.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۵ آبان

«اشتری» بیاموزیم

واقعا دنبال چه بودند؟ از این جهان مجازی چه می خواستند؟ دوستانم نادر و علی را می گویم و لابد بسیاری دیگر که به خیال انداختن طرحی نو در جهان به اطراف خویش می نگریستند و وقتی این کار را در عالم واقع نتوانستند، دل به مجاز سپردند و از وبلاگ نویسی سر درآوردند.


دوستان(شاید هم رفقا!) واقعا چه می خواستید؟


نادر جان! آن «تأثیری» که گفته ای می خواستی بگذاری ولی به «درک بی تأثیری» رسیدی و لاجرم عالم مجاز را «به درک!» گفتی، چه بود؟ علی جان! آن «اندک فایده» مدنظرت چه بود که اینک با رفتنت مفیدتری؟


چه زود دلسرد می شویم. بخصوص دوستانی که از جنس «رفیق»اند و اندکی چپ می زنند. کی می خواهیم بیاموزیم آهسته و پیوسته رفتن را؟ کی می خواهیم اشتر باشیم و شب وروز رویم؛ نی اسب تیزتک که زود رود و به همان سرعت به «هن و هن» می افتد؟


رفقا! به خاطر خودمان هم که شده، می گویم که برگردید. اینجا و اکنون و در خیابانی به نام پاساژ انتظارتان می کشم.



نکته: یک احتمال هم هست که اتفاقی افتاده و این دوستان مجبور به تعطیل وبلاگ شده باشند؛امیدوارمدست کم، همان باشد که نوشته اند...



اضافه بر این:
تعدادی از دوستان به مطلب دیروزم لینک دادند که از همه شان (هنوز، نیکان، بهمن، حنیف) ممنونم. اما دوستی به نام «امید میلانی» هم که برای اولین بار مجازا زیارتش می کردم، به این مطلب لینک داده بود که غیر از لینک دادن، نکته ای هم مطرح کرده بود که قابل تأمل است. اگر دوستان نظری درباره نوشته امید دارند، بنویسند. خودم هم سعی می کنم پاسخی متناسب بنویسم.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/498



 نظرات

جواد عزيز
همان بود كه نوشته ام نه احضاري در كار بوده است و نه پيشگيري از خطري
متاسفم كه براي تو و احتمالا چند دوست ديگر چنين سوءتفاهمي ايجاد شده است
اين هم زماني هم كاملا تصادفي بود و هيچ قصدي در بر نداشت
توضيح عقلي/حسي اين عمل مفصل است و اينجا مجال نيست
اما از تو خواهش مي كنم كه متن نوشته شده ام را تاويل و تفسير نكني
حقيقت از ديد من همان است كه گفته ام
درست يا غلط
و باز تاكيد مي كنم كه«اتفاقي» كه تو برداشت كرده اي نيافتاده است
من و احتمالا علي از نوشتن انصراف نداده ايم
صرفا اين فضا را ترك كرده ايم كه اتفاقا پر از اين جنس تفسير هاست
بر قرار باشي عمو جواد گل

نويسنده: نادر فتوره چي

 

بازتاب دادن اين احوال را دوست ندارم.فضا كمي پليسي مي شود.هميشه پيشگيري بهتر از درمان نيست.بگذريم.
پيشنهاد قبليت خيلي جالب است.اميدوارم عملي شود.

نويسنده: وارطان