانند گردهم جمع شوند و در «حوزه عمومی» به دفاع از آزادیهای خصوصی خود بپردازند. تشکیل انجمنها و نهادهای مدنی مدافع حقوق و آزادیهای شهروندان نمونه ای از این اقدامات است. در مورد بازداشت وبلاگ نویسان هم، نهادهایی مثل انجمن صنفی روزنامه نگاران، انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، انجمن دفاع از حقوق زندانیان و کانون مدافعان حقوق بشر فعالیتهایی داشته اند. اما خود وبلاگ نویسان، فراتر از امضای تومارهای اینترنتی و گذاشتن لینک بازداشت شدگان در وبلاگ خود و اقداماتی از این قبیل کاری نکرده اند. به نظر من، جلساتی از نوع نشست دیشب می تواند در جهت شکل گیری نهادی حول مشترکات وبلاگ نویسان که یکی از مهمترین آنها دفاع از آزادی محیط وبلاگ در برابر اقداماتی چون فیلترینگ وبلاگها و بازداشت وبلاگ نویسان است، حرکت کند.


دومین دلیل من این است که اصولا وبلاگ را نمی توان
مشخصا حوزه ای خصوصی نامید
. به هر حال، وبلاگ محیطی دوجانبه
است
که مانند هررسانه ای یک سوی آن مخاطب قرار دارد که حتی فراتر از مخاطبان دیگر رسانه ها، می تواند نظرات و دیدگاههای خود را در کمترین زمان ممکن بر روی همان وبلاگ منتشر کند؛ نظراتی که گاه کاملا مخالف دیدگاه مالک وبلاگ است. چنین واقعیتی است که تعریف خصوصی از وبلاگ را زیر سؤال می برد و آن را صفت مسافرخانه یا
اتاقی اجاره ای می بخشد که گرچه مالکی اسمی و رسمی دارد، اما در هر بازه زمانی در اختیار آن شخصی است که در آن سکونت /P>


اما در مورد دغدغه اول، یعنی؛«نگرانی از سیاسی شدن فضای
مجازی و از دست رفتن هویت و آزادی وبلاگ نویسان» من هم با دکتر کاشی و علی معظمی و هر کس دیگر که این دغدغه را دارد، مشترکم.


اعتقاد دارم نشستها و جلساتی از نوع جلسه دیشب نمی تواند و نباید که به
اتاق فکری برای سیاستگذاری و سازماندهی تشکیلاتی وبلاگها تبدیل شود


 «نباید» چون در این صورت، فرقی میان جبهه مشارکت و دکتر
معین و هرکس دیگر که بخواهد این سیاستگذاری را انجام دهد، با اقتدارگرایانی که در سلول انفرادی تواب سازی می کنند، وجود نخواهد داشت. چراکه هر دو می خواهند در فضای مجازی آن چیزی نوشته شود که آنها می پسندند.


 این رویکرد (البته در صورت وجود [که وجود ندارد])، «نمی تواند» هم اجرا شود. به یک دلیل ساده و آن، اینکه وبلاگ نویسان (و کلا نویسندگان) کله شق تر از آن هستند که آنچه دیگری می خواهد بنویسند؛ مخصوصا که آن فرد، چهره ای سیاسی و فعال در حوزه قدرت باشد. براستی وقتی کلیدداران زندان و
صاحبان اسلحه با وجود همه تلاشهایشان نتوانسته اند وبلاگ نویسان را «رام» کنند، بنده خدا دکتر معین چه می تواند بکند؟


***



پس بد نیست اجازه دهیم این محفل دوستانه هر از چندی شکل گیرد و هر
که خواست، بیاید و هرکه نخواست، نیاید و گپی بزنیم و راهی بجوییم برای بهبود موقعیت وبلاگستان و اهالی اش.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/527



 نظرات

من هم كلا با نظرتون موافقم ولي به نظرم تعريفمون از سياسي بودن بايد مشخص بشه. آن چيزي كه شما ازش نگراني جهت دهي سياسي وبلاگهاست، حالا از جانب هر كسي مي خواهد باشد. اين درست. ولي سياسي بودن لااقل قسمتي از وبلاگستان به نظر من موضوعي نيست كه با انكار ما عوض بشه و تعامل و همفكري بين وبلاگ نويسان مي تونه كار خوبي باشه.

نويسنده: دلارام

 

من هم متوجه نمي شوم مقصود از «سياسي شدن وبلاگ ها» چيست! يعني به نظرم بيشتر از اينكه تعريف خاصي از آن وجود داشته باشد، خيلي كلي و مبهم به كاربرده مي شود! مقصود همين «سازماندهی تشکیلاتی وبلاگها» است كه شما مي گوييد؟ «سياسي شدن وبلاگ ها» بايد روشن تر تعريف بشود.

نويسنده: امیر

 

پيرو دو نظر قبلي من هم معتقدم سازماندهي وب‌لاگها با اغراض سياسي از سوي هر كسي كه باشه مطرود است. چون وب‌لاگ‌ها حريم‌هاي خصوصي مجازي‌اي هستند كه اگر چه مثل ديگر حريم‌هايي از اين دست مورد تعدي قرار گرفته و مي‌گيرند ولي نبايد اجازه چنين كاركرد و استفاده ابزاري از آنها داده شود. كمااينكه سايت‌هاي خبري قارچي و شايعه پراكن به خوبي مي‌توانند اين وظيفه را ايفا كنند. و البته هيچ يك از اين گريزها وب‌لاگرها را ناگزير از سياسي‌ ننوشتن نمي‌كنند. چرا كه هر كار سياسي‌اي به معني سياسي كاري نيست.

نويسنده: نسرين وزيري

 

يه چيزكي هم من نوشته ام كه به بحث شما كمي ربط دارد!

نويسنده: اميرحسين

 

به عنوان يكي از حاضرين در آن جلسه موافقم!

نويسنده: پويان

 

دوست عزيز جناب آقاي محمد جواد روح
سلام
من علي الاصول با نقطه نظر شما موافقم. و شايد نكته بعضي دوستان درست باشد كه يادداشت من بيشتر به مساله فردي من مربوط است و خيلي قابليت تعميم ندارد. آنچه من از آن سخن گفتم اصل چنان جلساتي نبودُ‌احساس فردي ام در مقابل قرار گرفتن در صفي بود كه برچسب وبلاگ نويسان آن ر مشخص مي كرد. به ويزه آنكه سياسيون مبتكر اين برچسب گذاري بودند. من تصور مي كنم شايد رهاورد عرصه هاي به خود واگذاشته براي عرصه سياسي بهتر از دخالت صريح سياسيون در آن باشد

نويسنده: محمد جواد غلامرضاكاشي

 

Next week is not a big week in terms of the number of companies reporting,crystaltreasures4u.com but it is a big week in terms of influential companies reporting,tbswebdesign.com said John Butters, senior research analyst at earnings tracker Thomson Financial Rings http://www.natalia-diamonds.com/Diamond-Studs/Diamond-Stud-Earrings_ItemTag_DS-018.aspx

نويسنده: Rings

 

As for the Giants, their own happiness was short-lived as they lost to - who else?

نويسنده: adldoy