.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۶ آبان

چشم انداز خشن

انتقادهای تند و متقابل هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی از یک سو و پاسخ تند و تهدید آمیز احمدی نژاد از سوی مقابل، چشم اندازی نگران کننده از تقابل نیروهای سیاسی جبهه محافظه کار را ارائه می کند.


در واقع، لحن،تفکر و ابزارهای در اختیار دوسوی ماجرا (بویژه طیف نظامی-امنیتی که احمدی نژاد نماد آن شده) به شکلی است که بر خلاف تقابلهای درونی روشنفکران یا اصلاح طلبان، می تواند تبعات سنگین و حتی خشونت آمیزی را برای جامعه ایران به دنبال داشته باشد.



در این میان، اظهارات «پرويز داوودی» معاون اول احمدی نژاد و همین طور اظهارات منتسب به خود احمدی نژاد در جلسه غیرعلنی ائمه جمعه چنین تحلیلی را تقویت می کند.


این گفته احمدی نژاد که «اگر دست از بدگوئی دولت برندارند، به ملت متوسل خواهم شد» ، در کنار درخواست داوودی از سپاه و قوه قضائیه برای همراهی با دولت در برابر مخالفان، این تحلیل ذهنی را از فکتهای عینی برخوردار می کند.



در این میان، موقعیت اسفناک «اکبر هاشمی رفسنجانی» و روحانیون سنتی و نیز تکنوکراتهای پیرامون وی در افکار عمومی دست بالا را به احمدی نژاد و حامیانش می بخشد تا حتی با استفاده از ابزار خشونت، تصفیه کامل و مطلوب خویش را به انجام برسانند.



هاشمی و همفکرانش، البته امروز بذرهای کاشته خویش را درو می کنند. آنها  با حکومت توأم با تحقیر خویش بویژه در اوایل دهه70 نهال نفرت را در دل بخش اعظمی از ایرانیان کاشتند تا هر تازه از راه رسیده ای میوه های همان نهال(که اینک درختی ستبر شده) بچیند و ملت برایش کف بزنند.


غیر از این، قدرت گرفتن نهادهای نظامی-امنیتی در حوزه های مختلف اقتصاد، جامعه و فرهنگ از همان دهه70 شروع شد که هاشمی سیاست ورزی را تمسخر می کرد، به «دولت کار»ش افتخار می کرد و بصراحت می گفت که در دولت دومش عرصه سیاست داخلی، امنیت و فرهنگ را به رهبری واگذاشته و خود به حوزه اقتصاد چسبیده است.قدرتی که امروز پس از حذف دگراندیشان و منزوی کردن اپوزیسیون و اخراج اصلاح طلبان از حاکمیت در برابر هاشمی و حسن روحانی می ایستد و نفس کش می طلبد، از پستان دولتهای هاشمی شیرخورده و در پناه فضای دوقطبی دوران خاتمی بالیده است.



چه باید کرد؟ شاید برخی همچون «سعید حجاریان» همانند دور دوم انتخابات توصیه کنند که برای بقا هم که شده همه نیروهای سیاسی از راست سنتی تا اپوزیسیون قانونی باید در برابر این موج تازه برخاسته بایستند و یا چون «نهضت آزادی» استراتژی «تنهایی رهبری» را افشا کنند و بخواهند که ایشان با ورود به صحنه، تعادلی را میان دوسوی کارزار برقرار کند. آیا به این راهکارها طرفی می توان بست؟



در همین زمینه:
«تعمیق شکاف بین بلوکهای قدرت حاکم در ایران» نوشته احمد زیدآبادی/ BBC PERSIAN




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/499



 نظرات

آقاي روح ببخشيد ولي بي اجازه شما از عبارت زيبايي كه در مورد تعطيله دو وبلاگ اينجاواكنون و
خياباني به نام پاساژ به كار برده بوديد با اندكي
اضافات براي مرتضي ناعمه وتعطيله ي وبلاگش
نوشتم !!!!

نويسنده: ا.اميرقلي

 

با هر دستي بدي با همون دست هم پس مي‌گيري. اون روزهايي كه يك سري از آقايون به اصطلاح پيشكسوت در عرصه‌ي سياست مثل كروبي و هاشمي مي‌شستن و مشكلاتي كه براي ديگران به وجود مي‌اومد را با ريش سفيدي و پدرسالاري حل مي‌كردن و هيچ وقت برخورد قاطع نمي‌كردن بايد منتظر آمدن چنين بلايي سرخودشان هم مي‌بودن. دعوا سر لحاف مولا شديدا در گرفته............

نويسنده: به يادماندني

 

با عرض سلام خدمت اقاي روح
اولا كه من هم با شما موافقم كه اقايان اعتدال گرا بذر كشته هاي غرور مدارانه ي گذشته ي خود را درو مي كنند. اما من با هيچ كدام از راه هاي آقايان ؛ حجاريان و يزدي موافق نيستم ( هر چند كه من اين گفته ي نهضت ازادي را در هيچ كجا به طور تلويحي يا تصريحي نديده يا نشنيده ام يا حداقل نتوانستم چنين برداشتي را از اقوالشان بكنم.) اما چه مي توان كرد؟ با نگاهي به روند انتخابات اخير به راحتي مي توان نتيجه گرفت كه اين آقا از قبل براي رياست جمهوري انتخاب شده بود. چه تحريمي داشته باشيم چه نداشته باشيم. چه اقاي معين رد صلاحيت شود چه نشود. در مورد خودي هايشان هم كه وضع مشخص بود( علي لاريجاني و بزرگتر از ان اقاي قاليباف؛ اگر به كناره گيري زود هنگام اقاي رضايي توجه كنيم). بنابر اين اجماع نيروهاي روشنفكر لازم است اما در چه جهتي؟ در جهت ايستادن در مقابل اين موج تازه برخواسته يا اينكه در جهت نشان دادن قدرت خود اجماع كنند. به عقيده من اگر گزينه ي اول را انتخاب كنيم در واقع به كساني كمك كرده ايم ( قدرت داده ايم) كه در گذشته به ما اهميتي نداده اند و در اينده نيز تضميني به حمايتشان وجود ندارد ( شير شير است اگر چه پير باشد) اما اگر در جهت بروز قدرت خود پيش رويم مي توانيم هر دو موج تازه برخواسته و موج در گذشته برخواسته شده را وادار به تمكين در مقابل خواسته هاي خود كنيم و ثابت كنيم كه ؛ پير پير است اگرچه شير باشد.

نويسنده: نوري

 

سلام

واقعا جاي بسي تاسف است. اگر وقتي شد درباره رفسنجاني چند خطي مي نويسم. اين سياست نيست كه در ايران پيش مي رود. فقط پشت پا زدن به همه چيز است و باز خراب كردن و ساختن. دور باطل.

نويسنده: ايران امروز

 

رفتار خجالت آور حسین رضا راده در بالا بردن قاب عکس رهبر بالای سکو و در مقابل پرچم ایران؛ چهره قهرمان پوشالی را نمایان کرد!! گویا او پا در جای پای برادران خادم و ..... می گذارد!!! آبروی هر چه ايرانی است برد مرتيکه فکر ميکرد رستم دوران است!! آزادگی رستم و تختی تکرار نشدنی است!!! این عمل تکرار رفتار نازی ها و سلام هيتلری دادن است!!!

نويسنده: lo