.
.

صميمانه تر
يادداشت‌هاي محمدجواد روح


 

۲۸ اسفند

تصمیم دوباره

تصمیم دوباره واقعا کار سختی است. اینکه بخواهی کاری را از نو آغاز کنی که پیش از این آن را انجام داده ای؛ اما یا آنقدر که انتظار داشته ای موفق نبوده یا آنطور که باید آن را پیگیری نکرده ای یا شک داری که هزینه اش به فایده اش بیارزد یا فکر کنی که اگر دوباره شروع کنم و نتوانم یا شک داشته باشی که بتوانی ؛همه و همه می تواند عامل آن باشد که گرفتن تصمیم برای آزمودن دوباره یک روش یا اقدام یا یک کار معمولی را سخت کند.

تصمیم دوباره برای انجام چنین کاری یا آزمودن چنین تجربه ای سخت است؛ حتی اگر به ضرورت آن کار و یا اینکه در شرایط موجود کار دیگری نمی توان کرد،اعتقاد داشته باشیم. (و نیز معتقد باشیم که سکوت و حاشیه نشینی و نق زدن به عالم و آدم هم راه حل هیچ دردی نیست که اگر بود، امروز یا عرفا و سالکین مسیر حق باید برای دنیا تصمیم می گرفتند و یا روشنفکران وفلاسفه ای که از منظر عقلانیت یا یک ایدئولوژی که آن را صحیح می دانند، همه چیز را از تیغ نقد می گذرانند.(
این تصمیم دوباره و این کار سخت، بارها مرا نیز با خود درگیر ساخته. آخرین تجربه از این جنس، همین وبلاگ تازه بود. شش ماهی از توقف فعالیت وبلاگ قبلی ام می گذرد. وبلاگی که آنقدر که باید و انتظار داشتم، موفق نبود. البته من دلیل اصلی این مسأله را بی نظمی خودم می دانم. همین بی نظمی بود که به گسست در کار منجر شد و اهل بخیه وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی نیک می دانند که گسست در این کار فرقی با انتحار ندارد.
پس از این تجربه، مدتها با این پرسش درگیر بودم که آیا بصلاح است این کار را از سر بگیرم؟ آن هم در شرایطی که انبوه کارها (یعنی همان نوشتنهای رسمی در روزنامه های «شرق» و«اقبال»( فرصت نوشتنهای غیر رسمی اما صمیمانه تر در وبلاگ را به من نمی دهد. اما این دوره فراق نشانم داد که در این دوره و زمانه، وبلاگ نویسی نه یک حاشیه یا تفنن که بخشی از متن کار برای روزنامه نگاران،تحلیلگران و فعالان سیاسی است. البته به این شرط که مخاطبان چنین وبلاگی نویسندگان آنها را از مهمترین لطفی که می توانند در حق آنها بکنند- یعنی «اعلام نظر صریح درباره گفته ها، نوشته ها و مواضع آنان» و در مرحله بعد «شکل دادن گفت و گویی مجازی هم با نویسنده وبلاگ و هم با دیگر مخاطبان» - محروم نگذارند.
در آغاز سال 1384 که آن را تعیین کننده و سرنوشت ساز می دانم، اولا آرزوی نیکبختی یرای همه ایرانیان و تدبیر برای مسئولان جمهوری اسلامی دارم.ثانیا امید آن دارم که در سال پیش رو وبلاگ «صمیمانه تر» را چنان مدیریت کرده باشم که از این تصمیم دوباره در نزد خود پشیمان و پیش روی مخاطبان خجل نباشم. ثالثا برای الپر عزیز که کار طراحی و ثبت این وبلاگ را برایم انجام داد و نیز با پیگیریهایش مرا به نوشتن دوباره واداشت، آرزوی توفیق و سلامت ویژه دارم.

28 اسفندماه 1383-ساعت 22:30




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/178



 نظرات

سلام. از دست اين علي. شما هم گول خورديد؟ :) اميدوارم پشيمان نشوبد. به هرحال خوش‌آمديد.

نويسنده: یک بلاگر

 

سلام جواد خيلي خوشحال مي شم نوشته هاي آزادتو فارغ از سانسور مطبوعات بخونم

نويسنده: علي اكرمي

 

آمدن نوروز را شادباش مي‌گويم و بهترين‌ها را در سال نو براي شما آرزو دارم. از وبلاگنويسي دوباره هم بسيار شاد شدم.

نويسنده: هوشنگ

 

اول سلام. دوم خوش آمديد دوباره . سوم اگر حوصله ي انتقاد داريد فكر كنم اگر كوتاه و موجز بنويسيد خيلي بهتر و گيرا تر باشه . البته شما استاديد و كهنه كار. ولي بالاخره انتقاده ديگه . موفق باشيد. . .

نويسنده: م.خندان

 

اينكه وبلاگي عرفاني هرچه بيشتر زياد باشد

عاليه ايا لطف ميكنيد راه شناختن عرفاي

را بيان بفرماييد

نويسنده: مسلم كريمي

 

As for the Giants, their own happiness was short-lived as they lost to - who else?

نويسنده: carguthrie