.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۷ اردیبهشت

اخراج دسته جمعی 51 خبرنگار از روزنامه «همشهری»

فکر کنم ساعت 7 شب بود که «اکبر هاشمی» (از تواناترین گزارشگرانی که می شناسم) زنگ زد به روزنامه «اقبال» و می خواست با من صحبت کند. هاشمی از همکاران خوبم در دوره ای بود که با «محمد قوچانی» و جمعی از دوستان (همین تیم فعلی روزنامه «شرق») روزنامه «همشهری» را در می آوردیم. همان طور که لابد می دانید، با وضعیتی که انتخابات نامیمون شوراها در سال 81 پیدا کرد، اصلاح طلبان بخشی از قدرتشان (یعنی شهرداری تهران و به تبع آن، روزنامه «همشهری») را از دست دادند و به آبادگران سپردند.


با تغییر سردبیر روزنامه «همشهری» و آمدن «علیرضا شیخ عطار» به جای «محمد عطریانفر»، اکثریت بچه های ضمیمه روزنامه «همشهری» استعفا دادیم و ضمیمه هم تعطیل شد. این وسط، جمعی از بچه ها هم بودند که کار با روزنامه «همشهری» را تحت این عنوان که «ما سیاسی نیستیم و کار حرفه ای مان را می کنیم»ادامه دادند.هاشمی هم از این دسته بود. او ماند و با جمعی از روزنامه نگاران خوش قریحه این روزگار ضمیمه «ایرانشهر» را در ژانر اجتماعی منتشر کردند که فکر می کنم تجربه موفقی هم بود.


از «اکبر هاشمی» خبری نداشتم تا امشب که زنگ زد و گفت که قرار است او و 50 همکار دیگرش در ضمیمه «ایرانشهر» از روزنامه اخراج شوند. متن نامه شان به «علیرضا شیخ عطار» را هم میل کرد که در ادمه آورده ام.


چه بگویم جز ابراز تأسف و سئوالی از هاشمی و سایر دوستان:«مگر می شود در این مملکت زندگی کرد و سیاسی نبود؟» واقعا بعضی از ما (که بعضی وقتها اسم خودمان را «نخبه» هم می گذاریم) بر چه اساس اینطور به سادگی از کنار اثرات تحولات سیاسی بر زندگی شخصی خودمان می گذریم و مثلا دستمان را به کمرمان می زنیم و می گوییم:«رأی نمی دهیم. راستها بردند که بردند، اتفاقی نمی افتد که! مثلا در این دهکده جهانی چه کار می توانند بکنند؟» من جوابی به این سئوال نمی دهم. فقط می پرسم:«فکر می کنید این 51 خبرنگار با فشار جهانی برمی گردند سرکارشان؟» راستی سرنوشت «مسیح علی نژاد» با مجلس نامشروع هفتم چه شد؟ فشار جهانی چه کارها که نمی کند!


متن نامه خبرنگاران اخراجی به سردبیر «همشهری»

بسمه تعالي

جناب آقاي مهندس عليرضا شيخ‌عطار

سردبير محترم روزنامه همشهري

با سلام

احتراما همانگونه كه مستحضريد 19 ماه از انتشار ضميمه ايرانشهر مي‌گذرد. به اذعان شخص جنابعالي در جلساتي كه با دبير سرويسان تحريريه ايرانشهر داشته‌ايد و اعتراف اهالي مطبوعات و اصحاب فني، ايرانشهر پديده‌اي نو در مطبوعات ايران است و اين مهم محقق نبود مگر، خلاقيت، نوآوري و تلاش خستگي‌ناپذير تك تك اعضاي تحريريه ايرانشهر كه اكثريت آن را جوانان متعهد و متخصص با سابقه مثبت و درخشان در مطبوعات تشكيل مي‌دهند.

روزنامه‌نگاراني كه فارغ از ديدگاه‌هاي سياسي و تنها و تنها بر اساس نگرش حرفه‌اي آمدند تا كار جديد و نويني‌را در مطبوعات ايران به وجود بياورند، علي‌رغم اينكه مشكلات بسياري را در اين راه تحمل كردند، بگذاريد بي‌پرده بگوييم از خود هزينه كردند.

مشكلات طاقتفرساي مالي، مميزي‌هاي تمام‌نشدني كه باعث شده تحريريه ايرانشهر در روز 10 صفحه و بعضا 12 صفحه مطلب تهيه كند تا 8 صفحه منتشر شود؛ مميزي‌هايي كه چارچوب و قاعده مشخصي پيدا نكرده است.

جناب آقاي شيخ‌عطار

اعضاي تحريريه ايرانشهر براي ايرانشهري كه اكنون ثمره‌اش را برداشت مي‌كنيد، مشقاتي را تحمل كردند تا امروز شكوفايي اين نهال را ببينند. اما اخبار حكايت از آن دارد كه قرار است اعضاي تحريريه ايرانشهر هرگز ارديبهشت و شكوفايي را نبينند.

جناب آقاي شيخ‌عطار

شنيده‌ها و گفته‌ها و اخبار موثق حاكي از آن است كه مديريت همشهري با تيم مطبوعاتي ديگري وارد مذاكره شده و قرار است به زودي كار ايرانشهر از ايرانشهريان گرفته و به ديگران واگذار شود.

لذا ما اعضاي تحريريه لازم دانستيم،‌پيش از هر گونه اقدام قضائي و رسانه‌اي ابتدا با نوشتن اين نامه شما را مورد خطاب قرار داده و مواردي را به جنابعالي گوشزد كنيم.

1 – اخراج دسته‌جمعي 51 روزنامه‌نگار در آستانه انتخابات رياست جمهوري چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟

2 – همانگونه كه همشهري متعلق به شخص خاصي نيست و با رفتن يك مدير تمام نيروهاي همشهري از كار بركنار نمي‌شوند، از اين رو حتي با تغيير مديريت ضميمه ايرانشهر و آمدن مدير جديد، اخراج دسته‌جمعي 51 خبرنگار (تحريريه يك روزنامه) در تمام دنيا بي‌سابقه و عملي غير حرفه‌اي و غير ممكن است.

3 - بي‌گمان ما جزيي از خانواده همشهري هستيم و ايرانشهر متعلق به تك تك خبرنگاراني است كه در سخت‌ترين شرايط ماندند و از جان مايه گذاشتند تا امروز شما به ايرانشهر به عنوان يكي از محركه‌هاي اصلي افزايش تيراژ همشهري بباليد.

جناب آقاي شيخ عطار

بر اساس آنچه مي‌دانيم، تيم جديد از 15 ارديبهشت كار خود را آغاز خواهد كرد و اين تصميم غير منطقي و غير حرفه‌اي و غير انساني در شرايطي اتخاذ شده كه جناب آقاي احمدي‌نژاد مدير مسوول محترم روزنامه همشهري شعار عدالت اجتماعي را سر لوحه‌شعارهاي انتخاباتي خود قرار داده‌اند. تحريريه ايرانشهر پس از اطمينان از موثق بودن اخبار در جلسه مورخ 6/2/84 روز سه‌شنبه به اين جمع‌بندي رسيده است:

همانطور كه در ذيل نامه آمده، ايرانشهر وابسته به شخص يا يك مدير نيست، از اين رو اعضاي تحريريه تحت هر شرايطي با حضور در محل روزنامه‌به كار خود ادامه خواهند داد و تغيير مديريت نبايد به هيچ عنوان امنيت شغلي آنان را به مخاطره بيندازد.

آقايان اكبر هاشمي، پژمان راهبر و شهرام فرهنگي به عنوان نماينده از سوي همكاران موظف هستند مطالبات تحريريه ايرانشهر را پيگيري كنند.

منتظر پاسخ فوري شما هستيم.

اعضاي تحريريه ايرانشهر





TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/237



 نظرات

با سلام به جناب آقاي محمد جواد روح.بنده از خوانندگان هميشگي شما در روزنامه هستم و به خود مي بالم كه در رشته اي تحصيل مي كنم كه استادان فني اينچنين دارد.
با اميد به موفقيتهاي روز افزون شما
خوشحال مي شوم اگه به من هم سر بزنيد.
با تشكر

نويسنده: س

 

نافرمانی مدنی به عنوان ابزار رسيدن به جمهوری تمام عيار و تاکید بر جدایی دین از دولت از نكات مهم مانيفست جمهوري خواهي گنجي است .... گنجي را از ياد نبريم و مانيفست او را منتشر كنيم . گنجي چه زيبا و شجاعانه گفت كه اصلاح طلبان داخل حاكميت به دليل پذيرفتن چارچوب‌‏های قانونی فاقد ويژگی لازم برای رسيدن به يك جمهوری‌ تمام عياراند .

نويسنده: علي

 

جواد، روزنامه‌نگار سیاسی بودن، با فعآل سیاسی بودن فرق می‌کند. تو بسیاری از دوستانت، تبدیل به فعالان سیاسی روزنامه نگار شده‌اید، پس گناه دیگران چیست؟

نويسنده: Nikahang

 

دوست عزيز خسته نباشيد. مطلب شما در وبلاگ گزيده بلاگستان پارسي درج شد. از وبلاگ خودتان ديدن كنيد. پيروز باشيد.

نويسنده: گزيده بلاگستان پارسي

 

درباره علت اخراج اين آقايان توضيح دهيد . نوشتن كدام مقاله باعث اين اخراج بوده است ؟

نويسنده: امير

 

سلام . هميشه وقتي اتفاقي به نفعتون نيست يا قدرت رو از شما ميگيره نا ميمون ميشه يا اين بار استثنا بوده ؟

نويسنده: علي

 

سلام
آقاي روح ؛
فايده اي ندارد آقايان چون زنگي مست چشمشان را به همه چيز بسته اند و هر كاري كه مي خواهند مي كنند.به نظر ما بايد خودمان را قوي كنيم .حالا چه جوري ؟اصلا بي خيال.

نويسنده: مهدي فولادگر

 

جواد جان سلام عرض شد.
ما كه هم خيلي دوستت داريم هم خيلي مخلصيم؛ هم اين كه بالاخره چون مي خواهيم «تمرين دموكراسي» كنيم! نبايد از اين كه يكي خلاف عقيده مان را دارد حرص بخوريم... اما:
اين ارتباط تنگاتنگ مطالبي كه مي نويسي و نتيجه گيري هايت من را به ياد كتاب «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» انداخت؛ انصافا پندآموز هستند.
به دل نگير اگر جسارتي شد.
پيروز باشي

نويسنده: سامان آزادي

 

كمكم كنيد ادرس ستاد هاي انتخاباتي معين وكروبي را ميخواستم.ممنون ميشم.

نويسنده: ارش

 

اگر مطلب من ربطي به اين صفحه ندارد مرا ببخشيد ولي پس از كلي جشتجو نتوانستم جايي را جز اينجا پيداكنم.
روزنامه همشهري يكي ازروزنامه هاي خوب كشور ماست واين موردرابسياري از مااصفهانيها درزماني كه پخش آن دراصفهان ممنوع شد فهميديم. اما متاسفانه چندي است كه عده اي مفتخور درپي بي اعتباركردن آن هستند.روز پنجشنبه 21 جولاي تعداد شش نسخه روزنامه از شش نقطه شهر خريدم ولي متاسفانه تعدادي از صفحات هركدام ازآنها كم بود.اين مورد فبلا هم براي من پيش آمده بود ولي اينبار مصمم بودم كه علت را دريابم.پس از نصف روز گردش وخريد روزنامه ازنقاط مختلف شهر فهميدم كه درصفحات مفقود شده روزنامه آگهي استخدام عسلويه وبانك صادرات وجودداشته كه روزنامه فروشيها بهدا آنها را به قيمتهاي بيش از خود روزنامه مي فروشند.
به هرحال من به عنوان كسي كه امروز درحدود 4 مترمكعب ازاين روزنامه رادرگوشه اتاق خود روي هم انباشته ام بايد اين مطلب را جايي بازگو مي كردم شايد كسي بخواند وكاري بكند.باسپاس

نويسنده: آرنولده

 

As for the Giants, their own happiness was short-lived as they lost to - who else?

نويسنده: derjerri